
در دهه 60 میانگین نرخ رشد اقتصادی 1.6 درصد در سال منفی و در دهه 90 نیز صفر بوده است. دو دهه از دست رفته که جبرانش در این عصر پرشتاب کاری است بسیار سخت.
آینده نگر/علی دینی ترکمانی، اقتصاددان
رشد اقتصادی باثبات بلندمدت متغیر مهمی است که هم در مقام علت موجب بازسازی اقتصادی، افزایش بهرهوری و رشد دستمزدها میشود و هم در مقام معلول خود تحت تاثیر سیاست صنعتی، ساختارهای صحیح اقتصادی و انتقال منابع از فعالیتهای با بهرهوری کم به فعالیتهای با بهرهوری بالا، مدیریت قوی انباشت سرمایه و انتقال دانش فنی و ریسک کم سرمایهگذاری است. اقتصاد ایران در دوره بلندمدت بعد از انقلاب، بر حسب تولید ناخالصی ملی سرانه، به طور متوسط به میزان 0.7 درصد رشد منفی دارد. این یعنی ناتوانی اقتصاد در بازسازی خود و همینطور ناتوانی در ارتقای بهرهوری.
در این شرایط رشد دستمزدها و سایر هزینهها طبعا در قیمت تمامشده و تورم بازتاب پیدا میکند. البته تاکید میکنم این به معنای کنترل دستمزدها با هدف کنترل تورم نیست که سیاست درآمدی نامیده میشود. هرچند در مورد دستمزدها و حقوقهای نجومی معنا دارد اما در مورد حداقل دستمزد بیمعناست. اصل، بحث بر سر رشد ضعیف و بهرهوری ضعیف است. مادام که این مشکل حل نشود تورم به وجود میآید و دستمزدهای معیشتی هم بهناچار باید بهصورت اسمی رشد کنند تا بخشی از تورم جبران شود.
برای برونرفت از این دور، تنهاراه، نیل به رشد مثبت قابل قبول در بلندمدت و باکیفیت کردن آن از طریق پیشبرد سیاست صنعتی و ارتقای نظام نوآوری است. به عنوان یک مثال، صنعت فرش را ببینید. صنعتی که زمانی صادرات خوبی داشت اکنون مزیت رقابتی خود را در برابر رقبای چینی و هندی و پاکستانی از دست داده است. اگر رشد بلندمدت قوی بود، این اتفاق تبدیل به یک چالش نمیشد. چون نیروی کار شاغل در این صنعت به فعالیتهای دیگری با بهرهوری بالا منتقل میشد و با دریافت دستمزد بالاتر احساس رضایت بیشتری میکردند.
چون این اتفاق نیفتاده، این نیروی کار شغل خود را از دست داده و ناتوان از پیدا کردن شغلی دیگر شده است. اقتصاد ایران به لحاظ تاریخی و تمدنی از قافله تحولات اقتصادی بر حسب شاخصهایی چون رشد سالیانه بلندمدت، توانایی در کاهش تورم سالیانه، تثبیت نرخ واقعی ارز بدون ایجاد شوکهای پیدرپی ارزی، تولید و صادرات دانشبنیان عقب افتاده است.
در دهه 60 میانگین نرخ رشد اقتصادی 1.6 درصد در سال منفی و در دهه 90 نیز صفر بوده است. دو دهه از دست رفته که جبرانش در این عصر پرشتاب کاری است بسیار سخت. اقتصاد ایران فرصتهای تاریخی را از دست داده است. پیامدهای این وضع هم بر روی هم انباشته شدن بحرانها در حوزههای مختلف اقتصادی و اجتماعی است که اکنون شاهد آن هستیم. در حالی که برای اینکه مسیر رشد اقتصادی به درستی طی شود باید شاهد رشد باثبات و بلندمدت باشیم. اگر دولتهای آینده رویههای کنونی را در پی بگیرند رشد اقتصادی ما در بلندمدت باثبات نخواهد بود و همچنان نوسانات زیادی به خود خواهد دید.