
شاخص شکاف جنسیتی برای ایران برابر با ۵۸.۴ درصد گزارش شد و این کشور جایگاه ۱۴۸ فهرست را به خود اختصاص داده است. وضعیت این کشور شبیه دیگر کشورهای خاورمیانه مانند عربستان و لبنان و عمان است
آینده نگر/ ترجمه مونا مشهدی رجبی/ منبع: مجمع جهانی اقتصاد
از سال ۲۰۰۶ تاکنون هرساله گزارش شکاف جنسیتی توسط مجمع جهانی اقتصاد ارائه میشود. برای تهیه شاخص شکاف جنسیتی باید اطلاعاتی در مورد ۱۲ فاکتور از ۱۴ فاکتور سازنده شاخص وجود داشته باشد و تهیه این اطلاعات از بسیاری از کشورها ممکن نیست. در گزارش سال جاری ۱۵۳ کشور در این مطالعه وارد شدهاند که دو کشور برای اولین بار توانستهاند آمارهای لازم برای این مطالعه را ارائه دهند. از بین ۱۵۳ کشوری که در گزارش سال ۲۰۲۰ وجود دارد، ۱۰۷ کشور از سال ۲۰۰۶ تا کنون همواره در ردهبندی حضور داشتند و بقیه با گذشت زمان به جمع کشورهای مورد بررسی اضافه شدند.
بر طبق گزارش سال ۲۰۲۰، شاخص شکاف جنسیتی در سطح ۶۸.۶ درصد قرار داشت که نسبت به سال قبل بهبود پیدا کرده است، اما هنوز تا رسیدن به نقطه تعادل فاصله زیادی وجود دارد. نکته مهمی که در مورد گزارش سال ۲۰۲۰ وجود دارد این است که نه تنها شاخص کلی نسبت به سال قبل افزایش یافته است و نشان از کاهش شکاف جنسیتی دارد بلکه این رشد شاخص به کشورهای مختلف اختصاص داشته است یعنی اغلب کشورهای دنیا توانستهاند شاهد از بین رفتن موانع برای حضور بیشتر زنان در عرصههای مختلف اقتصادی و سیاسی و برخورداری آنها از آموزش و بهداشت باشند.
بررسیها نشان میدهد از میان ۱۵۳ کشور مورد بررسی، در ۱۰۱ کشور شاخص شکاف جنسیتی بهبود یافت و در ۴۸ کشور یا شاخص نسبت به سال قبل تغییری نکرده است یا با کاهش همراه بود(یعنی شرایط نسبت به سال یا تغییری نکرد یا بدتر شد). در ۱۶ کشور که سازنده ۱۰ درصد کشورهایی هستند که بیشترین رشد شاخص را تجربه کرده اند، نرخ شاخص شکاف جنسیتی نسبت به سال قبل ۳.۳ درصد فزایش یافته است و به وضعیت ایدهآل که ۱۰۰ درصد است نزدیکتر شد.
هیچ کشوری در شرایط ایدهآل قرار ندارد
بر مبنای گزارش سال ۲۰۲۰ از میان ۱۵۳ کشور مورد مطالعه، در هیچ یک از کشورها شاخص شکاف جنسیتی در سطح ایدهآل یعنی ۱۰۰ درصد قرار ندارد. پنج کشور اول این فهرست شاخصی بیش از ۸۰ درصد دارند و بهترین کشور در این فهرست ایسلند است که دارای شاخص ۸۷.۷ درصد است.
در میان ده کشور اول فهرست، چهار کشور اسکاندیناوی قرار دارند که ایسلند در جایگاه اول، نروژ در جایگاه دوم، فنلاند در جایگاه سوم و سوئد در جایگاه چهارم قرار دارند. کشور نیکاراگوئه که یک کشور واقع در امریکای لاتین است پنجمین جایگاه این فهرست را به خود اختصاص داد و نیوزیلند، ایرلند، اسپانیا، رواندا و آلمان به ترتیب جایگاه ششم تا دهم را دارند. رواندا کشوری در قاره افریقا است.
جایگاه کشورهای ایسلند و نروژ و نیکاراگوئه نسبت به سال ۲۰۱۸ تغییری نکرده است ولی اسپانیا با افزایش ۲۱ پلهای جایگاهش روبهرو شد و جایگاه آلمان در ردهبندی کشورهای دنیا بر مبنای شاخص شکاف جنسیتی ۴ پله رشد کرد. شاخص شکاف جنسیتی در کشور فرانسه برابر با ۷۸.۱ درصد، در سوییس برایر با ۷۷.۹ درصد، در کانادا برابر با ۷۷.۲ درصد، در اتریش برابر با ۷۴.۴ درصد و در استرالیا برابر با ۷۳.۱ درصد بود. این شاخص برای کشور امریکا برابر با ۷۲.۴ درصد است که و در رده ۵۳ فهرست قرار دارد و کشورهای سنگاپور و لوکزامبورگ وضعیتی شبیه این کشور دارند.
در انتهای این فهرست چه کشورهایی قرار دارند
در انتهای فهرست کشورهای دنیا بر مبنای شاخص شکاف جنسیتی در سال ۲۰۲۰، یمن قرار دارد. شاخص شکاف جنسیتی در این کشور برابر با ۴۹.۴ درصد است که نسبت به سال ۲۰۱۸ میلادی ۴ پله تنزل جایگاه داشت. کشورهای سوریه و پاکستان و عراق به ترتیب جایگاه ۱۵۰ تا ۱۵۲ را در فهرست دارند و هرسه کشور شاهد تنزل جایگاه خود نسبت به سال ۲۰۱۸ بودند.
شاخص شکاف جنسیتی برای ایران برابر با ۵۸.۴ درصد گزارش شد و این کشور جایگاه ۱۴۸ فهرست را به خود اختصاص داده است. وضعیت این کشور شبیه دیگر کشورهای خاورمیانه مانند عربستان و لبنان و عمان است. کشورهای چاد و کنگو به ترتیب جایگاه ۱۴۷ و ۱۴۹ این فهرست را دارند و قبل و بعد از ایران در فهرست قرار گرفتهاند. مسئله دیگری که در گزارش مورد بررسی قرار گرفت این است که جایگاه کدام یک از کشورها در ردهبندی کشورهای دنیا از نظر شاخص شکاف جنسیتی بیشترین کاهش و جایگاه کدامیک از کشورها بیشترین افزایش را داشت.
بررسیها نشان میدهد بالاترین افت جایگاه به کشور کامرون اختصاص دارد. این کشور در ردهبندی کشورهای دنیا بر مبنای شکاف جنسیتی جایگاه ۹۶ را دارد که نسبت به گزارش سال ۲۰۱۸ میلادی ۳۹ پله تنزل جایگاه داشته است. کشورهای کنیا، بلغارستان، باهاماس و میانمار در بازه دوساله مورد بررسی به ترتیب افت ۳۳ پلهای، ۳۱ پلهای، ۳۱ پلهای و ۲۶ پلهای جایگاه را تجربه کردند.
در مقابل جایگاه کشور اتیوپی نسبت به سال ۲۰۱۸ میلادی ۳۵ پله رشد کرده است و جایگاه مکزیک و ماداگاسکار به ترتیب ۲۵ پله و ۲۲ پله ارتقا یافت.
شاخص چگونه شکل گرفت
برای تهیه این شاخص از ۱۴ فاکتور مهم در کشورها استفاده شد که این ۱۴ فاکتور در چهار زیرشاخص اصلی قرار دارند. این چهار زیرشاخص اصلی عبارتاند از مشارکت اقتصادی، قدرت سیاسی، بهداشت و بقا، در نهایت دسترسی به آموزش. در سال ۲۰۲۰ بالاترین نرخ رشد در افزایش قدرت سیاسی زنان مشاهده شد ولی زیر شاخصهای مرتبط با بهداشت و بقا در کنار دسترسی به آموزش هم در دنیا رشد کرد در مقابل میزان مشارکت اقتصادی زنان و دسترسی آنها به فرصتهای اقتصادی نسبت به سال ۲۰۱۹ کاهش پیدا کرد.
باید در نظر داشت که در مناطق مختلف دنیا، سطح شکاف در زیرشاخصهای مهم سازنده شاخص شکاف جنسیتی با هم فرق داشت. شکاف در زیرشاخص دسترسی به آموزش و در نهایت بهداشت و بقا به ترتیب برابر با ۹۶.۱ درصد و ۹۵.۷ درصد بود به این معنا که زنان و مردان تقریباً در وضعیت مشابهی قرار داشتند در مقابل قدرت سیاسی زنان خیلی پایینتر از مردان بود و شکاف در زیرشاخص قدرت سیاسی برابر با ۲۴.۷ درصد بود. در حوزه مشارکت اقتصادی و در اختیار داشتن فرصتهای رشد اقتصادی، شکاف برابر با ۵۸.۸ درصد است.
بیشترین شکاف جنسیتی در قدرت سیاسی است
طبق گزارش ارائه شده توسط مجمع جهانی اقتصاد بالاترین اختلاف در زیرشاخص قدرت سیاسی است. ایسلند از این نظر در میان کشورهای برتر قرار دارد و شکاف جنسیتی در قدرت سیاسی در این کشور نزدیک به ۷۰ درصد است. در ایسلند حضور زنان در پستهای سیاسی، در مجلس نمایندگان، به عنوان وزیر و به عنوان مقامات ارشد سیاسی بسیار پررنگ است. شاخص شکاف جنسیتی در قدرت سیاسی در ایسلند حتی از دومین کشور فهرست یعنی نروژ هم ۱۰ درصد بالاتر است و چهار برابر متوسط جهانی است.
توجه به این نکته که کمتر از ده کشور دنیا شاخص بالاتر از ۵۰ درصد در شکاف جنسیتی در قدرت سیاسی را دارند نشان میدهد که حضور و مشارکت زنان در دنیای سیاست بسیار محدود است. مطالعات نشان داده است در ۱۵۳ کشور مورد مطالعه، ۳۵ هزار و ۱۲۷ کرسی در مجلس نمایندگان وجود دارد که ۲۵ درصد از آنها توسط زنان اشغال شده است و ۷۵ درصد در تصاحب مردان است. در ۴۵ کشور از ۱۵۳ کشور سهم زنان از کرسیهای مجلس نمایندگان کمتر از ۲۰ درصد است و در دو کشور گینه نو و وانواتو هیچ زنی در مجلس دیده نمیشود.
در سطوح بالاتر سیاسی، حضور زنان کمرنگتر از مردان است. تنها ۲۱ درصد از مجموع ۳۳۴۳ وزیری که در این ۱۵۳ کشور وجود دارند زن هستند و در ۳۲ کشور حضور زنان در پستهای وزارت کمتر از ۱۰ درصد است و در بالغ بر ۱۲ کشور شامل آذربایجان و تایلند و عربستان سعودی و عراق هیچ وزیر زنی در کابینه وجود ندارد. بررسیها نشان میدهد در ۸۵ کشور از ۱۵۳ کشور دنیا یعنی ۵۶ درصد از کل کشورهای مورد مطالعه شامل سوئد و اسپانیا و امریکا، طی ۵۰ سال گذشته هیچ زنی به عنوان رئیس جمهور و نخست وزیر انتخاب نشده است
در حوزه اقتصادی هم شکاف جنسیتی وجود دارد
شکاف جنسیتی در حوزه مشارکتهای اقتصادی و دسترسی به فرصتهای اقتصادی در سال ۲۰۲۰ برابر با ۵۸ درصد بود. نکته مهم این است که در کشورهای صنعتی این شکاف جنسیتی طی سه دهه اخیر کاهش پیدا کرده است ولی در کشورهای در حال توسعه و بازارهای در حال گذار همچنان وضعیت وخیم است. آمارهای ارائه شده توسط مجمع جهانی اقتصاد نشان میدهد شاخص شکاف جنسیتی در حوزه مشارکت اقتصادی و برخورداری از فرصتهای اقتصادی در کشورهای توسعه یافته حداقل برابر با ۸۰ درصد است در حالی که در کشورهای کمترتوسعه یافته این شاخص به کمتر از ۴۰ درصد میرسد.
در سال ۲۰۲۰ میلادی بهترین کشورهای دنیا از نظر شکاف جنسیتی در حوزه مشارکتهای اقتصادی و دسترسی به فرصتهای اقتصادی در کشورهای بنین، بروندی، زامبیا و گینه بیش از ۸۰ درصد بود و این کشورها در صدر فهرست کشورهای دنیا قرار داشتند. این شاخص برای کشور ایسلند برابر با ۸۳.۹ درصد و برای بلاروس و لاتیو به ترتیب برابر با ۸۳.۷ درصد و ۸۱ درصد بود. بدترین وضعیت در کشورهای هند و پاکستان و یمن و سوریه و عراق وجود داشت که شاخص شکاف جنسیتی در برخورداری از فرصتهای اقتصادی و مشارکت به ترتیب برابر با ۳۵.۴ درصد، ۳۲.۷ درصد، ۲۷.۳ درصد، ۲۴.۹ درصد و در نهایت ۲۲.۷ درصد بود.
باید به این مسئله هم توجه داشت که در تمامی کشورهای دنیا حضور زنان در بازار کار کمتر از مردان است و به همین دلیل فرصتهای کمتری هم در اختیار انها قرار دارد. به طور متوسط ۷۸ درصد از مردان بالغ ۱۵ تا ۶۴ سال در بازار کار حضور دارند در حالی که تنها ۵۵ درصد از زنان در این رده سنی در بازار کار حضور دارند. از طرف دیگر تنها ۱۸.۲ درصد از بنگاههای اقتصادی در دنیا توسط زنان اداره میشود و این سهم در کشورهای در حال توسعه کمتر از ۱۰ درصد است. از طرف دیگر ۳۶ درصد از مدیران ارشد بخش خصوصی و مقامات ارشد دولتی را زنان تشکیل داده اند. مسئله تفاوت دستمزد زنان و مردان هم موضوعی جدی است و بررسیها از شکاف ۴۰ درصدی دستمزد زنان و مردان حکایت دارد. این نشان میدهد نه تنها در پستهای شغلی یکسان درآمد زنان و مردان با هم متفاوت است بلکه حتی دستمزد بیکاری دریافت شده توسط زنان هم کمتر از مردان است که فشار اقتصادی زیادی را به آنها تحمیل میکند.
مسئله دیگر دسترسی زنان به اعتبارات مالی است. در ۷۲ کشور از ۱۵۳ کشور مورد مطالعه گروهی از زنان در مناطق خاص جغرافیایی حق بازکردن حساب بانکی یا دریافت اعتبار را ندارند و در ۲۵ کشور زنان از حق ارث کامل برخوردار نیستند. مسئولیت های خانه هم در اغلب کشورهای دنیا بر دوش زنان است و حتی در کشورهایی که پایینترین شاخص شکاف جنسیتی را دارند زنان دو برابر مردان در انجام مسئولیتهای داخل خانه فعالیت میکنند. مسئولیت بالای زنان در داخل خانه در تمامی کشورها عامل اصلی عدم مشارکت اقتصادی زنان و عدم دسترسی آنها به فرصتهای اقتصادی است و در سرعت پیشرفت زنان در مسئولیتهای شغلی آنها نیز تاثیر منفی دارد.
کمترین شکاف جنسیتی در دسترسی به آموزش و زیربخش بهداشت و بقا
در انتها باید تاکید کرد کمترین شکاف جنسیتی در دو حوزه دسترسی به آموزش و برخورداری از خدمات بهداشتی است. در ۳۵ کشور دنیا برابری کامل در حوزه دسترسی به آموزش حاصل شده است که نه کشور در اروپای غربی، نه کشور در امریکای لاتین و هشت کشور در اروپای شرقی و آسیای مرکزی واقع شدهاند. در ۱۲۰ کشور دنیا این شاخص بیش از ۹۵ درصد است و کشورهای انتهای فهرست عبارتاند از چاد، جمهوری دموکراتیک کنگو، گینه، یمن و بنین. در این کشورها شاخص شکاف جنسیتی در دسترسی به آموزش به ترتیب برابر با ۵۸.۹ درصد، ۶۵.۸ درصد، ۶۸ درصد، ۷۱.۷ درصد و ۷۳.۳ درصد بود. با وجود اینکه بالغ بر ۹۰ درصد کودکان در دنیا باسواد هستند و تحصیلات ابتدایی را تمام میکنند ولی هرچه رده تحصیلی بالاتر میرود، نرخ مشارکت هم کمتر میشود. بررسیها نشان میدهد تنها ۴۰.۶ درصد از زنان جوان و ۳۵.۶ درصد از مردان جوان در دنیا تحصیلات دانشگاهی دارند.
در زیربخش بهداشت و بقا شاهد برابری کامل جنسیتی در ۴۸ کشور دنیا هستیم ولی در کشورهای پاکستان و هند و ویتنام و چین زنان زیادی هستند که از خدمات بهداشتی و درمانی مشابهی با مردان برخوردار نیستند.
در نهایت باید به این نکته توجه کرد که کاهش شکاف جنسیتی در عرصههای اقتصادی و اجتماعی و بهداشتی و درمانی مزایای زیادی برای کشورها دارد و میتواند بستر را برای افزایش حضور زنان و افزایش شمار نیروی کار در جامعه فراهم کند. ولی حصول این مهم همزمان با حمایتهای قانونی و دولتی نیازمند تلاش و پشتکار زنان است.