چرا خروج از جنگ تجاری ترامپ با اروپا این‌قدر سخت است؟

جایی برای پیرمردها نیست

تاریخ 1399/07/08 ساعت 10:22

بخشی از مناقشه تجاری آمریکا و اروپا به یک پرسش مهم و اساسی برمی‌گردد: کشورها تا چد حد مجازند که قوانین را به سود خود مصادره کنند تا شرکت‌هایشان به قدرت‌های پیشرو و غالب در عرصه جهانی بدل شوند؟

آینده نگر/منبع: فارن پالسی/ادوارد آلدن، عضو شورای روابط خارجی آمریکا

وقتی آمریکا و اتحادیه اروپا بر سر تجارت با هم می‌جنگند، به اندازه جنگ آمریکا و چین هیجان‌زده نمی‌شویم و اصلاً شدت و اهمیت ژئواستراتژیک این جنگ هم به اندازه نبرد با چین نیست. اما در جنگ اروپا و آمریکا عنصری از یکدندگی و اختلافات درازمدت دیده می‌شود که باعث شده چندان به آینده مناسبات طرفین امید نبندیم؛ و حتی نتیجه انتخابات آینده ریاست جمهوری آمریکا در ماه نوامبر هم نمی‌تواند این امید را برگرداند.

به عنوان شروع، مسئله یارانه‌های دولتی به دو رقیب هواپیماساز یعنی ایرباس و بوئینگ را در نظر بگیرید. اخیراً ایرباس و کمیسیون اروپایی اعلام کردند شرایط حمایت دولتی از این شرکت تغییر می‌کند تا رضایت آمریکا جلب شود و این کشور از اعمال تعرفه‌های ۷.۵ میلیارد دلاری علیه اروپا دست بردارد. واشینگتن اخیراً اعلام کرده بود که نوع خاصی از تعرفه‌های تنبیهی گسترده را علیه اتحادیه اروپا اعمال خواهد کرد؛ یعنی تعرفه‌های ۱۰ درصدی فعلی روی کالاهای مختلف ساخت اتحادیه اروپا را افزایش خواهد داد و آن را به ۲۵ درصد خواهد رساند و کالاهای جدیدی مثل کامیون و زیتون را هم مشمول آن خواهد کرد. حالا مشخص نیست که واشینگتن در واکنش به اقدام ایرباس و کمیسیون اروپایی چه خواهد کرد و آیا تعرفه‌های جدید را برخواهد داشت یا نه. از آن بدتر اینکه طرفین معمولاً در این زمینه تعامل درستی ندارند.

اما مناقشه رقبای هواپیماساز ایرباس و بوئینگ تنها یکی از مناقشاتی است که باعث اختلال در همکاری ترانس‌آتلانتیک در حوزه تجارت و سرمایه‌گذاری شده است. قرار این بود که چنین معاهده‌ای باعث اتحاد دو ابرقدرت تجاری وقت شود؛ آن هم در زمانی که تهدید چین علیه قدرت آنها به اندازه امروز شدید نبود. اما در سال ۲۰۱۶ و بعد از سه سال و ۱۵ دور مذاکرات، این معاهده عملاً بدون هیچ نتیجه‌ای به حیات خود پایان داد. این در حالی بود که در دو سوی اقیانوس اطلس - یعنی هم در اروپا و هم در آمریکا- انتقادات افکار عمومی نسبت به این معاهده بالا گرفته بود و گفته می‌شد که این معاهده ناقض خودمختاری کشورهاست. در عین حال، ناتوانی واشینگتن و بروکسل در حصول توافق بر سر نقش قانونگذاری دولت‌ها و یارانه‌هایی که پرداخت می‌کنند، اوضاع را بدتر کرده بود. وقتی این معاهده به خط پایان خودش رسید، هیچ یک از طرفین چندان برایش ابراز دلتنگی نکردند. این تازه زمانی بود که دونالد ترامپ هنوز جنگ‌های تجاری مشهور خود را کلید نزده بود.

این روزها که دیگر از آن نظم تجاری جهانی سابق هیچ اثری دیده نمی‌شود، شکست معاهدات مشابه بین آمریکا و اروپا خود را بیشتر نشان می‌دهد. آمریکا و اروپا قاعدتاً باید در برابر بازیگران شرقی و به خصوص چین، از منافع مشترک خود استفاده می‌کردند تا موضع‌شان در عرصه تجارت جهانی تقویت شود اما به جایش، این دو هم خود را درگیر جنگ‌های تجاری سنگین کردند.

یکی از مهم‌ترین ابعاد این جنگ، تهدید ترامپ به اعمال تعرفه‌های سنگین بر خودروهای اروپایی بوده است که به خصوص دو خودروساز بزرگ آلمانی یعنی فولکس واگن و دایملر را هدف قرار داده است. ترامپ ابایی ندارد از اینکه جلوی خبرنگاران، اروپا را به سوء استفاده‌کردن از آمریکا متهم کند و حتی در مواردی، اروپا را تهدیدی بزرگ‌تر از چین خوانده است. در زمینه قوانین مالیاتی دیجیتال هم دو طرف به شدت با هم درگیر شده‌اند. فیل هوگان کمیسیونر تحاری اتحادیه اروپا اذعان کرده که اروپا و آمریکا در چند ماه منتهی به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در ماه نوامبر احتمالاً روزهای داغی را در عرصه جنگ تجاری پیش رو دارند.

مهم‌ترین جنبه جنگ تجاری اروپا و آمریکا از ماجرای رقبای هواپیماساز شروع شده و با همان هم ادامه دارد. ایرباس از سال ۱۹۷۰ با کمک دولتی و با ادغام چند شرکت هوایی اروپایی کوچک‌تر تشکیل شد و به نوعی چهره قهرمانی اروپا در عرصه هوایی به شمار می‌آمده است. ایرباس در دهه ۱۹۸۰ برخی از سفارش‌هایی را که می‌توانست نصیب بوئینگ شود (از جمله سفارش‌های پان امریکن، امریکن و نورث وست) به خودش اختصاص داد و رقابت بین این دو وارد مرحله جدیدی شد. طی سال‌ها مشکلات دیگری هم پیش آمد مثلاً اینکه بوئینگ به خاطر دو حادثه سقوط هواپیماهای ۷۳۷ مکس خود در سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ و اتهامات مبنی بر نقص فنی هواپیماها، روزهای سخت و انتقادات شدیدی را از سر گذرانده است. اما هنوز هم بوئینگ بزرگ‌ترین صادرکننده امریکاست و خود را قهرمان تولید ملی می‌داند. حالا آمریکا می‌گوید کمک‌های دست و دلبازانه دولت‌های اروپایی به ایرباس ناقض قوانین تجارت جهانی است و باید متوقف شود. استدلال ایرباس هم این است که بوئینگ نیز از قراردادهای دولتی پرسودی از سمت ناسا و پنتاگون بهره برده، از تخفیف‌های مالیاتی هم برخوردار بوده و کسی هم متعرضش نشده است و بنابراین دولت آمریکا نمی‌تواند چیزی را در این خصوص به ایرباس و دولت‌های اروپایی دیکته کند.

بخشی از مناقشه در این خصوص به یک پرسش مهم و اساسی برمی‌گردد: کشورها تا چد حد مجازند که قوانین را به سود خود مصادره کنند تا شرکت‌هایشان به قدرت‌های پیشرو و غالب در عرصه جهانی بدل شوند؟ هیچ پاسخ حقوقی به این سؤال وجود ندارد بلکه باید با مذاکره در موردش به نتیجه رسید. اروپا قصد ندارد برنامه‌های خود برای تبدیل‌شدن به یک قدرت جهانی در عرصه هوافضا را کنار بگذارد و آمریکا نیز قصد ندارد شاهد شکست بوئینگ در مقابل رقیبش ایرباس باشد. اما به جای آن که مذاکره بین دو طرف در این خصوص صورت بگیرد، آمریکا در سال ۲۰۰۴ در این خصوص به سازمان تجارت جهانی شکایت برد و اروپا هم با شکایت متقابلی به آن واکنش نشان داد. گران‌قیمت‌ترین وکلای تجاری جهان در این دعوا به کار گرفته شدند و حالا ۱۶ سال است که این مناقشه ادامه دارد و به نتیجه‌ای هم نرسیده است. سال گذشته سازمان تجارت جهانی حکم داد که آمریکا می‌تواند ۷.۵ میلیارد دلار خسارت دریافت کند (یعنی حق اعمال تعرفه بر محصولات اروپایی را دارد) و احتمالش می‌رود که حکم مشابهی هم در مورد شکایت ایرباس و اروپا بدهد. یعنی اتحادیه اروپا هم می‌تواند تعرفه‌های تنبیهی متقابلی علیه آمریکا وضع کند که رقم آن ممکن است به ۱۰ میلیارد دلار برسد.

این یعنی ۱۶ سال مناقشه حقوقی صرفاً به حق طرفین برای اعمال تعرفه‌های جدیدی منجر خواهد شد که صادرکنندگان در امور بی‌ربط به ایرباس و بوئینگ را تحت تأثیر قرار خواهد داد. این شکست و خودزنی درواقع به الگوی اصلی در مناسبات آمریکا و اتحادیه اروپا بدل شده است. آنها به جای آن که راه حل‌های قابل قبول برای هر دو طرف را در جریان مناقشات تجاری خود پیدا کنند، فقط عمق ماجرا را بیشتر کرده‌اند و میزان حساسیت افکار عمومی خود را در این زمینه بالاتر برده‌اند. آیا اروپا اجازه می‌دهد واردات مرغ و ذرت آمریکایی انجام شود؟ آیا شرکت‌های آمریکایی مثل آمازون و اپل دارند از قوانین مالیاتی شرکتی در اروپا و تفاوت آن با قوانین آمریکایی سود بیش از اندازه می‌برند؟ هر یک از این مسائل به موضوع نبردهای تجاری بزرگ بدل شده‌اند و هیچ یک از طرفین قصد ندارند در موردش مماشات نشان بدهند.

اگر خطرات و ریسک ناشی از مناقشه ترانس‌آتلانتیک در زمینه تجارت این قدر بالا نبود، می‌شد جور دیگری به قضیه نگاه کرد. اما واقعیت این است که اهمیت موضوع بالاست و باعث تشدید شکاف بین آمریکا و اروپا از تمام جهات شده و زمین را برای بازیگرانی مثل چین خالی کرده است. چین در زمینه ارائه یارانه‌های دولتی به شرکت‌های بزرگ در سطحی کاملاً متفاوت از آمریکا و اروپا بازی می‌کند. این مسئله در صنایع مختلفی از فولاد گرفته تا پنل‌های خورشیدی و خودروسازی دیده می‌شود و قصد چین این است که بازارهای جهانی را در اختیار خود بگیرد. در عین حال، اختلافات در خصوص مسایلی مثل یارانه دولتی به بوئینگ و ایرباس باعث شده این تصور پیش بیاید که این قوانین برای هر کشوری در نوع خودش قابل تعبیر هستند و اگر غیر از این باشد، فقط باید وارد مناقشات حقوقی پایان‌ناپذیر شد.

مالیات‌بندی بر شرکت‌ها نیز بخش دیگری از این قضیه است. در حال حاضر و در میانه بحران کرونا، اکثر دولت‌های جهان به منابع مالی بیشتر نیاز پیدا کرده‌اند و معتقدند که باید شرکت‌هایی مثل اپل را به خاطر پرهیز از مالیات مورد تنبیه قرار دهند اما تا وقتی که زمینه همکاری مشترکی در این زمینه بین دولت‌های مختلف به وجود نیامده باشد، نمی‌توان کاری از پیش برد.

از سوی دیگر، سیاست تجاری ترامپ مبنی بر اولویت‌قرار دادنِ آمریکا به شکل واضحی علیه خود آمریکا عمل کرده است. او هر مسئله تجاری را به عنوان نبردی می‌بیند که آمریکا باید به هر قیمتی در آن برنده شود و نیازی به همکاری با طرف مقابل برای حل و فصل مذاکره‌گونه مسئله وجود ندارد.

در این میان، اروپا که از جنگ تجاری با آمریکا دارد زخم‌های شدیدی می‌خورد، می‌داند که با پیروزی احتمالی جو بایدن کاندیدای حزب دموکرات در انتخابات آینده ریاست جمهوری آمریکا نیز کاری از پیش نخواهد رفت و مشکل دو طرف حل نخواهد شد. به نظر می‌رسد حل و فصل این نبرد تجاری به تعهدی از سوی طرفین نیاز دارد که به جای تمرکز روی دستاوردهای کوتاه‌مدت، روی اهداف درازمدت‌تر متمرکز شوند، حمایت سیاست‌گذاران و افکار عمومی را به دست بیاورند و به تدریج راه مذاکره را باز کنند. به زبان ساده‌تر، دیگر جایی برای پیرمردها نیست؛ یعنی نمی‌توان به شیوه‌های سنتی سابق صرفاً به طرف مقابل ضربه زد و انتظار داشت که او هیچ عمل متقابلی انجام ندهد. دنیای امروز دنیای امتیازگیری هر دو طرف است.