
در زمینه اخلاق باید تلاشمان داشتن مدیرانی باشد که با کارکنانشان بهخوبی رفتار و برنامههای آموزشی را تقویت میکنند. خوب رفتار کردن با کارکنان یکی از عومل هویتسازی است که ما را به عنوان یک محل خوب برای کار تعریف میکند. ما تبعیض قائل نمیشویم و کسانی را استخدام میکنیم که برای بقیه احترام قائل هستند
«رشته دانشگاهی من تاریخ بود اما بعد فارغالتحصیلی با بازار کاری کساد مواجه شدم. در دوران تحصیلات تکمیلی رشته آمار و علوم کامپیوتر را کشف کردم که در آن زمان بسیار رقابتی بودند. البته من هم از نسل رقابت فضایی بودم و همیشه مشتاق علم.» شاید این جمله به نظرتان آشنا باشد. اگر اینطور است یعنی در شماره ماه گذشته آیندهنگر مطلب «تاریخدانی که برنامهنویس شد» را خواندهاید. مطلبی که به زندگی شخصی و حرفهای جان سال میپرداخت، یکی از موسسان SAS Institute تولیدکننده نرمافزارهای تخصصی پردازش و تحلیل داده. جان سال، متولد سال 1948 در ایلینویز آمریکا پس از آشناییاش با جیمز گودنایت بود که در سال 1976 این شرکت را تاسیس کرد. ماجراهای مربوط به آشنایی و تاسیس این شرکت در همان مطلب بهتفصیل آمده است.
این بار به سراغ ترجمه گفتوگویی از جان سال رفتیم که توسط انستیتوی اخلاق کنان در دانشگاه دوک انگلستان گرفته و منتشر شده است. در این مصاحبه مدیر یکی از بزرگترین و پرسودترین شرکتهای نرمافزار دنیا در مورد نگاه حرفهای و اخلاقی و مسئولیت اجتماعی شرکتها صحبت کرده است. SAS حالا بیشتر از 40 سال است که خدمات تحلیل داده را به شرکتهای مختلف ارائه میدهد، یکی از قدرتمندترین نرمافزارهای دهههای گذشته برای دادهپردازی و تحلیل موقعیت که همچنان یکی از قدرتمندترین شرکتهای این حوزه به شمار میرود. مشتریان این شرکت در 147 کشور از برنامهها و خدماتشان استفاده میکنند و بیش از 13 هزار نفر در سراسر دنیا مشغول کار برای این برند شناختهشده حوزه نرمافزار هستند. جان سال میگوید در تمام این سالها و همراه این موفقیتها موضوع توجه به مسئولیت شرکت در قبال کارکنانش و در قبال جامعه اطرافش بیشتر مورد توجه آنها قرار گرفته و همراه با رشد اقتصادی آنها رشد کرده است. قسمتهایی از این گفتوگو را در این بخش میخوانید.
SAS در اصل برای تحلیل دادههای کشاورزی تاسیس شد؛ چطور به یک شرکت تبدیل شد و طیفی از خدماتی که امروزه ارائه میکند؟
بله، SAS در اصل بخشی از اداره آمار ایالت کارولینای جنوبی بود و تمرکزش هم بر کشاورزی. در ابتدا و زمانی که تنها مسئله ما پژوهش کشاورزی بود ما حمایت وزارت کشاورزی را داشتیم. به نظرم SAS به این دلیل رشد کرد و گسترش یافت که ما تصمیم گرفتیم به هر سمتی که موقعیتی هست برویم و این موقعیتها را با تخصص خودمان دریابیم. به صورت خاص دو مورد باعث رشد ما شد. اول پژوهش شرکتی در حوزه دارویی. ما واقعا در حوزه کاربرد مدلهای ترکیبی و آزمایشهای مجدد تبحر و مهارت کافی داشتیم. این ویژگی راه را برای ما باز کرد و مشتریان بسیاری در این حوزه برایمان به ارمغان آورد. نکته دیگر پردازش داده بود که ما در آن خیلی پیشرفت کردیم. در واقع، یکی از اولین مشتریان ما استیت فارم (یک گروه شامل مجموعهای از شرکتهای بیمه) بود. آنها حجم بسیار بالایی از داده داشتند و ما در تحلیل آنها بسیار خوب عمل کردیم. برای همین به نظرم در واقع ما به دنبال مشتریان رفتیم و بیشتر طرفدار پیدا کردیم. به صورت مشخص ما تغییر و تحولات بسیاری را پشت سر گذاشتیم؛ بخشی به خاطر مشتریان، بخشی به خاطر موقعیتهایی که برای ما پیش میآمد و بخشی هم به خاطر تکنولوژی و البته بخشی هم به خاطر آنچه در انجامش توانمند بودیم. این تغییرات یک مجموعه از فرصتها بود.
به عنوان یکی از رهبران یک شرکت بسیار بزرگ چند میلیارد دلاری چطور تصمیم میگیرید که سهامداران و منافع مالی شرکت را خشنود نگه دارید در حالی که مطمئن هم باشید که زوایای اخلاقی کسبوکارتان حفظ میشود؟
به نظرم یکی از مهمترین نکات این است که ما یک شرکت خصوصی هستیم. به همین خاطر است که چندان به گزارشهای سه ماهه اهمیت نمیدهیم چون آن فشاری که بر روی شرکتهای سهامی عام هست بر دوش ما نیست. از آنجایی که ما شرکت خصوص هستیم به نوعی از موقعیت ممتازی برخورداریم که به ما اجازه انجام کارهایی را میدهد که به مراتب برای شرکتهای عام دشوارتر است. به عنوان مثال ما برای خدمات رسانی در جهت منابع کارمندانمان ارزش قایل هستیم و همیشه مکان بسیار ایدهآلی برای مشغول به کار شدن بودهایم. حتی در همان آغاز کار عضویت در انجمن YMCA (نام اختصاری انجمن مسیحی مردان جوان که با شعار سلامت بدن، ذهن و روحیه در کشورهای غربی فعالیتش را آغاز کرد و شامل طیف گستردهای از فعالیتها، به خصوص فعالیتهای ورزشی میشد) جزوی از مزایای استخدام در شرکت ما بود که کمکم به خلق مرکز ورزشی خود شرکت ختم شد و بعدتر هم که کمپ خودمان را بنا کردیم. همراه با گسترش خدماتی که ما به کارکنان شرکت میدادیم بعه نظرم تبدیل به پیشرو در بسیاری از حوزهها شدیم. فقط به عنوان نمونه باید بگویم که شرکت ما در اوایل دهه 80 مهدکودکش را تاسیس کرد که در آن زمان امری کاملا غیرمعمول بود.
به عقیده شما شرکتها و رهبران شرکتها چگونه باید به مسئله اخلاق و حقوق انسانی نزدیک شوند؟
فکر نمیکنم با شیوه درستی در مورد اخلاق بیندیشیم. در زمینه اخلاق باید تلاشمان داشتن مدیرانی باشد که با کارکنانشان به خوبی رفتار و برنامههای آموزشی را تقویت میکنند. خوب رفتار کردن با کارکنان یکی از عومل هویتسازی است که ما را به عنوان یک محل خوب برای کار تعریف میکند. ما تبعیض قائل نمیشویم و کسانی را استخدام میکنیم که برای بقیه احترام قائل هستند. ما از زنان، طیفهای مختلف نژادی و گرایشهای متفاوت جنسی حمایت میکنیم. ما جانبداری سیاسی نمیکنیم. راستش را بگویم من یک آدم خیلی فنی هستم و اغلب به جنبه فنی مسائل توجه دارم. من زیاد به این مسائل فکر نمیکنم اما آدمهای بسیاری هستند که به ما در مورد به وجود آوردن بهترین محیط کار مشاوره میدهند و اینکه چگونه از کارمندانمان مراقبت کنیم.
رضایتبخشترین بخشهای فعالیتهای اخیر شما چیست؟
به عنوان یک محصول بسیار فنی، ما کاربران و مشتریان بسیار باهوشی داریم. بنابراین شانس آشنایی با آنها، نزدیک بودن به آنها و مکاتبه کردن با آنها یکی از بزرگترین منابع رضایت خاطر برای ما است. اینکه بدانی محصولاتت چقدر در زندگی آنها ارزش دارد واقعا بینظیر است، مشاهده چنین چیزی واقعا تفاوت بزرگی ایجاد میکند. به صورت ویژه در بخش من، محصولات شخصیتر هستند و مستقیمتر بر روی مردم تاثیر میگذارند. از لذت آنها لذت بزرگی نصیب ما میشود، انگیزه کار کردن به ما میدهد. تمامی کارکنان ما به شدت برای کار کردن انگیزه دارند. خیلی جالب است که بسیاری از کارکنان بخش بازاریابی و فروش ما در واقع مشتریان سابق ما بودند که آنها را به خاطر سابقه و تجربهشان و به خاطر عشقی که به محصولاتمان داشتند جذب کردیم. واقعا از این ارتباط نزدیک لذت میبرم که به ما در تعریف ابزار درست کمک میکند. به علاوه برای من بسیاری از دلایل خیرخواهانه هم اهمیت دارند کمه الزما به صورت مستقیم با کار ما ارتباط ندارد. به عنوان مثال خلاقیتهای حوزه انرژی. من خوشحالم که میبینم هدف رهایی کامل از کربن را برای سال 2050 در زمره اهدافمان قرار دادهایم.
در مدت زمانی که در SAS بودهاید طرز تفکرتان در قبال مسئولیت اجتماعی شرکتها و اخلاق کسبوکار برای تغییرات مثبت اجتماعی چه تغییراتی کرده است؟ در مورد خود شرکت چطور؟
تغییرات بدون شک تدریجی بود. به عنوان مثال در 20 سال اول ما چندان به بهرهوری انرژی اهمیت نمیدادیم، بیشتر هم به این خاطر بود که در توانمان نبود. در این حوزه ما به صورت مشخص رشد بسیاری کردهایم و فکر میکنم این در مورد شرکتهای بسیاری مصداق پیدا کند. آن اول اگر مسئلهای مستقیما به کار اصلی ما مربوط نمیشد به آن چندان اهمیت نمیدادیم. پیشگام حوزه مسئولیت اجتماعی شرکتی بیشک شرکت یونیلیور است (شرکت سرشناس برتانیایی- هلندی مالک برندهای بسیار در حوزه مواد غذایی، نوشیدنی، محصولات بهداشتی و آرایشی از جمله لیپتون، کنور، لوکس، سانسیلک، داو، رکسونا، وازلین و...). بنابراین ما هم حتما از چنین شرکتهایی الهام گرفتهایم. سالهای زیادی است که ما به عنوان رهبر حوزههای مختلف مسئولیت اجتماعی شرکتی شناخته شدهایم. من تاکنون دو بار به دفتر مرکزی والمارت رفتهام چون آنها با سازمانعای غیرانتفاعی مشغول به همکاری هستند که ما هم با آنها کار میکنیم. والمارت شاید در برخی حوزهها نام مورد احترامی نباشد (اشاره به فشارهای کاری و تضییع حقوق کارگران این شرکت که بارها در سطح وسیع خبرساز شده است) اما در برخی حوزهها مانند نوآوریهای حوزه بهرهوری انرژی، نوآوریهای حوزه زنجیره تامین محصول و شکاورزیشان قابل احترام هستند. شرکتهای بسیاری هستند که من به دلایل مختلف برای آنها احترام قائلم، شرکتهایی که در تغییر طرز فکر من و تلاش برای پوشش دادن این حوزهها موثر بودهاند.