اما و اگرهای خط لوله گوره-جاسک
آیا مکران توسعه مییابد؟
تاریخ 1400/03/23
ساعت 12:54
اگر کشور به سطح مطلوبی از توسعه اقتصادی دست یافته بود و اگر در شرایط بحران اقتصادی نبودیم حساسیت زیادی در مورد اینگونه سرمایهگذاریها وجود نداشت اما در شرایط فعلی اقتصاد کشور باید هرگونه هزینهکردی در اقتصاد ملی با دقت و وسواس بسیار زیاد انجام شود
غلامحسین حسنتاش/ کارشناس ارشد اقتصاد انرژی/آینده نگر
مدتی قبل یادداشتی را از دوست و استاد عزیز جناب آقای دکتر شمس اردکانی مطالعه کردم؛ ایشان در آن یادداشت از کلنگ پروژه احداث پایانه نفتی جاسک توسط رئیسجمهوری و نیز از احداث خط لوله گوره- جاسک و ساخت انبارهای نفتی در جاسک تجلیل کرده بودند و از نظر استراتژیک و امنیتی آن را ضروری دانسته و آن را با خط لوله شرق به غرب عربستان و تاسیسات ذخیرهسازی عربستان در «بندر ینبع» مقایسه کرده بودند. در این رابطه چند نکته به نظرم میرسد که مقداری با نظر استاد مغایر است.
- مقایسه بین خط لوله جاسك و خط لوله عربستان دقیق نیست؛ خط لوله عربستان، نفت عربستان را از دو تنگه حساس هرمز و بابالمندب دور و معاف میكند و به یك جغرافیای كاملا متفاوت به میانه دریای سرخ میبرد و از نظر اقتصادی هم مقرون به صرفه است؛ چون حمل دریایی در یك مسافت مشابه، ارزانترین حمل است. خط لوله عربستان مسیر نفت خام صادراتی عربستان را حدود 3600 کیلومتر نزدیكتر كرده است. فاصله دریایی ترمینالهای صادراتی نفت عربستان در خلیج فارس تا بندر ینبع 4800 کیلومتر است در صورتی که طول خط لوله شرق به غرب عربستان 1200 کیلومتر یعنی یک چهارم آن است ولی خط لوله جاسك نه تنها مسیر را كوتاه تر نمیكند بلکه حدود 150 کیلومتر طولانیتر است و طبعا هزینه انتقال نفت از این خط لوله گرانتر از حمل نفت با کشتی است و به همین دلیل وقتی پالایشگاه بندر عباس ساخته میشد تصمیم گرفته شد که نفت خام خوراک آن با کشتی منتقل شود چون مقرون به صرفهتر بود.
- بنابراین خط لوله گوره-جاسگ نه تنها توجیه اقتصادی ندارد، بلکه حتی از نظر استراتژیكی نیز نفت را گرچه از تنگه هرمز خلاص میكند ولی به منطقه متفاوتی نمیبرد، فاصله دریایی بندر جاسک تا تنگه هرمز حدود دویست کیلومتر است ولذا اگر خدای ناكرده تهدیدی علیه ایران باشد جاسك همانقدر میتواند در خطر باشد كه كه بقیه بنادر ایران؛ شاید گفته شود قدرت مانور و تهدید ایران در داخل خلیج فارس بیشتر میشود، اما باید توجه داشت كه هم تمامی تاسیسات گازی و نفتی کشور و هم بخش عمدهای از مسیر همین خط لوله و تلمبهخانههای آن در منطقه خلیج فارس و در نزدیک ساحل قراردارد. کما اینکه عربستان هم به راحتی در تاسیساتی لطمه خورد که در شرق کشور و در منطقه خلیج فارس واقع بود و بخش عمدهای از صادراتش از بندر ینبع (در دریای سرخ) برای مدتی قطع شد.
- به نظر من این هزینه به واسطه یك تفكر قدیمی و سنتی از جنگهای نظامی كلاسیك در این شرایط سخت اقتصادی به كشور تحمیل شده است، در صورتیكه امروز خودمان شاهد هستیم كه نوع جنگ عوض شده و ما گرفتار جنگ اقتصادی هستیم كه بسیار بدتر از جنگ نظامی علیه ما عمل كرده است. البته حتی در جنگ نظامی هم شاهد هستیم كه امروزه تكنولوژیها و سازوكارهای برخورد و حمله كاملا عوض شده است. اتفاقا در تكنولوژیها و سازوکارهای جدید نظامی چهبسا جاسك بیشتر از خارك میتواند در خطر باشد. چراکه احتمال اشتباه در هدفگیری و درگیر کردن كشورهای همسایه در برخورد با آن كمتر است.
- علاوه بر اینها سرمایهگذاری اینچنینی در جاسك به منطقه و دنیا علامت میدهد كه هیچ بنایی برای تغییر نحوه تعامل سیاسی با منطقه و جهان وجود ندارد و اتفاقا راهبرد بلندمدت در مسیر تجهیز برای تشدید نوع برخورد و تعامل فعلی است و این به نوبه خود حساسیتها را بالا میبرد.
- من هم مانند استاد عزیز سالها پیش نظرم این بود كه باید بخشی از نفت خود را به خارج از هرمز ببریم و از متوقف شدن طرح محرم هم مانند ایشان متاسف شدم اما آن زمان و آن شرایط و سازوكارهای جهانی و حتی منطقهای بسیار تغییر كرده است. به نظرم خط لوله گوره-جاسک این كار پرهزینه و بسیار كمخاصیت است و وقتی نفت تحریم است و جنگ از نوع اقتصادی است، چندان فرقی نمیكند نفت ایران از كجا بارگیری شود.
- گاهی بعضی که از خط لوله گوره-جاسک صحبت میکنند، از توسعه مکران میگویند اما داستان توسعه مکران با این مساله فرق دارد. آنجا داستان اصلی احداث پروژههای پتروشیمی مطرح است و خط انتقال گاز برای تامین گاز آن پروژهها مورد توجه است که در جای خود باید مورد بررسی قرار گیرد.
- احداث این خط لوله و بقیه زنجیره مربوط به آن یعنی احداث مخازن ذخیره نفت خام و پایانههای صادراتی در بندر جاسک چه در مرحله ساخت و چه در مرحله بهرهبرداری مسلما در اقتصاد و معیشت استان سیستان و بلوچستان موثر خواهد بود و ایجاد شغل نیز خواهد کرد اما اگر تنها این هدف برای این پروژه باقی بماند، آنگاه این سوال مطرح خواهد بود که آیا همه گزینههای اشتغالزایی در این استان مطالعه شده است و گزینههایی وجود نداشته است که با این میزان سرمایهگذاری شغلهای بسیار بیشتری بهوجود آورد؟ و با شرایط آمایشی منطقه نیز سازگاری بیشتری داشته باشد.
در پایان تاکید بر این نکته را لازم میدانم که اگر کشور به سطح مطلوبی از توسعه اقتصادی دست یافته بود و اگر در شرایط بحران اقتصادی نبودیم حساسیت زیادی در مورد اینگونه سرمایهگذاریها وجود نداشت اما در شرایط فعلی اقتصاد کشور باید هرگونه هزینهکردی در اقتصاد ملی با دقت و وسواس بسیار زیاد انجام شود و بیشترین آثار انتشار و بیشترین بازدهی را داشته باشد و توان تولید ملی را افزایش دهد.