
اگر اتفاق غیرمنتظرهای رخ ندهد شانس پیروزی ترامپ در انتخابات پاییز بالا نخواهد بود. سیاست خارجی دولت دموکرات جو بایدن چه ویژگیهایی خواهد داشت؟
آینده نگر/ ترجمه کاوه شجاعی
مقدمه
اگر اوضاع در آمریکا به همین روال پیش برود ترامپ سال آینده جای خود را به جو بایدن میدهد. این تازهترین پیشبینی مجله اکونومیست است که شانس پیروزی ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری پاییز آینده را حدود ۱۰ درصد تخمین زده است: «بایدن در نظرسنجیهای مختلف به طور میانگین ۹ درصد از ترامپ جلوتر است. کرونا به آمریکاییها نشان داده ترامپ رئیسجمهور خوبی نیست و برخورد ترامپ با اعتراضات اخیر باعث خشم عده زیادی از مردم شده است. به هر حال تا نوامبر زمان زیادی داریم و هر اتفاقی میتواند این روند را تغییر دهد.»
به همین خاطر این چند صفحه را به گمانهزنی درباره ریاستجمهوری بایدن اختصاص دادهایم، بهخصوص سیاست خارجیاش که مربوط به ماست. آیا آمریکای دوران بایدن کمتر مداخلهجوست؟ آیا اصلاً میتوان آمریکایی کمتر قلدرمآب را تصور کرد؟ این مجموعه یادداشتها سعی کردهاند به همین سؤالات پاسخ دهند.
۱.بایدن با اوباما و ترامپ فرقی ندارد
آیا ریاستجمهوری بایدن به معنای تغییر در سیاست خارجی آمریکاست؟
استفن کینزر، نویسنده کتاب «همه مردان شاه» و استاد دانشگاه براون
منبع: بوستون گلوب
آیا با رئیسجمهور شدن جو بایدن، آمریکا به دنیا طور متفاوتی نگاه خواهد کرد؟ این نباید سؤال سختی باشد. بایدن نزدیک به نیم قرن در واشنگتن سیاستمدار بوده است. او ریاست کمیته روابط خارجی سنا را برعهده داشته، با رهبران جهان مذاکره کرده و به عنوان معاون اول باراک اوباما ماموریتهایی در سطحهای دیپلماتیک انجام داده است. او جزو آن دسته از سناتورهای دموکرات و جمهوریخواهی است که میگویند مأموریت رهبری جهان روی دوش آمریکاست. برای دههها، او به همراه تقریباً همه جمهوریخواهان و دموکراتهای بلندپایه به آمریکاییها گفته اگر ما سالانه صدها میلیارد دلار خرج قدرتنمایی نظامی در سراسر جهان کنیم کشورمان جای امنتری میشود. با این سابقه طولانی در سیاست خارجی، میتوان پیشبینی کرد که ریاستجمهوری بایدن به معنای چند سال دیگر سیاستهای تهاجمی خارجی است که در دوران کلینتون، بوش، اوباما و ترامپ باعث جنگ و بدبختی در سراسر جهان شده است.
شاید هم نه! جهان در طول سالهای اخیر به طرز قابل توجهی عوض شده است. تلاشهای ما برای سرنگونی دولتهای غیردوست در کشورهایی مثل کوبا، ونزوئلا و ایران شکست خورده است. روسیه با تمام تلاشهای ما در حال فروپاشی نیست. واقعیت اوجگیری چین را نمیتوان کتمان کرد. آمریکاییها از جنگهای تمامنشدنی در افغانستان، عراق و روسیه خسته شدهاند. بحران کنونی کرونا در آمریکا نشان میدهد که ما باید بخشی از هزینههای نظامیمان را خرج برنامههای داخلی میکردیم و به مدرنیزاسیون سیستم درمانیمان میپرداختیم. با توجه به همه اینها، ممکن است نگاه چنددههای بایدن به دنیا در حال تغییر باشد؟ یا ممکن است وقتی که او رئیسجمهور شد نگاهش عوض شود؟ با توجه به سابقهاش و این واقعیت که حلقه مشاورانش همگی از آدمهای سیستم در سیاست خارجی هستند، نامحتمل به نظر میرسد.
در سابقه بایدن در حوزه سیاست خارجی علاقه او به استفاده از تهدید، اجبار، تحریم و جنگ کاملاً مشخص است. او از حامیان صریح اشغال عراق بود. بعد از تنش میان روسیه و اوکراین در سال ۲۰۱۴ که باعث شد روسیه بخشی از خاک اوکراین را اشغال کند بایدن گفت که روسیه باید بهای این عمل را «با خون و پول بدهد» و تلاش کرد که اوباما را به ارسال سلاحهای سنگین به ارتش اوکراین متقاعد کند که ناکام ماند. او از حامیان تلاشها برای سرنگونی دولت قانونی ونزوئلاست. در ماه ژانویه او از ترور ژنرال ایرانی قاسم سلیمانی ابراز خوشحالی کرد. او مدافع «اتخاذ موضع سختگیرانه در برابر چین است» و گفته که کاهش کمکهای نظامی آمریکا به اسرائیل «ایدهای کاملاً شنیع» است. بایدن گفته «در موضوعات جهانی، آمریکا باید سر میز جای بزرگ جمع نشسته باشد، وگرنه هرج و مرج پیش میآید.» همین یک جمله کل نگاه او به سیاست خارجی را روشن میکند.
تمایل ناامیدکننده بایدن به بدترین جنبههای سیاست خارجی پس از جنگ سرد آمریکا، کاملاً مشخص است. اما به دلایلی این امید وجود دارد که ریاست جمهوری او آمریکا را به مسیر متفاوتی خواهد کشاند. یک نکته جالب در رزومه سیاسی او این واقعیت است که او اعتقاد ندارد بمباران کشورها و سرنگونی سران خارجی همیشه ایده خوبی است. در سال ۲۰۱۱ او به عنوان معاون اول از اوباما خواست تا به لیبی حمله نکند. (حملهای که در نهایت باعث شد لیبی از یکی از آبادترین کشورهای آفریقا به هرج و مرج نابود کنونی بدل شود.) با آنکه بایدن در ۱۹۹۵ به نفع تحریمهای سنگین علیه کوبا رأی داد، او بعداً از تصمیم اوباما در بهبود رابطه با این کشور حمایت کرد. او حامی توافق اتمی رئیسش با ایران بود. بایدن بعد از دههها حمایت از منافع عربستان سعودی، حالا قول میدهد که حمایت آمریکا از بمباران یمن توسط سعودیها را متوقف خواهد کرد. او به علاوه قول داده که «اکثریت بزرگی از سربازانمان را از جنگهای افغانستان و خاورمیانه به خانه برمیگرداند.»
چرا بایدن به موضعگیری قاطع علیه سیاست خارجی آمریکا که کشورهای دیگر را ویران کرده و امنیت خودمان را تضعیف، بیمیل است؟ بخشی از دلیلش سیاسی است. به نظر میرسد مدیران کمپین بایدن به این نتیجه رسیدهاند که او نباید در مبارزاتش خواستار صلح و همکاری بینالمللی شود چون ترامپ میتواند با حمله به اینها او را به ضعف متهم کند. این ترسی آشناست. رهبران قبلی دموکراتها برای آنکه نشان دهند به اندازه جمهوریخواهان قوی هستند به جنگ سرد، جنگ ویتنام، جنگ عراق، جنگ علیه تروریسم، جنگ لیبی، جنگ سوریه و تحریمهای ویرانگر علیه کشورهای رقیب تن دادهاند. البته حالا که ما با یک بحران جهانی بهداشتی روبهروییم رقابت با جمهوریخوان در حمایت از جنگ عاقلانه نیست.
برای آمریکاییهایی که آرزو دارند سیاست خارجی کشورشان به جای مواجهه بر پایه همکاری باشد، رویای ریاستجمهوری بایدن جذاب به نظر میرسد. او را تصور کنید که چنین جملاتی را در گوشمان زمزمه میکند: «به من رأی دهید، چون به عنوان رئیس جمهور ممکن است بیخیال مواضعی شوم که در سراسر زندگی سیاسیام داشتهام. نمیتوانم این را بلند بگویم اما من نتیجه سیاستهای سابق را دیدهام و میخواهم از نظامیگری سابق دست بردارم. به جای آنکه سرسختانه دنبال دشمن خارجی بگردم به دنبال تنشزدایی خواهم بود و تلاش میکنم کشور آشوبزدهمان را بازسازی کنم.» این خیال احتمالاً واقعگرایانه نیست. خیالات عموماً به حقیقت نمیپیوندند. اما رایدهندگانی را که به دنیای آرامتری امیدوارند میتوان برای این خیالپردازی بخشید.
۲.بایدن پنتاگون را به چالش نمیکشد
کرونا جو بایدن را بلندپروازتر کرده، اما این برای به چالش کشیدن پنتاگون کافی نیست
پیتر بینارت، استاد روزنامهنگاری دانشگاه نیویورک
منبع: آتلانتیک
چند روز پیش الکساندر برنز در نیویورک تایمز گزارش داد که «بایدن به دنبال احیای ایدههای مهم حزب دموکرات است. او به همراه متحدانش در کنگره به سرعت برنامهای جدید برای زمامداریاش تدوین میکند که بسیار جسورانهتر از هر ایدهای است که سردمداران حزب قبلاً اتخاذ کرده بودند.» برنز در توضیح این برنامههای جدید به مباحثات درونی در کمپین انتخاباتی بایدن اشاره میکند که سرمایهگذاری سنگین در حوزه عمومی و اقتصاد سبز، فشار برای گسترش تأمین اجتماعی بزرگسالان و کودکان، حمایت بیشتر از حقوق کارگران و ملزم کردن شرکتها به دادن سهم به کارکنانشان جزو آنهاست. به ادعای این گزارش، تلاش برای بازسازی سیستم تولید آمریکا و تضمین اشتغالزایی دولتی هم در حلقههای سیاستگذاری حزب دموکرات مطرح شده است.
اما در این گزارش دوهزار کلمهای هیچ سخنی از سیاست خارجی بایدن نیامده است. به طور مشابه گابریل دبندتی در گزارش خود در نیویورک مگزین هم که برنامههای بایدن برای ریاستجمهوری را «بلندپروازانهتر از روزولت» توصیف کرده تقریباً مسائل بینالمللی را حذف کرده است.
این حذفیات بیدلیل نیست. کرونا و نیاز به جذب حامیان برنی سندرز کمپین بایدن را مجبور کرده که برنامه داخلی بلندپروازانهتری ارائه دهد اما به نظر نمیرسد او چنین نیازی را در سیاست خارجی احساس کند. و این جای تأسف دارد.
البته تیم انتخاباتی بایدن از تیمهای متعددی در بخش سیاست خارجی استفاده میکند و آنها را در حوزههای مختلف دستهبندی کرده است: حوزه دفاعی، حوزه اطلاعاتی، خاورمیانه و بخشهای دیگر. خودیهای حزب دموکرات به من گفتهاند که در این تیمها صدها نفر در حال کار هستند و گزارشها و اسناد متنوعی را برای مشاوران ارشد بایدن تهیه میکنند. در میان این مشاوران میتوان به آنتونی بلینکن، جولیان اسمیت و تام دانیلان اشاره کرد. اما نکته اینجاست که این تیمها قدرت زیادی ندارند. یک مقام سابق دولت اوباما آنها را «ویترینی برای تظاهر» توصیف میکند. نکته اینجاست که بر خلاف تیمهای سیاست داخلی، نام روسا و کارکنان این تیمها اصلاً مشخص نیست.
این مخفیکاری میتوانست کمتر نگرانکننده باشد اگر بایدن برنامههای سیاست خارجیاش را مشخصتر میکرد. اما ایدههای سیاست خارجی او در مقایسه با رقبای سابق دموکراتش مبهم بوده است. مثلاً در حوزه بودجه نظامی: در جریان رقابتهای درون حزبی دموکراتها برای معرفی نامزد انتخابات ریاستجمهوری، الیزابت وارن گفت که قصد دارد طی ۱۰ سال بودجه نظامی آمریکا را ۸۰۰ میلیارد دلار پایین بیاورد. سندرز گفت که طی ۱۲ سال این بودجه را ۱.۲ تریلیون دلار کاهش خواهد داد. اما برنامههای بایدن در این بخش شفاف نیست. وبسایت پولتیکو در فوریه سال ۲۰۱۹ با بررسی دقیق سیاستها و سخنرانیهای بایدن به این نتیجه رسید که او یکی از معدود کاندیداهایی است که قصد دارد بودجه نظامی آمریکا را بالا ببرد. اما بایدن در ماه نوامبر در گفتوگو با میلیتاری تایمز گفت که «ما میتوانیم با بودجهای کمتر هم سیستم دفاعی قدرتمندی داشته باشیم و از امنیتمان حفاظت کنیم.» تامس رایت از موسسه بروکینز در ماه مارس در آتلانتیک نوشت که «با اینکه احتمال کاهش بودجه نظامی در دولت بایدن وجود دارد، اولویتهای اصلی او در این حوزه مدرنیزاسیون ارتش است تا از تکنولوژیهای تازه بهره گیرد. بهبود رابطه شهروندان با نظامیان هم از برنامههای بایدن است.» به عبارت دیگر بایدن قصد ندارد واقعاً از سرمایه سیاسیاش مایه بگذارد تا پنتاگون را کوچک کند.
یک نگرانی دیگر هم این است که دولت بایدن برای جلب حمایت جمهوریخواهان در کنگره «سیاست موازنه» را در پیش بگیرد. بر اساس این سیاست دولت آمریکا هر اندازه که دست به سرمایهگذاری داخلی میزند - مثل حوزههای تأمین اجتماعی، آموزش و زیرساختها - دقیقاً به همان اندازه بودجه عظیم پنتاگون را بالا میبرد. لیسی هیلی، متخصص سیاست خارجی و بودجههای دفاعی چنین نگرانیای دارد: «در حوزه بودجه دفاعی، ریاستجمهوری بایدن احتمالاً به شدت شبیه ریاستجمهوری اوباما خواهد بود. و نکته اینجاست که اگر به اعداد و آمار نگاه کنیم ریاستجمهوری اوباما خیلی فرقی با ریاستجمهوری ترامپ ندارد.»
البته کرونا - که فعلاً ۳۰ برابر حملات یازدهم سپتامبر آمریکایی کشته - به بایدن این فرصت را خواهد داد که اگر بخواهد طور دیگری رفتار کند. نشنال اینترست در گزارشی جدید نشان داده که چطور آمریکا سالی ۷۴۰ میلیارد دلار خرج ارتش میکند و فقط ۱۱ میلیارد دلار به خدمات بهداشت عمومی اختصاص میدهد. بر این اساس، بیمارستانهای آمریکا در آستانه ورشکستگیاند و پنتاگون فقط سالی ۵۰۰ میلیون دلار خرج گروههای مارش نظامیاش میکند! بایدن میتواند به بهانه کرونا برنامه دولت ترامپ برای افزایش شدید بودجه سلاحهای اتمی را به چالش بکشد. یا خواستار لغو مصوبههای سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ شود که حدود دو دهه است به روسای آمریکا این قدرت را دادهاند که آغازگر جنگ باشند. بایدن در وبسایتش گفته «جنگهای همیشگی آمریکا را به پایان میرساند.» اما تا وقتی که او مبنای قانونی آغاز این جنگها را لغو نکند، یک رئیسجمهور آمریکا هر زمان که بخواهد بدون نظارت واقعی کنگره نیروی ویژه یا پهپاد به سرزمینی دور اعزام میکند و آغازگر جنگ میشود.
با این حال بایدن از زمان تبدیل شدن به نامزد دموکراتها در انتخابات، به جای به چالش کشیدن بودجه عظیم پنتاگون تلاش کرده موضعش در برابر چین از موضع ترامپ خشنتر به نظر برسد. در ماه آوریل، کمپین بایدن آگهیای پخش کرد که پر بود از تصاویر تهدیدآمیز ارتش چین و ترامپ را متهم کرد که در برابر چینیها کوتاه آمده است. شاید تندروی در برابر چین تاکتیک بایدن برای خلع سلاح کردن ترامپ در مبارزات انتخاباتی باشد اما استفاده از زبان جنگ سرد کمک به جنگطلبانی است که از همین روش بودجه نظامی آمریکا را بالا نگاه میدارند.
درست است که بایدن در حوزه سیاست خارجی نگاه تحولخواه ندارد، اما به هر حال سیاست خارجی آمریکا در دوران او در مقایسه با دولت ترامپ بهبودی قابل توجه خواهد داشت. مشاوران مهم او - بلینکن، جیک سالیوان و کالین کال - مشاوران امنیت داخلیاش در دوران معاون اولی بودهاند و از سوی روزنامهنگاران به عنوان افرادی متفکر، توانا و مناسب شناخته میشوند.
مشکل اینجاست که تیم سیاسی بایدن متقاعد شده که برنامهای داخلی مترقی و جاهطلبانه احتمال انتخابش را بالا میبرد اما چنین رویکردی در سیاست خارجی او را در برابر حملات ترامپ آسیبپذیر میکند. اما دموکراتها باید در ماههای اخیر متوجه شده باشند که همین نگاه تهاجمی و مداخلهجویانهشان به سیاست خارجی، باعث شده بودجه کشور دههها صرف ارتش شود و در حوزههای به شدت مورد نیاز زیرساختها و خدمات درمانی پول کم بیاید. این ناتوانی در دیدن علت مشکل کنونی آمریکا، میتواند دولت بعدی را هم گرفتار خود کند.
۳.احتمال تغییر بزرگ در سیاست خارجی آمریکا
تاد مارینو، مسئول بخش آمریکا در موسسه ریسک سیاسی اوراسیا
انتخابات ماه نوامبر کمکم تبدیل به رفراندومی بر ریاستجمهوری غیرمتعارف ترامپ میشود و جو بایدن نامزد دموکراتها با وعده بازگشت به حالت عادی به دنبال پیروزی است. در حوزه سیاست خارجی این یعنی پایان سیاست یکجانبه «اول آمریکا» ی ترامپ و بازگشت به چندجانبهگرایی و رابطه گرم با متحدان آمریکا. البته عقاید متفاوت بایدن با ترامپ یک مسئله است و بازگشت شرایط به حالت قبل از ترامپ مسئلهای دیگر. اول ببینیم نگاه بایدن به سیاست خارجی چطور است.
عقاید بایدن = عقاید سیستم
بایدن تلاش خواهد کرد که سیاست آمریکا را از یکجانبهگرایی کنونی ترامپ به چندجانبهگرایی دوران اوباما برگرداند، زمانی که آمریکا به همراه همپیمانانش در اروپا دست به اقدام میزد و تنهایی کاری نمیکرد. رابطه آمریکای بایدن با نهادهای بینالمللی بدون شک بهتر از ترامپ خواهد بود. سیاست خارجی بایدن در دوران حضورش در سنا اصولاً نزدیک به اجماع کلیت حزب دموکرات بوده است. مثلاً حامی پیوستن چین به سازمان تجارت جهانی بوده، با جنگ خلیج فارس در ۱۹۹۱ مخالفت کرده و مدافع حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ بوده، در ۱۹۹۵ مدافع به رسمیت شناختن بیتالمقدس به عنوان پایتخت رژیم اسرائیل بوده و منتقد سیاستهای داخلی ولادیمیر پوتین در روسیه بوده است. مشاوران کنونی بایدن در حوزه سیاست خارجی اصولاً در زمان روسای جمهور دموکرات پیشین خدمت کردهاند و نمیتوان از آنها انتظار تفکری متفاوت از پایه حزب دموکرات داشت.
دشواری بازگشت به دوران پیش از ترامپ
با آنکه دیدگاههای بایدن متفاوت از ترامپ است، وضعیت ژئوپلیتیکی دنیا از زمانی که او معاون اول اوباما بود دچار تحولات عمدهای شده است و بازگشت به عصر پیش از ترامپ امکانپذیر نیست. میزان رقابت و حتی مواجهه آمریکا و دیگر قدرتها بهخصوص چین و روسیه طی این چند سال طوری بالا رفته که در دوران پس از جنگ سرد بیسابقه است. حالا حتی معلوم نیست بایدن بتواند متحدان اروپایی را متقاعد کند که در مواجهه با چین و روسیه کنار واشنگتن قرار بگیرند. هم ترامپ آنها را به شدت از خود رانده و هم چین طی این سالها نفوذ اقتصادی خود را در این کشورها عمق بخشیده است. به همین خاطر ممکن است خود بایدن به این نتیجه برسد که لازم نیست از متحدانش بخواهد که میان واشنگتن و پکن دست به انتخاب بزنند.
نباید فراموش کرد که ریشههای پوپولیسم و انزواطبی در مردم آمریکا عمیقتر از دوران قدرتگیری ترامپ است و این توانایی روسای جمهور بعدی را در تغییر سیاست خارجی واشنگتن محدود خواهد کرد.
تغییر حتمی در سیاست خاورمیانهای آمریکا
اما تغییر در چند حوزه سیاست خارجی برای بایدن آسانتر است. مسیر سیاستهای آمریکا در خاورمیانه پس از پیروزی بایدن به دوران اوباما بازخواهد گشت و رابطه با ایران بهتر خواهد شد و رابطه با عربستان سعودی به سردی خواهد گرایید.
طراحی سیاست یکپارچه در برابر چین احتمالاً بزرگترین چالش سیاست خارجی بایدن خواهد بود. بایدن به دنبال همکاری با چین در حوزههایی مثل گرم شدن زمین و ایران است اما در حوزه تجاری/گمرکی و حقوق بشر تنش میان طرفین همچنان بالا خواهد ماند.
۴.بایدن و خاورمیانه: من صهیونیستم!
بایدن به عنوان سناتور و معاون رئیسجمهور طی چند دهه اخیر به طور عمیقی درگیر دیپلماسی و سیاست نظامی آمریکا در خاورمیانه بوده است. شورای روابط خارجی آمریکا در گزارشی دیدگاههای بایدن در مورد خاورمیانه را اینطور جمعبندی کرده است:
فلسطین: بایدن در سراسر عمر سیاسیاش حامی سرسخت اسرائیل بوده و خودش را رسماً «صهیونیست» میداند. او گفته تعهدش به امنیت اسرائیل «عدولناپذیر» است و اگرچه قول داده به تلآویو برای حل کردن منازعههایش «فشار دائم» میآورد اما کمک نظامی به این رژیم را قطع نخواهد کرد.
بایدن از راهحل تشکیل دو کشور اسرائیل و فلسطین حمایت میکند و گفته که رویکرد یکجانبه ترامپ در این مسئله، رسیدن به راهحل را دشوارتر کرده است. بعد از آنکه ترامپ در سال ۲۰۱۸ در اقدامی غیرقانونی سفارت آمریکا را به بیتالمقدس انتقال داد بایدن از این حرکت حمایت کرد.
بایدن در عین حال گفته که اسرائیل باید شهرکسازی در مناطق اشغالی را متوقف کند و به غزه کمک بیشتری برساند.
ایران: بایدن ایران را نیروی «بیثباتکننده» منطقه میخواند. همزمان رویکرد ترامپ در برابر ایران را «فاجعهای خودکرده» توصیف میکند و میگوید خروج او از برجام اشتباه بوده است. بایدن مدعی شده اگر ایران به تعهدات سابقش برگردد، به برجام برگردد.
سوریه: بایدن دستور ترامپ به عقبنشینی سربازان آمریکا از سوریه را محکوم کرده و گفته این خیانت به کردهاست و «شرمآورترین کاری است که یک رئیسجمهور در حوزه سیاست خارجی در تاریخ مدرن انجام داده است.» البته او به عنوان معاون رئیسجمهور درباره حضور سنگین سربازان آمریکایی در سوریه تردید داشت و در سال ۲۰۱۸ سوریه را یکی از بزرگترین مسائل بغرنج آمریکا توصیف کرد.
ترکیه: او گفته ترکیه باید به خاطر اقدامات نظامیاش در منطقه کردهای سوریه «بهای سنگینی بدهد.» او گفته از اینکه آمریکا در ترکیه تسلیحات اتمی نگه میدارد به شدت نگران است. بایدن خواستار حمایت آمریکا از مخالفان دموکراسیخواه رجب طیب اردوغان شده است. او به عنوان معاون اوباما پس از آنکه تلویحاً ترکیه را به حمایت از داعش متهم کرد در ملأ عام از اردوغان عذرخواهی کرد.
عراق: بایدن به عنوان سناتور در سال ۲۰۰۳ از اشغال عراق توسط آمریکا حمایت کرد اما در سال ۲۰۰۷ مخالف اعزام سربازان بیشتر به این کشور شد. او در عوض پیشنهاد داد عراق به سه منطقه مجزای خودمختار تبدیل شود! او در سال ۲۰۱۱ به عنوان معاون رئیسجمهور بر خروج ۱۵۰ هزار سرباز باقیمانده آمریکایی از عراق و در سال ۲۰۱۴ بر بازگشت دوباره سربازان برای جنگ با داعش نظارت داشت.
عربستان: بایدن از منتقدان عربستان سعودی است. در سال ۲۰۱۴ او عربستان و متحدان سنیاش را متهم کرد که اجازه دادهاند به داعش سلاح و پول برسد. او به شورای روابط خارجی گفته که به خاطر قتل جمال خاشقجی، جنگ یمن و سرکوب آزادی بیان در عربستان، به دنبال «ارزیابی مجدد» حمایت آمریکا از ریاض است. بایدن گفته که او فروش سلاح به عربستان را متوقف میکند و با عربستان به عنوان عضو طردشده در صحنه جهانی برخورد خواهد کرد.
یمن: با اینکه دولت اوباما از حمله عربستان به یمن حمایت کرد، بایدن میگوید که واشنگتن باید به حضورش در «این جنگ که در آن پیروزی امکان ندارد» خاتمه دهد.