
نرخ شیوع اعتیاد با درآمد سرانه و سطح تحصیلات مردان رابطه منفی و معنادار و با تورم و ضریب جینی و طلاق رابطه مثبت و معنادار دارد. همچنین نتایج بر رابطه مثبت و معنادار نرخ شیوع اعتیاد با شاخص فقر و بیکاری مردان دلالت دارد
حسن درگاهی، امین بیرانوند/آینده نگر
اعتیاد به مصرف مواد یکی از مهمترین آسیبهای اجتماعی است که نهتنها یک پدیده اجتماعی بلکه یک پدیده اقتصادی نیز به شمار میآید. عوامل اقتصادی از تعیینکنندههای مهم نرخ شیوع اعتیاد در ایران است. این شناخت باید منجر به تغییر رویکرد سیاستگذاری شود زیرا نمیتوان بدون توجه به بهبود شرایط اقتصادی، کاهش اعتیاد را در جامعه انتظار داشت. بنابراین در چارچوب یک رویکرد جامعنگر، سیاستهای معطوف به افزایش درآمد سرانه و اشتغال و همچنین کاهش فقر و تورم همراه با گسترش آموزش و بهداشت و امنیت اجتماعی باید مورد توجه قرار بگیرد. حسن درگاهی و امین بیرانوند در پژوهشی که درباره عوامل اقتصادی اعتیاد انجام دادهاند و نتایجش را در مقالهای با عنوان «عوامل اقتصادی و اجتماعی مؤثر بر اعتیاد در ایران با تأکید بر ادوار تجاری» در شماره 78 فصلنامه «پژوهشنامه اقتصادی» منتشر کردهاند، سعی کردهاند ده گروه سنی را در سه گروه استانها مطالعه کنند. آنها بهدلیل نبود دادههای کافی ابتدا یکسری زمانی برای نرخ شیوع با استفاده از الگوهای علمی و تعیین احتمال اعتیاد افراد با مشخصههای جمعیتشناختی برای 10 گروه سنی و در سه گروه استانی (با نرخ شیوع بالا، متوسط و کم) برآورد کردهاند و سپس روش دادههای ترکیبی استانی را مورد استفاده قرار دادهاند.
***
سوءمصرف مواد مخدر یکی از مهمترین معضلات بهداشتی و روانی و اجتماعی و امنیتی جهان محسوب میشود که آثار زیانبار آن در ابعاد مختلف فرد و خانواده و جامعه قابلشناسایی است. از این رو، موضوع مبارزه با مواد مخدر یکی از دغدغههای بسیاری از نهادهای بینالمللی و کشورهای جهان بوده است و تلاش شده سیاستهای مختلفی برای مبارزه با این معضل اجتماعی اعمال شود. در این میان، مبارزه با اعتیاد به مواد مخدر با توجه به محرکهای آن میتواند باعث ایجاد اختلاف میان صاحبنظران در ارتباط با روش مبارزه و در بسیاری از موارد شکست سیاستهای اعمالشده شود. برخی مصرف موارد مخدر را یک انتخاب آزاد رد سبک زندگی شخصی در نظر میگیرند. برخی دیگر بر این باورند که فشار اقتصادی و ساختار نظام حاکم مردم فقیر را به استفاده از مواد مخدر منحرف میکند. همچنین برخی مصرفکنندگان گرایش به مواد را به محرکهای خارجی مانند فشار همسالان مرتبط میدانند و برخی دیگر محرکهای دخالی منکوبکننده همچون شخصیت و تمایلات و افسردگی را در اعتیاد خود دخیل میدانند. به هر روی، محرکها ـ چه داخلی چه خارجی چه ترکیبی ـ موضوع مشترک در درک مصرف مواد کاملا اهمیت پیدا میکنند.
با توجه به تفاوتهای موجود در جوامع انسانی و محرکها، عوامل مؤثر بر اعتیاد در هر جامعه نسبت به جامعه دیگر میتواند متفاوت باشد. ایران نیز همانند سایر کشورها همواره با معضل اعتیاد به مواد مخدر دستبهگریبان بوده است. چهبسا حتی اهمیت این موضوع در ایران از بسیاری از کشورهای جهان بیشتر باشد زیرا ایران در همسایگی کشوری قرار دارد که بنا به شواهد آمار بینالمللی در دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد، بزرگترین تولیدکننده تریاک جهان است و حدود 75 درصد سطح زیر کشت خشخاش را در جهان به خود اختصاص داده است.
برای مبارزه آگاهانه با اعتیاد به مواد مخدر گام اول شناسایی صحیح محرکها و عوامل مؤثر بر مصرف مواد مخدر در کشور است. نظر به تنوع رویکردها در ارتباط با عوامل تأثیرگذار بر مصرف مواد مخدر، پژوهش حاضر تلاش دارد با توجه به احتمال اثرگذاری عوام اقتصادی و اجتماعی بر شیوع مصرف مواد مخدر از دیدگاه نظر به بررسی تجربی این مهم در کشور بپردازد. نظریههایی که به تبیین علل سوءمصرف مواد مخدر پرداختهاند از رویکردهای زیستشناختی، روانشناختی یا جامعهشناختی استفاده کردهاند. در این پژوهش، با توجه به اینکه تلاش بر شناسایی عوامل کلان اقتصادی مؤثر بر اعتیاد در جامعه است، چندین نظریه اقتصادی و جامعهشناختی که میتواند بهنحوی توجیهکننده اهمیت متغیرهای اقتصادی بر شیوع اعتیاد باشد در نظر گرفته شده است، ازجمله نظریه اعتیاد عقلایی، نظریه تعارض اجتماعی و نظریه عمومی فشار.
براساس نظریه اعتیاد عقلایی، یک فرد تنها وقتی به کالایی اعتیاد پیدا میکند که مصرف گذشته کالا مطلوبیت نهایی مصرف فعلی را افزایش دهد. همچنین شروع مصرف یا ازسرگیری اعتیاد مضر، اغلب تحت تأثیر اضطراب و تنش و ناامنی ایجادشده از بلوغ و طلاق و از دست دادن شغل و سایر رویدادهای مهم است. بنابراین با توجه به نظریه اعتیاد عقلایی، اگر شرایط اقتصادی جامعه چنان باشد که باعث ایجاد تشویش و استرس در فرد شود، میتواند با کاهش مطلوبیت فعلی و افزایش مطلوبیت نهایی مصرف کالای اعتیادآور منجر به گسترش اعتیاد در جامعه شود. نظریه تعارض اجتماعی میگوید که غالب افراد مبتلا به سوءمصرف مواد در طبقات پایین اجتماعی، محلههای نابسامان، خانوادههای کمدرآمد و مناطق فاقد نفوذ سیاسی یافت میشوند. عدم بهرهمندی نیروی کار از درآمد کافی افراد بدون مهارت و بیسود را در برابر فقر آسیبپذیر میکند. سپس جمعیت کثیری از اعضای فقیر جامعه در بخشهای فقیرنشین شهرها متمرکز میشوند و فروش مواد مخدر تبدیل به راهکاری برای تحمل فقر شدید و کاهش شکاف درآمدی این افراد میشود. طبق نظریه عمومی فشار نیز سیستم فرهنگی همه را تشویق میکند تا اهداف ایدهآل موفقیت مالی یا وضعیت طبقه متوسط را دنبال کنند. با این حال، افراد طبقه پایین اغلب از دستیابی به چنین اهدافی از طریق کانالهای قانونی منع میشوند. این موضوع عامل ایجاد فشار بر فرد خواهد بود. محققان سه منبع فشار را شناسایی کردهاند: فشار ناشی از شکست در رسیدن به اهداف ارزشمند مثبت، فشار ناشی از حذف انگیزههای ارزشمند مثبت و فشار ناشی از وجود محرکهای منفی که شامل وقوع قطعی یا پیشبینیشده عاملی است که فرد از آن بیزاری میجوید. استفاده از مواد مخدر ناشی از احساس افسردگی و اضطرابی است که از فشارهای واردشده بر فرد نشأت میگیرد.
اعتیاد با استرس نیز ارتباط محکمی دارد. استرس بهعنوان یکی از عوامل خطرپذیر در شروع اعتیاد، ماندگاری و درنتیجه شکست در درمان محسوب میشود. استرسهای القاشده میل به مصرف مواد را تقویت میکند. حوادث استرسزا همراه با مهارتهای مقابلهای ضعیف میتواند ازطریق پاسخهای تکانشی و مصرف بیرویه داروها، افزایش خطر اعتیاد را بههمراه داشته باشد. در ارتباط با اختلالهای وابسته به استرس و اعتیاد، فرضه خوددرمانی مطرح میشود که تأکید میکند شخص اغلب از مواد مخدر برای غلبه بر کنشهای مرتبط با عوامل فشارزای زندگی یا کاهش نشانههای اضطراب و افسردگی حاصل از رخداد آسیبزننده استفاده میکند. به عبارت دیگر، استفاده از مخدرها وسیلهای برای تنظیم و تسکین استرسهای روانشناختی خواهد بود.
نتایج مطالعات نشان میدهد که سه متغیر مهم رشد اقتصادی و بیکاری و چرخههای تجاری اقتصاد کلان میتواند بر اعتیاد آثار تعیینکننده داشته باشد. رشد اقتصادی از طرفی هزینه فرصت فراغت را افزایش میدهد و با ایجاد فرصتهای بازار کار، مصرف مواد مخدر را کاهش میدهد. از طرف دیگر نیز با کاهش استرس و افسردگی و ناسازگاری درون خانواده بهدلیل فشارهای اقتصادی منجر به کاهش مصرف مواد میشود. اما در ارتباط با تأثیر چرخههای تجاری بر مصرف مواد مخدر، مطالعه تجربی نتایج متناقضی را نشان میدهد. برخی مطالعات تجربی موافق چرخهای بودن مصرف مواد مخدر هستند. درحالیکه نتایج برخی مطالعات دیگر مخالف چرخهای بودناند.
دستاوردهای تحقیق: نگرانی برای گروه سنی 30 تا 50 سال
نرخ شیوع مصرف مواد در هفته قبل از پیمایش، در ماه قبل از پیمایش، در سال قبل از پیمایش و همچنین در طول عمر در کل کشور بهترتیب معادل 4.3، 4.9، 5.4 و 8.5 درصد در بین جمعیت 15 تا 64 سال اعلام شده است. به عبارت دیگر، حدود چهار میلیون و 499 هزار نفر در طور عمر خود و حدود دو میلیون و 900 هزار نفر در سال قبل از انجام مطالعه مواد مصرف کرده اند و بهدلیل نبود آمار قابلاتکا درباره نرخ شیوع اعتیاد در استانهای کشور طی سالهای مختلف، در این پژوهش سعی شد از یک سری زمانی و منطقهبندی استفاده شود. همچنین از نتایج طرح پیمایش ملی خانوار هم استفاده شد. طرح پیمایش ملی خانوار در مورد مصرف مواد مخدر و روانگردانها در سال 1394 بزرگترین تحقیق میدانی و مهمترین پژوهش در حوزه شیوعشناسی اعتیاد کشور تاکنون بوده است. نتایج بهدستآمده از آن منبع موثقی از آمار و اطلاعات شیوع مصرف سیگار، قلیان، مشروبات الکلی، مواد و داروهای بدون مجوز پزشکی در کشور و استانهای مختلف است که جامعه آماری آن 57 هزار نفر را تشکیل میدهد.
نتایج بخش اول پژوهش آنها نشاندهنده افزایش نرخ شیوع مصرف مواد از حدود 3.7 درصد در سال 1386 به حدود 5.4 درصد در سال 1394 است. همچنین احتمال اعتیاد مردان نسبت به زنان و افراد مجرد نسبت به افراد متأهل بیشتر بوده است و احتمال اعتیاد با بالارفتن سطح تحصیلات کاهش مییابد. نکته مهم آن است که بیشترین احتمال مصرف مواد در میان مردان و زنان مربوط به گروه سنی 30 تا 45 سال است. همچنین در این گروه سنی احتمال اعتیاد افراد بیکار نسبت به افراد شاغل بیشتر است. نتایج بخش دوم پژوهش حاکی از آن است که نرخ شیوع اعتیاد با درآمد سرانه و سطح تحصیلات مردان رابطه منفی و معنادار و با تورم و ضریب جینی و طلاق رابطه مثبت و معنادار دارد. همچنین نتایج بر رابطه مثبت و معنادار نرخ شیوع اعتیاد با شاخص فقر و بیکاری مردان دلالت دارد. از یافتههای دیگر این تحقیق رابطه منفی و معنادار نرخ شیوع اعتیاد با مخارج سرانه حقیقی در دولت است. رابطه مثبت رکود اقتصادی با نرخ شیوع مخالف چرخهای بودن نرخ شیوع اعتیاد در کشور است.