آیا واگرایی بزرگ و جدید اقتصادی جهان راه حلی دارد؟

اقتصادهایی که اضطراب پساکرونایی گرفتند

تاریخ 1400/06/17 ساعت 09:50

بحران کرونا برخی از بخش‌ها مثل گردشگری، هتلداری، سفر و مشابه آنها را به شدت تنبیه کرده؛ اما به شدت به سود بخش‌هایی مثل داروسازی، پلتفرم‌های دیجیتال و فن‌آوری‌های شبکه‌سازی تمام شده است ‏

آینده نگر/ منبع: بروکینگز

*کاشیک باسو، اقتصاددان ارشد سابق بانک جهانی و استاد مطالعات بین‌المللی و اقتصاد در دانشگاه کورنل

جهان این روزها نظاره‌گر موج‌های جدید تاخت و تاز پاندمی کرونا در مناطقی مثل هند، آفریقا و برخی کشورهای آمریکای جنوبی است‏. ‏اما اگر تمرکز جهانی فقط روی مدیریت سلامت عمومی این بحران باشد، مشکلات اقتصادی بسیار عدیده‌ای که از بابت این بحران گریبان کشورهای در حال توسعه را گرفته است مغفول خواهند ماند.

واقعیت این است که حتی صندوق بین‌المللی پول هم این روزها دارد درباره یک واگرایی بزرگ در سطح جهانی حرف می‌زند؛ جایی که اکثر کشورهای ثروتمند در حال برون‌رفت از بحران هستند اما وضع بقیه این طور نیست‏. ‏البته در میان کشورهای در حال توسعه هم هستند کشورهایی مثل ویتنام و بنگلادش که وضعیتی بهتر از بقیه دارند و توانسته‌اند رشد اقتصادی خود را احیا کنند‏. ‏اما به هر حال به نظر می‌رسد که در کشورهای کم‌درآمد و برخی اقتصادهای نوظهور، وضعیت بحرانی همچنان تا مدت زیادی ادامه داشته باشد.

واگرایی عظیمی که درباره‌اش حرف زده می‌شود را درواقع می‌توان در بخش‌های مختلف اقتصادهای جهان مشاهده کرد‏. ‏بحران کرونا برخی از بخش‌ها مثل گردشگری، هتلداری، سفر و مشابه آنها را به شدت تنبیه کرده؛ اما به شدت به سود بخش‌هایی مثل داروسازی، پلتفرم‌های دیجیتال و فن‌آوری‌های شبکه‌سازی تمام شده است‏. ‏بنابراین تعجبی ندارد وقتی می‌بینیم که ثروتمندان جهان- به خصوص آنها که در بازارها حضور فعالی دارند- از پس بحران کرونا با ثروت بسیار بیشتری ظهور کرده‌اند و در مقابل، بیشترین بلایای بحران به جان طبقه فقیر افتاده است.

اینجاست که یک خطر بزرگ و واضح مشاهده می‌شود‏. ‏در گذشته، پاندمی‌ها فقیر و غنی را به یک اندازه دچار دردسر می‌کرد‏. ‏اما بحران امروزی وضعیت متفاوتی دارد و ثروتمندان کم‌تری را دچار بحران می‌کند و بنابراین احتمالش هست که برای مدت طولانی‌تری در کشورهای در حال توسعه مورد بی‌توجهی قرار بگیرد‏. ‏شواهدی از این قضیه را همین حالا می‌توان مشاهده کرد‏. ‏در اقتصادهای نوظهور در سراسر جهان می‌توان افزایش بدهی‌ها را مشاهده کرد؛ و حتی برخی از آنها مثل زامبیا و آرژانتین مدتی است که خط قرمزها را در این خصوص پشت سر گذاشته‌اند‏. ‏در سال ۲۰۲۰ میلادی، اقتصاد آمریکای لاتین به میزان ۷.۷ درصد کوچک شد‏. ‏کشورهای آسیایی مثل هند و فیلیپین حتی وضعی از این هم بدتر داشتند و ارقام منفی ۹.۵ درصد و منفی ۹.۶ درصدی را در زمینه رشد ثبت کردند‏. ‏بانک جهانی نیز پیش‌بینی کرده که پاندمی کرونا ۴۰ میلیون نفر در آفریقا را به دام فقر بسیار شدید انداخته است.

وضعیت بحرانی هند هم تصویری بسیار منفی را در افق آینده اقتصاد این کشور ترسیم کرده است‏. ‏اطلاعات نظام‌مند درباره تاثیر اقتصادی این بحران هنوز موجود نیست؛ اما آماری که توسط موسسه مانیتورینگ اقتصاد هند منتشر شده نشان می‌دهد که فقط در ماه آوریل، هفت میلیون فرصت شغلی در هند از دست رفته و با این حساب، آمار بیکاری در سطح ملی از ۶.۵ درصد به ۸ درصد رسیده است‏. ‏همچنین نرخ بیکاری در میان جوانان هندی ۲۳.۷۵ درصد است‏. ‏

اما علاوه بر تاثیر اقتصادی، تاثیر اجتماعی بسیار شدیدی نیز در بحران کرونا متوجه هندی‌ها شده است‏. ‏مثلا یک سازمان غیردولتی که در بنگال غربی فعالیت می‌کند اخیرا اعلام کرد میزان ثبت نام مدارس در این منطقه بعد از شدت‌گرفتن بحران کرونا نصف شده است و بیکاری نیز در این منطقه بیداد می‌کند‏. ‏حتی آمار دولتی نیز حاکی از وضعیت ناهنجار در هند است‏. ‏ماه گذشته نرخ تورم عمده‌فروشی به ۱۰.۵ درصد رسید که بیشترین میزانش در یازده سال اخیر است‏. ‏این یعنی بین عرضه و تقاضا تناسب وجود ندارد و اگر این مشکل در آینده نزدیک مدیریت نشود، می‌تواند به بی‌تعادلی شدید در عرصه اقتصاد کلان بیانجامد و تجارت و جریان مالی را دچار مشکل کند‏. ‏هند بانک مرکزی قابلی دارد، اما بسیاری از مشکلات کنونی هند را نمی‌توان فقط از طریق سیاست‌های پولی حل و فصل کرد و بسیاری از آنها ریشه در سوءمدیریت‌های عظیم دارند‏. ‏

سیاست‌گذاران و تصمیم‏گیرندگان در هند می‌دانند که طبقه ثروتمند این کشور در مواجهه با بحران کرونا حاضر به خرج‌کردن بسیار زیاد است؛ اما دولت چاره‌ای ندارد جز آن‏که به فکر کمک نقدی به طبقه فقیر باشد تا آنها از پس تامین نیازهای اولیه معیشتی خود بربیایند‏. ‏معنی چنین سیاستی این است که قیمت کالاهای اساسی بالا خواهد رفت‏. ‏ثروتمندان در چنین شرایطی باز قادر خواهند بود هر چه که می‌خواهند را به دست بیاورند؛ اما فقرا دوباره به نقطه اول بازخواهند گشت‏. ‏

همین الگو در مساله واکسناسیون هم مشاهده می‌شود‏. ‏کشورهای ثروتمند دوزهای زیادی از واکسن را انبار کرده‌اند که از نیازشان هم بیشتر است‏. ‏اما کشورهای فقیرتر به منابع بسیار محدودی از واکسن دسترسی دارند‏. ‏این زمانی است که مداخله نهادهای بین‌المللی را می‌طلبد‏. ‏در غیر این صورت، هر چه اقتصاد کشورهای درحال توسعه در منجلاب بحران باقی بماند، کشورهای توسعه‌یافته نیز باید ضربات ناشی از آن را در درازمدت تحمل کنند‏. ‏