آیا بازار کار آمریکا می‌تواند از منجلاب پساکرونایی مشاغل رهایی یابد؟

کشمکش بیکاری و شغل کم‌درآمد

تاریخ 1400/06/16 ساعت 10:28

گروهی از جمهوری‌خواهان بر این تصور هستند که وقتی مزایای بیکاری دوران کرونا در آمریکا قطع شود، نتایج مثبتی در عرصه اقتصاد کلان دیده خواهد شد و میلیون‌ها نفر فرصت آن را خواهند داشت که در مشاغل دیگری مشغول شوند

آینده نگر/منبع: نیویورک تایمز

*دانیل الپرت، استاد اقتصاد کلان و امور مالی در دانشکده حقوق کورنل

امیدها به احیای رشد فرصت‌های شغلی در آمریکای پساکرونا اخیرا با ناامیدی‌هایی روبرو شده است‏. ‏هفته‌هاست که دعوای سیاسی در خصوص ارائه مزایای بیمه بیکاری کرونا و تاثیر آن بر روند کندِ به‌کارگیری مجدد نیروی انسانی در این مرحله از احیای اقتصاد آمریکا جریان دارد و حالا یک موضوع تقریبا قطعی به نظر می‌رسد: اگر کارگری با دستمزد اندک به خاطر بحران کرونا بیکار شده و بعد مزایای بیکاری دریافت کرده باشد، چه دلیلی دارد که دوباره برای به‌دست‌آوردن شغلی مشابه با همان دستمزد اندک تلاش کند؟ آن هم در شرایطی که گرفتن مزایای بیکاری کرونا برایش بیشتر می‌صرفد.

این روزها جمهوری‌خواهان به گزارش‌هایی استناد می‌کنند که اصل حرف‌شان این است: کسب و کارهای زیادی در تلاش‌اند نیرو جذب کنند اما در این راه موفق نشده‌اند‏. ‏استدلال جمهوری‌خواهان این است که مزایای ارائه‌شده از اول هم زیاد و نامتناسب بوده و این سیاست فدرال باید به پایان برسد‏. ‏بر اساس این استدلال، اگر کارگران همچنان مزایا را دریافت کنند قادر خواهند بود به ماندن در حاشیه بازار کار ادامه بدهند و با این ترتیب، راهی برای کارفرمایان باقی نخواهد ماند جز اینکه وعده حقوق و مزایای بیشتری به آنها بدهند‏. ‏این باعث تورم دستمزدی خواهد شد، یعنی افزایش هزینه‌های کار؛ که آن هم به نوبه خودش در مرحله بعدی به مصرف‌کننده ضربه خواهد زد؛ چون هزینه بیشتری را باید برای خرید کالاها و خدمات بپردازد‏. ‏اما نکته اینجاست که به هر حال در آینده نزدیک و با اتمام ارائه برخی از این مزایا، افراد جویای شغل به سمت بازارهای کار سرازیر خواهند شد و بنابراین کمبود نیروی کار قرار نیست تداوم داشته باشد‏. ‏

واقعیت این است که در لحظه تصویب قوانین در کنگره آمریکا - مثل زمان تصویب مزایای بیکاری در دوران کرونا- راهی برای اینکه قانون‏گذاران بتوانند تقاضا برای کار یا سرعت احیای اقتصادی را پیش‌بینی کنند وجود ندارد‏. ‏از سوی دیگر، بحران کرونا هم واقعا به پایان نرسیده است و با سماجت همچنان بر بخش‌های زیادی از اقتصاد آمریکا سایه افکنده است‏. ‏بنابراین، تصمیمات پیشین برای نجات آمریکایی‌های بیکارشده بر اثر کرونا را نمی‌توان در مرحله کنونی و به خاطر فشارهای سیاسی زیر سوال برد‏. ‏انتظار می‌رود که در آمریکا تا اوایل شهریور تمام مزایای بیکاری ناشی از کرونا که برخی از آنها شامل پرداخت ۳۰۰ دلار در هفته به افراد بیکار نیز می‌شد، به پایان برسد‏. ‏در حال حاضر جمهوری‌خواهانی که کنترل برخی ایالات آمریکا را به دست دارند بر این تصور هستند که وقتی مزایای بیکاری دوران کرونا قطع شود، نتایج مثبتی در عرصه اقتصاد کلان دیده خواهد شد و میلیون‌ها نفر فرصت آن را خواهند داشت که در مشاغل دیگری مشغول شوند‏. ‏اما واقعیت این است که وقتی این مشاغل کم‌دستمزد باشند نباید روی بازگشت نیروی کار به سمت آنها هیچ حسابی باز کرد.

برای توضیح بیشتر موضوع، به این نکته توجه کنید که تا هفته اول می، افراد بیکار در مجموع ۱۰ میلیارد دلار مزایای بیکاری از دولت فدرال آمریکا دریافت کرده‌اند‏. ‏این پولی بوده که به صورت مستقیم به کسب و کارهای محلی تزریق شده است‏. ‏وقتی این مسیر مسدود شود، اقتصاد به صورت کلی با یک یا دو سناریو مواجه خواهد شد: سناریوی اول این است که به دلیل تعطیلی برخی از کسب و کارها در دوران کرونا، فرصت‌های شغلی کافی برای آن که بیکاران بتوانند به سر کار برگردند وجود نداشته باشد‏. ‏سناریوی دوم این است که شمار زیادی از افرادی که دنبال کار هستند مجبور شوند شغل‌هایی را قبول کنند که از تجربه و تخصص‌شان پایین‌تر است‏. ‏معنی‌اش این است که درآمدهای خانوارها هم به خصوص در نیمه کم‌درآمدترِ جامعه کاهش پیدا خواهد کرد.

اما بازارهای مالی یا سیاست‌گذاران ظاهرا موضوع کاهش درآمدهای خانوارها را که بسیار هم محتمل است جدی نگرفته‌اند و صرفا روی وجود فرصت‌های شغلی و بازگشت نیروی کار به این مشاغل حساب باز کرده‌اند‏. ‏اگر به آمار نگاه کنیم می‌بینیم بیش از ۴۵ میلیون شغل کم‌دستمزد در آمریکا وجود دارد که مجموعا ۴۳ درصد از مشاغل تولیدی و غیرنظارتی را تشکیل می‌دهند‏. ‏پس نمی‌توان به تاثیر آنها بی‌توجهی کرد‏. ‏یک مشکل اصلی اقتصاد آمریکا در دوران پساکرونا حالا این است که حتی پیش از بروز بحران هم این اقتصاد به شدت به مشاغل کم‌دستمزد و کم‌ساعت وابسته بود‏. ‏با باز شدن اقتصاد در دوران پساکرونا، بعید است که امکان تکرار این وابستگی به صورت موفقیت‌آمیز وجود داشته باشد‏. ‏حتی کارفرمایان هم حالا می‌دانند که اگر دستمزد برای فرصت‌های شغلی جدیدشان را بالا ببرند دیگر بعدا نمی‌توانند آن را کاهش بدهند و بنابراین قصد دارند دستمزدها را پایین نگه داشته و صرفا برخی مزایا را افزایش بدهند‏. ‏اینکه در چنین شرایطی چقدر می‌توان به بهبود وضعیت بازار کار آمریکا در دوران پساکرونا امیدوار بود مساله‌ای است که فعلا سیاست‌گذاران آمریکایی را نیز به‌‏شدت درگیر خود کرده است‏. ‏