رهبر بعدی ژاپن باید توانا باشد و همچنین خوش‌شانس

قدم ‌گذاشتن جای پای آبه آسان نیست

تاریخ 1399/08/27 ساعت 11:17

ثبات سیاسی‌ای که در دوران آبه به وجود آمد منجر به این شد که خود او نیز در وضعیتی پایدار قرار بگیرد. سیاست‌های اقتصادی آبه کمک کرد که ژاپن به دومین دوره رشد اقتصادی طولانی‌مدت خود از دوران 1945 به بعد دست پیدا کند.

توبایس هریس / مشاور سیاسی حوزه ژاپن

نخست‌وزیر ژاپن، شینزو آبه، از سمتی که طولانی‌ترین دوره صدارت در این کشور شامل می‌شد استعفا داد و رکورد عموی پدربزرگ خود، ایساکو ساتو، را که در فاصله سال‌های 1964 تا 1972 نخست‌وزیر ژاپن بود شکست. یک دهه پیش که به نظر نمی‌رسید که آبه بتواند در حدود هشت سال ژاپن را با موفقیت رهبری کند. او در دوره بین سال‌های 2006 و 2007 حضور ناموفقی در مقام نخست‌وزیر داشت و گاف‌ها و رسوایی‌ها و تاخیرهای انتخاباتی و به‌خصوص بیماری او را وادار کرد از سمت خود کناره بگیرد. اما برگشت او در سال 2012 دوران شگفت‌آوری از ثبات و سعادت را برای کشور ژاپن رقم زد؛ اتفاقی که شاید مردم سالخورده این کشور دیگر نتوانند دوباره شاهدش باشند.

ژاپن یک سال بعد از اینکه شینزو آبه دوره اول نخست‌وزیری خود را شروع کرد، نخست‌وزیر را عوض کرد اما در سال 2012 آبه مجددا انتخاب شد. در آن زمان، از ظواهر امر چنین برمی‌آمد که قدرت رهبران ژاپن به اندازه‌ای نیست که بتوانند با مشکلات کشور روبه‌رو شوند. ژاپن داشت به‌آهستگی از بحران مالی جهانی سال 2008 بیرون می‌آمد و احیا می‌شد. در سال 2011، حزب دموکراتیک ژاپن که گرایش چپ میانه داشت حکومت را در دست گرفته بود و در فرایند بازسانی کشور در دوران بعد از زلزله و سونامی سهمگین در شمال شرق ژاپن ناموفق بود. این حادثه باعث نشست مواد رادیواکتیو در نیروگاه اتمی فوکوشیما داییچی شده بود. از لحظه‌ای که در انتخابات حزب محافظه‌کار لیبرال دموکراتیک ژاپن پیروز شد، با بحران‌های متعددی روبه‌رو بود اما متوجه شد که مردم اعتماد کمی به توانایی رهبران سیاسی برای مقابله با مشکلات دارند. آبه در یک سخنرانی در ایام تبلیغات برای انتخاب مجددش گفت: «من با هوشیاری کامل حس می‌کنم که اعتماد به حزب ما دیگر به‌طور صد درصد برنمی‌گردد و مردم به کل مجموعه سیاستمداران و سیاست این کشور به دیده شک و تردید نگاه می‌کنند.»

اما این حس تفاوت خیلی روشنی داشت با وقتی که او در دسامبر سال 2012 دوباره در مقام نخست‌وزیر انتخاب شد و آبه نه‌تنها توانست برای هفت ماه و هشت ماه بعد سمت خود را حفظ کند بلکه حزبش را در پنج انتخابات پیروز کرد و از نرخ رضایت پیوسته قوی مردم به او و دولتش حتی تا ماه‌های آخر صدارت خود نیز بهره‌مند بود. او ژاپن را تحت نظام سیاسی‌ای مدیریت کرد که تا پیش از آن، این کشور به خود ندیده بود. آبه ثبات را برای رای‌دهندگان راضی خود به ارمغان آورد و در دورانی که در بسیاری از کشورهای دموکراتیک جهان رهبران پوپولیست دولت‌ها را در دست گرفته بودند و حتی اقدامات ضددموکراتیک می‌کردند، این کشور ثبات سیاسی داشت و با اقتدار پیش می‌رفت.

یوشیهیده سوگا، کسی که به جای آبه به نخست‌وزیری ژاپن رسیده، قول داده است که شرایط سال‌های نخست‌وزیری آبه را حفظ کند و آن را تغییر ندهد. اما سوگا شاید نتواند به خوش‌شانسی سلف خود باشد و دوران حکومت او تقریبا به‌طور قطع کوتاه‌تر خواهد بود. آبه نه‌فقط می‌بایست برای طولانی‌تر ماندن در سمت خود نسبت به دیگر نخست‌وزیران ژاپن، عملکرد خوبی داشته باشد بلکه می‌بایست خوش‌شناس هم می‌بود.

 

اقبال خوش

دوران زمام‌داری آبه همزمان شده بود با یک رشد اقتصادی جهانی که به‌طور خارق‌العاده‌ای طول کشیده بود. طی دهه 2010، اقتصاد جهان از درگیرشدن با بحران اقتصادی اجتناب کرد و رشد اقتصادی هر سال نسبت به سال قبل ثابت و پایدار بود. همین رشد تضمین می‌کرد که شرکت‌های ژاپنی می‌توانند تقاضای خارجی برای تولیدات داخل کشور داشته باشند. خرده‌فروشان ژاپنی از رشد گردشگری بهره‌مند شدند، به‌خصوص بعد از اینکه اندازه طبقه متوسط در کشورهای همسایه آسیایی‌شان در حال گسترش بود. و سرمایه‌گذاران مهربان در دولت و کشورهای خارجی علاقه نشان می‌دادند به اینکه از برنامه اقتصادی آبه حمایت کنند. آبه یک برنامه احیای اقتصادی را شروع کرده بود که تحت عنوان «آبه‌نامیک» شناخته می‌شد و قیمت ین را در برابر دلار آمریکا به‌طرزی بی‌سابقه و تاریخی بالا برد و به سطحی رساند که تا پیش از بحران مالی سال 2008 هم در آن سطح نبود. به همین خاطر، صادرات ژاپن رونق گرفت. سودی که شرکت‌ها به دست آوردند رکورد شکست، نرخ بیکاری به کمترین حد خود رسید و مشارکت زنان و سالمندان و کارگران خارجی در نیروی کار افزایش یافت. درآمد مالیاتی دولت ژاپن از اوایل دهه 1990 تا آن زمان به بالاترین حد خود رسید. موج اقتصاد جهان که در حال بالا آمدن بود عامل همه این موفقیت‌های آبه نیست اما قطعا به این توفیق کمک کرد.

آبه علاوه بر روندهای مطلوب اقتصاد کلان از ضعف سیاسی در انتخابات ژاپن نیز به‌خوبی استفاده کرد. او بعد از سال‌های رقابت‌های شدید، سیاست‌های پوپولیستی و دوره‌های کوتاه نخست‌وزیری، جوی عمومی را به ارث برده بود که مشتاق  ثبات در عرصه سیاست کشور بود. معمولا بحث می‌شود که ژاپن از سیاست‌های پوپولیستی دست‌راستی در دهه گذشته که دامنگیر خیلی از دموکراسی‌های دیگر بود قسر دررفت اما ژاپن موج پوپولیسم خودش را در دهه 1990 و اوایل دهه اول قرن بیست‌ویکم تجربه کرد. سیاستمداران به پر و پای دیوان‌سالاران پیچیدند و قول دادند که اصطلاحات نهادی را جمع کنند. در اولین سال‌های قرن بیست‌ویکم، جونیچیرو کویزومی به جنگ «نیروهای مقاومت» رفت و وعده داد که حزب لیبرال دموکرات ـ حزب خودش ـ را نابود کند. در سال 2009، حزب دموکرات ژاپن اکثریت را در انتخاباتی به دست آورد که وعده داده بود قدرت دیوان‌سالاری را در هم بکشند. هر دو حزب لیبرال دموکرات تحت زعامت کویزومی و حزب دموکرات ژاپن با به دست آوردن رگ عوام و وعده و وعید به آن‌ها انتخابات را بردند و با اجرای این وعده‌ها بودجه‌های عمومی را هدر دادند و دولت را به نهادی تبدیل کردند که در جهت منافع افراد معدودی حرکت کند، به جای اینکه منافع افراد زیادی را در نظر بگیرد.

با این حال، تا سال 2012 رای‌دهندگان اشتیاق خود را به لحن آتشین سیاسی و وعده‌های بزرگ از دست دادند و این اتفاق تا حدی به‌لطف کناررفتن حزب دموکرات ژاپن از قدرت رخ داد. آبه بعد از اینکه در سال‌های 2005 و 2009 رای‌دهنده‌های زیادی داشت اما رای نیاورد، در انتخابات سال 2012 برنده شد؛ انتخاباتی که با 59 درصد مشارکت، کمترین میزان رای‌دهنده را در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم داشت. حزب لیبرال دموکرات به‌رغم اینکه چند میلیون رای کمتر از شکست سال 2009 آورد، به اکثریت بالایی دست یافت. در انتخابات عمومی دسامبر سال 2014، تعداد رای‌دهندگان حتی کمتر هم شد و مشارکت به 53 درصد رسید و در انتخابات اکتبر سال 2017 نیز همین سطح از شرکت مردم ثبت شد و آبه نیز در قدرت ماند. روند مشابهی نیز در پیروزی آبه در سه انتخابات ملی برای رقابت‌های پارلمانی رخ داد. حتی در انتخابات سال 2019 برای دومین بار سهم مشارکت‌کنندگان در رای‌گیری به زیر 50 درصد رسید. خلاصه اینکه پیروزی‌های آبه به این نیز وابسته بود که چه تعداد از مردم در خانه‌های خود می‌مانند و در انتخابات شرکت نمی‌کنند. مردم شاید آبه را دوست نداشتند ـ نظرسنجی‌ها به‌طور مرتب نشان می‌داد که گروه‌های متنوعی از رای‌دهندگان به آبه به این علت او را انتخاب می‌کردند که جایگزین دیگری وجود نداشت، نه اینکه حامی سیاست‌های او باشند ـ اما آن‌ها هیچ‌گاه به‌طور موثر از آبه روی برنگرداندند یا تلاش نکردند که او را از کاخ نخست‌وزیر بیرون کنند.

 

جانشین محبوب

ثبات سیاسی‌ای که در دوران آبه به وجود آمد منجر به این شد که خود او نیز در وضعیتی پایدار قرار بگیرد. سیاست‌های اقتصادی آبه کمک کرد که ژاپن به دومین دوره رشد اقتصادی طولانی‌مدت خود از دوران 1945 به بعد دست پیدا کند. اقدامات او برای دیپلماسی جهانی ـ آبه در دوره دوم نخست‌وزیری اش 81 سفر خارجی کرد ـ روابط او را با شرکای اساسی برنامه‌ای که تحت عنوان «ایندو ـ پاسیفیک» دنبال می‌کرد استحکام بخشید و نقش ژاپن را در مقام یکی از رهبران یکپارچگی تجاری جهان پررنگ کرد. این اقدامات همچنین روابط آمریکا و ژاپن را در سطح دو کابینه کاملا متفاوت ایالات متحده محکم‌تر کرد.

سوگا باید از این واقعیت بهره‌برداری کند که رای‌دهندگان ژاپنی نشان می‌دهد عطشی برای تغییر این سیاست‌ها ندارند. نرخ رضایت از آبه بعد از اینکه استعفای خود را اعلام کرد افزایش یافت. حمایت عمومی از سوگا که ادامه همین مسیر را وعده داده و اکثریت افراد حزب لیبرال دموکرات را به حمایت خود درآورده نیز افزایش یافت. در همین هفته‌های اخیر، حمایت از سوگا برای اینکه جانشین آبه شود پایین و زیر 10 درصد بود. اکنون که سوگا کابینه خود را تشکیل داده، نرخ رضایت از او به‌طور میانگین به حدود 70 درصد رسیده است که باعث شده او به محبوب‌ترین رهبر ژاپن در طول تاریخ نخست‌وزیری این کشور تبدیل شود. حرف‌هایی که سوگا زده تا حس ثبات را در میان افکار عمومی شکل بدهد، یکی از دلایلی است که باعث شد حمایت عمومی از نخست‌وزیر جدید ژاپن شکل بگیرد.

اما با وجود تمایل عمومی به ثبات سیاسی، سوگا نمی‌تواند در خوش‌شناسی آبه سهیم باشد. اقتصاد ژاپن در فصل اخیر بدترین وضعیت را از زمان بعد جنگ جهانی دوم تجربه کرده و رکود کشور را فراگرفته است. رکود حتی قبل از عالم‌گیری ویروس کرونا نیز سایه خود را بر سر ژاپن گسترانده بود. کوویدـ19 نیز کاهش تقاضا را در داخل و خارج کشور در پی داشت و ماه‌ها ادامه خواهد داشت اگر نگوییم سال‌های باقی خواهد ماند. حضور چین در هنگ‌کنگ و سایر کشورهای آسیای شرقی و همچنین فعالیت‌هایش در دریای چین جنوبی باعث شده عملا سیاست‌های تنش‌زدایی آبه با چین به نتیجه نرسد. اگر ترامپ در آمریکا دوباره انتخاب شود، رابطه اقتصادی با آمریکا نیز دشواری‌های خود را خواهد داشت. بنابراین در یک نگاه، می‌توان گفت که سوگا خوش‌اقبالی‌هایی را که آبه داشت ندارد.

منبع: فارن افرز

چرا باید خواند: ژاپن یکی از پنج اقتصاد بزرگ جهان است و روابط تجاری نزدیکی با ایران دارد. تغییرات سیاسی در این کشور برای ایرانیان نیز مهم است.