
پول زمانی برای اقتصاد کار میکند که به بازار تزریق شود تا ضمن آسان کردن مسیر توسعه اقتصادی تمام تنگناهایی را که در مسیر رشد تولید ناخالص ملی وجود دارد رفع کند.
آینده نگر/ سیدمهدی حسینی، قائممقام سابق شركت ملي نفت
وقتی از اقتصاد بدون نفت حرف میزنیم باید بدانیم از چه حرف میزنیم. «اقتصاد بدون نفت» برای کشور نفتی یک معنا دارد. اقتصاد کشور نفتی بدون نفت، در واقع اقتصادی است که آنقدر بزرگ شده و به توسعه رسیده، که سهم درآمدهای نفتی در آن کوچک شده است. پول نفت برای کشوری که به حداکثر صادرات نفت رسیده، پساندازی برای آیندگان است و مسئولان کشور حتی ضرورتی در خرج کردن آن نمیبینند و به جایش آن را در صندوق توسعه ملی و ارزی خود میگذارند. اقتصاد بدون نفت یعنی روزی که سهم نفت در اقتصاد ملی کم شود، نه اینکه درآمدهای نفتی کم شود. اتفاقاً اقتصادی جدا از نفت است که امکان تولید اکتشافی نفت را حداکثر کند، از طریق عملیات بهرهبرداری، بازاریابی، فروش و تولید، ثروت ملی را به حداکثر برساند و هرچه بتواند نفت استخراجشده را تبدیل به ارزش افزوده کند و فراوردههای نفتی و محصولات پتروشیمی و حتی براساس شرایط بازار نفت خام بفروشد. کشوری میتواند از نفت جدا شود که در بازار حضور و اثرگذاری داشته باشد، صادرات کند و محصولات و فرآوردههای خودش را بفروشد و تولید ثروت کند. ما هم از این قاعده مستثنی نیستیم. باید هرچه سریعتر تمام ذخایر نفتی خودمان را کشف کنیم و برایش بازاریابی کنیم تا بتوانیم سهم بیشتری از بازار نفت را به خودمان اختصاص دهیم. کشور ما که قدرت چهارم ذخایر نفتی دنیاست، اگر از تکنولوژیهای افزایش ضریب بازیافت استفاده کند، میتواند قدرت دوم ذخایر نفتی باشد و تولیدش را افزایش دهد و ضریب بازارش را بیشتر کند و ذخایر نفتیای را که امروز حول و حوش ۱۸۰ میلیارد بشکه است تا دو برابر این میزان یعنی برابر ۳۰۰ میلیارد بشکه افزایش دهد. برای این مهم باید بتوانیم بگوییم تا سال 2050، چه سهمی از بازار نفت خواهیم داشت،. چرا که تولید ثروت در اقتصاد فقط خلق پول نیست. پول زمانی برای اقتصاد کار میکند که به بازار تزریق شود تا ضمن آسان کردن مسیر توسعه اقتصادی تمام تنگناهایی را که در مسیر رشد تولید ناخالص ملی وجود دارد رفع کند. ما باید با هدف رسیدن به توسعه، بوروکراسی را کم کنیم، مسیر رشد را هموار کنیم، قوانین را ساده کنیم و حتی قوانین دست و پاگیر را از سر راه برداریم. همواره باید با خودمان تکرار کنیم که مسئله نفت نگاه بلندمدت میطلبد و پدیدهای کوتاهمدت و موقتی مثل تحریم نباید سیاستهای ما را در خصوص نفت تغییر بدهد. همچنین میتوان انتظار داشت که با گشایش در تحریمها و تغییرات آمریکا، پیشبینی صادرات ۶۰۰ هزار بشکه نفت چشماندازی مثبت و واقعبینانه است و اگر تا زمستان سال آینده تحریمها برداشته شود، تنها مشکل ما برگشت به بازار نفت است که خود فرآیندی تدریجی است. از سوی دیگر، در نظر گرفتن نرخ 40 دلار برای نفت، اقدامی محافظهکارانه است چرا که با توجه به وعدههای زیست محیطی ریاست جمهوری جدید آمریکا و گمان کاهش تولیدات و عرضه نفت این کشور، احتمالاً نرخ نهایی بیش از این پیشبینی باشد.
از سوی دیگر اقتصاد دنیا در بحران کرونا، به شدت کوچک و تقاضا برای انرژی کم شد. امید است با کشف واکسن کرونا، اقتصادها رشد کنند و قیمتها همپای تقاضا در ۴ فصل آینده به بالای ۵۰ دلار برسند. حالا، با روی کار آمدن جو بایدن، حرکت ما باید به سوی برداشتن تحریمها به هر طریق ممکن باشد، در غیر این صورت نفت ما چنان که باید فروش پیدا نمیکند و شرکتها چنان که باید توسعه پیدا نمیکنند و سرمایهگذاری شکل نمیگیرد و دور زدن تحریمها هم به ما هزینههایی تحمیل میکند که منجر به کاهش قیمت نفت ما میشود. در بدترین حالت هم اگر گشایشی اتفاق نیفتد و وضع به همین منوال باقی بماند، ما باید سیاستگذاریهای داخلی اقتصادی خودمان را به گونهای طراحی کنیم که ارزبری کمتری داشته باشند. مثلا میتوان برای توسعه سراغ ساختمانسازی، جادهسازی، بنادر و ابنیه رفت یا در بخشهای تولیدی از طرحهای زودبازدهی استفاده کرد که به سرعت اشتغال ایجاد میکنند. یا برای مثال توسعه کشاورزی هم میتواند با ابزارهای تشویقی در دستور کار قرار گیرد. از هزار و یک راه میتوانیم بودجه غیر نفتی تعریف کنیم و شکوفا شویم و رشد مثبت داشته باشیم.