
ویتمن میگوید که با این سرعت تکنولوژی که امروزه شاهدش هستیم، شرکتها فرصت ندارند که 18 ماه را صرف کنند تا مطمئن شوند محصولشان پیش از ارائه کاملا بینقص است.
آينده نگر
در دنیای رهبری کسبوکار برخی از مدیران هستند که نامشان با ظهور و افولشان در یک شرکت مطرح میشود و از یاد میرود، کسانی که برندی که برایش کار میکنند همواره شناختهشدهتر از آنها است. رهبرانی هم مثل مگ ویتمن پیدا میشوند که از هر برندی به برند دیگر بروند، نامشان دنبال میشود چون سابقه آنها ثابت کرده که از قضا آنها هستند که به برندها معنای بیشتری میدهن. مگ ویتمن، مدیرعامل سابق در ایبی، اچپی و حالا در کوییبی به این ویژگیاش شهرت دارد. او در یکی از گردهماییهای مربوط به فعالان حوزه تکنولوژی که در کالیفرنیا تشکیل شده بود، در مورد درسهایی صحبت کرد که در دنیای مدیرت در این حوزه آموخته است و حالا میخواهد آنها را با سایرین شریک شود. سایت ITBOB بخشهایی از این سخنرانی را خلاصه کرده و در قالب درسهای مگ ویتمن آورده است که خلاصه بخشهایی از آن را در اینجا میخوانید.
آدمهای مناسب کار را جمع کنید
اولین درسی که ویتمن آموخته این است که چقدر اهمیت دارد که یک سازمان بتواند آدمهای درست برای هر کاری را پیدا کند. اما قضیه از این هم مهمتر است: مهم این است که آدمهای درست، برای کار درست را در زمان مناسب پیدا کرد، کسانی که رفتار درستی هم نشان میدهند. او میگوید که خودش زمانی با این چالش مواجه شد که به هنگام ایجاد تغییرات اساسی در هر دو شرکت ایبی و اچپی، برخی از مدیران ارشد بودند که در برابر برنامههای تغییر مقاومت میکردند.
همیشه، همیشه با مشتری شروع کنید
مدیران باید تصمیمات سختی بگیرند. ویتمن میگوید او همیشه عاقبت به سمت مشتری مینگرد تا دریابد که شرکت چه مسیری را باید در پیش بگیرد و از خود بپرسد: «مشتریان چه چیزی لازم دارند؟» رهبران معمولا در داخل شرکت به دنبال ایده و فهم یک مسئله هستند در حالی که باید بیرون از شرکت به دنبال آن بگردند. او میگوید، وقتی که با جدیت به نتیجه رسیدید که مشتریان چه لازم دارند و چه میخواهند، قدم بعدی شما به عنوان مدیر این است که به دنبال ساختار هزینهای و قدمهای لازم بعدی برای اجرا باشید.
«بینقص» دشمنِ «به اندازه کافی خوب» است
ویتمن میگوید که با این سرعت تکنولوژی که امروزه شاهدش هستیم، شرکتها فرصت ندارند که 18 ماه را صرف کنند تا مطمئن شوند محصولشان پیش از ارائه کاملا بینقص است. این خودش تبدیل به یک چالش میشود چرا که هر شرکت و به خصوص مهندسان آن دلشان میخواهد محصولی بیعیب روانه بازار کنند. با این حال او معتقد است که شرکتی مثل اچپی به جای اینکه مدام در پی کمال و بینقصی باشد، در تلاش است تا با استفاده از روش «آزمایش و تکرار» محصول بهتری را به صورتی رسیعتر به بازار عرضه کند.
نکات مثبت سازمان را پیدا کنید نه نکات منفیاش را
وقتی رهبران وارد سازمانی تازه میشوند، عزم کلی بر این است که فهرستی از تمام عیب و نقصهای شرکت پیدا کنند و یک به یک شروع کنند به اصلاح این معایب. با این حال ویتمن میگوید که سعی او بر این است که دقیقا روش مخالف را پیاده کند و بر روی چیزهایی تمرکز کند که سبب شدهاند این سازمان خوب باشد و بعد همین نقاط را تقویت کند. او تعریف میکند که وقتی یک مدیر ارشد تازه به به جمع مدیران اچپی اضافه شد، از تازهوارد خواسته است که یک ماه زمان بگذارد تا نکات خوب اچپی را پیدا کند. او به آن مدیر تازه گفت: «میخواهم که خوبی اچپی را پیدا کنی. ببین که شرکت چه کاری را خیلی خوب انجام میدهد و آنها را تشویق کن تا کاری که بهتر از همه انجام میدهند را بیشتر تکرار کنند.»