
بابی مورفی (Bobby Murphy) از موسسان شرکت اسنپ اینک و اپلیکیشن اسنپ چت است، یک نرمافزار مخصوص تلفن همراه و پیامرسان ارسال متن و تصویر. مورفی با 13.8 میلیارد دلار در رده 155 فهرست بلومبرگ قرار دارد.
داستان شکلگیری و توسعه و به اوج رسیدن اپلیکیشنی به نام اسنپ چت از آن داستانهای پرماجرایی است که معمولا رسانهها را تا سالها به خود مشغول میکنند. از آن داستانهایی که مانند روایت شکلگیری فیسبوک پر از سوال و پرونده حقوقی و نبرد میان شرکا بود؛ کسانی که با هم شروع کردند اما این با هم بودن از پیچ و خمهای فراوان گذشت. سه جوان در این داستان شریک هستند. این مطلب تمرکز بیشتری بر روی ساکتترین و مرموزترینشان دارد: بابی مورفی، جوان فیلیپینیـآمریکایی که به شهرت و ثروت رسید اما از زندگی خصوصی و خانوادگی و پیشینهاش اطلاعات چندانی در دست نیست. آنچه در این قسمت میخوانید برگرفته از مطالبی است که توسط شبکه خبری ABS-CBN، سایت Street، فوربز و بیزینس اینسایدر منتشر شده است.
آوریل سال 2011 ایوان اشپیگل روبهروی در کلاس طراحی محصول دانشگاه استنفورد ایستاد و ایدهاش برای پروژه نهایی کلاس را مطرح کرد؛ یک اپلیکیشن موبایلی که دوستان میتوانند از طریق آن عکسهایی ارسال کنند که ظرف چند ثانیه ناپدید خواهد شد. بعدها اشپیگل به یاد آورد: «همه گفتند که ایده افتضاحی است.» یکی از سرمایهگذارانی که در این کلاس حاضر بود گفت که ایدهاش میتواند موفق باشد به این شرط که عکسها ماندگار باشند و در ضمن او بتواند با Best Buy (از بزرگترین شرکتهای خردهفروشی وسایل الکترونیکی در ایالات متحده آمریکا و کانادا) وارد شراکت شود. همین داستان ساده هم نسخه دیگری دارد. خیلیها میگویند اول رجی براون بود که با این ایده به سراغ اشپیگل رفت و وقتی هردو در مورد کلیات اپلیکیشن به توافق رسیدند به سراغ نفر سوم رفتند که قرار بود نقش مهمی بازی کند: بابی مورفی باید کدهای لازم برای ساخت این برنامه را مینوشت. این سه نفر به تازگی بیستسالگی را رد کرده بودند، هرسه از دانشجویان دانشگاه استنفورد. در ماه جولای سال 2011 این سه شریک جوان «پیکابو» را راه انداختند. خیلی زود اشپیگل و مورفی براون را مجبور به ترک شرکت کردند و بعد از سپتامبر همان سال نام اسنپ چت، به عنوان نام تازه شرکتشان انتخاب شد.
بابیِ ساکت
بابی مورفی هم مانند دوستانش در زمان شکلگیری اسنپ چت در سالهای اول دانشگاه بود. ایوان اشپیگل مدیرعامل اسنپ چت همیشه به عنوان چهره اصلی شرکت مطرح بوده است اما بابی مورفی در سایه از قدرتمندترین مهرههای شرکت است و ریاست بخش تکنولوژی را هم بر عهده دارد. او از همان آغاز به کار شرکت نسبت به دوست و شریکش در سایه ماند و سعی کرد اطلاعات زیادی در مورد خودش در اختیار رسانهها نگذارد. او در موارد محدودی مصاحبه کرده است و به زحمت میتوان نکتهای تازه در مورد زندگی شخصیاش به دست آورد. کسانی که با مورفی کار کردهاند او را با صفاتی مانند باهوش، خونگرم و ساکت معرفی میکنند. دیوید کراویتز از اولین استخدامشدههای شرکت در سال 2014 در مورد او گفت: «اگر بخواهم او را توصیف کنم به نظرم مثل یک راهب است. گمان نکنم هرگز او را نارحت دیده باشم.»
نام کامل مورفی، رابرت کورنلیوس مورفی است. مورفی سال 1988 در برکلی کالیفرنیا متولد شد. مادرش از فیلیپین به آمریکا مهاجرت کرده بود و هم او و هم همسرش شغل دولتی داشتند. بابی سالهای ابتدایی را در مدرسه مادلین گذراند، یک مدرسه خصوصی کاتولیک. بعد وارد دبیرستان سنت مری کالج شد که آن هم یک مدرسه کاتولیک خصوصی دیگر بود.
مورفی و اشپیگل حین تحصیل در دانشگاه استنفورد با هم آشنا شدند، هردو در اتاقهایی روبهروی هم در خوابگاه دانشجویی ساکن بودند. مورفی ریاضیات و علوم محاسباتی میخواند و اشپیگل طراحی محصول. قبل از اینکه این دو نفر به سوی اسنپ چت کشیده شوند، به صورت مشترک بر روی استارتآپ شکستخوردهای کار میکردند به نام فیوچر فرشمن، وبسایتی که به دانشآموزان دبیرستان در مورد چگونگی ثبتنام برای کالج مشاوره میداد.
تاکید آنها در مورد اپلیکیشنی که از ابتدا مورد شک بسیار واقع شده بود این بود که این برنامه با عکسهایی که برای آنها باید ایستاد و لبخند زد و ژست گرفت فرق دارد. «کار ما در مورد ارتباط گرفتن با تمام طیفهای عواطف انسانی است، نهفقط آن حالاتی که به نظرمان زیبا و بینقص تعریف شدهاند. مثلا وقتی میخواهم به دوستم نشان بدهم که میتوانم ادای موشخرما دربیاورم یا عکس دختری را که به او علاقه دارم نشانش دهم و در عین حال نمیخواهم این عکسها دست به دست بچرخند. ما اپلیکیشنی طراحی کردیم که کارش نمایش زیبایی غیرواقعی یا بینقص نیست، در عوض به دنبال خلق فضایی برای بامزگی، صداقت یا چیزهایی مثل اینها است؛ هرچیزی که در آن لحظه گرفتن و اشتراکگذاری حس میکنید.»
پس از راهاندازی اسنپ چت دفتر مرکزی شرکتشان اول از همه در خانه پدری اشپیگل راه افتاد. مورفی در آن زمان روزانه 18 ساعت مشغول کار بر روی توسعه نمونه قابل ارائه اپلیکیشن بود و تا امروز هم همچنان اغلب کدهای اسنپ چت را خودش مینویسد. اما اسنپ چت به موفقیت فوری و یکشبه نرسید. اشپیگل در ترمهای آخر دانشگاه و در فواصل بین کلاسهایش سعی میکرد برنامهشان را تبلیغ کند. آن زمان مورفی فارغالتحصیل شده بود و شغلی به عنوان مهندس یک شرکت تکنولوژی گرفته بود تا مخارجش را درآورد.
اواخر سال 2012 بود که تعداد کاربران اسنپ چت شروع به رشد کرد. مورفی نیمی از حقوقش را از شرکتی که در آن کار میکرد گذاشت تا خرج صورتحسابهای مربوط به سرور شود تا بتوانند در این مدت سرمایه مورد نیاز برای کار را به دست آورند. حدود دو سال بعد اشپیگل و مورفی با مارک زاکربرگ، مدیرعامل فیسبوک ملاقات کردند، زاکربرگ مایل بود اسنپ چت را با مبلغ 3 میلیارد دلار بخرد. در آن نشست زاکربرگ توضیح داد که برنامه دارد با اپلیکیشنی مشابه به نام پوک، اسنپ چت را در هم بشکند. این دو شریک پیشنهاد را رد کردند، بعد چند نسخه از کتاب «هنر جنگ» نوشته سان تزو را برای شش کارمندشان خریدند.
سال 2013 مورفی 2.1 میلیون دلار برای خرید یک خانه دوخوابه در نزدیکی دفتر اسنپ چت خرج کرد. او نخستین بار در سال 2013 به همراه اشپیگل با برنامه «شوی کولبرت» در تلویزیون ظاهر شد. سال 2014 اسنپ چت برای مورفی و اشپیگل نفری 5 میلیون دلار درآمد داشت. سال 2017 رسانهها گزارش دادند که تنها صفحه مورفی در شبکههای اجتماعی، صفحه توییتر او است که البته در آن هم فعالیتی نداشت و تنها در سال 2012 یک توییت را لایک زد. سال 2014 این دو نفر در فهرست 100 انسان تاثیرگذار دنیا از نظر مجله تایم قرار گرفتند.
مورفی در مقام رئیس بخش تکنولوژی مسئولیت تیمهای مهندسی اسنپ را بر عهده دارد. شنیدهها همچنان حکایت از این دارند که او هنوز در ارتباط بسیار نزدیک با اسنپ لبز است، یک تیم مرموز درون شرکت که بر روی محصولات کاملا طبقهبندیشده کار میکند. اسنپ در سال 2017 وارد بورس شد و ارزشش برابر 33 میلیارد دلار تخمین زده شد.
یار سوم
گاهی تمام آنچه برای ناپدید شدن یک نفر از انظار عمومی لازم است مبلغی معادل 158 میلیون دلار است. این مبلغی بود که مالکان اسنپ چت برای رها شدن از شکایتهای رجی براون صرف کردند. سال 2008 پذیرفتن براون در دانشگاه استنفورد یک لحظه تغییردهنده بود. در بهار سال 2011 این دانشجوی رشته انگلیسی ایدهای به سرش زد، اپلیکیشن ارسال عکسهایی که بعد از چند ثانیه ناپدید میشوند. اول او بود که ایده را با اشپیگل مطرح کرد، بعد هردو دست دادند و عهد شراکت بستند، بعد نوبت جذب مورفی رسید. این سه نفر به صورت شفاهی با هم توافق کردند که هرکدام یکسوم از مالکیت و سود شرکت سهم داشته باشند. بعد هم برای هریک نقشی تعیین شد. بر اساس مدارک دادگاه براون رئیس بازاریابی شد، مورفی رئیس تکنولوژی و اشپیگل قرار بود به عنوان رئیس اجرایی شرکت کار کند. بعدتر که اپلیکیشن پیکابو راه افتاد و کار مراحل مقدماتیاش را گذراند، در یک مکالمه که بین این سه نفر راه افتاد اشپیگل به براون گفت که نقشش در شرکت به آن اندازهای که دو نفر دیگر داشتند نیست. شراکت آنها از این نقطه به هم خورد، مورفی پس از آن جلسه رمز ورودهای سرورها و شماره حسابهای استارتآپشان را عوض کرد. سال 2013 براون علیه اشپیگل و مورفی شکایت کرد. یک سال بعد آنها به توافق رسیدند. اسنپ چت در بیانیهای نقش براون به عنوان ایدهپرداز برنامه را به رسمیت شناخت و برای حل مناقشه 157.5 میلیون دلار به او پرداخت کرد.