دموکرات‌ها باید مراقب باشند بازی ترامپ را نخورند

سناریوهایی برای باخت بایدن

تاریخ 1399/07/19 ساعت 10:27

 نیرا تاندن، رئیس اندیشکده «مرکز ترقی آمریکایی»: «مشکل بنیادی ترامپ این است که برخلاف چهار سال پیش دیگر به‌چالش‌کشنده رئیس‌جمهور وقت نیست، او خودش رئیس‌جمهور وقت است. او مالک مشکلات کنونی است. بایدن سیاست‌های خودش را دارد، اما این انتخابات بر سر سیاست‌ها نیست. انتخابات آینده بر سر این مسئله است که آمریکا می‌خواهد به کدام سمت برود.»

آینده نگر/ مایکل هرش، خبرنگار ارشد فارن پالسی

اوضاع جو بایدن این روزها خوب است. اگر به میانگین نتایج نظرسنجی‌های مختلف نگاه کنیم، نماینده دموکرات‌ها در انتخابات آن‌چنان از رقیب جمهوری‌خواهش جلو است که متخصصان همین حالا دونالد ترامپ را با روسای جمهور شکست‌خورده گذشته مثل جیمی کارتر مقایسه می‌کنند که در ۱۹۸۰ توسط رونالد ریگان در هم کوبیده شد. در زمانه بحران دوقلوی ملی - کرونا و درگیری‌های نژادی - عملکرد ترامپ کم از فاجعه نداشته است: او کشور را درست در زمانی که نیازمند پیام اتحاد بوده دوپاره کرده و به همه ثابت کرده جز انتخاب مجدد هیچ هدف بزرگ‌تری ندارد.

این حتی صدای گروهی از جمهوری‌خواهان را درآورده است. پگی نونان، نویسنده سخنرانی‌های ریگان، اخیراً در وال استریت جورنال نوشت: «او در برابر بحران کنونی بی‌طرف عمل نکرده است. و همه یک طوری این را حس می‌کنند.» اقتصاد کشور هنوز زمین‌گیر کروناست، موج دوم بیماری با قدرت کشور را در هم می‌نوردد و ترامپ در تمام نظرسنجی‌های مهم ملی از بایدن عقب است و فاصله آنها در اکثر موارد دورقمی شده است. ترامپ در نظرسنجی‌های همه ایالت‌های چرخشی - که به طور سنتی نه کاملاً دموکرات هستند نه جمهوری‌خواه - عقب است و در آخرین نظرسنجی گالوپ که مربوط به ۸ تا ۳۰ ژوئن بوده، میزان محبوبیت او تقریباً به حد کارتر پایین کشیده و به ۳۸ درصد رسیده است. ایمی والتر تحلیل‌گر PBS اخیراً نوشت: «این انتخابات نه موج، که سونامی پیروزی دموکرات‌ها خواهد بود.»

 

بازی در زمین ترامپ

اما موج‌سواری دموکرات‌ها روی احساسات منفی مردم به ترامپ قمار خطرناکی است. ترامپ آن‌قدر بد است که دموکرات‌ها حس می‌کنند به صورت اتوماتیک خوب به نظر خواهند رسید و این یعنی آنها هنوز از گذشته درس نگرفته‌اند. رضایت از خود بزرگ‌ترین دام پیش روی دموکرات‌هاست: این را می‌توانید از هیلاری کلینتون بپرسید. ترامپ هرچه در حوزه ریاست‌جمهوری ضعف دارد، در استعدادهای ماکیاولیستی‌اش در پیدا کردن نقاط ضعف دموکرات‌ها تردیدی نداریم. او همین روش را به طور موثری علیه رقبای جمهوری‌خواهش در سال ۲۰۱۶ انجام داد و به پیروزی رسید.

ترامپ همین حالا هم به شدت روی این استراتژی کار می‌کند. همین سخنرانی اخیر او در روز استقلال در کوه راشمور را در نظر بگیرید. او در این سخنرانی به معترضانی که مجسمه‌های یادبود دوران برده‌داری و استعمار را تخریب می‌کنند حمله شدیدی کرد. ترامپ اقدامات معترضان را «مبارزه‌ای بی‌رحمانه برای پاک کردن تاریخمان، هتک حرمت قهرمانانمان، پاک کردن ارزش‌هایمان و مغزشویی فرزندانمان» توصیف کرد. ترامپ گفت: «معنی توتالیتاریسم همین است و چنین چیزی با فرهنگ و ارزش‌هایمان کاملاً بیگانه است. اشتباه نکنید: این انقلاب فرهنگ دست‌چپی طراحی شده تا انقلاب آمریکا را سرنگون کند.»

سناتور دموکرات، تمی داکورث، که از نامزدهای پست معاون اولی بایدن به حساب می‌آید خیلی زود طعمه ترامپ شد و در زمین او بازی کرد. داکورث از ترامپ انتقاد کرد که «تمام وقت دارد درباره خائنان مرده حرف می‌زند.» منظور او دفاع ترامپ از مجسمه‌های دوران برده‌داری و پایگاه‌های نظامی با نام ژنرال‌های مدافع برده‌داری بود اما او انتخاب محل سخنرانی ترامپ - کوه راشمور - را هم به چالش کشید. در این کوه، مکان مقدس بومی‌های آمریکا، چهره‌های چهار رئیس‌جمهور آمریکا (جورج واشنگتن، توماس جفرسون، تئودور روزولت و آبراهام لینکلن) کنده‌کاری شده و داکورث گفت که ترامپ «روی زمین دزدیده‌شده از بومیان آمریکا ایستاده بود.»

مجله محافظه‌کار «نشنال ریویو» که عموماً به شدت از ترامپ انتقاد می‌کند، این‌بار به دفاع از او برخاست: «در کوه راشمور، ترامپ درباره انقلاب آمریکا صحبت کرد، نه درباره تاریخ برده‌داری. در واقع آنچه ترامپ گفت دقیقاً همان چیزی بود که ما از یک رئیس‌جمهور آمریکایی انتظار داریم.»

البته ترامپ بخش اعظم سخنرانی‌اش را به ستایش لینکلن، واشنگتن و دیگر چهره‌های مطرح تاریخ آمریکا اختصاص داده بود و البته به اتحاد ایالت‌های جنوبی حامی برده‌داری در جنگ داخلی اشاره نکرده بود (اما بارها گفت که مجسمه‌های آنها نباید سرنگون شود و او هر تلاشی برای تغییر نام پایگاه‌های نظامی را وتو خواهد کرد). تنش میان ترامپ و داکورث شدیدتر شد و ستاد انتخاباتی ترامپ به او حمله سنگینی کرد. داکورث یک آمریکایی ـ تایلندی است که در جنگ عراق هردو پایش را از دست داده است. ستاد ترامپ در بیانیه‌ای نوشت: «این زن از سابقه نظامی‌اش سوءاستفاده می‌کند تا توجه ما را از حمایتش از چپ‌گراهایی که می‌خواهند دوران بنیان‌گذاری آمریکا را شرارت‌بار جلوه دهند پرت کند.»

ترامپ دیگر رسماً اعلام می‌کند که «ما در میانه جنگی فرهنگی قرار گرفته‌ایم.» او به شدت تلاش می‌کند که انگ «دست‌چپی» به دموکرات‌ها بچسباند، و آنها فکر می‌کردند که پس از کنار گذاشتن برنی سندرز چپ‌گرا از صحنه انتخابات دیگر چنین مشکلی نخواهند داشت. بایدن تاکنون مراقب بوده که از جنبش سرنگون کردن مجسمه‌ها حمایت نکند، اما پای او هم به دعوا کشیده شد. او گفت که «حمله به داکورث بازتاب انحرافی است که حالا در کاخ سفید جریان دارد.» کار به جایی رسید که بریت هیوم، تحلیل‌گر تلویزیون دست‌راستی فاکس نیوز اعلام کرد: «واکنش افراطی دموکرات‌ها به سخنرانی کوه راشمور می‌تواند نقطه عطفی برای ترامپ باشد اگر بتواند به آن جوابی مؤثر دهد.»

ترامپ به طور موثری در حال تزریق ترس در میان رای‌دهندگان معمولی است و تلاش می‌کند چپ‌ها و آنارشیست‌ها را با کلمه حزب دموکرات عجین کند. همین‌ها باعث شد که چند روز پیش مجله هارپر نامه‌ای سرگشاده را منتشر کند که گروهی از مهم‌ترین منتقدان لیبرال ترامپ نوشته بودند و در میان امضاکنندگان آن نوآم چامسکی، مالکوم گلدول و گلوریا استاینم دیده می‌شوند. در این نامه آمده است: «با آنکه اعتراضات قدرتمند با هدف عدالت اجتماعی و نژادی باعث به وجود آمدن خواست جدی برای اصلاح پلیس شده و تقاضا برای برابری بیشتر در سراسر جامعه گسترش یافته، اما این جنبش باعث ترویج عدم تحمل نسبت به مخالف هم شده است و گروه‌هایی به طور افراطی بر بقیه فشار می‌آورند که حتماً مواضع کاملاً پاک و بی‌ضرر اتخاذ کنند. این روزها نیروهای ضدلیبرالیسم در سراسر دنیا قوی‌تر می‌شوند و دونالد ترامپ هم که متحد قدرتمند آنهاست تهدیدی واقعی برای دموکراسی ما به حساب می‌آید. اما مقاومت علیه ترامپ نباید اجازه بدهد که خود گرفتار تعصب شود و رو به زورگویی بیاورد. همین حالا عوام‌فریب‌های دست‌راستی در حال سوءاستفاده از این روند در میان معترضان هستند» (بعد از انتشار این نامه، شبکه‌های اجتماعی پر شد از اعتراض مخالفان ترامپ خطاب به نویسنده‌های آن، به‌خصوص چامسکی).

 

نژادپرستی و چین‌ستیزی

البته گروهی هم بر این باورند ترامپ آن‌چنان خود را به راست‌های افراطی نزدیک کرده که نمی‌تواند در چنین جنگ فرهنگی‌ای برنده باشد. استنلی گرینبرگ، استراتژیست سیاسی و از متخصصین مشهور حوزه نظرسنجی که با وجود دموکرات بودن از منتقدان کمپین هیلاری در سال ۲۰۱۶ بود می‌گوید: «من فکر می‌کنم سخنرانی کوه راشمور ترامپ و تلاش او برای یکی کردن معترضین با رادیکال‌هایی که می‌خواهند کشور را نابود کنند و همچنین حمایت سفت و سخت او از ژنرال‌های نژادپرست دوران جنگ داخلی همه و همه تکه‌های یک پازل هستند. او فقط به یک گروه مخاطب فکر می‌کند و آن ملی‌گرایان سفیدپوست هستند. بقیه هم این را می‌دانند. به نظر من بایدن در حال حاضر در حوزه نژادی خوب بازی می‌کند. اما اینجا ریسک کوچکی وجود دارد: ترامپ در حال بازتعریف مرزهای جنگ فرهنگی است و تمرکز بایدن روی وضعیت کنونی است. یعنی ترامپ ممکن است خیلی سریع شکل بازی را عوض کند و بایدن نتواند واکنش مناسب نشان دهد.»

البته ترامپ در حوزه‌های دیگر انتخابات ۲۰۲۰ هم در حال بازتعریف خود است تا رأی بیشتری به دست آورد. او سخنان انزواگرایانه و چین‌ستیز خود را شدت بخشیده و زیاد هم با مخالفت روبه‌رو نمی‌شود (به خاطر کرونا)، و بایدن را به نرم‌خویی در برابر پکن متهم می‌کند. بازی ترامپ اینجا هم مثل بازی‌اش در جنگ فرهنگی، کشاندن بایدن به واکنش نشان دادن به اتهام‌هاست. او سعی می‌کند زودتر اتهام‌زنی کند تا مجبور نشود به حملات بایدن پاسخ بدهد. یک سال پیش بایدن گفته بود چین تهدیدی استراتژیک علیه آمریکا نیست. او حالا می‌گوید اگر رئیس‌جمهور شود پکن را به خاطر قانون جدید امنیتی مربوط به هنگ‌کنگ تحریم اقتصادی خواهد کرد.

یک چالش دیگر بایدن این است که رای‌دهندگان به خوبی می‌دانند مواضع ترامپ چیست و برنامه‌هایش برای سال‌های بعدی قابل پیش‌بینی است. اما وعده‌های بایدن - به جز خلاص شدن از شر ترامپ – آن‌چنان شفاف نیست. او چند روز پیش بالاخره برنامه احیای اقتصادی ۷۰۰ میلیارد دلاری «آمریکایی بخر» را منتشر کرد، اما سخت است که بین ایده‌های اقتصادی بایدن و ایده‌های ناسیونالیسم اقتصادی ترامپ تفاوت زیادی قائل شد. اما در کل بایدن همچنان روی سابقه طولانی و ممتازش در دولت و کنگره مانور می‌دهد تا خود را رقیب لایقی نشان دهد. مشکل اینجاست که هیلاری کلینتون هم تلاش کرد به کمک سابقه طولانی‌اش در انتخابات برنده شود. باراک اوباما یک بار او را باکفایت‌ترین نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری کل تاریخ آمریکا خوانده بود. اما وقتی هیلاری ثابت کرد بلد نیست مبارزه انتخاباتی کند و تنها پیام منسجمش «به ترامپ رأی ندهید» است این سابقه درخشان به نجاتش نیامد. این عجیب نست. اصولاً نامزدهای پست ریاست‌جمهوری بدون پیام انتخاباتی شفاف و مثبت مخصوص به خودشان نمی‌توانند برنده شوند.

 

آیا بایدن راه هیلاری را می‌رود؟

وقتی از چند استراتژیست دموکرات درباره خطر تبدیل شدن بایدن به هیلاری پرسیدیم احتمالش را ناچیز شمردند. نیرا تاندن، رئیس اندیشکده «مرکز ترقی آمریکایی» در یک ایمیل نوشت: «مشکل بنیادی ترامپ این است که برخلاف چهار سال پیش دیگر به‌چالش‌کشنده رئیس‌جمهور وقت نیست، او خودش رئیس‌جمهور وقت است. او مالک مشکلات کنونی است. بایدن سیاست‌های خودش را دارد، اما این انتخابات بر سر سیاست‌ها نیست. انتخابات آینده بر سر این مسئله است که ما به عنوان کشور می‌خواهیم به کدام سمت برویم. بایدن پیام منسجمی دارد. او مرد محترمی است که می‌خواهد شکاف عمیق کنونی را پایان بدهد. درست است که این روند علیه ترامپ شکل گرفته، اما به خودی خود هم ارزش‌هایش را دارد. بایدن یک سرمایه است و سخت است که از او نفرت داشته باشید.»

شاید، اما تعداد زیادی از تحلیل‌گران مهم آمریکایی در سال ۲۰۱۶ جذابیت ترامپ را برای گروه زیادی از مردم نادیده گرفته بودند و آنها همین حالا هم او را نادیده می‌گیرند. مت بی، مقاله‌نویس واشنگتن پست پیش از سخنرانی کوه راشمور ترامپ نوشت: «درست است که ترامپ پیروز انتخابات شد اما اکثر آمریکایی‌ها ایده‌های ضد مهاجرتی او یا بی‌تفاوتی‌اش به بخش‌های مهم جامعه را رد کرده‌اند. اگر فکر می‌کنید ترامپ نبض توده‌ها را دارد و مثل آهن‌ربا می‌تواند همیشه بخش‌هایی از رای‌دهندگان را پشت خود نگه دارد اشتباه می‌کنید.» هیلاری کلینتون حامیان ترامپ را افرادی «اسف‌انگیز» توصیف کرده بود و جوابش را گرفت. مت بی در این مقاله آنها را «اقلیتی پرسر و صدا» می‌خواند که نمی‌توانند در روز سخنرانی ترامپ در اوکلاهما یک ورزشگاه را پر کنند.

اما حتی اگر بی و دیگر دموکرات‌ها در حال تکرار اشتباه سال ۲۰۱۶ باشند باز هم چیزهای زیادی از آن سال تا حالا تغییر کرده است. مثلاً نژادپرست بودن ترامپ را دیگر نمی‌شود کتمان کرد. او حتی جنبش «جان سیاه‌پوستان مهم است» (Black Lives Matter) را «نماد نفرت» توصیف کرده است. نتایج یک نظرسنجی مشترک میان نیویورک تایمز و کالج سینا نشان می‌دهد که در ایالت‌های سرنوشت‌ساز آرای سفیدپوستان حامی ترامپ در حال کاهش است و اکثریت آمریکایی‌ها با فاصله‌ای ۲۸ درصدی حامی «جان سیاه‌پوستان مهم است» هستند. در مورد سیاست خارجی و رویکرد انزواطلبانه ترامپ هم باید گفت تعداد کمی از نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکا توانسته‌اند با تمرکز روی سیاست خارجی برنده شوند.

در این میان میزان محبوبیت بایدن در بین سیاهان - همان رای‌دهندگانی که او را در رقابت‌های مقدماتی از سندرز جلو انداختند - در حال رشد است. میزان حمایت سیاهان از هیلاری کلینتون پایین بود، اما ناسیونالیسم سفید ترامپ و تلاش مداوم بایدن برای جلب نظر سیاهان این احتمال را بالا برده که سیاهان آمریکا در ماه نوامبر با انرژی بالاتری از سال ۲۰۱۶ رأی بدهند. با این همه بایدن نباید حمایت سیاهان را تضمین‌شده فرض کند. او طی این چهار ماه می‌تواند گام‌های اشتباهی بردارد و ضمناً حمایت او از قانون مجازات کیفری خشن سال ۱۹۹۴ هنوز از خاطر آفریقایی-آمریکایی‌ها نرفته است.

همه اینها خطرهایی جدی بر سر راه کاندیدایی است که اصولاً از دید خیلی‌ها خودش بزرگ‌ترین دشمن خودش است. بایدن قبلاً بارها سخنان اشتباه و خجالت‌آوری بر زبان آورده و می‌توان انتظار داشت که قبل از نوامبر هم اشتباهی بزرگ از او سر بزند. چهار ماه در دنیای پرهرج و مرج، دوقطبی و بحران‌زده‌ای که ترامپ به ساختش کمک کرده، زمان کمی نیست. پس حالا زمان مناسبی برای رضایت از خود نیست.