
از کودتای 1332 تا اوایل دهه 40 دولت و در کانون اصلی آن شخص شاه بیش از پیش قدرتمند شد.
آغاز روابط ایران و آمریکا به قرن نوزدهم و سال 1883 باز می گردد اما پس از جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط شوروی بود که حضور آمریکایی ها در سیاست خارجی ایران پررنگ شد. آمریکایی ها با مداخله در امور ایران، حکومت قانونی دکتر مصدق را در 28 مرداد سال 1332 سرنگون کردند. از آن پس، نقش این کشور در امور داخلی و خارجی ایران پررنگ تر شد. اما مجالس ملی نوزدهم و بیستم و البته دربار پهلوی دوم، چه مواضعی در قبال توسعه روابط ایران و آمریکا داشتند و آثار اقتصادی و سیاسی روابط ایران و آمریکا چه بود؟
در سال 1235 خورشیدی/1856 میلادی، روابط ایران و آمریکا با گشایش ابواب دیپلماتیک آغاز شد اما روابط سیاسی تا پیش از جنگ جهانی دوم، در کمترین سطح بود. در زمان جنگ، آمریکا 30 هزار سرباز در ایران برای کمک رسانی به شوروی مستقر کرد. هم چنین در سال 1946 میلادی/1325 خورشیدی، آمریکا در بیرون راندن نیروهای شوروی از مناطق شمالی ایرانی نقشی اساسی ایفا کرد.
از سال 1329،خورشیدی، 1950 میلادی، با تنظیم استراتژی های ترومن علیه توسعه طلبی شوروی، روابط ایران و آمریکا بیشتر شد و در نهایت، در سال 1332 خورشیدی/ 1953 میلادی، به کودتا در ایران و آغاز دولت فضل الله زاهدی رسید. پس از کودتا، آمریکا برای تقویت دولت زاهدی از هیچ اقدام حمایتی فروگذار نبود که از جمله آن، پایان بخشیدن به اختلاف ایران و بریتانیا در مسئله نفت بود.
کمک های اقتصادی بلاعوض به ایران، قانونگذاری برای تسهیل سرمایه گذاری خارجی در ایران، کمک به توسعه و تکمیل کارخانه ها از جمله کارخانه دخانیات در ایران،کمک به بانک ملی، کمک به اجرای طرح سیستم تلفن سراسری ایران و پرداخت وام های عمرانی و امضای قرارداد با شرکت های نفتی از جمله حمایت های اقتصادی پس از کودتا بود. هم چنین در سال 1957 میلادی یکی از مهم ترین طرح های سرمایه گذاری های خصوصی با سازمان برنامه ایران و شرکت نیویورکی توسعه و منابع تهیه شد. این پروژه توسعه و عمران استان خوزستان را با ساختن سدها و احداث شبکه ای وسیع با سیستم نوین آبیاری دنبال می کرد. در سال های 56 و 57، 500 شرکت آمریکایی، 700 میلیون دلار در ایران سرمایه گذاری کردند که 12 بانک بزرگ آمریکا، 2.2 میلیارد دلار دارایی درایران داشتند. هم چنین از سال 33 تا 53، انعقاد قراردادهای امتیازی در ایران به پایان رسید و قراردادهای مشارکت در تولید و خدمت در صنعت نفت ایجاد شد.
از جمله آثار روابط ایران و آمریکا در سال های پس از کودتا، تضعیف قدرت مجلس و افزایش قدرت شاه بود. از کودتا به بعد، محمدرضا شاه پهلوی و دربار به طور موثر در انتخابات مجلس دخالت می کردند و با استفاده از شیوه های مختلف مثل به کارگیری نیروهای امنیتی، تعیین و گزینش داوطلبان مورد نظر و حذف نامزدهای مستقل در جریان انتخابات اعمال نفوذ می کردند.
در دوره نوزدهم، دخالت دولت و شخص شاه در انتخابات، شدیدتر شد به گونه ای که این دوره با ترکیبی که به مجلس راه یافته بود، یکی از بی سروصداترین و مطیع ترین ادوار قانونگذاری پس از شهریور 1320 بود. فعالیت نمایندگان در این دوره منحصر به بیان موضوعات غیرسیاسی و مسائل محلی مربوط به حوزه های انتخاباتی شد. اگر پیش از این، از سال 1320 تا 1332، مجلس استقلال و اقتدار نیم بندی داشت، در این دوره، همان اقتدار نیم بند هم از بین رفت و مجلس به یکی از مجاری اعمال قدرت شاه تبدیل شد. در واقع از کودتای 1332 تا اوایل دهه 40 دولت و در کانون اصلی آن شخص شاه بیش از پیش قدرتمند شد.
برای مطالعه بیشتر مقاله «بررسی مواضع مجالس نوزدهم و بیستم شورای ملی در قبال روابط ایران و آمریکا» را بخوانید. این مقاله در نشریه اسناد بهارستان در پاییز و زمستان سال 93 چاپ شده است.