
صنعت برق عراق، طی تخریب عمیقی که بعد از جنگ ویرانگر داشتهاند نابود شده و زیرساختهایشان آسیبدیده است. اما بههرحال کشوری است که نیاز به انرژی دارد و از این بابت، به دلیل اینکه درگذشته صنعت عراق دولتی بوده، صنعت برقشان هم دولتی بوده و آنچنان شکل نگرفته است.
آنطور که از گزارشهای مختلف و رسمی برمیآید، کمبود برق یکی از چالشهای کلیدی اقتصاد سیاسی عراق در یک دهه اخیر بوده است. این چالش بهویژه در تابستان بروز و ظهور بیشتری دارد. برخی مناطق این کشور همچون بغداد و بخشهای جنوبی 90 درصد اوقات دچار مشکلاتی در تأمین برق موردنیاز مواجهاند. برخی از بخشهای عراق که تأمین برق آنها به بخش خصوصی سپردهشده کمتر به چنین مشکلاتی دچار میشوند. ازاینرو اخیراً در دولت عراق و پارلمان این کشور بحث خصوصیسازی صنعت برق بار دیگر مطرحشده است. اما ایران چه استفادهای میتواند از این فضا داشته باشد؟
صنعت برق عراق، طی تخریب عمیقی که بعد از جنگ ویرانگر داشتهاند نابود شده و زیرساختهایشان آسیبدیده است. اما بههرحال کشوری است که نیاز به انرژی دارد و از این بابت، به دلیل اینکه درگذشته صنعت عراق دولتی بوده، صنعت برقشان هم دولتی بوده و آنچنان شکل نگرفته است. به همین دلیل امروز با مشکل فنی و تکنولوژی مواجه هستند. البته طی سالها کشورهای مختلف سعی کردند نیروگاههایی برای این کشور تأسیس کنند اما مشکل عمده انرژی عراق حل نشد. حالا این فرصت طلایی است که ایران بتواند، صنعت برق این کشور را توسعه دهد. بههرحال طی 40 سال گذشته به بخش خصوصی ایران میدان داده شد که در صنعت برق صاحب تکنولوژی و دارایی شود. فعالان بخش خصوصی میتوانند این فرصت طلایی را ایجاد کنند و این ظرفیت را به آنسوی مرزها ببرند و پروژههایی تعریف کنند که روزبهروز منجر به بهبود زیرساختهای انرژی عراق شود.
این اقدام، چندین هدف بسیار، بسیار مطلوب برای ایران به همراه خواهد داشت: اول اینکه ما میتوانیم شغل فراوان برای صنعت برق ایران و بنگاههای ایران ایجاد کنیم؛ ما میتوانیم عراقیها را بافرهنگ کار و سازندگی ایران آشنا کنیم؛ با توسعه صنعت برق عراق، ما میتوانیم خودمان را در آنجا بازتعریف کنیم و چهره نظامی ایران را در این کشور به چهره سازندگی بدل کنیم؛ صنعت انرژی عراق میتواند درآمد ارزی خوبی نصیب کشور کند تا جایگزین درآمدهای نفتی شود؛ با توسعه و بهبود زیرساختهای انرژی عراق، روابط بهینه ایران و مردم عراق و اعتماد دوطرفه ایجاد میشود و همچنین همکاریها میتواند همینطور بیشتر و بیشتر شود.
از همه زوایای مختلف که اشاره کردم، ایران میتواند جوانب مثبتی را ایجاد و جایگاه بهتری را در عراق برای 30 سال آینده ایجاد کند. به این شکل هم ما به آنها کمک کردهایم تا صنعت برق خودشان را شکل دهند.
ما این ظرفیت را داریم اما متأسفانه دولتها از این مسائل دور هستند و فرصتهای طلایی را ازدستداده و دیپلماسی خودشان را بر مبناهای دیگر گذاشتند. ما هم این فرصتها را ازدستدادهایم، اما میتوانیم در آنجا حضور داشته باشیم و صنعت برق عراق، نیروگاههای این کشور و زیرساختهای انرژی آن، شبکه توزیع و فروش را رشد دهیم.
در همین حال، ما میتوانیم صادرات برق به عراق را هم داشته باشیم. ما با هم برادریم و میتوانیم به این کشور کمک کنیم تا ارتقا پیدا کند. البته که این ارتباط به نفع خودمان و بهخصوص درآمدهای ارزی کشور هم هست. باتوجهبه بازار عراق، صادرات خدمات فنی مهندسی ایران هم رشد میکند. البته ما نتوانستیم مسئولان را راضی کنیم که نوع ارتباط با کشورها را براساس اقتصاد برنامهریزی کنند. بخش خصوصی میتواند نقش بزرگی در تبیین و توسعه ارتباطات بینالمللی داشته باشد. ارتباطاتی سازنده و اقتصادی، نه آنطور که حاکمیت مدنظر دارد.