سه پیش‌بینی برای آینده رابطه چین-روسیه

پکن- مسکو بدون توقف؟

تاریخ 1400/03/25 ساعت 10:11

مسکو امیدوار است که از پروژه راه ابریشم جدید چین هم سود ببرد و به عنوان پلی میان چین و اروپا عمل کند (اگر چه شرکت‌های چینی زیاد به همکاری در پروژه‌های شرکت‌های روس علاقه نشان نمی‌دهند.)

آینده نگر

هربار که چین و روسیه با هم جلوی دوربین‌ دست می‌دهند، در واشنگتن زنگ‌های خطر به صدا درمی‌آید. حالا هم که روابط آمریکا با هردوی این کشورها رو به بدتر شدن دارد، پکن و مسکو نزدیک‌تر به نظر می‌رسند و این به شدت تحلیل‏گران آمریکایی را ترسانده است. چه می‌شود اگر روسیه و چین نوعی محور تجدیدنظرطلبان را تشکیل بدهند؟ (گروهی که خواستار تجدیدنظر در نظم غربی جهان هستند و به سمت دنیای پس از غرب حرکت می‌کنند.) رابطه گرم پکن- مسکو چقدر برای منافع آمریکا و نظم جهانی غربی خطرناک است؟

چین و روسیه البته منافع مشترک واضح دارند. اول از همه در بخش بازرگانی: چین بزرگ‌ترین واردکننده نفت و گاز طبیعی دنیاست، روسیه هم دومین صادرکننده نفت و بزرگ‌ترین صادرکننده گاز طبیعی دنیاست. این یعنی شراکت دو طرف طبیعی است.

به لحاظ ژئوپلیتیکی هم چین و هم روسیه تمایل مشترکی به محدودساختن اهرم‌های سیاسی و اقتصادی آمریکا در نزدیکی مرزهایشان دارند. هیچ کدام علاقه‌ای به شنیدن انتقادات دائمی آمریکا از وضع حقوق بشر در چین و روسیه یا موعظه‌های واشنگتن در مورد دموکراسی در تایوان و اوکراین ندارند. چین همان‏قدر به تعرفه‌های گمرکی آمریکا علاقه‏مند است که روسیه به تحریم‌های آمریکا. و هردو کشور می‌خواهند نقش بیشتری در تصمیم‌گیری‌های جهانی داشته باشند. آنها می‌گویند «چرا آمریکا باید حرف آخر را بزند؟»

به نظر می‌رسد به قدرت رسدن جو بایدن، که برخلاف ترامپ از حربه حقوق‌ بشر برای فشار به دیگر کشورها استفاده می‌کند، باعث شده پکن و مسکو احساس کنند باید به یکدیگر نزدیک‌تر شوند. شاید به همین خاطر باشد که ولادیمیر پوتین اخیرا خواستار «شراکت چندجانبه استراتژیک» با چین شده است.

اما ماجرا به این سادگی‌ها هم نیست: در راه نزدیک‌تر شدن چین و روسیه محدودیت‌های جدی وجود دارد. اول: پکن و مسکو هر کدام در مورد «قلمروهای نفوذ» خود جدی‌اند و این قلمروها در مناطقی همپوشانی دارند و باعث رقابت می‌شوند. این به خصوص در آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی صادق است. مناطقی که پیش‏تر بخشی از اتحاد جماهیر شوروی بودند و روسیه هنوز به صورت آشکارا و پنهان در آنجا فعال است. چین دقیقا به همین مناطق به عنوان بخشی از جاده ابریشم جدید نگاه می‌کند و با سرمایه‌گذاری سنگین در زیرساخت‌های آنها قصد دارد خود را از طریق جاده و خط آهن به اروپا وصل کند.

دوم: وقتی به وضعیت بازرگانی میان مسکو و پکن نگاه می‌کنیم این شراکت کاملا یک‏طرفه است. از دید روسیه، چین شریک تجاری شماره یکش است. حدود ۱۵.۵ درصد تجارت کل روسیه با چین است. اما برای چین، روسیه حتی بین ۱۲ کشور اول هم قرار نمی‌گیرد. مهم‌ترین واردکننده محصولات چینی، آمریکاست. اتحادیه اروپا، ژاپن و دیگر همسایگان آسیایی چین، اهمیت بیشتری در تجارت برای پکن دارند. در واقع چین به هلند بیشتر از روسیه جنس صادر می‌کند (فقط یک درصد تجارت چین با روسیه است).

چرا روی بازرگانی تاکید می‌کنیم؟ چون ثبات سیاسی چین به ثبات اقتصادی‌اش وابسته است و ثبات اقتصادی چین به شدت بر روابط عمل‏گرایانه‌اش با آمریکا و اروپا وابسته است تا بر شراکت با روسیه.

چین و روسیه البته توافق‏نامه جدید تجاری امضا خواهند کرد تا بخصوص چین از روسیه انرژی و سلاح بخرد. آنها مانورهای نظامی مشترک برگزار خواهند کرد و بر سر شکل‌گیری قوانین سایبری جدید همکاری خواهند داشت. اما چین نیازمند رابطه سازنده با غرب است و روسیه بیشتر به دنبال تغییرات بنیادین در نظم بین‌المللی غربی است. روابط تبادلی دو طرف به اتحاد نظامی‌ منجر نخواهد شد و حتی پکن و مسکو به طور سیستماتیک و منظم با هم تبادل اطلاعات نخواهند داشت (آن‏طور که مثلا آمریکا، انگلیس، کانادا، استرالیا و نیوزیلند با هم دارند).

 

۱.رقابت پیچیده بر سر آسیای مرکزی

ناتاشا کورت، استاد درس امنیت و صلح بین‌المللی در کینگ کالج لندن

درست بعد از مذاکرات پرتنش نمایندگان پکن و واشنگتن در آلاسکا در ۲۳ مارس، سرگئی لاوروف و وانگ یی، وزرای خارجه روسیه و چین بیانیه‌ای مشترک امضا کردند که مشخصا خطاب به غرب بود. در این بیانیه سیاسی‌سازی مسئله حقوق بشر و دخالت در امور داخلی دیگر کشورها محکوم شده است.

بخش‌های زیادی از این بیانیه چیز جدیدی نمی‌گوید. دو کشور از ۱۹۹۷ «شراکت استراتژیک» داشته‌اند که با معاهده سال ۲۰۰۱ آن را تقویت کردند. این یعنی ۲۰ سال پیش. حالا کمی پس از تحریم‌های جدید انگلیس و اتحادیه اروپا علیه چین، و تمدید تحریم‌های اتحادیه اروپا علیه روسیه، این بیانیه نمایش اتحاد دو کشور است و این احتمال را زنده می‌کند که روسیه و چین قصد دارند بدون استفاده از دلار و با واحدهای پولی خودشان با یکدیگر تجارت کنند تا تحریم‌ها را دور بزنند.

نکته اینجاست که با اینکه دو کشور قصد دارند در برابر آمریکا و متحدانش در ناتو به یکدیگر نزدیک‌تر شوند، طی دو دهه اخیر اتفاقات فراوانی افتاده که طبیعت رابطه پکن-مسکو را تغییر داده است.

اول اینکه رابطه اقتصادی دو طرف با هم متوازن نیست. چون روسیه طی سال‌های اخیر بالاجبار رابطه اقتصادی‌اش را با اروپا کاهش داده، بیشتر از قبل به چین متکی است. روسیه به چین مواد خام - بخصوص سوخت - می‌فروشد و در اول کالا وارد می‌کند اما روسیه فقط یکی از منابع انرژی چین است.

نکته مهم دیگر مسئله آسیای مرکزی است، جایی که روسیه تلاش می‌کند در آن برتری خود را حفظ کند و در بلندمدت حتی به لحاظ نظامی حضور داشته باشد، اما اینجا جایی است که چین از طریق برنامه بلندپروازانه جاده ابریشم جدید در حال توسعه زیرساخت‌ها و نفوذ اقتصادی است. روسیه برای آنکه همچنان در آسیای مرکزی نفوذ داشته باشد «اتحادیه اقتصادی اوراسیا»ی خود را به جاده ابریشم جدید متصل کرده است. البته تحلیل‌گران بر این باورند که پذیرش این طرح توسط چین، تمهیدی برای قوت قلب دادن به روسیه بوده است.

 چین طی سال‌های آینده تلاش خواهد کرد از سرمایه‌های اقتصادی‌اش در منطقه حفاظت کند. همین حالا هم توافق‌نامه‌هایی امنیتی با چندین کشور آسیای مرکزی امضا کرده و کم‌کم از شرکت‌های امنیتی خصوصی هم بهره خواهد برد. چین به تاجیکستان کمک کرده که نزدیک مرزش با افغانستان ایست‌های بازرسی ایجاد کند.

قبلا نقش‌های چین و روسیه در آسیای مرکزی مشخص و مجزا بود: روسیه روی جنبه‌های سیاسی و امنیتی تکیه داشت و چین به دنبال همکاری‌های اقتصادی بود. اما نشانه‌ها حاکی از آن است که چین کم‌کم بازیگری سیاسی‌تر می‌شود و در حوزه‌های امنیتی هم دست به اقدام می‌زند. این یعنی دو کشور اگرچه سعی می‌کنند در برابر غرب جبهه‌ای واحد به نظر برسند اما مشکلات جدی خودشان را دارند.

 

۲.تلاش جدی برای دور زدن دلار

گلوبال تایمز - چین

اینکه دو شریک همفکر با یکدیگر سر موضوعات حیاتی همکاری کنند طبیعی است، اما این به معنای آن نیست که دو قدرت بزرگ قرار است اتحاد ضد آمریکایی تشکیل دهند چون این ایده‌ای کهنه و غیرلازم است.

دیدار اخیر وزیر خارجه روسیه از چین فقط دو روز پس از گفت‌وگوهای پر تنش وزیرخارجه چین با همتای آمریکایی‌اش در آلاسکا برگزار شد. و حال و هوای این دیدارها کاملا با حال و هوای مذاکرات آلاسکا فرق داشت. لاوروف پیش از دیدار با وانگ، روی رود زیبای لیجیانگ قایق‌رانی کرد و طی دیدار هم طرفین در مورد رابطه‌شان با آمریکا به تبادل اطلاعات پرداختند و بعد از واشنگتن خواستند در حملاتش به صلح بین‌الملل تجدیدنظر کند.

 اما شاید نکته مهم این دیدار، پرداختن به مسئله دلار بود. لاوروف به خبرنگاران چینی گفت که دو کشور به دنبال استفاده از واحدهای پولی خود و دیگر واحدهای پولی بین‌المللی به جای دلار هستند تا بتوانند به طور تدریجی از سیستم پرداخت بین‌المللی تحت کنترل غرب فاصله بگیرند و ریسک تحریم‌های غربی علیه مسکو و پکن پایین بیاید.

یانگ جین، متخصص روابط روسیه و چین در آکادمی علوم اجتماعی چینی در پکن می‌گوید: «پیشنهاد روسیه با پاسخ مثبتی در چین مواجه خواهد شد چون هر دو کشور متوجه ریسک عظیم اتکای بیش از حد به دلار شده‌اند. واشنگتن مدت‌هاست از سیستم مالی سوئیفت به عنوان ابزار مجازات هر کشوری که دلش می‌خواهد سوء استفاده می‌کند و این باعث نارضایتی جهانی شده است. اگر روسیه و چین بتوانند با یکدیگر همکاری کنند و هژمونی دلار را به چالش بکشند گروه زیادی از کشورها به سیستم جدید خواهند پیوست.»

دونگ دنگشین، رئیس انستیتو مالی دانشگاه ووهان هم براین بار است که «چون سیستم پرداخت به سیستم بازرگانی متصل شده، این سیستم می‌تواند از یوآن به عنوان واحد پولی تسویه حساب داد و ستدها استفاده کند.» بر اساس گزارش‌ها همین حالا تعدادی از بانک‌های چینی به «سیستم پرداخت بین‌المللی چین» پیوسته‌اند تا بتوانند بدون استفاده از دلار بین تجار چینی و روس رابطه مالی برقرار کنند.

 به گفته دنگشین «در ابتدا این سیستم را می‌توان در کشورهای آسیای مرکزی و کشورهای مسیر جاده ابریشم نو امتحان کرد و آن را به جلو هل داد. همچنان که نفوذ آن افزایش می‌آید احتمالا دیگر کشورهای اروپایی و کشورهای منطقه تجارت آزاد آسه‌آن به آن خواهند پیوست.»

البته واشنگتن هم بیکار نخواهد نشست. این احتمال وجود دارد که با قدرت گرفتن سیستم جدید، آمریکا سوئیفت را «اختصاصی» کند و کشورها را مجبور کند که بین سوئیفت و سیستم چینی یکی را انتخاب کنند. به هر حال، هر اتفاقی بیفتد، آینده سیستم مالی جهان، مانند گذشته غربی نخواهد بود.

 

۳.این رابطه سال‌ها ادامه خواهد داشت

نشنال اینترست، نشریه محافظه‌کار آمریکایی

اگر اتفاق خاصی نیفتد ولادیمیر پوتین می‌تواند تا سال ۲۰۳۶ در روسیه قدرت داشته باشد و شی جینپینگ هم برای ماندن در قدرت تا آن موقع مشکل قانونی ندارد. اما روابط دو کشور در بلندمدت به کدام سمت می‌رود؟

شبکه‌ای از خط لوله‌های نفت و گاز که طی دهه گذشته ساخته شده، اقتصادهای دو کشور را برای ۳۰ سال آینده به هم متصل می‌کند و شبکه‌ای از اتکای متقابل را به وجود می‌آورد. بر اساس برآورد اداره اطلاعات انرژی آمریکا، تقاضای چین برای نفت خام طی پنج سال آینده به رشد خود ادامه خواهد داد (همچنین تقاضا برای گاز طبیعی که آلودگی محیط زیستی کمتری دارد.) خط لوله گاز طبیعی «قدرت سیبری» که دسامبر ۲۰۱۹ افتتاح شد و خط لوله موازی دوم که قرار است به زودی تاسیس شود ظرفیت صادرات گاز روسیه به چین را دوبرابر خواهد کرد. البته نباید روی اهمیت روابط نفتی/گازی پکن-مسکو غلو کرد. چین از کشورهای مختلفی سوخت وارد می‌کند تا به هیچ کدام وابسته نباشد. در سال ۲۰۱۹ فقط ۱۵ درصد نفت خام چین از روسیه می‌آمد (عربستان با ۱۶ درصد در مقام اول بود). فراموش نکنید که چین حدود یک سوم نفت مصرفی‌اش را خود تولید می‌کند و نفت وارداتی از روسیه تنها دو درصد نیازهای سالانه انرژی چین را شامل می‌شود. در مورد گاز طبیعی هم چین به همین سمت حرکت می‌کند: هم تولید خود را بالاتر می‌برد و هم از کشورهای بیشتری گاز وارد می‌کند.

مسکو همچنین امیدوار است که از پروژه راه ابریشم جدید چین هم سود ببرد و به عنوان پلی میان چین و اروپا عمل کند (اگر چه شرکت‌های چینی زیاد به همکاری در پروژه‌های شرکت‌های روس علاقه نشان نمی‌دهند.)

یک تحول مهم در رابطه اقتصادی دو کشور می‌تواند رشد بازرگانی از طریق اوقیانوس منجمد شمالی است. گرم شدن زمین باعث شده حرکت کشتی‌ها در راه دریایی شمال آسان‌تر شود. چین به دنبال گسترش خطوط کشتی‌رانی‌اش از طریق راه دریایی شمال است و روسیه یخ‌شکن‌هایی دارد که می‌توانند خطوط دریایی را برای کشتی‌های چینی باز نگه دارند. البته تنش‌هایی بین دو طرف وجود دارد. مسکو از اینکه چین خود را کشوری «نزدیک به قطب» توصیف می‌کند راضی نیست چون ترجیح می‌دهد قدرت مسلط قطب شمال به حساب بیاید. روسیه قطب شمال را جزو منابع اصلی رشد اقتصادی آینده خود می‌داند.

پکن و مسکو از منتقدان سرسخت تسلط دلار بر اقتصاد جهانی هستند و اخیرا به طور فزاینده‌ای از روش مبادله پایاپای یا واحد پول‌های بومی خود استفاده می‌کنند. حدود ۸۰ درصد مبادلات جهانی به دلار انجام می‌شود اما در سال ۲۰۱۹ فقط ۵۱ درصد تجارت روسیه-چین با دلار انجام می‌شد. در سه ماهه اول سال ۲۰۲۰ این آمار به ۴۶ درصد کاهش پیدا کرد. از سال ۲۰۱۴ و پس از آغاز تحریم‌های آمریکا، تجارت با چین و یوآن چین به طور فزاینده‌ای برای شرکت‌های روس اهمیت پیدا کرده است و آنها تلاش می‌کنند از این طریق سوئیفت را هم دور بزنند.

البته زمینه‌هایی برای تنش در روابط اقتصادی چین و روسیه وجود دارد: مثل حضور فزاینده چین در آسیای مرکزی، سلاح فروختن روسیه به هند، بازرگانی و سرمایه‌گذاری فزاینده چین در بلاروس و مغولستان می‌تواند باعث ناراحتی میان طرفین شد. چین طی دو سال اخیر به ویتنام فشار آورده که کی از پروژه‌های نفتی دریایی خود را که با روسیه انجام می‌دهد لغو کند چرا که به ادعای چین این پروژه در آب‌های این کشور قرار دارد. روسیه درخواست چین در این مورد را نپذیرفته، اما طرفین بر سر این پروژه سر و صدا نکرده‌اند. این نشان می‌دهد طرفین قصد ندارند به رابطه تقریبا گرم کنونی ضربه سنگینی وارد کنند.