
شاید تصور شود که بعد از فروکشکردن بحران کرونا دوباره همه چیز به حال عادی بازخواهد گشت و روند فرزندآوری نیز تسریع خواهد شد، اما بررسی نمونه بحران مالی سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ نشان میدهد که این نظر درست نیست
آینده نگر/ منبع: بلومبرگ
در زمان بروز پاندمیها که ابعادی از زندگی انسانها از حالت عادی خارج میشود، بحث در مورد فرزندآوری دوباره داغ میشود و بحران کرونا نیز این قاعده مستثنی نبود. واقعیت این است که در زمانهای بحرانی، تصمیمگیری در مورد آینده دشوارتر میشود چون افق درازمدت آینده نسبت به زمانهای دیگر، تیرهتر به نظر میرسد. بر اساس آنچه که از شواهد برمیآید، در کشورهای مختلفی احتمال فرزندآوری به دلیل بروز بحران کرونا به طرز چشمگیری کاهش یافته است. فرزند کمتر به معنی مصرفکننده کمتر، نیروی کار کمتر و مالیاتدهنده کمتر در آینده است. معنی کلانترش هم اقتصاد کوچکتر است.
ولفگانگ لوتز جمعیتشناس اتریشی در سال ۲۰۰۶ هشدار داده بود که کشورهای اروپایی در مرحلهای به نام «دام باروری» قرار دارند؛ یعنی جمعیت زنان فرزندآور کمتر شده، خانوادههای کوچکتر به هنجار اجتماعی بدل شدهاند، رشد اندک جمعیت باعث کاهش رشد اقتصادی شده است و همین مسئله به نوبه خودش به بدبینی نسبت به آینده و فرزندآوری کمتر منجر شده است.
در همان زمانی که لوتز این زنگ خطر را به صدا درآورد، به نظر میرسید که آمریکا برخلاف اروپا دچار چنین وضعی نیست. نرخ باروری در آمریکا ۲.۱ به ازای هر زن بود، در حالی که رقم مشابه در کشورهای اتحادیه اروپا ۱.۵ بود. حالا اما این نرخ در آمریکا به زیر ۱.۷ رسیده است. والدین احتمالی در آمریکا پیشتر هم با مسائلی مانند سن مادر، دسترسی به خدمات مراقبت از کودک، هزینه تحصیل و اشتغال مواجه بودند اما از وقتی بحران بزرگی مثل کرونا در حوزه بهداشت و درمان و نیز اقتصاد رخ داده است، همه چیز یکشبه بدتر شده است. بیجهت نیست که اوضاع کنونی را با دوران رکود بزرگ در آمریکا مقایسه میکنند. یک نظرسنجی که توسط موسسه گوتماخر انجام شد نشان داد ۳۴ درصد از آمریکاییهایی که قصد فرزندآوری داشتند این تصمیم را عقب انداخته یا لغو کردهاند.
در ماه ژوئن، موسسه بروکینگز نیز پیشبینی کرد که آمریکا دارد وارد یک دوران طولانی از فرزندآوری کم میشود. همچنین پیشبینی شده که در سال ۲۰۲۱ تعداد نوزادانی که پا به جهان خواهند گذاشت حداقل ده درصد کمتر از سال قبل خواهد بود. این شامل والدینی که فرزند دارند اما میخواستند فرزندان دیگری داشته باشند هم میشود.
ممکن است این نکته مطرح شود که بعد از فروکشکردن بحران کرونا (و یا هر بحران دیگری) دوباره همه چیز به حال عادی بازخواهد گشت و روند فرزندآوری نیز تسریع خواهد شد. اما بررسی نمونه بحران مالی سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ نشان میدهد که این نظر درست نیست. اگر بحران سال ۲۰۰۸ رخ نداده بود، باید طبق الگوهای جمعیتشناختی ۶.۶ میلیون تولد دیگر در فاصله آن سال تا سال ۲۰۱۹ رخ میداد اما رقم واقعی کاملاً پایینتر از این بود.
البته افراد متخصص در زمینه محیط زیست اصلاً به اندازه اقتصاددانان از بابت کاهش نرخ زاد و ولد ناراحت نیستند. تحقیقی که توسط دانشگاه لوند سوئد انجام شده نشان میدهد نداشتن فرزند در کشورهای ثروتمند برای محیط زیست بسیار مفیدتر از کارهای دیگری مثل استفاده از خودروی برقی یا کاهش سفرهای هوایی است.
نکته اینجاست که حتی بعد از خلاصی جهان از پاندمی کرونا نیز مسائل زیادی به قوت خود باقی میمانند؛ مسائلی مثل افزایش هزینه مراقبت از کودک، بیمه و خدمات درمانی. از سوی دیگر، هر تلاشی برای پیشبینی آینده فرزندآوری با موانع زیادی مواجه است؛ از جمله اینکه نرخ باروری در زمانهای مختلف به شدت در حال نوسان است و ممکن است عوامل بسیار مختلفی روی آن تأثیر بگذارند. پیش از بروز بحران کرونا، گزارش سالانه تأمین اجتماعی آمریکا پیشبینی کرده بود که نرخ باروری در این کشور تا سال ۲۰۲۹ میلادی افزایش یابد و به ۱.۹۵ برسد و بعد تا سال ۲۰۹۵ تقریباً در همان سطح باقی بماند. اما حالا که عامل اختلالآوری مثل ویروس کرونا به این شرایط اضافه شده، پیشبینی درباره نرخ آینده فرزندآوری در آمریکا هم دشوارتر شده است.
هر چه باشد، باید به خاطر داشته باشیم که نرخ فرزندآوری در طول تاریخ همواره از مسائلی مثل جنگها، خشکسالیها و حوادث طبیعی و همین طور پاندمیها و اپیدمیها تأثیر پذیرفته است. تفاوت اوضاع امروزی دنیا با گذشته شاید این باشد که دولتها به وضوح از تأثیر کرونا بر روند احتمالی فرزندآوری آگاهند و با علم به این موضوع شاید بتوانند به سیاستگذاریهایی برای کاهش تبعات اقتصادی و اجتماعی این پدیده بپردازند و جلوی کاهش شدیدتر جمعیت را به خصوص در کشورهای پیشرفته بگیرند. هر چه باشد، اوضاع اقتصادی جهان تا مدتی با آنچه که قبلاً پیشبینی شده بود فرق خواهد داشت و تنها کمکردن تبعات اقتصادی امروز میتواند تبعات اقتصادی آینده را هم کاهش بدهد.