
اینکه میلیونها نفر ناگهان خود را در وضعیتی بدتر از سابق ببینند، آن هم در حالی که خودشان در بهوجود آمدن این وضع نقشی نداشتهاند شرایط بسیار سختی است.
آینده نگر/ نانسی بردسال، رئیس مرکز توسعه جهانی در واشنگتن
تا پیش از بروز بحران کرونا، بسیاری از مردم در جهانِ در حال توسعه درباره آینده خود حس مثبتی داشتند. هرچه باشد کشورهای در حال توسعه نسبتاً سریع توانستند اقتصادهای خود را در دوران پس از بحران مالی سال ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ احیا کنند و بسیاری از این اقتصادها- به خصوص در آفریقا و آمریکای لاتین- در حال بهرهبردن از تقاضای فزاینده چین برای نفت، مواد معدنی و محصولات کشاورزی بودند. انتظارات و آرزوهای بزرگی در همین راستا در اذهان مردم در این کشورها شکل گرفت.
در آمریکا البته اوضاع این طور نبود. مزایای رشد اقتصادی از دهه ۱۹۸۰ میلادی به بعد، بیشتر نصیب طبقه بسیار ثروتمند آمریکایی شد و طبقه متوسط و طبقه فقیر از این قافله عقب ماندند. برخی تحلیلگران معتقدند که رایآوردن دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ آمریکا ناشی از همین وضع بود. طبقه سفیدپوست متوسط که میدید از رشد اقتصادی کشور بهرهای نمیبرد، ناراضی بود و تقصیر آن را بر گردن جهانیشدن و مهاجران میانداخت. ترامپ نیز بر همین موج سوار شد.
خلاصه اینکه انتظارات و آرزوهای آمریکاییها چند دهه بود که داشت رو به تحلیل میرفت و نهادهای سیاسی کشور هم نتوانستند جلوی شکلگیری شکاف عمیق اجتماعی و تبعیض را در امریکا بگیرند. این تجربه، درسهای زیادی برای کشورهای در حال توسعه دارد. انتظارات برآوردهنشده و کاهش سطح رفاه همواره میتواند بیثباتی اجتماعی را رقم بزند. البته میان آمریکا و کشورهای در حال توسعه تفاوتهای زیادی هست. رشد اقتصادی در جهانِ در حال توسعه در یک نسل اخیر کاملاً قویتر و باثباتتر بوده است. مثلاً اینکه چین و هند رشد سریع خود را از دهه ۱۹۹۰ میلادی آغاز کردند و بسیاری از کشورهای دیگر- حتی از آفریقای جنوب صحرا- نیز به تدریج در دهه ۲۰۰۰ میلادی در مسیر توسعه قرار گرفتند. این رشد آن قدر جامع بود که بتواند دهها میلیون نفر را از فقر شدید (درآمد روزانه کمتر از ۱.۹۰ دلار) بیرون بیاورد. اما رشد به آن اندازه نبود که جایگاه این افراد را در طبقه متوسط تضمین کند. به جایش شاهد ایجاد طبقهای از مردمانی بودیم که در حال تلاش برای حفظ خود در طبقه متوسط بودند و درآمد روزانهشان بین ۴ تا ۱۰ دلار بود.
این افرادِ در حال تلاش، وضعشان از فقرا بهتر بود اما در عین حال موفق نشده بودند به درآمد خوب و ثابت و بیمه درمانی هم برسند و در نتیجه، در برابر شوکهای اقتصادی آسیبپذیر بودند و اکثراً بیکار میشدند. بسیاری از این افراد یا خوداشتغال بودند و یا در بخشهای غذایی، حمل و نقل (سرویسهای سفارش خودروی کرایهای) و خردهفروشی در شهرها مشغول به کار بودند. شاید جمعیت این افراد در کشورهای در حال توسعه بالغ بر سه میلیارد نفر میشد. آنها به آیندهای روشن امید داشتند.
اندی سامنر از کینگز کالج لندن این طور تخمین زده که کوچکشدنِ ده درصدیِ اقتصاد در کشورهای در حال توسعه باعث خواهد شد ۱۸۰ میلیون نفر دوباره زیر خط فقر (درآمد روزانه کمتر از ۱.۹۰ دلار) قرار بگیرند. این در حالی است که بانک جهانی خوشبینتر بوده و تخمین زده که کوچکشدنِ پنج درصدیِ اقتصاد رخ بدهد: یعنی بین ۷۰ تا ۱۰۰ میلیون نفر دچار فقر شدید شوند. لازم به ذکر نیست که طبقه از قبل فقیر هم اوضاع وخیمتری پیدا خواهند کرد.
اینکه میلیونها نفر ناگهان خود را در وضعیتی بدتر از سابق ببینند، آن هم در حالی که خودشان در بهوجود آمدن این وضع نقشی نداشتهاند شرایط بسیار سختی است. وضعیت امریکای لاتین نشان داده که وقتی شهروندان دچار افول شدید امیدهایشان شوند، نتیجهاش تنش اجتماعی و قطبیشدن سیاسی است. در بازه سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۵، وضعیت اقتصادی در برخی کشورهای آمریکای لاتین افول کرد و رشد حتی به زیر یک درصد رسید. درنتیجه، شرایطی که تا پیش از این قابل تحمل و قابلقبول به نظر میرسید ناگهان منفجر شد و اعتراضات خیابانی و تنشهای مختلف رخ داد. این وضع در پنج سال اخیر در برزیل، بولیوی، شیلی، کلمبیا، اکوادور و کشورهای دیگر رخ داده و باعث شده فساد مقامات و نخبگان به موضوع اعتراض مردم بدل شود.
در سایه بروز بحران کرونا، فشارهای مالی بر مردم بیشتر شده، وحدت اجتماعی از بین رفته و پوپولیسم پا گرفته است. با توجه به ریسکهای موجود، برخی صاحبنظران معتقدند که نهادهایی مثل صندوق بینالمللی پول باید با برنامههای مشخص برای وامدهی به کشورهایی که درآمد متوسط و رو به پایین دارند وارد عمل شوند و دولتها نیز تدابیر ویژه از جمله ارائه پول نقد برای گرسنهنماندنِ خانوارهای فقیر را در پیش بگیرند. اما و اگرهای زیادی در این راه وجود دارد اما مشخص نیست که چه آلترناتیوی را میتوان برای این وضع در نظر گرفت. درواقع نیاز به سرمایهگذاری روی آینده منابع انسانی، مهمترین نکته در توسعه است.