موسسان شرکت اطلسین، دو غریبه که تکنولوژی آشنایشان کرد

مردان دنیای فناوری کامپیوتری

تاریخ 1399/08/19 ساعت 16:43

یکی دو سال بعد، پدرش توانست از طریق محل کارش یک کامپیوتر وانگ بخرد، این کامپیوتر آن‌قدر قدیمی شده بود که حتی سیستم داس مایکروسافت هم رویش نصب نمی‌شد اما او یک سال تلاش کرد تا بتواند روی همان سیستم بازی نصب کند و البته موفق نشد. دبستان فارکوهار یک سری کلاس‌های مقدماتی محاسبه با کامپیوتر داشت و او توانست در سال ششم برنده جایزه تکنولوژی شود اما می‌گوید که آن درس‌های کامپیوتر در آن مدرسه دولتی آن قدر وحشتناک بودند که انگار اصلا درسی داده نشده. او دیگر کامپیوتر ندید تا اینکه وارد دانشگاه شد.

برای برنامه‌نویسان کامپیوتر نام جیرا، نام شناخته شده‌ای است. یک نرم افزار حرفه‌ای که به منظور مدیریت کار، مدیریت پروژه و مانند این به کار گرفته می‌شود و برای اولین بار توسط شرکت اطلسین به بازار معرفی شد. این شرکت استرالیایی 18 ساله را دو رفیق هم‌دانشگاهی در سال 2002 تاسیس کردند و توانستند آن را تبدیل به یک شرکت بزرگ چندملیتی کنند، تبدیل به نامی بزرگ که در دوران دانشگاه خوابش را هم نمی‌دیدند. مایک و اسکات یکی از خانواده‌ای کاvگر و دیگری سرمایه‌دار در یک نقطه مشترک بودند و همان نقطه سبب شد که به هم برسند و کار خودشان را راه بیندازند و هر دو تبدیل به ستاره‌های دنیای تکنولوژی در استرالیا شوند؛ هر دوی آنها عاشق کامپیوتر بودند. بخش عمده این مطلب با برداشت از گزارشی که در مورد این دو میلیاردر استرالیایی در نشریه سیدنی مورنینگ هرالد منتشر شد، نوشته شده است.

اسکات فارکوهار به خاطر دارد که چقدر دیوانه‌وار دلش می‌خواست یک کامپیوتر داشته باشد. آن موقع یک پسربچه 11 ساله بود، بزرگ‏ترین‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ فرزند در میان چهار فرزند یک خانواده طبقه کارگر در غرب سیدنی و در آغاز دهه 90 میلادی، رکود اقتصادی ضربات سختش را وارد می‌آورد.

فارکوهار به یاد می‌آورد: «خیلی خیلی دلم کامپیوتر می‌خواست. چون دوستم داشت، می‌دانستم می‌توانی با کامپیوتر بازی کنی. یادم می‌آید که پدر و مادرم را تهدیدهای عاطفی می‌کردم و یک جایی هم برای داشتن کامپیوتر زدم زیر گریه. حالا واقعا عذاب وجدان دارم چون والدینم واقعا از پس خریدن کامپیوتر برنمی‌آمدند.»

یکی دو سال بعد، پدرش توانست از طریق محل کارش یک کامپیوتر وانگ بخرد، این کامپیوتر آن‌قدر قدیمی شده بود که حتی سیستم داس مایکروسافت هم رویش نصب نمی‌شد اما او یک سال تلاش کرد تا بتواند روی همان سیستم بازی نصب کند و البته موفق نشد. دبستان فارکوهار یک سری کلاس‌های مقدماتی محاسبه با کامپیوتر داشت و او توانست در سال ششم برنده جایزه تکنولوژی شود اما می‌گوید که آن درس‌های کامپیوتر در آن مدرسه دولتی آن قدر وحشتناک بودند که انگار اصلا درسی داده نشده. او دیگر کامپیوتر ندید تا اینکه وارد دانشگاه شد.

در سوی دیگر سیدنی، خانواده کانن بروکس داشتند در منطقه کناره شهر مستقر می‌شدند. مایکل کانن بروکس، پدر مایک، تا همین اواخر بیشتر از پسرش در حلقه تجارت شناخته شده بود. او سال 1984 به استرالیا وارد شد تا شعبه شرکت سیتی بانک را در آنجا دایر کند و مدیریت آن را در دست بگیرد. خانواده‌شان اهل انگلستان بود اما مایک، کوچک‏ترین فرزند در میان سه فرزند خانواده، در آمریکا به دنیا آده بود، وقتی 6 ماهه بود همراه خانواده‌اش به تایوان و در سه سالگی به هنگ‌کنگ رفته بود و بعد برای گذران دوران مدرسه به انگلستان فرستاده شد. چند سال اول، تا قبل از اینکه خانواده تصمیم بگیرند که کاملا در استرالیا مستقر شوند، مایک در مدرسه شبانه‌روزی در انگلستان باقی ماند و سالی چهار بار برای دیدن آنها با پرواز طولانی به استرالیا می‌رفت. هنوز دوره ابتدایی را تمام نکرده بود که اولین کامپیوترش را از محل امتیازات مسافران کثیرالسفر هواپیمایی کانتاس خرید. کانن بروکس می‎گوید: «به خاطر پروازهایم کلی امتیاز مسافر کثیرالسفر داشتم و آن موقع این امتیازها واقعا معنایی داشت. برای همین کاتالوگ (جوایز بر اساس امتیاز) را می‌دیدم و هر سال یک چیزی می‌گرفتم. والدین من طرفدار اپل و مکینتاش بودند اما من کامپیوتر خودم را گرفتم که با دستگاهی که در اتاق پذیرای بود تفاوت داشت. سیستم آمستارد پی‌سی 20 که در واقع خیلی مزخرف بود اما توانست نظر من را به سمت دنیای کامپیوتر جلب کند که موضوع خیلی خیلی مهمی بود.»

مدارس او هم همیشه مجهز به اتاق‌های کامپیوتر بودند و مایک در سال 1991 و قبل از به وجود آمدن شبکه جهانی (www) والدینش را راضی کرد که برای کامپیوتر خانه‌شان اینترنت وصل کنند. او دوران مدرسه را در کرنبروک، یکی از مدارس خصوصی مخصوص پسران در سیدنی به پایان رساند.

سال 1998 کانن بروکس و فارکوهار، هر دو در 18 سالگی برنده بورسیه دوره فناوری اطلاعات کسب‌وکار در دانشگاه نیو ساوث ولز شدند. در اولین روز دانشگاه همدیگر را دیدند اما از همان اول اخت نشدند. اما آن برخورد اولیه در برابر دوستی و ارتباط قدرتمندی که میان 40 دامشجوی بورسیه به وجود آمد دوامی نیاورد. نیکی سیواک یکی از همکلاسی‌های آنها می‌گوید:«ما از خانواده‌ها و طبقات مختلفی آمده بودیم اما همه‌مان کرم کامپیوتر بودیم. از همان روز اول همه با هم گرم گرفتند و دوست شدند.»

اطلسین متولد می‌شود

کانن بروکس قبل از تاسیس اطلسین یک استارت‏آپ دیگر هم در دست و بالش داشت. در میانه راه تحصیلش، به صورت نیمه حضوری درس را ادامه داد تا بتواند همراه سیواک یک شرکت تاسیس کنند. آنها مقدار کمی سرمایه از طریق دوست و فامیل جمع کردند، جایی در پارک فناوری استرالیا اجاره کردند و یک ابزار مدیریت نشانه‌گذاری اینترنتی به نام بوک‌مارک باکس ساختند. آنها این شرکت را به یک شرکت دات‌کام دیگر به نام بلینک دات کام فروختند که به قول سیواک «مبلغ کم اما خروج موفقی» را تا پیش از رسیدن سال 2000 و سقوط بازار دات‌کام رقم زد.

فارکوهار هنوز یک نسخه از ایملیلی که کانن بورکس در ماه ژوئن سال 2001 برایش ارسال و دعوتش کرد که برای تاسیس یک شرکت به او بپیوندد را دارد. در ایمیل آمده بود: «حوصله‌ام از درس خواندن سر رفته، اطلسین خیلی جالب‌تر است». این ایمیل برای چند نفر از هم‌کلاسی‌های‌شان ارسال شد اما فارکوهار تنها کسی بود که پاسخ مثبت داد. به نظرش دوره کارآموزی‌اش در بخش شرکتی رضایت‌بخش نبود و حاضر بود وقتش را صرف کاری متفاوت بکند.

هدف اولیه رسیدن به درآمد 84 هزار و 500 دلاری بود، یعنی پایه حقوق استخدام یک فارغ‌التحصیل در PwC (شرکت چندملیتی خدمات حرفه‌ای بریتانیایی است، که در زمینه ارائه خدمات مشاوره مدیریت، مشاورهمالی و سرمایه‌گذاری، مشاورهحقوقی و مالیاتی، بیم‏سنجی، خدمات حسابداری و حسابرسی فعالیت می‌کند). کانن بروکس به خاطر می‌آورد: «مایک و من فکر می‌کردیم اگر بتوانیم این رقم را درآوریم و در کنارش کت و شلوار نپوشیم و این آفتابه لگن‌های شرکتی را کنار بگذاریم، به سود می‌رسیم.» اما معلوم شد که آنها فقط آن‌قدری درمی‌آورند که سهم هر کدامشان در دو سال اول 15 هزار دلار بشود. کوهار می‌گوید: «عملا سیستم بخور و نمیر بود»

میلیاردرهای بی‌پول

زمان‌بندی ناجوری بود، صنعت تکنولوژی در رکود پس از ترکیدن حباب دات کام بود اما به همین خاطر آنها مجبور شدند مقتصد باشند و شتاب بیشتری برای کار به خرج دهند. یکی از اولین درآمدهای شرکت خرج این شد که دو موسس و یکی از دوستانشان برای شرکت در کنفرانس جاوا وان به سان‏فرانسیسکو بروند، هر سه نفرشان در یک اتاق ماندند و باید از دستشویی مشترک ته راهرو استفاده می‌کردند. اوراکل شرکتی را خریده بود که آنها پشتیبانی نرم‌افزارش را بر عهده داشتند و برای همین جلسه‌ای برگزار شد که آنها خودشان را با قطار به آن رساندند تا مجبور به پرداخت اجاره ماشین کرای‌ای نشوند. فراکوهار می‌گوید: «تابستان بی‌نهایت داغی بود و ما کت و شلوار به تن داشتیم. خدا را شکر که از ما نخواستند برایشان کار کنیم چون احتمالا قبول می‌کردیم.»

اولین ساختمانی که این دو نفر اجاره کردند با حداقل اجاره ممکن به دست آمده بودفارکوهار می‌گوید: «ساختمان آن‌قدر سرد بود که مایک حقه‌ای کشف کرده بود: ساعت 4 صبح می‌توانستی شیر آب گرم را باز کنی و بعد دستت را آن قدر زیرش نگه داری که انگشت‌هایت دوباره بتوانند مشغول کدنویسی شوند.» اولین کارمند شرکت آنها یک کوله‌گرد ایرلندی بود که اسم اطلسین را از دوستانش شنیده بود و یک روز بی‌خبر وارد دفتر شرکت شد. باقی کارمندان اولیه هم از دوستان دوره دانشگاهشان بودند.

این استارت‏آپ کوچک و محقر تبدیل شد به پایه ثروت میلیاردی این دو دوست. و البته از ابتدا نشانه‌های موفقیتش را می‌شد دید. از همان ابتدای کار تراز مالی آنها مثبت بود و در هشت سال اول راه‌اندازی هیچ احتیاجی به سرمایه‌گذار خارج از شرکت پیدا نکردند و برای همین است که همچنان دو سوم از سهام شرکت بین این دو نفر تقسیم شده است. سال 2010 بود که آنها 20 درصد از سهام شرکتشان را به مبلغ 60 میلیون دلار به شرکت اکسل پارتنرز واگذار کردند.

فارکوهار در مورد شریکش می‌گوید: «مایک یکی از خلاق‌ترین آدم‌هایی است که ممکن است پیدا کنید. او در تجسم کردن چیزهایی که هنوز وجود خارجی ندارند عالی است.» در واقع کانن بروکس بود که در آن زمانی که شرکت فقط 10 کارمند داشت و به زحمت از پس پشتیبانی همان یک محصول برمی‏آمد اصرار به تعریف نرم‌افزار تازه کرد. کانن بروکس در مورد شریکش می‌گوید: «اسکات یک رهبر خوب است. او همیشه در موقعیت بحرانی بی‌نظیر عمل می‌کند. ما زمانی یک مشکل امنیتی پیدا کردیم، اسکات آن موقع در ماه عسل بود، سفرش را نیمه‌تمام گذاشت و برگشت سر کار. زمانی که او رسید دیگر نزدیک بود من از دست بروم.»