
باید یارانه های پنهان به یارانه های آشکار تبدیل شود
هادی حقشناس/ کارشناس اقتصادی/ آینده نگر
اقتصاد ایران از 17 اردیبهشت 97 به دلیل نقض غیرقانونی برجام توسط آمریکا و شروع تحریمهای یکجانبه از سوی این کشور با کاهش درآمدهای نفتی روبهرو شد به نحوی که این درآمدها در سال جاری تقریبا به صفر خواهد رسید. در چنین شرایطی شیوع ویروس کرونا هم فشار بیشتری به جامعه وارد کرد. اقتصاد کشور به دلیل ضربه خوردن از تحریمها شاهد رشد منفی اقتصادی در سالهای گذشته بوده است هرچند احتمالا این شاخص در سال جاری بهبود پیدا میکند چون درست است که درآمدهای نفتی به شدت کاهش پیدا کرده اما از طرف دیگر بیشتر از این کاهش نخواهیم داشت و از سوی دیگر برخی بخشهای اقتصادی از جمله کشاورزی سالهای خوبی را تجربه میکنند و رشد اقتصادی مثبت دارند، بنابراین میتوان گفت که بخش کشاورزی میتواند بخشی از رشدهای منفی را جبران کند. بنابراین احتمال دارد سال 99 باثباتتر از سالهای گذشته باشد هرچند تا زمانی که تورم دورقمی پابرجا باشد، فشار اقتصادی بر مردم هم سرجایش باقی خواهد ماند.
در ماههای گذشته به دلیل شیوع ویروس کرونا، نرخ بیکاری افزایش پیدا کرده و درآمدها کاهش قابل توجهی داشته است. این دو عامل قطعا منجر به افزایش خط فقر خواهد شد. مثل کشور آمریکا که تعداد بیکارانش بر اثر شیوع ویروس کرونا به بیش از 20 میلیون نفر رسیده است و بعد از 80 سال نرخ بیکاری آن دورقمی شده است. بنابراین اینکه در زمان شیوع ویروس کرونا خط فقر افزایش پیدا کند یا بیکاری بیشتر شود، غیرطبیعی نیست اما نکته مهم این است که اقتصاد ایران قبل از اینها هم با فشار تحریمها دچار مشکلات بسیاری در تامین درآمدهای نفتی خود شده بود. مثلا در حال حاضر (هفته سوم تیرماه 99) نرخ دلار به بالای 22 هزار تومان رسیده است که البته این مسئله در شرایط اقتصادی این روزهای ایران، طبیعی است؛ اقتصاد یک فرمول ساده دارد و آن هم عرضه و تقاضاست. وقتی تقاضا برای دلار تغییری نکرده است اما در سمت عرضه به دلیل کاهش شدید درآمدهای دولت اخلال ایجاد شده است، طبیعی است که قیمت دلار رشد کند. بازار سکه هم از این قاعده پیروی میکند. وقتی قیمت جهانی طلا به دلار افزایش پیدا میکند و از سوی دیگر نوسانات ارزی در ایران رخ میدهد، قیمت سکه نیز گرانتر میشود.
نکته این است که اقتصاد همیشه خودش را با تغییرات جدید بهروز میکند. سال 91 قیمت دلار هزار و 200 تومان بود اما ناگهان به 4 هزار تومان افزایش پیدا کرد. آن زمان مردم خیلی تعجب کردند اما به مرور به آن عادت کردند. الان هم همینطور است اما معنای این حرف به هیچوجه این نیست که با افزایش افسارگسیخته قیمت دلار، خط فقر افزایش پیدا نمیکند یا بیکاری دورقمی نمیشود یا قدرت خرید مردم کاهش بیشتری پیدا نمیکند. متاسفانه این موارد رخ میدهد چون هروقت اخلالی در اقتصاد ایجاد شود، عوارض روی دوش جامعه میافتد. در این شرایط، دولت باید با اتخاذ سیاستهایی از شهروندان حمایت کند.
دولت شرایط بسیار سختی دارد چون درآمدهایش به شدت کاهش پیدا کرده است و به دلیل شیوع ویروس کرونا، درآمدهای مالیاتی هم تا حدودی متوقف شده است. اکنون ایران مثل دوران جنگ، شرایط جنگی دارد با این تفاوت که گلولهای شلیک نمیشود. دولت در زمان جنگ هم از اقشار آسیبپذیر حمایت میکرد و الان هم باید این کار انجام شود. یکی از طرحها میتواند تبدیل کردن یارانههای پنهان به یارانه های آشکار باشد. البته نه به این معنا که قیمت آب و برق و گاز گران شود بلکه دولت باید راهکاری انتخاب کند که مردم دریافتیهایشان مستقیم باشد و جلوی انرژیهای پنهانی که خیلی گران تولید میشود گرفته شود. منابع به خصوص در بخش انرژی در ایران فراوان است اما توزیع عادلانه نیست. مثلا بحث مسکن یا سایر کالاهایی که در اقتصاد ایران به راحتی گران شده است. آِیا صرفا ناشی از تحریم است؟ درست است که بخشی از شاخصهای اقتصادی که دچار مشکل شدند به خاطر تحریمهاست اما بخشی دیگر چالشهای اقتصاد ایران بود که منجر شد تحریمها به نابسامانی شاخصها دامن بزند. یک عامل مهم عدم کنترل رشد نقدینگی است. تا زمانی که سیاستهای پولی، هم رشد پایه پول و هم شبهپول به یک تناسب با نرخ رشد اقتصادی نرسد، فرقی نمیکند در تحریم باشیم یا نه. دولت در سالهای 95 و 96 توانست اقدامات زیرساختی در این خصوص انجام دهد که نتیجه آن تورم تکرقمی بود اما حالا به دلیل فشار بیرونی مجددا به رشد نقدینگی حدود 30 درصد در سال برگشتهایم. این مسئله به معنای افزایش تورم در آینده و بیشتر شدن فشار روی جامعه است که دولت باید با وجود کاهش شدید درآمدها، با اتخاذ سیاستهای مختلف نسبت به برطرف کردن آن اقدام کند.