
گفتنیهای زیادی هست درباره تعاملات یکبهیک افراد و این نکته که این تعاملات در شکلهای زیادی قابل وقوع است. مطمئن نیستم اولین دفعهای که با یک همکار کل یک مکالمه نوشتاری را تنها با ارسال گیف انجام دادم، نوعی خودپسندی بود یا شرمساری، اما چیزی که بهیقین میتوان گفت این است که ما بهطریقی ارتباط برقرار کردیم
نیکولا هنیگان / جامعهشناس/ ترجمه: آینده نگر
وقتی در دفتر کار مشغول هستیم، ممکن است همکاری را ببینیم که تمام روز را با هدفونی بر گوش یک جا نشسته، با پیشانی چینخورده و ما خیال میکنیم که کارهای زیادی باید انجام دهد و درگیر بهموقع رساندن کاری است. یا در آبدارخانه به کسی برمیخوریم که به ما میگوید آسم پسرش بدتر شده است و ما خیال میکنیم که او چقدر خسته است و برای فرزندش نگران.
در جهان جدیدی که بسیاری از ما صد درصد زمان خود را در خانه کار میکنیم، بسیاری از این تعاملات کوچک زندگی واقعی دیگر وجود نخواهد داشت. خیالات ما از فهم اوضاع و احوال همکارمان فاصله زیادی خواهد گرفت. اگر من با یکی از این همکاران جلسهای داشته باشم و به نظرم بیاید پریشان و حواسپرت است، بلافاصله حسی به من میگوید که او احتمالا بهخاطر شرایطش دچار استرس است.
اما وقتی این تعاملات را نداریم و ناگهان با اپلیکیشنهایی مانند میت، تیم یا زوم وارد یک ارتباط مجازی با افرادی که پریشان هستند میشویم چگونه میتوانیم این رفتارها را تعبیر کنیم؟ یا بدتر از آن، کسانی که به نظر آزرده یا خشمگین هستند؟ ما نمیتوانیم کمکی بکنیم اما رفتار آن را به دل میگیریم. ما حسی نسبت به حال و روز آنها نداریم. شانسی برای بررسی آن نداریم، برای اینکه ببینیم چه کار میکنند. در آن لحظه، ما از این فرد فقط یک چهره با ابعادی غیرعادی روی صفحه کامپیوترمان داریم. و حتی اگر با یک جمله متعارف مانند «حالتان چطور است؟» شروع کرده باشیم، خیلی نمایشی است و شاید افراد آنقدر احساس راحتی نکنند که در چنین فضایی استرس و خستگی خود را با ما در میان بگذارند. زیرا این محیط برای کار بیش از اندازه خصوصی به نظر میآید.
با زن جوانی در ویکتوریا صحبت میکردم که از خانه کار میکند و درگیر قرنطینه است. او در میان هقهقهایش جویدهجویده میگفت: «من احساس میکنم دیگر برای هیچکس اهمیت ندارد. هرکس که با او حرف می زنم تنها کار خودش را از من پیگیری میکند و فقط همین.» البته این طبیعت کارکردن است؛ افراد تنها پیگیر کار خودشان از شما هستند اما وقتی ما با فردی تعامل داریم، کمتر احتمال دارد اینطور به نظرمان بیاید. ما احساس میکنیم که با آدمها در ارتباط هستیم. ما حس میکنیم عضوی از چیزی بزرگتر از طبیعت حرفهای شغلمان هستیم. با تغییر وضعیت به حضور آنلاین چطور؟ همه این حسنتفاهمها از پنجره بیرون ریخته میشوند. زمانی برای ماهیت انسانی نیست، همهاش کسبوکار.
و مشکل همینجا نهفته است. ماهیت انسانی از دست میرود. این ارتباط و انسانیت ما است. این چیزی است که حقیقتا ما را وادار میکند همکارانمان را دوست داشته باشیم و به آنها توجه کنیم. این تعاملهای کوچک و خرده ارتباطات است که در طول زمان روی هم جمع میشود و تصویری کامل از یک فرد برای ما میسازد، چیزی که به ما سرنخهای اطلاعاتی میدهد تا به ما کمک کند بفهمیم بهترین راه تعامل با آنها چیست. این جزئیات ما را بر این میدارد که آنها و احوالاتشان را درک کنیم. و در مقابل، به آنها کمک میکند که ما را درک کنند.
یک روش برای برطرف کردن این مشکل ایجاد یک دیدار مجازی شخصی در ابتدای هر جلسه مجازی است. نصیحت شماره یک اندی مولینسکی این است که «آن را شخصی کنید» و بهدنبال آن «صمیمیت را تداعی کنید». او از قدرت این گفتوگوی کوتاه و روشن نگه داشتن دوربین برای تبادل حالات چهره و احساسات تعریف و تمجید میکند. آه انسانیت! تعامل و کار هر دو در صدر دستور جلسه قرار میگیرند. کار بیشتری میبرد اما در مجموع، برای تقویت عامل ارتباط ارزشمند است.
ما که از خانه کار میکنیم میتوانیم مراقب باشیم سر کار آنطور که هستیم خود را نشان دهیم، نهفقط در پوسته نقشی که داریم. میتوانیم متوجه باشیم که تمام لحظههای ارزشمند ارتباط را با افرادی که با آنها کار میکنیم از دست میدهیم؛ پس بگذارید ابتدای هر جلسه توقفی داشته باشیم؛ دقایقی را برای پذیرایی و گذراندن با مثالها بگذاریم. صمیمی و انسانی بودن، تبادل یک لحظه، جرقهای ایجاد میکند.
گفتنیهای زیادی هست درباره تعاملات یکبهیک افراد و این نکته که این تعاملات در شکلهای زیادی قابل وقوع است. مطمئن نیستم اولین دفعهای که با یک همکار کل یک مکالمه نوشتاری را تنها با ارسال گیف انجام دادم، نوعی خودپسندی بود یا شرمساری، اما چیزی که بهیقین میتوان گفت این است که ما بهطریقی ارتباط برقرار کردیم که شاید هیچوقت در دفتر کار اتفاق نمیافتاد و درنتیجه حالا ما همدیگر را بهتر از هر وقت دیگر میشناسیم. به یاد داشته باشیم افراد درونگرای اطراف ما حقیقتا با یک مکالمه گروهی مشکل دارند، درحالیکه از یک شروع انفرادی لذت میبرند. تضاد میان تنفر از جمع و دوستداشتن افراد، گیرافتادن در یک جلسه گروهی دیجیتالی که حرفها حول یک موضوع تکبعدی است بسیاری از ما را در موقعیتی غیرعادی قرار میدهد. عالمگیری ویروس کرونا بهطرق مختلف تبعات زیادی برای افراد داشته است. توجهداشتن به روابط کاری، یعنی بازگرداندن جرقههای انسانیت، قدمی کوچک برای سبککردن این بار است.
منبع: گاردین