
اگر پاندمی کرونا رخ نداده بود یا با مهارت مدیریت شده بود، احتمالا ترامپ در انتخابات پیروز میشد و کشور در مسیری بسیار متفاوت در داخل و خارج میافتاد
آینده نگر/ فرزانه سالمی/ منبع: فارن پالیسی
یک سال بعد از آنکه نام ویروس کرونا در همه دنیا بر سر زبانها افتاد و قربانی گرفت، ما هنوز اینجاییم و در این مدت توانستهایم جای پای ویروس بر چهار گوشه دنیا و تحولی را که در نظم جهانی به وجود آورد ببینیم. ویروس کرونا زندگیهای زیادی را به هم ریخت، اقتصادها را دچار اختلال کرد، بر نتایج انتخابات در نقاط مختلف دنیا تاثیر گذاشت و البته باعث تحولات عظیم و پایدار سیاسی و اقتصادی در میان کشورها شد. برای آنکه از این تغییرات بیشتر سر دربیاوریم، فارن پالسی از یازده متفکر و صاحبنظر بینالمللی خواسته که پیشبینیهای خود را در خصوص نظم جهانی در دوران پساکرونا ارائه بدهند.
خبری از نقطه عطف نبود
ریچاردس، رئیس شورای روابط خارجی
برایم عجیب است که بگویم هیچ ارتباط معناداری بین نظام سیاسی کشورها و عملکرد آنها در مدیریت بحران کرونا وجود نداشته است. بعضی نظامهای دموکراتیک و بعضی نظامهای دیکتاتوری در این بحران بهتر از بقیه عمل کردند. آنچه که اهمیت داشته، وجود رهبری و قدرت اجرایی است. شوک وحشتناک عملکرد دولت آمریکا را هم شاهد بودیم. بخش زیادی از ضرر و زیانی که آمریکا در این پاندمی متحمل شد کاملاً قابل اجتناب بود.
پاندمی کرونا شکاف بین آمریکا و چین را تعمیق کرد و باعث بازنگری در مورد زنجیرههای تامین شد. پاندمی کرونا از یک سو جلوی رشد اقتصادی کشورها را گرفته و از سوی دیگر، آنها را واداشته که در سطحی بیسابقه مشوقهای مالی ارائه بدهند و مجموع این عوامل به افزایش شدید بدهی در سراسر جهان منجر شده است. اما مثلا حالا که آلمان و فرانسه دارند با هم کار میکنند و بانک مرکزی اروپا و کمیسیون اروپایی شفافتر عمل میکنند، اروپا هم قویتر به نظر میرسد. بزرگترین تاثیر سیاسی را میتوان در آمریکا مشاهده کرد؛ جایی که واکنش ناکافی فدرال در برابر پاندمی کرونا و تبعات اقتصادی آن عملا در شکست دونالد ترامپ در انتخابات نقش مهمی ایفا کرد. اگر پاندمی کرونا رخ نداده بود یا با مهارت مدیریت شده بود، احتمالا ترامپ در انتخابات پیروز میشد و کشور در مسیری بسیار متفاوت در داخل و خارج میافتاد.
اما نکته این است که به رغم هزینهها و تبعات سنگین پاندمی کرونا، میتوان در آینده روند آن را با رفتار مسئولانهتر، آزمایشهای بیشتر، درمانهای بهتر و واکسنهای موثر به حال معکوس درآورد. واقعیت این است که دوران حال حاضر احتمالا با چالشهای دیگر - از گرمشدن زمین گرفته تا رقابتهای سنگین بینالمللی - تعریف خواهد شد. پاندمی کرونا به صورت اصولی باعث ساختاردهی مجددِ مناسبات بینالمللی نخواهد شد و بعید است که در آینده واقعا به عنوان نقطهعطفی در تاریخ از آن یاد شود.
کرونا یعنی اقتصاد
کوری شاکه، مدیر بخش مطالعات خارجی و دفاعی در انستیتو امریکن اینترپرایز
مهمترین تغییرات ناشی از پاندمی کرونا اقتصادی خواهند بود. نابرابری به شدت افزایش یافته و خواهد یافت، چون دسترسی به خدمات درمانی، منابع سرمایه و مشاغلی که امکان دورکاری داشته باشند برای همه فراهم نیست. تقاضا برای مواد خام به دلیل رکود اقتصادی کشورها همچنان کاهش نشان خواهد داد. با کند شدن جهانیسازی، پروژههای عظیم مثل جاده ابریشم جدید چین (یک کمربند، یک جاده) به زوال کشیده خواهند شد. اقتصادهای نوآور که بتوانند از فرصتها استفاده کنند و بازار کار را تغییر بدهند گامهای بزرگی به جلو برخواهند داشت.
این تحولات طبعاً تبعاتی هم در امنیت بینالمللی به جا خواهند گذاشت. هزینه پاندمی آنقدر بالاست که باعث تشویق همکاریهای بینالمللی برای شناسایی و مدیریت پاندمیهای آینده خواهد شد. در بودجههای دولتی توجه بیشتری به بخش بهداشت و درمان صورت خواهد گرفت و ممکن است این بخش به بخش مهمی از امنیت ملی بدل شود. تنشهای درون کشوری به خاطر افزایش نابرابری باعث خواهد شد که دولتها مجبور شوند راهی برای بهبود پایه اقتصادی جمعیت خود و گسترش انسجام اجتماعی پیدا کنند. اتحادهای امنیتی مثل ناتو چارهای نخواهند داشت جز آنکه اهداف اقتصادی پیدا کنند و مثلا روی حصول اطمینان از تداوم زنجیرههای تامین کار کنند و راهی برای تقسیم بار پاندمی روی اعضا نیز داشته باشند. همچنین قدرتهای در حال ظهور احتمالاً مسیرشان متوقف نخواهد داشت و اقتصادهای آزاد نیز به حرکت خود ادامه خواهند داد.
قرن پرتوان آسیایی
کیشور محبوبانی، عضو ارشد انستیتو تحقیقاتی آسیا در دانشگاه ملی سنگاپور
آمار و ارقام دروغ نمیگویند. نرخ تلفات کرونا در کشورهای شرق و جنوب شرق آسیا از بقیه کشورهای دنیا پایینتر است. خودتان ببینید: ویتنام (۰.۴ مرگ در یک میلیون نفر)، چین (۳)، سنگاپور (۵)، کره جنوبی (۱۰) و ژاپن (۱۷). اینها را مقایسه کنید با بلژیک (۱۴۴۶)، اسپانیا (۹۷۹)، انگلیس (۸۷۷)، آمریکا (۸۴۰) و ایتالیا (۹۴۴). این تصویر خیلی واضح است و نشان از قابلیت دولتهای آسیایی در برابر ناکارآمدی دولتهای غربی دارد. زمانی نهچندان دور، جوامع غربی به خاطر احترام به علم و منطق شناخته میشدند اما چهرهای مثل دونالد ترامپ باعث افتادن آن نقاب توهمی شد. تصویر طرفداران بیماسک ترامپ در رسانهها از نظر مردم آسیا اصلاً قابل قبول نبود.
در همین حال، تصور عمومی بر این بود که بهترین حکمرانی و مدیریت را میتوان در کشورهای عضو اتحادیه اروپا مشاهده کرد. اما موج دوم و شدید کرونا در این کشورها این توهم را نیز از بین برد. تنها توضیحی که برای این وضع وجود دارد یک کلمه است: بیخیالی. کشورهای غربی صرفاً تصور کردند که نبرد با کرونا را هم به راحتی خواهند برد. اما کشورهای شرق و جنوب شرق آسیا که از نبرد قبلی خود با سارس درسهای زیادی گرفته بودند میدانستند که باید با سرسختی و نظم با این موضوع برخورد کنند. از سوی دیگر، مردم در کشورهای شرق و جنوب شرق آسیا حکومت را به سیاق ریگانیها مشکل نمیدانند بلکه آن را حلال مشکل میدانند. درنتیجه وقتی دولتها سختگیریهای لازم برای مقابله با کرونا را اعمال کردند مردم در برابر آنها مقاومت نکردند و کنترل ویروس آسانتر شد. واقعیت این است که نهادهای قدرتمند حکومتی به خصوص در بخشهای بهداشت و درمان اهمیت خود را در این دوران در کشورهای شرق و جنوب شرق آسیا نشان دادند. به همین سیاق، اقتصاد در این کشورها دارد با قدرت بسیار بیشتری نسبت به کشورهای غربی احیا میشود.
وقتی در آینده تاریخنگاران بخواهند این دوران را بررسی کنند به این نتیجه خواهند رسید که دوران کرونا زمانی بود که قابلیت حکومتهای آسیایی برای کنترل بحران ثابت شد.
جهان دکتر جکیل و مستر هاید
جان ایکنبری، استاد دانشکده امور عمومی و بینالمللی پرینستون
پاندمی کرونا تاثیری همیشگی روی تصور جهانی ما نسبت به قرن بیست و یکم خواهد گذاشت. کرونا باعث شد خطرات عدم همکاریهای جهانی، امتیازات حکمرانی موثر، آسیبپذیری نهادهای دموکراتیک و واقعیت اجتنابناپذیر سرنوشت انسانی را ببینیم و بپذیریم.
با گذشت یک سال از پاندمی کرونا میدانیم که درد اصلی جهان امروز اصلا آن چیزهایی که ما فکر میکردیم نیست. تصور عمومی بر این بود که رقابتهای امنیتی، جنگ، ملیگرایی افراطی و مسائلی از این دست دارند برای جهان مشکل درست میکنند اما در یک سال اخیر متوجه شدیم که مسئله جهان امروز مدرنیته است. ما همچنان قابلیت آن را نداریم که با تحولات جهانی عمیق که از راههای علمی، صنعتی و تکنولوژیک دارند جوامعمان را تغییر میدهند کنار بیاییم.
پاندمی کرونا که خود را در چهار گوشه جهان نشان داده است درواقع راهی است برای یادآوری اینکه ما انسانها نتوانستهایم بر طبیعت غلبه داشته باشیم و نمیتوانیم ضرری را که از بههمپیوستگی زندگی خود با دیگران در جوامع مدرن میخوریم کنترل کنیم. پاندمی کرونا به ما ثابت کرد که مدرنیته یک پدیده دکتر جکیل و مستر هایدی است: در جهان مدرن همواره قابلیتهایی برای پیشرفت بیشتر و رفاه انسانی ایجاد میشود اما همراه آن، مصایب بزرگ و فجایع تمدنی هم خواهد آمد. پاندمی کرونا در کنار گرمایش زمین، انرژی هستهای و مسائل دیگر ما را به نظمی جهانی میرساند که در آن باید ضمن استفاده از امتیازات جهان مدرن، خود را در برابر خطرات آن نیز حفظ کنیم.
موتور چین روشنتر شد
رابین نیبلت، رئیس چتهام هاوس
نحوه مدیریت بحران کرونا توسط چین را به نوعی میتوان سرکوب دیسیپلیندار خواند؛ روشی که باعث شد این کشور بتواند زودتر ار بقیه جهان رشد اقتصادی خود را احیا کند. این دوران احتمالا به موتور محرکی برای دوره گذار چین از دومین به اولین اقتصاد بزرگ جهان بدل شده است. از آنجا که همسایگان چین نیز با سرعت در حال احیای اقتصادی در دوران پساکرونا هستند، به نظر میرسد که شرق آسیا به مرکز اصلی رشد اقتصاد جهانی بدل شده است.
اقدامات ترامپ برای مقابله با ظهور چین به عنوان یک ابرقدرت تکنولوژیک جهانی درواقع باعث شد سرعت حرکت چین به سوی خودمختاری تکنولوژیکی بیشتر شود. احتمالاً جو بایدن به دنبال برنامههایی خواهد بود تا مناسبات دوجانبه با چین را دوباره بسازد و از این راه، به مقابله با ظهور چین بپردازد. اما حالا دیگر برای آنکه کنترلی روی توسعه اقتصادی چین پیدا کند دیگر دیر شده است.
در همین میان، کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، استرالیا و برخی کشورهای جنوب شرق آسیا احتمالا تلاش خواهند کرد نظر آمریکا را برای تامین امنیت خود در برابر چین جلب کنند؛ اما این کشورها برای مقابله با قدرت اقتصادی چین هیچ کاری نخواهند کرد چون در آن صورت، وابستگی شدید اقتصادهای خودشان به چین باعث زمینخوردنشان خواهد شد.
دولت اینجا تنهاست
جوزف نای، استاد افتخاری دانشکده کندی در هاروارد
در دوران کرونا بیشتر به این درک رسیدیم که دیوارها و تعرفهها نمیتوانند جلوی تهدیدهای اکولوژیک جهانی را بگیرند و هرچه هم مانع بر سر راه سفر قرار بگیرد و هرچه اقتصادها راکد شوند، از حجم این تهدیدها کم نخواهد شد. واقعیت این است که هیچ دولتی نمیتواند به تنهایی با مشکلات بزرگ کنار بیاید. من انتظار نداشتم که این همه کشور در جهان در زمینه واکنش به کرونا تا این حد ضعیف عمل کنند و اینقدر در درسگرفتن از آن کُند باشند.
زمانی برای رهبری
جان آلن، رئیس انستیتو بروکینگز
بعید است که کشورهای زیادی از دل بحران سلامت جهانی امروزی موفق بیرون بیایند. علتش این نیست که بیماری کرونا از کنترل ما خارج بوده؛ بلکه نکته این است که اکثر کشورهای دنیا قادر نبودند آن رهبری و دیسیپلین اجتماعی لازم برای کنترل بیماری را از خود نشان بدهند. ویروس کووید ۱۹ خیلی سریع به یکی از عوامل فشار شدید بر نظام بینالمللی بدل شد؛ نظامی که پیش از این هم آسیبپذیریهای مختلفی را از خود به نمایش گذاشته بود. در دوران کرونا، تمام ضعفهای مدیریتی و رهبری و تمام مشکلات فرساینده قدیمی بیشتر خود را نشان دادند. در سال گذشته میلادی وقتی برای اولین بار مشخص شد که برخی کشورهای جهان در چالش اخلاقی انتخاب بیماران برای دریافت خدمات و تجهیزات پزشکی قرار گرفتهاند، بیش از پیش متوجه شدیم که مفهوم شهروندی و دریافت خدمات از بابت آن چقدر ناکافی بوده است. از آن بدتر اینکه شاهد بودیم که برخی کشورها به جای آنکه به ایجاد ائتلافهای بینالمللی برای مقابله بهتر با بیماری بپیوندند، تکروی را ترجیح دادند و حتی در سیاستهای حمایت از داخل هم موفق ظاهر نشدند. مهمترین نمونه این ناکامی را در آمریکا دیدیم.
واقعیت این است که ویروس کرونا باعث شد به مجموعهای از مشکلات بههمپیوسته و فراملیتی در جهان پی ببریم و بفهمیم که هنوز چقدر از راهحلهای چندجانبه فاصله داریم. این تجربهای بود برای یادآوری این نکته که اگر قرار باشد چارهاندیشی برای تمام چالشهای جهانی مهم مثل گرمشدن زمین را به همین ترتیب پیش ببریم، به هیچجا نخواهیم رسید.
سقوطی از نوع جهانی
لوری گارت، نویسنده حوزه علم
ماجرای تایید و استفاده از واکسن کرونا در جهان با واکنشهای درهمریخته زیادی مواجه شده و باز هم این نکته را به ما یادآوری کرده که نباید به این زودیها منتظر ریشهکنشدن این بیماری باشیم. معنیاش این است که ویروس کرونا همچنان به عنوان یک عامل بسیار قوی روی جهانیشدن و تولید جهانی تاثیر خواهد گذاشت. این حرف ما نیست، بلکه نظرسنجی از مدیران عامل ۵۰۰ شرکت برتر دنیا به انتخاب مجله فورچون هک این را نشان میدهد. نیمی از آنها میگویند هنوز زمانش نرسیده که سفرهای کاری را به دوران پیشاکرونا برگردانیم. یکچهارم از آنها میگویند نیروی کاری امروزشان را به تعداد نیروی کاری که در دوران پیشاکرونا داشتند برنخواهند گرداند. اکثریت آنها میگویند ملیگرایی به عامل مهمی در محلیشدنِ زنجیرههای تامین و بالا رفتن هزینهها بدل خواهد شد. همچنین اکثر آنها به این نتیجه رسیدهاند که باید هرچه سریعتر به سمت استفاده از روباتها و هوش مصنوعی حرکت کنند و آنها را به خصوص در دوران کرونا به جای نیروی کار انسانی به کار بگیرند تا از شوکهای آینده پیشگیری شود. در مجموع، افق پیش روی شرکتهای بزرگ دنیا همچنان تیره و تار است.
اکثر خریداران شرکتی و دولتی هنوز نتوانستهاند نقایص و دردسرهای تولید و تامین در دوران پاندمی را به درستی شناسایی و مرتفع کنند. آنها تنها متوجه شدهاند که نباید فقط به یک تامینکننده انحصاری - مثل چین - وابسته باشند و باید اندوختههای لازم را برای گذراندن اختلالهای احتمالی در آینده در اختیار داشته باشند. درواقع شرکتها و دولتها حالا متوجه شدهاند که باید از مناسبات و معاهدات تجاری درازمدت که احتمال نابودیشان در واکنش به رخدادهای به اصطلاح قوی سیاه وجود دارد دوری کنند.
در این میان، خیلیها هم هرچه داشتند باختند. تبعات اقتصادی مستقیم پاندمی کرونا میلیونها نفر را به افسردگی و ناراحتی انداخت و باعث شد که آنها عوامل خارجی و کشورهای دیگر را در مصیبت خود مقصر بدانند. نهادهای بشردوستی و بهداشت جهانی هم عملا تاثیرگذاری خاصی در مقابل بحران پرجانبه کرونا نداشتند و نتیجه همه این شرایط این شد که دنیا در برابر هر چالش بزرگ جدیدی در آینده ضعیفتر و ناتوانتر باشد.
عصر جدید فعالیت حکومتها
شانون کی اونیل، قائممقام و پژوهشگر ارشد شورای روابط خارجی
مرحله بعدیِ جهانیشدن از طریق تجارت یا سرمایهگذاری یا گسترش ویروسها شکل نمیگیرد؛ بلکه ژئوپلیتیک و فعالشدن دولتها آن را شکل خواهد داد. زنجیرههای تامین جهانی به صورت عمده از شوکهای اقتصادی شدید پاندمی کرونا - که هم عرضه و هم تقاضا را کاهش داده بود - گذر کردهاند. اما حالا چالش جدیدی که پیش رویشان قرار دارد مربوط به فعالیت دولتها میشود. مثلا آمریکا و چین را در نظر بگیرید. از یک سو تشدید تنشهای سیاسی بین آنها و از سوی دیگر، جدا شدن بخشهای صنعتی آنها از یکدیگر دارد مناسبات دو کشور را شکل میدهد. همچنین تسلیحاتیشدنِ قدرت اقتصادی و مالی برای کسب دستاوردهای ژئوپلیتیک از روشهای مختلفی مثل تحریم و سایر محدودیتها ادامه یافته است.
درواقع در شرایطی که اقتصاد جهانی دارد برای رهایی از پاندمی و احیا تلاش میکند، دولتها خود را به وسط میدان اقتصادی افکندهاند و تلاش دارند روی سرمایهگذاریها تاثیر بگذارند، جرقه ابداعات صنعتی را روشن کنند، امنیت ملی را در جهانی دیجیتال مدیریت کنند و البته اقتصادهای ملی را با استفاده از انواع ابزارهای سیاستگذاری شکل بدهند. اینجاست که نیاز به سیاستهای صنعتی هوشمند برای مقابله با مشکلاتی که بازارها قادر به حلشان نبودهاند - مثل گرمایش زمین - به کار میآید. جهان مشکلات مشترکی را تجربه میکند و رهبران جهان نیز بهتر است با روشهای هوشمندانه برای حفظ رقابت و باز بودن فضا تلاش کنند. این درسی است که از بحران کرونا برای آینده گرفتهایم.
بدها و بدترها
استیون والت، استاد روابط بینالملل در مدرسه کندی هاروارد
همان طور که انتظار میرفت، میراث ما از کرونا این بوده که تعادل قدرت جهانی از غرب به سمت شرق متمایل شود، محدودیتهای جهانیشدن بالا برود و با جهانی مبهمتر روبرو باشیم. اما پاندمی کرونا باعث خاتمه ژئوپلیتیک سنتی یا رقابتهای ملی نشده است و در عین حال به مرحله جدیدی از همکاریهای جهانی منجر نشده است.
البته این را میدانیم که برخی بازیگران در عرصه جهانی بدتر از بقیه ظاهر شدند و برخی چالشهای جهانی وضعیت وخیمتری در این دوران پیدا کرد. مثلا در شرایطی که چین موفق شده اقتصاد خود را احیا کند، آمریکا و بسیاری از کشورهای اروپایی با موجهای جدیدی از کرونا مواجه شدهاند و علت اصلیاش هم این بوده که رهبران غربی واکنش بموقع و موثر برای مقابله با این بحران نداشتهاند. از سوی دیگر، وقوع پاندمی باعث نشده که کشورهای مختلف جهان از مناقشاتی که برایشان مهم است دست بردارند. جنگ در بسیاری از نقاط دنیا در این دوران به پایان نرسید و حتی جنگهای جدید شروع شد. مثلا مناقشه دو قدرت بزرگ مثل چین و هند تشدید شد و رقابت بین چین و آمریکا به مراحل بالاتری رسید. اما تحول مهمی در همین دوران رخ داد و آن هم رفتن دونالد ترامپ بود. این مسئله در کنار ماسک و واکسن، جایی برای امیدواری به آینده باقی میگذارد.
جهانی از حباب
شیوشانکار منون، عضو ارشد موسسه بروکینگز هند و مشاور امنیت ملی مانموهان سینگ، نخستوزیر سابق هند
سال ۲۰۲۰ فرصتی برای دنیا بود تا همه در کنار هم حرکت کنند و چندجانبهگرایی را احیا کنند؛ اما این فرصت ازدست رفت. اکثر دولتها نتوانستند ارتباط و اطمینان شهروندان به سیستم خود را بیشتر کنند و به جایش از روشهای کنترلی شدید در دوران پاندمی استفاده کردند. تعداد زیادی از کشورهای پیشرفته و دموکراتیک جهان بهوضوح در حفظ جان شهروندان خود در این پاندمی شکست خوردند.
به جایش شاهد آن بودیم که تلاشها برای شقهشقه کردن اقتصاد جهانی سرعت گرفت و هر کشوری به یک حباب به اصطلاح خودمختار بدل شد تا به تصور خودش بتواند پاندمی را پشت سر بگذارد. روابط بین قدرتهای بزرگ بدتر از همیشه شد. مثالش تشدید تنش در مناسبات چین و هند و همچنین چین و آمریکاست. عملکرد رهبران جهان اصلاً کافی و موثر نبود و باعث شد مواجهه با آینده - چه از لحاظ امنیت سایبری یا تروریسم یا مسائل دیگر - برای همه سختتر شود.