
دولتها تصور میکنند اگر تولید ناخالص داخلی را بالا ببرند و ابزارهای خرید غذا را فراهم کنند، دیگر نگرانی وجود نخواهد داشت، چون همواره طرفی هست که بخواهد مواد غذایی به ما بفروشد. اما این فقط در شرایطی درست است که بحران به وجود نیامده باشد
آینده نگر/ منبع: نیکی ایژیا
یک شب گرم و مرطوب در سنگاپور است و در یک رستوران مدرن دارد اتفاق جالبی میافتد: غذاهایی که با مرغِ تولیدشده در آزمایشگاه پخته شدهاند برای مشتریان سرو میشود. این مرغ با روشهای پیچیده آزمایشگاهی و از طریق سلولهای بنیادینی که از پر مرغ گرفته شده بوده، توسط واکنشگرهای زیستی ساخته شده است.
کایمانا چی سرآشپزی که این غذاها کار اوست میگوید واقعا فکر نمیکرده عمرش قد بدهد که با غذاهای تولیدشده به شیوه مدرن کار کند. اما حالا میداند که گام مهمی در جهت تامین و تضمین غذای نسلهای بعد برداشته شده است.
سنگاپور تنها کشوری است که فروش ماده پروتئینی تولیدشده در آزمایشگاه را در ماه دسامبر گذشته قانونی کرد. ناظران صنایع غذایی در آن زمان واقعا نمیدانستند که چقدر باید به این مسئله روی خوش نشان بدهند. اما واقعیت این است که سنگاپور حالا صاحب اولین بازار گوشت کشتشده در جهان است و سرمایهگذاری زیادی هم در حوزه اکوسیستمهای لازم برای نوآوری غذایی انجام داده است.
بازار گوشتها و مواد پروتئینی جایگزین بازار جالب و متنوعی است که از گیاهان، حشرات، جلبکها و قارچها در آزمایشگاه بهره میگیرد. موافقان معتقدند که این تلاشی بزرگ برای ایجاد امنیت مواد غذایی است و میتواند در آینده نقشی مهم ایفا کند.
سنگاپور خودش یک شهر-کشور کوچک است؛ اما حالا به نظر میرسد که بسیاری از کشورهای بزرگ و پرجمعیت در جهان نیز چارهای جز توجه به مواد غذایی جایگزین نخواهند داشت. بر اساس اعلام سازمان ملل متحد، بیش از ۳۵۰ میلیون نفر در آسیا دچار سوءتغذیه هستند و یک میلیارد نفر نیز در سال ۲۰۱۹ با مسئله عدم امنیت غذایی مواجه بودهاند. این چالش با بروز بحران کرونا شدیدتر شد و دولتها متوجه شدند که زنجیره تامین مواد غذایی مورد نیاز کشورشان میتواند هر لحظه متزلزل شود. بسیاری از کشورها تلاش کردند به تدریج منابع دریافت و واردات مواد غذایی را متنوع کنند تا از ریسک موضوع کم شود. مثلا سنگاپور از ۱۷۰ کشور غذا وارد میکند، در حالی که در سال ۲۰۰۴ این تعداد تنها ۳۰ کشور بود.
پاول تانگ متخصص امنیت غذایی در دانشگاه تکنولوژیک نانیانگ سنگاپور در این خصوص به توضیح مفهوم ارتجاعپذیری منابع غذایی پرداخته و میگوید: «منابع غذایی باید توان آن را داشته باشند که در برابر اختلالهای مختلف مقاومت کنند.» او که از سال ۲۰۰۵ روی این موضوع تحقیق کرده، میگوید دولتها تصور میکنند اگر تولید ناخالص داخلی را بالا ببرند و ابزارهای خرید غذا را فراهم کنند، دیگر نگرانی وجود نخواهد داشت چون همواره طرفی هست که بخواهد مواد غذایی به ما بفروشد. اما این فقط در شرایطی درست است که بحران به وجود نیامده باشد. به محض بروز بحران، دولتها در فروش مواد غذایی تجدید نظر میکنند. مثلا در جریان بحران مالی سال ۲۰۰۸ میلادی، مالزی صادرات شیلات خود را متوقف کرد.
از همه بدتر هم بروز بحران کرونا بود که ریسک موجود را به وضوح به همه نشان داد. اختلالهای زیادی در زنجیره تامین مواد غذایی رخ داد و برخی کشورها صادرات مواد غذایی را متوقف کردند تا نیازهای بازار داخلی خود را تامین کنند.
با این اوصاف، بسیاری از دولتها تردیدی ندارند که باید برای اجتناب از ریسکهای بعدی راهی برای امنیت مواد غذایی برای مردم خود بیابند. با این حال، انجام این کار در کشورهایی مثل سنگاپور که مساحت بسیار کوچکی دارند سختتر است و طبیعی است که از فنآوریهای روز برای تولید مواد غذایی مبتنی بر سلولهای بنیادین و مبتنی بر گیاهان استفاده شود. این فناوریها در فضایی بسیار کوچکتر و با اتلاف آب کمتر، میتوانند محصول به بار بیاورند.
در دو سال اخیر در سنگاپور بیش از ۱۵ شرکت تولیدکننده پروتئینهای جایگزین مشغول به کار شدهاند و توجه سرمایهگذاران بینالمللی نیز به این موضوع به شدت بالا رفته است. مثلا مزرعه هوشمند کامنولث گرینز که سالانه میتواند ۱۰۰ تن سبزی از جمله کاهو تولید کند، این کار را در اتاقهای یک ساختمان صنعتی انجام میدهد. دما، رطوبت، نور مصنوعی و عوامل دیگر به صورت کنترلشده در این اتاقها عمل میکنند و حسگرهای بسیار قوی در حال مدیریت آنها هستند. این شرایط، امکان جمعآوری اطلاعات دقیق برای پژوهشهای آینده را نیز فراهم کرده است و میتواند به استفاده از ۹۵ درصد آب کمتر و ۸۵ درصد کود کمتر برای رشد سبزیجات منجر شود. درست است که هنوز درصد زیادی از مردم به استفاده از مواد غذایی تولیدشده به شیوه آزمایشگاهی تمایل ندارند، اما به نظر میرسد که در سالهای بعد این موضوع بهتدریج جا بیفتد و روند تغییر کند.