
قطعا آدام اسمیت شناخته شدهترین اقتصاددان تاریخ است؛ چه آرای اقتصادی او را صحیح در نظر بگیریم، چه نقدی به آنها داشته باشیم، اهمیت جایگاه اسمیت را نمیتوان نادیده گرفت.
آینده نگر
یکی از مسائلی که اسمیت، و به طور کل اندیشه اقتصادی مدرن را متمایز از دوران قبلی میکند، مسئله نظم اقتصادی است. دکتر عبدالحمید معرفی محمدی، درباره اندیشه اسمیت مقالهای نگاشته که در ادامه به بررسی مسئله نظم از این زاویه میپردازیم. ابتدا در بعد فلسفی مسئله نظم اقتصادی آمده: «علم اقتصاد به طور رسمی، با آدام اسمیت آغاز می شود؛ چراکه او به این نکته اساسی پی برد که حوزهای از واقعیت اجتماعی وجود دارد که نظمی مخصوص به خود دارد و این نظم مبتنی بر نهاد بازار است. از این رو، برقراری این نظم مستلزم دخالت سایر نهادهای سنتی، مثل کلیسا و دولت نیست. بنابراین، علم اقتصاد تحت عنوان اقتصاد سیاسی مستقل از دین، علم سیاست و علم اخلاق موضوعیت دارد. غلبه تفکر دئیستی در دوران جدید، این اندیشه را تقویت کرد که نظم حاکم بر جهان، مستقل از آموزههای دینی در کتاب مقدس قابل تبیین است. همان گونه که نیوتن قوانین حاکم بر جهان فیزیکی را کشف کرد، قوانین حاکم بر نظم اجتماعی نیز قابل کشف است. در اندیشه جدید اقتصادی نیز نظم اقتصادی با هماهنگ شدن منافع فردی و جمعی از طریق «دست نامرئی» برقرار میشود و قوانین آن قابل کشف است. کافی است افراد در بازار به دنبال منافع شخصی خود باشند تا منافع جمعی با واسطه بازار و از طریق سازوکار قیمت تحقق پیدا کند.»
در این قرائت جدید از زندگی اقتصادی، پیگیری منفعت شخصی بر خلاف تفكر ارسطویی و مسیحی، از نظر اخلاقی مذموم نیست. علت توجيه نفع شخصی قبلا توسط هیوم و سایر فیلسوفان دوران جدید تبیین شدهبود. این نگاه به اخلاق در قرون میانی و قبل از آن مرسوم نبود. ارسطو روح انسان را دارای دو نیروی خرد و شهوت می دانست و غلبه خرد بر شهوت (امیال نفسانی) و کسب فضیلت را راه رسیدن به امر خیر تلقی میکرد. کافی بود انسان خرد را مبنا قرار دهد و فضایل را از طریق تعلیم و تربیت بیاموزد و در عمل جمعی به کار گیرد؛ خیر محقق میشد و انسان به سعادت میرسید. این نگاه ارسطویی به اخلاق با محتوای مسیحی در اواخر قرون میانی و تا قبل از عصر نوگراییهم حاکم بود.
مبانی اقتصاد جدید
برای درک بهتر آرای اسمیت، باید اندیشههای قدیمیتر درباره نظم اقتصادی را بهتر بشناسیم. دکتر محمدی در جای دیگر به تبیین اندیشه افلاطون پیرامون مسئله نظم میپردازد: «نظم در نگاه افلاطون، ناشی از این تعادل طبقاتی حاصل از تقسیم کار است. اگر طبقات در کار یکدیگر مداخله نکنند، نظمِ حاصل، طبیعی و عادلانه خواهد بود. کارکرد نهادهای اقتصادی، مثل پول و مالكیت نیز بر مبنای این نظم قابل تعریف است.» براین اساس، پول وسيله مبادله است و کارکرد آن تا حدی مجاز است که شهر به واسطه تجارت با خارج، به یک شهر تجملی تبدیل نشود. حق مالکیت نیز در طبقه اولیا نفی میشود، حتی مالکیت بر زن و فرزند. عقلانیت در چنين نظمی، به مفهوم خردی است که این نظم طبیعی را تشخیص دهد و نزد اوليا قرار دارد. اخلاق هم به معنای «تعهد به انجام وظیفه» است. بنابراین،گرچه مفهوم نظم به مفهوم تقسیم کار که یک مفهوم اقتصادی است، گره خورده، اما این نظم خودبنیاد نیست، بلکه تداوم آن در گروی تعهد اخلاقی افراد به انجام وظیفه است و در عمل نیز با زور در حوزه سیاسی تداوم آن تضمین میشود.
پس از افلاطون نوبت به ارسطو میرسد: «ارسطو شاگرد افلاطون، هستیشناسی جمعگرایانه افلاطون را نمیپذیرد و به فرد و در نتیجه مالکیت اهمیت میدهد. ارسطو در دو کتاب سیاست و اخلاق نیکوماخوسی به مسئله نظم میپردازد. در کتاب اخلاق به مسئله «عدالت» و در کتاب سیاست به مقوله «دولت» میپردازد. از نظر او، انسان موجودی اجتماعی و سیاسی است و برای تامین نیازهای خود، به تشکیل خانواده اقدام میکند. از نظر او، شهر از روستاها و آن هم از خانوارها تشکیل شدهاست. بنابراین، شهر یک اجتماع طبیعی است که نتیجه تکامل خانوارهاست.» از نظر ارسطو هم امر خیر در شهر (دولت) تحقق مییابد. انسان موجودی با دو قوه «خرده وشهوت» است که با تربیت قوه خرد و غليه خرد بر شهوت، امر خیر در شهر تحقق مییابد و فرد نیز به یک زندگی خوب میرسد. ارسطو تحلیل اقتصادی را از خانوار شروع میکند و آن را «تدبير منزل» مینامد. تدبير منزل از نظر ارسطو نوعی «هنر کسب ثروت» است.
بیوگرافی آدام اسمیت
آدام اسمیت در اوایل تابستان 1723 به دنیا آمد. امروزه همه میدانند که این فیلسوف و اقتصاددان در اصل متخصص زمینه اخلاق بوده و تقریبا بر اساس یک سری از اخلاقیات جمعی توانست «اقتصاد سیاسی» را به راه بیندازد. اسمیت را پدر علم اقتصاد و پدر سرمایهداری میدانند و دو اثر بسیار برجسته تحت نامهای «نظریه احساسات اخلاقی» و «ثروت ملل» از او منتشر شدهاست. اسمیت که در دانشگاه گلاسکو و آکسفورد فلسفه اجتماعی خواندهبود، پس از فارغالتحصیلی به تدریس در دانشگاه ادینبورو مشغول شد و موفقیت در همین دانشگاه بود که موجب شد به همکاری با دیوید هیوم درآمده و چهرهای مشهور در دوران روشنگری اسکاتلند باشد. اسمیت یک سال پس از انقلاب فرانسه در همان شهر ادینبورو اسکاتلند و در سن 67 سالگی درگذشت.