
نوزادانی که امسال و سالهای نزدیک به امسال به دنیا بیایند در بهترین حالت در سال ۲۰۴۰ میلادی وارد بازار کار میشوند. این در حالی است که پیشبینی شده که مشکلات صندوقهای بازنشستگی چین در اوایل دهه ۲۰۳۰ میلادی به اوج برسد و کشور شاهد ورشکستگی آنها باشد.
آینده نگر/ منبع: گاردین
*استوارت گیتل-باستن، استاد علوم اجتماعی و سیاست عمومی در دانشگاه علوم و تکنولوژی هنگکنگ
از سالها پیش مشهورترین سیاستهای کنترل جمعیت در جهان را چین به اجرا درآورده است. اما این روزها تحولاتی در جهت عکس این سیاستها در چین در جریان است که دلایل پیچیدهای هم ندارد. اول اینکه اخیرا آماری از جامعه چین منتشر شد که نشان میدهد جمعیت این کشور با سرعت در حال پیر شدن و بازنشستهشدن است و رشد کلی جمعیت به کمترین حد خود در نسلهای اخیر رسیده است. بر این اساس، نرخ باروری در چین تا سطح ۱.۳ فرزند به ازای هر زن کاهش پیدا کرده است و این یعنی اوضاع رشد جمعیت چین حتی از ژاپن هم بدتر است. این در حالی است که اوج رشد جمعیت چین در دهه ۱۹۶۰ میلادی رخ داد؛ یعنی زمانی که این عدد، ۵ فرزند به ازای هر زن بود. حالا علاوه بر مساله کاهش باروری، مساله پایینبودن سن بازنشستگی (بین ۵۰ تا ۶۰ سال) هم مطرح است که در نوع خودش تبعات منفی بر اقتصاد چین ایجاد کرده است.
موضوع کاهش نرخ باروری در چین موضوعی مخفی نبوده و مدتهاست که دربارهاش صحبت میشود. نتیجه صحبتها هم این بوده که دولت چین سیاست پیشین خود مبنی بر مجاز بودنِ دوفرزندی در این کشور را تغییر داده و بنابراین خانوارهای چینی میتوانند سه فرزند هم داشته باشند. اما نکته اینجاست که چنین تغییری نمیتواند با سرعت به تاثیر معنادار بر جمعیت چین بینجامد یا جمعیت نیروی کار در این کشور را افزایش بدهد. والدین چینی مثل بسیاری از والدین دیگر در کشورهای شرق آسیا نگران هزینههای فزاینده بزرگکردن و تحصیل فرزندانشان هستند. انتظارها در خصوص پیشرفت و موفقیت فرزندان در این جوامع بالاست و بنابراین مخارج تحصیلی هم بالا رفته و هزینه مهدکودک و پرستار بچه هم که به خصوص برای زنان شاغل جای خودش را دارد. اگر در این زمینهها کمک موثری به خانوارها نرسد، بعید است که نرخ باروری در چین به شکل معناداری بالا برود.
آخرین باری که دولت چین سیاست خود را در زمینه تعداد فرزندان هر خانوار تغییر داد، سال ۲۰۱۶ میلادی بود و در این زمان، خانوادهها مجاز به داشتن دو فرزند شدند. با این وجود، افزایش نرخ باروری در چین به اندازهای که مورد نظر دولت بود اتفاق نیفتاد. از آن زمان، یکی از علل عدم افزایش نرخ باروری در چین به وجود نظام آموزشیِ بسیار رقابتی نسبت داده شد که باعث میشود خانوادهها برای تربیت و تعلیم فرزندانشان تحت فشار زیادی باشند.
در این میان، موضوعی که نگرانی اصلی مقامات چینی بوده نیز مغفول مانده است. آنها میخواهند در سریعترین زمان ممکن، چالشهای جمعیتی چین را حل و فصل کنند. اما قضیه اینجاست که بزرگشدن فرزندان را نمیتوان به هیچ شکلی تسریع کرد یا آنها را زودتر وارد بازار کار کرد. نوزادانی که امسال و سالهای نزدیک به امسال به دنیا بیایند در بهترین حالت در سال ۲۰۴۰ میلادی وارد بازار کار میشوند. این در حالی است که پیشبینی شده که مشکلات صندوقهای بازنشستگی چین در اوایل دهه ۲۰۳۰ میلادی به اوج برسد و کشور شاهد ورشکستگی آنها باشد. بنابراین فرزندان نورسیده نمیتوانند گرهی از این مشکل بزرگ بگشایند.
راه سادهتر برای دولت چین این است که سن بازنشستگی را بالاتر ببرد اما این هم در جامعه چین به مشکلات دیگری میانجامد. در حال حاضر بسیاری از فرزندان نورسیده والدین شاغل توسط پدربزرگ و مادربزرگها بزرگ میشوند. با افزایش سن بازنشستگی، پیچیدگی دیگری نیز در این راه به وجود خواهد آمد و ممکن است دوباره به کاهش نرخ باروری در چین بینجامد؛ چون عملا نگهداری بچهها سختتر خواهد شد.
به نظر میرسد که چین برای رفع مشکلاتش به این نیاز دارد که واقعیت جمعیتیاش را در نسبت با گذشته بررسی کند: در گذشته نیروی کار بسیار ارزان و فراوان بود و جمعیت سالمندی که از بازار کار خارج شده بود درصد کمتری از جمعیت را در قیاس با حالا تشکیل میداد. حالا چین نیاز دارد که به سرعت به اصلاح نهادهای اجتماعی و اقتصادی که از جمعیت سالمند حمایت میکنند بپردازد تا برای چالشهای چند دهه پیش رو آمادهتر باشد.
درواقع سیاست چین مبنی بر مجاز بودنِ سه فرزندی اصلا کماهمیت نیست و مثلا در مناطق روستایی میتواند تاثیر مثبتی بگذارد. با این حال، نباید فراموش کرد که مردم فقط یک عدد نیستند. جمعیت هر کشور را مردم واقعی تشکیل میدهند و مردم همواره دوست دارند به گزینههای زیاد دسترسی داشته باشند؛ چه در باب فرزندآوری و چه در باب تربیت فرزندان و مهارتآموزی به آنها. بنابراین وضع خانوارها میتواند در آینده چین با دسترسی به این گزینهها آسانتر شود.