
سرمایهگذاری زیرساختی ابزار بهشدت موفق چین برای مقابله با دورانهای رکود چرخه اقتصادی بوده است. چین هرگاه با بحران روبهرو شده (مثل بحران مالی جهان در سال ۲۰۰۸ و سقوط بازارهای بورس در سال ۲۰۱۵) بلافاصله محدودیت کسری بودجه دولتهای محلی را برداشته و روی زیرساختها سرمایهگذاری کرده و جواب گرفته است
آینده نگر/ منبع: روزنامه ساوت چاینا مورنینگ پست، چاپ هنگکنگ
*آماندا لی، روزنامهنگار ساکن پکن، فارغالتحصیل مدرسه اقتصادی لندن
جو بایدن به این نتیجه رسیده که سرمایهگذاری ۲.۲۵ تریلیون دلاری روی زیرساختها میتواند به اقتصاد ضربهخورده آمریکا از کرونا جانی دوباره ببخشد و این کشور را در رقابتش با چین در موضع قویتری قرار دهد. میتوان گفت بایدن در رقابت با چین، دارد از دستورالعمل چینی توسعه استفاده میکند. پکن با سرمایهگذاری سنگین روی زیرساختها توانست رشد اقتصادی را سرعت بخشد، اشتغالزایی کند و بنیان توسعه کلی کشور در چهار دهه گذشته را شکل دهد.
اما آیا میتوان روش چینی توسعه را در نقاط مختلف دنیا تکرار کرد؟ آیا ساخت و بازسازی جادهها، راهآهن و دیگر زیرساختهای مربوط به حمل و نقل در همهجای دنیا یکشکل انجام میشود و نتیجه مشابه است؟ جواب مطمئنا منفی است. آمریکا و چین به دو شکل کاملا متفاوت روی زیرساختها سرمایهگذاری میکنند و نتیجه متفاوتی میگیرند.
اول از همه آمریکا نمیتواند سیستم از بالا به پایین مدیریت اقتصادی چینی را کپی کند (همین سیستم تمرکزگرای چینی بود که به چینیها اجازه داد کرونا را به سرعت کنترل کنند در حالی که در آمریکا هر ایالت ساز خودش را میزد). در پکن به خاطر این شیوه مدیریتی تصمیمات درباره چگونگی سرمایهگذاری در زیرساختها خیلی سریع انجام میشود و دولتهای محلی، فقط اجراکننده تصمیم مدیران بالایی هستند نه مثل آمریکا که خیلی اوقات تصمیمات دولت ایالتی ربطی به دولت فدرال ندارد و حتی با آن تناقض دارد.
پروفسور لی ییپنگ، استاد دانشکده تجارت دانشگاه ریدینگ انگلیس میگوید: «چین نسبت به آمریکا مزیت سازمانی دارد. تفاوت سیستم سیاسی دو کشور تفاوت نوع واکنش دو طرف به کرونا بود. نکته اینجاست که اگر شما نتوانید کرونا را به خوبی کنترل کنید و بخواهید اقتصاد را رونق ببخشید، همیشه این خطر وجود دارد که کرونا بازگشت کند. و شما دوباره ضربه بدی خواهید خورد.»
به علاوه، سیستم سیاسی آمریکا هم میزان پولی را که بایدن میتواند خرج کند و هم پروژههای او را محدود خواهد کرد. بایدن نمیتواند تصمیمات را بگیرد و به آنها عمل کند. او با مانع کنگره و دولتهای ایالتی روبهروست و همین باعث میشود انجام پروژههای زیرساختی در آمریکا سختتر و طولانیتر شود. ضمنا مسئله بدهی دولت هم این وسط وجود دارد.
روری گرین، اقتصاددان متخصص چین و آسیای شمالی در مرکز تحقیقاتی TS Lombard میگوید: «تفاوت آمریکا با چین در این حوزه دوشاخه است. اول، محدودیتهای سختگیرانهتر بودجهای در آمریکاست و اینکه کنگره نخواهد گذاشت بدهی دولت به خاطر نوسازی زیرساختها از حد خاصی بیشتر شود. تفاوت دوم کندی اجرای پروژهها در آمریکاست. وقتی دولت پکن تصمیم به سرمایهگذاری میگیرد پول خیلی سریع به افراد دخیل در ماجرا میرسد و وارد چرخه اقتصاد میشود. دولتهای محلی در آنجا پروژههای آمادهای دارند که فقط مشکل بودجه دارند و به شدت مشتاقاند که آن را استارت بزنند. در آمریکا ممکن است سالها طول بکشد که پروژه آغاز به کار کند و به همین خاطر نمیتواند بر رکود آن تاثیری را بگذارد که سیاستگذار خواسته بود.»
طی دو دهه گذشته سرمایهگذاری روی زیرساختها حربه معمول چین در جنگ با رکود و تقویت توسعه بلندمدت بوده است. سال پیش هم پکن برای جبران ضربه کرونا به اقتصاد اجازه داد سطح کسری بودجه به طرز بیسابقهای بالاتر رود و به دولتهای محلی هم اجازه داد که در مقیاسی بیسابقه وام بگیرند تا بتوانند روی زیرساختها سرمایهگذاری کنند.
به همین خاطر بدهی بخش دولتی در چین به ۴۶.۵۵ تریلیون یوآن (۷.۱۷ تریلیون دلار) رسید. سهم دولت مرکزی از این بدهی ۲۰.۸۹ تریلیون یوآن است و دولتهای محلی ۲۵.۶۶ تریلیون یوآن. سال پیش نسبت بدهی کلی دولت چین به تولید ناخالص داخلی به ۲۷۰ درصد افزایش پیدا کرد. این رقم در سال ۲۰۱۹ حدود ۲۴۶ درصد بود. همین سرمایهگذاری باعث شد اقتصاد چین - با وجود ضربه سنگینی که اوایل سال ۲۰۲۰ از کرونا خورد - طی سال گذشته ۲.۳ درصد رشد کند.
روری گرین میگوید: «سرمایهگذاری زیرساختی ابزار به شدت موفق چین برای مقابله با دورانهای رکود چرخه اقتصادی بوده است. چین هرگاه با بحران روبهرو شده (مثل بحران مالی جهان در سال ۲۰۰۸ و سقوط بازارهای بورس در سال ۲۰۱۵) بلافاصله محدودیت کسری بودجه دولتهای محلی را برداشته و روی زیرساختها سرمایهگذاری کرده و جواب گرفته است.»
حالا بایدن هم قرار است راه چین را برود. او میخواهد علاوه بر بازسازی سیستم کهنه پلها، جادهها، خطوط آهن، فرودگاهها و حمل و نقل عمومی شهری، روی زیرساختهای دیجیتال آمریکا هم سرمایهگذاری کند. البته کنگره باید این طرح را تایید کند و به همین خاطر جزئیاتش ممکن است عوض شود. اکثر تحلیلگران بر این باورند که طرح بایدن برای اقتصاد آمریکا ضروری است و باعث جان گرفتن اقتصادی میشود که سالهاست دچار بیماری سرمایهگذاری پایین روی زیرساختهایش است. از سال ۲۰۱۰ تاکنون میانگین سرمایهگذاری سالانه دولت آمریکا روی زیرساختها حدود ۲.۴ درصد تولید ناخالص داخلیاش بوده که بسیار پایینتر از رقم ۸ درصدی چین است.
لوئیس کوئیس، رئیس میز آسیای موسسه تحقیقاتی آکسفورد اکونومیکز میگوید: «زیرساختهای آمریکا نیاز به بازسازی دارند و در این حرفی نیست. نکته اینجاست که هدف دولت باید همین باشد: یعنی زیرساختها بازسازی شوند تا نهایتا اوضاع به نفع اقتصاد و کشور شود. اینکه دولت هدفش را اشتغالزایی از این راه قرار دهد ایراد دارد و باعث تضعیف آن میشود. اشتغالزایی باید نتیجه طرح باشد نه هدف آن.»
البته دولت چین شکستهایی هم در این زمینه داشته است: پروژههای پرخرجی که جواب ندادهاند اما به گفته کوئیس، در کل این سیاست موفق بوده است. درست است که مثلا در چین فرودگاههایی داریم که از پس هزینههای خود برنمیآیند اما خط آهن پرسرعت چین کاملا موفق بوده است.
ضمنا چین و آمریکا در مراحل متفاوتی از توسعه اقتصاد خود قرار دارند و این اهداف زیرساختی آنها را متفاوت میکند. چین به دنبال انتقال جمعیت از مناطق روستایی به مناطق شهری بزرگ و توسعهیافته است و آمریکا به دنبال توسعه حمل و نقل و رساندن کارگران ارزان از مناطق روستایی به شهرهای صنعتی. در حال حاضر سطح زیرساختها در چین بالاتر از سطح توسعه تولید است. زیرساختها قرار است مردم را به سمت شهرها به حرکت درآورد و میزان تقاضا را بالا ببرد تا تولید جان دوباره بگیرد.