
اما برای آشتی مردم با بازار سرمایه و گرایش مجدد سرمایهگذاران به بورس، تقویت معاملات و پیدایش رونق مجدد در آن علاوه بر جاذبههای بنیادی و تکنیکال، آرامش و امنیت خاطر سرمایهگذاران به بهبود اوضاع و حمایت سیاستهای کلان اقتصادی از منافع سرمایهگذاران بازار سرمایه و اولویت داشتن بازده انتظاری بازار سرمایه در مقایسه با سایر بازارها و فرصتها که نشئت گرفته از متغیرهای خرد و کلان فضا و چشمانداز فاکتورهای مختلف اقتصادی کشور است حائز اهمیت خواهد بود.
احسان رضاپور نیکرو/مدیرعامل شرکت مدیریت دارایی تجارت/ آینده نگر
بازار سرمایه در پنج ماه نخست امسال روزهای بسیار پررونقی را سپری میکرد که قیمتهای اواخر این دوره زمانی با مبانی واقعی شرکتها و متغیرهای زمان، تطابق کافی نداشت و انتظار نمیرفت این روند بتواند برای مدت زیادی پایدار باقی بماند و تذکرات و بروز نگرانیهایی را از سوی عدهای از اهالی اقتصادی موجبشد.
در واقع رشد پرشتاب بازار، فروشندگان سهام را به عقبنشینی واداشته بود و دعوت مسئولان، تبلیغات گسترده و انتظارات نامتعارف از بازدهی بازار گروه زیادی را به سمت بازار سرمایه گسیل کرد و تقاضای پرحجم سرمایهگذاران با فقدان عرضههای متناسب همراه شده بود که این ناترازی عرضه و تقاضا، رشد پرشتاب بازار را تشدید کرده بود. در بهار ۹۹ کارشناسان پیاپی از ضرورت عرضه سهام دولتی و نهادهای مختلف جهت کاهش عطش تقاضا و پیدایش روند تعادل و ممانعت از رشد پرشتاب که طبیعتا نمیتواند پایدار باقی بماند سخن گفتند، اما متاسفانه پس از رشد بسیار زیاد قیمتها و حتی پیشخور شدن سودآوری ماههای آتی بسیاری از نمادها در قیمتهای سهام، در شرایطی که اختلاف نظرهای مکرر وزرای نفت و اقتصاد و تحقق نیافتن انتظارات اعتماد عمومی را نشانه گرفته بود، نشانههای پیدایش روند نزولی نمود بیشتری پیدا کرد و متاسفانه ابلاغیههایی که اثرات آن بر خبرگان قطعا مشخص بود، دیرهنگام به تشدید عرضهها و این بار ناترازی بازار با فزونی جدی عرضه در شرایط عقب نشینی تقاضا منجر شد و بر شتاب غیرمنطقی و مدیریتنشده ریزش بازار افزود.
سیاستها و اتخاذ تصمیماتی نظیر آزادسازی سهام عدالت، الزام کاهش اعتبار کارگزاران و الزام به کاهش درصد سهام در صندوقهای درآمد ثابت در زمانی نامناسب که بازار با ضعف تقاضا مواجه شده بود به شدتِ ریزش بازار افزود و علاوه بر خسران مالی، اعتماد و توجه جلبشده به بازار سرمایه را با خدشهای جدی مواجه ساخت و خسارتی وارد کرد که جبران و برگشت آن به زمان و رخدادهای مثبت زیادی در آینده وابسته خواهد بود. رخدادی که با ۵ ماه رویایی و سه ماه ریزش دردناک و افت پیاپی در شهریور، مهر و آبانماه بازار سرمایه را از منطق متعارف خود بیش از حد متعارف دور ساخت و تصویری غیر واقعی از ظاهر معمول آن در اذهان حک کرد.
در آذرماه بازار سرمایه پس از ریزشهای پرشتاب از منظر گروه زیادی از کارشناسان مجدد دارای جذابیت ارزیابی شد و قیمتها با توجه به فاکتورهای مختلف موثر نظیر دلار نیما، نرخهای جهانی کالاها و گزارشهای حاکی از عملکرد خوب تولید و فروش، توجهات سرمایهگذاران حرفهای را به برخی نمادها جلب کرد و فروکش کردن هیجانات فروش و پیشی گرفتن تقاضا بر عرضهها، پیدایش روند مثبت ضعیف را در بازار موجب شد.
اما در زمستان ۹۹ بازار با مقاطع و نکات مهم و مبهمی مواجه است که میتواند سرمایهگذاران را به اعمال احتیاط در معاملات متمایل سازد. عواملی همچون:
- اوضاع پیچیده امنیتی و سیاسی منطقه و بالا بودن تنشها و جمیع ریسکهای سیستماتیک
- بودجه و اهمیت بالای تعیین برخی متغییرهای آن بر چشمانداز اقتصادی کشور، بازارها، صنایع و شرکتها
- انتظارات متفاوت از سیاستهای رئیس جمهور جدید امریکا و مشخص نبودن رویکرد و سرعت عمل تیم ایشان و تاثیرات متفاوت احتمالی اقتصادی و سیاسی آن بر اوضاع کشورمان
- اعلام کاندیداتوری افراد برای ریاست جمهوری کشور و حواشی احتمالی آن
- تمایل و گرایش برخی شرکتها به فروش سهام و شناسایی سود جهت انعکاس در اسناد مالی عملکرد سالیانه آنها
- تامین مالی شرکتها برای هزینههای پایان سال که معمولا از بهمنماه نمود بیشتری پیدا میکند
- عرضههای دهه دوم اسفندماه برای تسویه حساب اعتبار دریافتی از برخی کارگزاران
همگی عواملی هستند که تغییر استراتژی سرمایهگذاران را موجب میشود و آنها را به اتخاذ رویکردهای کوتاهمدت ترغیب میکند.
اما بازار دی ماه ۱۳۹۹ با متغیرهای بنیادی روز نظیر نرخ ارز نیمای بالای ۲۰ هزار تومان و نرخهای جهانی کالاهای استراتژیک نظیر فلزات و محصولات پتروشیمی و... و وضعیت تولید و فروش شرکتها در چند ماه اخیر و اثرات این موارد بر صورتهای مالی بسیاری از شرکتها با دید میان و بلندمدت دارای جذابیت ارزیابی میشود. متغیرهای تکنیکال نیز از قرارگیری روند معاملات بسیاری از نمادها در حالت فروش هیجانی حکایت دارد.
تا آن زمان احتمالا نماد شرکتهای مختلف به فراخور نوسانات قیمتهای جهانی، اخبار و رخدادها و گزارشهای عملکردی دورهای، روندهای مقطعی کوتاهمدت را عمدتا در نمادهای تاثیرپذیر تجربه خواهند کرد و شاهد حاکم شدن جریان پایدار در کلیت بازار نخواهیم بود. همچنین با سودهای جذاب مقطعی که بعضا کمتر از ۱۵ درصد هستند احتمال افزایش عرضه و شناسایی سود از سوی اشخاص حقیقی و حقوقی بالا خواهد بود که میتواند مانع رشد پرشتاب بیشتر قیمت سهام شرکتها باشد و بازار به رخدادهای سیاسی و اخباری که مانعی برای رشد کوتاهمدت بازار خواهند بود توجه بیشتر از حد تاثیرات واقعی آنها خواهد داشت و از آن به عنوان بهانههایی برای نوسانات مقطعی استفاده خواهد کرد.
برای آشتی مردم با بازار سرمایه و گرایش مجدد سرمایهگذاران به بورس علاوه بر جاذبههای بنیادی و تکنیکال، آرامش و امنیت خاطر سرمایهگذاران به بهبود اوضاع و حمایت سیاستهای کلان اقتصادی از منافع سرمایهگذاران بازار سرمایه حائز اهمیت خواهد بود.