
فرانسه ابتدا میخواست ابتکار عمل را در کنترل ترکیه در مسئله لیبی به دست بگیرد اما از آنجا که ایتالیا را به عنوان یکی از طرفین ذینفع در لیبی وارد بازی نکرده بود، نتوانست کار خاصی از پیش ببرد
آینده نگر/منبع: نیویورک تایمز /سیلوی کافمن، سردبیر سابق لوموند
در حالی که بسیاری از رهبران جهان روی مسئله ارتباط کشورشان با چین متمرکز هستند، تحولات زیادی در حال وقوع در منطقه مدیترانه شرقی است که شاید اینجا را به نقطه اشتعال جدیدی دنیا بدل کند و کشورهای اروپایی و ناتو را به دردسر بیندازد.
مهمترین بازیگری که این روزها در شرق مدیترانه دارد بدون هراس از فشار غرب به بازی خود ادامه میدهد ترکیه است. ترکیه میخواهد که مداخلاتش در لیبی و سوریه در صدر اخبار قرار داشته باشند.
از نظر غرب، تصمیماتی که ترکیه در این بازی میگیرد به یک چالش پیچیده شباهت دارد. واقعیت این است که مداخلات ترکیه در مدیترانه شرقی کاملاً با منافع و اهداف ناتو در تضاد است؛ آن هم در شرایطی که ترکیه خودش عضو ناتو است. از سوی دیگر، روسیه نقش خود را در منطقه افزایش داده است و غرب با وجود هراس از این نقش، تمایل چندانی به درگیر شدن با روسیه در اینجا نشان نداده است. شاید بهترین توصیفی که بتوان برای اوضاع امروز مدیترانه شرقی در نظر گرفت، یک بینظمی نوین جهانی است.
مدیترانه شرقی از سال ۲۰۱۱ به بعد جای آرامی نبوده است. در این زمان حکومت معمر قذافی در لیبی سقوط کرد و جنگ در سوریه نیز بالا گرفت. سرنوشت لیبی این بود که شاهد مداخله ناتو و آمریکا باشد و بعد از سقوط حکومت قذافی، به ورطه آشفتگی شدیدی بیفتد. لیبی بعد از آن مداخلات خارجی حالا جایی برای رقابت گروههای نظامی متخاصم است و از یک سو افراط گرایان و از سوی دیگر مهاجرانی را که میخواهند به سمت اروپا حرکت کنند در خودش جا داده است. رسوایی بنغازی که در کارنامه هیلاری کلینتون باقی مانده و به کشتهشدن سفیر آمریکا و همراهانش در سال ۲۰۱۲ انجامید باعث شده که اکثر کشورهای غربی وانمود کنند که بحران لیبی به نقش گذشته آنها ربطی ندارد و دلیلی برای نقشآفرینی امروز نیز در آن وجود ندارد.
در چنین شرایطی، ترکیه و روسیه و برخی کشورهای عربی مثل امارات متحده عربی و مصر در لیبی مشغول نقشآفرینی شدهاند و خلأ غرب را پر کردهاند. هدفی که از این مداخلات دنبال میشود، احتمالاً این است که یک سلطان و یک سزار مثل دوران قدیم به قدرت خاص و حوزه نفوذ مشترکی در این منطقه دست پیدا کنند.
امروز اتحادیه اروپا میخواهد بداند که هدف ترکیه از حضور در لیبی دقیقاً چیست. شورای اروپایی روابط خارجی اخیراً در گزارش خود به این نکته اشاره کرد که آنچه در مدیترانه شرقی رخ میدهد دیگر نمیتواند برای اروپا کماهمیت باشد. اظهارات اخیر امانوئل ماکرون رییس جمهور فرانسه نیز به مسئله مشابهی اشاره دارد و ترکیه را از بابت لیبی مورد انتقاد قرار میدهد. واقعیت این است که حضور ترکیه در مدیترانه شرقی و لیبی چند شاخه دارد: اولی مناقشه حلنشده ترکیه با یونان بر سر قبرس است که به دنبال کشف میدانهای گازی حتی پیچیدهتر هم شده است. ترکیه در ماه نوامبر گذشته قراردادی را با لیبی به امضا رساند که یک مرز دریایی و منطقه اقتصادی انحصاری بین دو کشور ایجاد میکند و منافع یونان و قبرس در همان مسیر را نادیده میگیرد. از سوی دیگر، ترکیه نقطه انتقال مهاجران آسیایی به اروپا است و چند سال است که ترکیه از این بابت از اروپا امتیاز دریافت کرده تا جلوی سرریز شدن مهاجران به اروپا را بگیرد.
طبق معمول همیشه، اتحادیه اروپا در مواجهه با این مشکل با انشقاق شدیدی مواجه شده است. فرانسه ابتدا میخواست ابتکار عمل را در کنترل ترکیه در مسئله لیبی به دست بگیرد اما از آنجا که ایتالیا را به عنوان یکی از طرفین ذینفع در لیبی وارد بازی نکرده بود، نتوانست کار خاصی از پیش ببرد. فرانسه ترجیح میداد خلیفه هفتر در لیبی پیروز درگیریها باشد و از او حمایت کرد. تصور فرانسه این بود که با چنین کاری و قرار گرفتن در مقابل ترکیه و متحدانش در لیبی، جلوی افراط گرایان گرفته خواهد شد. اما هفتر با حمله به طرابلس یک اشتباه تاکتیکی بزرگ کرد و نتوانست تبعات آن را کنترل کند و درنتیجه ترکیه دست بالا را در درگیریهای لیبی در اختیار گرفت.
فرانسه حالا خود را در مقابل ترکیه تنها میبیند. دو کشور حتی در آبهای منطقه نیز نزدیک بود با هم درگیر بشوند چون ترکیه تحریم تسلیحاتی ناتو علیه لیبی را به وضوح نقض کرده بود. فرانسه در جذب متحدان اروپایی علیه ترکیه نیز قوی عمل نکرد و تنها نظر هشت کشور از سی کشور را جلب کرد. این انشقاق و ناتوانی نشان میدهد بیجهت نیست که برخی رهبران اروپایی از جمله خود ماکرون از مرگ مغزی ناتو سخن میگویند.
در این میان، به نظر میرسد که آمریکا نمیخواهد مقابل اردوغان دربیاید. درواقع آمریکا فقط به اظهارنظرهای جنجالی ترامپ علیه ناتو بسنده کرده و میخواهد که کارهای دیگر را فرانسویها یا اروپاییهای دیگر انجام بدهند و مدیترانه شرقی را از نفوذ اردوغان یا پوتین خارج کنند. این وضعیتی نه چندان جالب برای آینده اروپاست.