
بنگلادش به عنوان پاکستان شرقی، بخشی از سرزمینهای جداشده از هند در زمان استقلال این کشور به شمار میآید و همواره بنگلادش و پاکستان در هند به عنوان سرزمینهای فقیرِ جدا شده از مادر هند نمایش داده میشوند. از هنری کیسینجر نقل شده که در سالهای دور در خصوص اقتصاد بنگلادش از اصطلاح «سبد بیکف» استفاده کرده و طرفداران نظریههای توسعه هم معتقد بودهاند که کشوری پرجمعیت با منابع طبیعی اندک، نمیتواند افق توسعه اقتصادی خوبی داشته باشد.
آینده نگر/منبع: فارن پالسی/سالواتوره بابونس، استادیار دانشگاه سیدنی
وقتی بنگلادش در سال ۱۹۷۱ استقلال پیدا کرد فقیرترین کشور دنیا یا حداقل یکی از فقیرترینها بود. امروز بنگلادش هنوز در بهترین حال نیست، اما دارد با سرعت زیادی در جهت عکس فقر حرکت میکند. رشد واقعی اقتصادی بنگلادش در سال ۲۰۱۹ از ۸ درصد بیشتر بود و با وجود آن که بحران کرونا باعث آهستهشدنِ این رشد شد، همچنان انتظار میرود که بنگلادش در سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ میلادی رشد اقتصادی ۴ درصدی داشته باشد. تخمین زده شده که سرانه تولید ناخالص داخلی بنگلادش در سال ۲۰۲۰ به ۱۸۸۸ دلار برسد و این یعنی فاصله بنگلادش با فقیرترین کشورهای جهان در مناطق استوایی قاره آفریقا بسیار زیاد میشود. بر همین اساس، بنگلادش در اخیرترین جدولهای اقتصادی صندوق بینالمللی پول در خصوص سرانه تولید ناخالص داخلی در رده بالاتری از همسایه مهمش هند قرار گرفته و این مسئله مثل بمب در رسانههای هند ترکیده است.
بنگلادش به عنوان پاکستان شرقی، بخشی از سرزمینهای جداشده از هند در زمان استقلال این کشور به شمار میآید و همواره بنگلادش و پاکستان در هند به عنوان سرزمینهای فقیرِ جدا شده از مادر هند نمایش داده میشوند. از هنری کیسینجر نقل شده که در سالهای دور در خصوص اقتصاد بنگلادش از اصطلاح «سبد بیکف» استفاده کرده و طرفداران نظریههای توسعه هم معتقد بودهاند که کشوری پرجمعیت با منابع طبیعی اندک، نمیتواند افق توسعه اقتصادی خوبی داشته باشد.
بنابراین طبیعی بود که واکنشها نسبت به افت موقعیت هند در برابر بنگلادش پر از خشم و انکار باشد. برخی از اقتصاددانان بینالمللی هند در این میان عدم توسعه صادرات تولیدی کمدستمزد را که برگ برنده بنگلادش بوده، به عنوان نقطه شکست هند ارزیابی کردند. اما حتی اگر هند تمام صادرات کمدستمزد بنگلادش را هم به خودش اختصاص میداد، باز تغییر خاصی در ارقام تولید ناخالص داخلی این کشور حاصل نمیشد. هند به تعداد بیشتری از مشاغل کمدستمزد نیاز ندارد؛ بلکه به درآمد بالاتر برای کارگران معمولی- چه در روستا و چه در زاغههای شهری- نیاز دارد. این را هم فقط از طریق اصلاحات اقتصادی میتوان حاصل کرد که از اول بنایشان روی سود میلیونها نفر از جمعیت کمدرآمد قرار گرفته باشد.
از سوی دیگر، ارقام مربوط به تولید ناخالص داخلی هند اصلاً خیلی هم شوکآور نیستند. بر اساس پیشبینی صندوق بینالمللی پول، بنگلادش در سال ۲۰۲۰ میتواند به ازای هر نفر از جمعیتش، ۱۱.۴۵ دلار بیشتر از هند تولید ثروت کند. البته در مورد دقت این ارقام هم حرف و حدیثهای زیادی وجود دارد؛ به خصوص از این جهت که تخمین جمعیت این دو کشور جای اصلاح زیادی دارد و حتی ممکن است تا چند ده میلیون نفر، بیشتر از آمار فعلی باشد. همچنین واحد پول بنگلادش یعنی تاکا مثل روپیه هند راحت معامله نمیشود و ممکن است ارزش بالای آن هم کاذب باشد.
اما بنگلادش واقعاً چقدر بهتر از هند عمل کرده است؟ آیا هند بوده که در دوران بحران کرونا اقتصادش بسیار پایینتر از حد انتظار ظاهر شده؟ ظاهراً پاسخ به این سؤال مثبت است. به رغم تمام جنجالهایی که در خصوص صنعت نساجی بنگلادش در سالهای اخیر وجود داشته، صادرات منسوجات عملاً بنیان اصلی اقتصاد این کشور را تشکیل میدهد. درست است که بنگلادش را نمونه موفق صنعتیسازی صادراتمحور میدانند، اما صادرات تنها ۱۵ درصد از تولید ناخالص داخلی بنگلادش را تشکیل میدهد؛ در حالی که این رقم در مورد هند ۱۹ درصد است. میزان صادرات هند در زمان بحران مالی آسیایی در سال ۱۹۹۷ میلادی بالا رفت و از همان موقع هم بالا ماند. این نکته جالبی است، به خصوص با توجه به اینکه معمولاً کشورهای بزرگتر، رقم پایینتری از نقشآفرینی تجارت به عنوان نسبتی از تولید ناخالص داخلی را به نمایش میگذارند علتش هم بازار بزرگ داخلی آنهاست. صادرات هند به عنوان بخشی از تولید ناخالص داخلی تقریبا مشابه چین است و این رقم بدی نیست.
نکته دیگر این است که کلید اصلی رشد، درآمد است نه شغل. فرض کنید یک کشاورز درآمد بهتری داشته باشد، آن وقت برای چیزهای زیادی از صندل گرفته تا کود، پول خرج میکند و این مشاغل بسیار بیشتری را به وجود میآورد. درواقع افزایش درآمد گسترده به اشتغال گسترده میانجامد. در این مسیر، بنگلادش جلوی افزایش دستمزدها را گرفته و در آینده از همین بابت ضربه خواهد خورد. اما اقتصاد هند در این زمینه بازتر و منعطفتر است و میتواند در آینده از این بابت سود ببرد. بنابراین آن دسته از اقتصاددانهایی که به هند توصیه میکنند که الگوی بنگلادش (و چین) را در توسعه نیروی کممهارت و کمدستمزد در بخش صادرات تولیدی به کار بگیرد، حرفی کاملاً منطقی نمیزنند. آینده اقتصاد هند را روشهای دیگری باید درست کند.