
حالا دیگر نوظهورها به دنبال کمک صندوق بینالمللی پول نیستند؛ و سیاستهایی هم که در دوران پاندمی توسط نوظهورها دنبال شده با استقبال بازارهای مالی همراه بوده است
آینده نگر/ منبع: نیویورک تایمز/ روچیر شارما، استراتژیست موسسه مورگان استنلی
در شرایطی که کشورهای ثروتمند در حال بحث در خصوص گسترش برنامههای مشوق مالی در دوران پاندمی هستند، اقتصادهای نوظهور با مباحث دیگری دست و پنجه نرم میکنند. آنها به دنبال اجرای اصلاحات هستند؛ و احتمالش زیاد است که در دوران پساکرونا وضع آنها بهتر از کشورهای ثروتمند باشد.
اقتصادهای نوظهور هرگز به آن منابع عظیم مالی که در اختیار کشورهای ثروتمند است دسترسی نداشتهاند و بنابراین از لحاظ خرجکردن اصلا به پای آنها نمیرسند. در زمان بحران مالی سال ۲۰۰۸ اقتصادهای نوظهور مشوقهای مالی سخاوتمندانهای که تقریبا در حد و اندازه مشوقهای کشورهای ثروتمند بود ارائه دادند. این کار در آن زمان امکانپذیر بود؛ چون اقتصادهای نوظهور چندین سال پررشد را پشت سر گذاشته بودند و پول لازم را برای سخاوتمندبودن در اختیار داشتند. آنها خرج کردند اما نتجیه خرجکردنشان فقط یک دوره کوتاه رشد بود. نتیجهاش این شد که در دهه ۲۰۱۰ میلادی، همان کشورها با کاهش رشد و مشکل در پرداخت بدهیها مواجه شدند.
پارسال با آغاز بحران کرونا، بسیاری از این کشورها هنوز از بار دردسرهای پیشین رها نشده بودند و پول کافی برای احیای اقتصادهای خود را هم دراختیار نداشتند؛ پس چارهای جز دنبالکردن اصلاحاتی که به بهرهوری کمک کند نبود.
تحقیقات خود من نشان داد که کشورهای نوظهور به صورت متوسط مجموع مشوقهای مالی را در سال ۲۰۲۰ افزایش دادند و آن را از ۶ درصد (در سال ۲۰۰۸) به ۹ درصد (در سال ۲۰۲۰) رساندند. اما اگر این ارقام را با کشورهای ثروتمند مقایسه کنید میبینید که این افزایش اصلا قابل توجه نیست. آنها مبالغ تخصیصی به مشوقها را در همین دوره بیش از سه برابر کردند و آن را از ۱۰ درصد به ۳۳ درصد رساندند. درواقع کشورهای توسعهیافته تقریبا چهار برابرِ نوظهورها در سال ۲۰۲۰ خرج کردند.
اما نوظهورها به دنبال آن بودهاند که اصلاحات را به منظور تقویت رشد اقتصادی خود به اجرا درآورند. مثالهایش هم زیاد است. اندونزی در سال گذشته میلادی مالیاتها را کاهش داد و قوانین دست و پاگیر در عرصه سرمایهگذاری و کار را اصلاح کرد و به دنبال گشایش در بخش مالی نیز هست. فیلیپین اخیرا مالیات شرکتی را که نسبتا بالا بود کاهش داد. دولت هند به دنبال تلاش برای گسترش فعالیت بخش خصوصی است و میخواهد مسیر خرجکردنهایش را تغییر دهد. مصر محدودیتهایی را در مورد خرجکردن دولت اعمال کرده است. حتی برزیل که به ولخرجی معروف است در تلاش است فتیله را در این زمینه پایین بکشد.
اما بزرگترین تغییر در چین قابل مشاهده است. مشوقهای مالی چین در زمان بحران ۲۰۰۸ از یک سو به خاطر آنچه که نجات اقتصاد جهان خوانده شد مورد استقبال قرار گرفت؛ اما بدهیهای ناشی از آن باعث کاهش شدید رشد اقتصادی این کشور شد. به همین جهت بوده که پکن در بحران یک سال اخیر به شیوهای دیگر عمل کرده است. چین که در سال ۲۰۰۸ مشوقهای مالی باغ بر ۱۳.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی ارائه داده بود، این بار به مشوقهای مالی بالغ بر ۹ درصد از تولید ناخالص داخلی بسنده کرد.
این روایت از واکنش اقتصادهای مختلف جهان به پاندمی اخیر درواقع این نکته را یادآوری میکند که نوظهورها تعریف خودشان را از بقای اقتصادی دارند. صندوق بینالمللی پول امروزه بر اساس آن توافق نئو-کینزی که در پایتختهای غربی مورد استقبال است، موضع خود در دوران پاندمی را تعیین کرده و به کشورها- چه ثروتمند و چه غیرثروتمند- توصیه کرده که به فکر کسریها نباشند و سخاوتمندانه خرج کنند. اما حالا دیگر نوظهورها به دنبال کمک صندوق بینالمللی پول نیستند؛ و سیاستهایی هم که در دوران پاندمی توسط نوظهورها دنبال شده با استقبال بازارهای مالی همراه بوده است. بازارهای سهام در اقتصادهای نوظهور بالاخره بعد از یک دهه ناکامی توانستهاند از بازارهای سهام اقتصادهای پیشرفته بهتر عمل کنند.
وقتی پاندمی کرونا به پایان برسد و انرژی زیاد و کاذبِ مشوقهای مالی فروکش کند، آن گاه خیلی چیزها روشن خواهد شد. نوظهورها در این زمان احتمالا شاهد بهبود افق رشد اقتصادی خود خواهند بود و احتمالا میتوانند آن را به تصمیمگیری درست در مورد مشوقهای مالی و اصلاحات نسبت بدهند. بسیاری از پیشبینیها حاکی از آن است که اقتصادهای پیشرفته احتمالا وضع مشابهی نخواهند داشت و با کندی رشد اقتصادی مواجه خواهند شد. احتمالش هست که آنها هم مثل نوظهورها در زمان بحران سال ۲۰۰۸ مجبور شوند این واقعیت تلخ را بپذیرند که «اگر با عجله پول خرج کنی، به کُندی میتوانی جبرانش کنی.»