
در اندیشه بودن، دقت در تعریف، بیآنکه صِرف نکتهپردازی در قلمرو بحث منطقی باشد، برخاسته از رویکردی معرفتی است و بودن، مانند ماکیاولی، به نوعی جابهجایی معرفتی در سیاست دست میزند تا سیاست را از قلمرو اخلاق و فلسفه قدیم به حوزه اندیشه واقعگرایی جدید انتقال دهد.
آینده نگر
ژان بودَن، فیلسوف و حقوقدان مشهور فرانسوی در قرن شانزدهم میلادی است، که زمانی عضو پارلمان پاریس بود و زمانی هم در دانشگاه تولوز حقوق درس میداد. ژان بودن بیش از هرچیز بابت نظریه حاکمیت خود شهرت دارد و جدای از آن در زمینه جالب دیوشناسی هم آثاری مینوشت.
پیش از اینکه با اندیشه اقتصادی بودن آشنا شویم، بد نیست با تفکر سیاسی این فیلسوف نزدیکی بیشتری پیدا کنیم. در این زمینه پژوهشهای مناسبی در فضای ایران انجام شدهاست که در میان آنها میتوان به یادداشت آقای امیررضا ثعبانی اشاره کرد که در ادامه بخشهایی از آن را با هم مطالعه میکنیم. اندیشه سیاسی بودن، از همان آغاز تعریف موضوع سیاست، از نظام اندیشه سیاسی قدما فاصله میگیرد. در اندیشه بودن، دقت در تعریف، بی آنکه صِرف نکتهپردازی در قلمرو بحث منطقی باشد، برخاسته از رویکردی معرفتی است و بودن، مانند ماکیاولی، به نوعی جابجایی معرفتی در سیاست دست میزند تا سیاست را از قلمرو اخلاق و فلسفه قدیم چنانکه قبلتر هم اشاره شد، به حوزه اندیشه واقعگرایی جدید انتقال دهد. از این روست که بودن، در آغاز کتاب خود، در مخالفت با دیدگاه قدما، سرشت واقعگرایی علم سیاست جدید را برجسته میکند. پیشتر با اشاره به ماکیاولی آوردم که او در نقادی از رویکرد نویسندگان سیاسی متقدم، که سیاست را بر شالوده بایدهای اخلاقی بنیاد میگذاشتند، با اعلام جدایی سیاست از اخلاق فردی آن را بهعنوان حوزهای مستقل بررسی کرد.
بودن، در اشارهای به کوششهای فیلسوفان قدیم و جدید برای بنیانگذاری «مدینه فاضله»ای که پایهای در واقعیت ندارد، با نفی تمایز میان «مدینه فاضله» افلاطون و «آرمانشهر» تامس مور، مینویسد: «ما، در تعریف کشور، قید «سعادتمندانه» را لحاظ نمیکنیم... به هرحال، ما را سر آن نیست که کشوری در عامل مُثُل بنیاد کنیم، چنان که افلاطون و تامس مور، صدر اعظم انگلستان، در عالم خیال اندیشیدهاند، بلکه قواعد سیاست را تا حد ممکن از نزدیک دنبال خواهیم کرد». هم او، به مناسبت دیگری مینویسد «صد توصیف نمیتواند ذات و ماهیت امر واحدی را روشن کند و، از این رو، برای به دست دادن تعریفی واحد از «کشور»، مفهوم «حاکمیت» را در کانون بررسی خود قرار میدهد. در اندیشه سیاسی بودن، کشور، در واقعیت آن، برپایه قدرت حاکم استوار میشود و، در قلمرو دانش، بر پایه مفهوم «حاکمیت»؛ از این رو، تامین زندگی سعادتمندانه و نیل به فضیلتهای اخلاقی را نمیتوان از وظایف قدرت حاکم دانست. بودن در تمثیلی نسبت میان آرمانگرایی و غایت اصلی سیاست را به تربیت کودکی تشبیه میکند که نیازهای اولیه او رفع نشده باشد. مَثلِ کشوری که تامین سعادت و عمل به فضیلت و یا به گفته بودن «فضیلتهای اخلاقی، صنایع ظریفه و تامل درباره امور طبیعی و الهی» را مقدم بر حفظ آرامش در درون و دفاع از تمامیت ارضی در بیرون قرار دهد، مَثلِ کسی است که بخواهد کودکی را پیش از رفع نیازهای اولیه او تربیت کند.
قدیمیترین تورمشناسی تاریخ
در سال 1568 میلادی، بودن در پاسخ به نظریههای اقتصادی ژان دو مالستوا اثری با عنوان «تناقضات مالستوا» نوشت. بودن در این اثر یکی از اولین نمونههای برخورد علمی با پدیده تورم را ارائه کردهاست. باید توجه داشته باشیم که این پدیده تا پیش از قرن شانزدهم میلادی شناخته شده نبود. برای درک این بحث ابتدا باید شرایط اقتصادی آن روزگار را بهتر بدانید. تا سال 1550 میلادی، افزایشی که در عرضه پول غرب اروپا رخ داده بود مزایایی کلی را همراه خود آوردهبود. از سوی دیگر اما نوعی تورم پدید آمد. نقرهای که از معادن پوتوسی آمریکای جنوبی، از طریق اسپانیا، وارد میشد، همراه با منابع نقره و طلا و دیگر منابع جدید باعث شدند که تغییراتی در مسائل پولی پدید بیاید.
پیش از بودن، مارتین آزپلیکوئتا در سال 1556 به این مسئله پرداختهبود. به نظر آزپلیکوئتا یکی از مسائلی که میتوانست در افزایش قیمتها تاثیرگذار باشد، تا حد بسیار زیادی ورود فلزات گرانبها به این قاره بود. آزپلیکوئتا با تحلیل این پدیده، در کنار عوامل بسیار زیادی به رابطه موجود بین مقدار کالا و پول در گردش اشاره کرد. این بحثها که عمدتا در دهه 1560 میلادی صورت گرفتند بعدها به مبنایی برای «نظریه مقداری پول» تبدیل شدند. بودن در کنار این بحثها از عوامل دیگری هم نام برد: افزایش جمعیت، تجارت، امکان مهاجرت اقتصادی و مصرفی که از دید او مذموم بود. به طور کلی بودن یکی از فلاسفه سیاسی مشهور تاریخ است، اما اندیشههای اقتصادی او هم در کنار دید سیاسی حاکمیتگرایش جذابیت خاص خود را دارد.
ژان بودن
ژان بودن در سال 1530 میلادی در شهر زیبای آنژه فرانسه به دنیا آمد. پدر او که به احتمال زیاد یکی از خیاطان شناختهشده منطقه بود، زندگی سطح متوسطی را برای خانوادهاش فراهم کردهبود. همین مسئله باعث شد که ژان بتواند امکانات تحصیلاتی قابل قبولی داشته باشد. در حال حاضر اطلاعات شفاف و مطمئنی از بسیاری از مراحل زندگی ابتدایی او در دسترس نیست اما گویا او در سالهای 1547 یا 1548 سری به ژنو زده و در آنجا با دادگاههای هرطقه درگیری پیدا کردهاست، البته در این مورد اختلافاتی هم به چشم میخورد. بودن عمده فعالیت خود را در دو شهر پاریس و تولوز انجام داد و در نهایت در سال 1696 در شهر لاو در شمال فرانسه درگذشت.
درباره حاکمیت
سال: 1992
در این کتاب با نکات مهم و برجسته نظریه حاکمیت بودن به خوبی آشنا میشویم. نظریه حاکمیت بودن یکی از نمونههای بسیار قدرتمند ایدئولوژی سلطنتطلبی است. در این کتاب بخشهای از کتاب برجسته بودن، «شش دفتر درباره جمهوری»، وجود دارد. بودن در آثار خود توضیح میدهد که حاکمیت چیزی ضروری است و قدرت حکومتی باید در دست یک فرد یا گروه خاص قرار گیرد. این نظر بودن در دوران بحران اقتدال در جنگهای مذهبی فرانسه، باعث شد که او تفسیری مطلقگرا از سلطنتهای فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی به دست دهد.