
مهدی پورقاضی، عضو سابق هیات نمایندگان اتاق بازرگانی تهران و از فعالان صنعتی بر این باور است که «ارز چند نرخی»، «مقاومت تامینکنندگان مواد اولیه در برابر شفافیت و معاملات غیررسمی»، «عدم دسترسی به بازارهای صادراتی» و «رشد پایه پولی و افزایش نرخ تورم» از چالشهای عمده صنایع کوچک برای بقا و توسعه به شمار میآید.
براساس گزارشهای رسمی، تا پایان فروردینماه امسال (1399) معادل ۴۵ درصد اشتغال واحدهای صنعتی متعلق به صنایع کوچک بوده است و به عبارتی، ۴۵۱ هزار و ۶۰۹ نفر در بخش صنایع کوچک اشتغال دارند. براساس این گزارش در ۲ هزار و ۱۴۶ واحد صنعتی متوسط فعال در کشور نیز ۱۳۹ هزار و ۷۹ نفر شاغل هستند. در عین حال بر اساس آنچه خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) گزارش داده است، ۵۲ درصد از صنایع کشور به صنایع کوچک اختصاص دارد و بدین ترتیب ۲۳ هزار و ۵۵۰ واحد صنعتی کوچک در کشور فعالیت میکنند که از لحاظ تعداد بیشترین واحد صنعتی به این بخش تعلق دارد.
این آمار و ارقام معمولا در آستانه روز 21 مرداد ماه که در سالنامه ایرانیان به نام «حمایت از صنایع کوچک» نامگذاری شده اهمیت بیشتری پیدا میکند. چنین مرسوم است که در آیین گرامیداشت این روز، متولیان حوزه صنعت با تشریح بیلان کاری خویش برای این حوزه به طرح چالشها و مصائب فعالان صنعتی میپردازند. جالب توجه اینکه دو چالش «تامین مواد اولیه» و «سرمایه در گردش» همچنان و هنوز در صدر فهرست مسایل صنعتگران، خاصه صاحبان صنایع کوچک قرار دارد؛ حال آنکه به نظر میرسد شیوع ویروس کرونا، به این کهنهچالشها شدت بیشتری بخشیده است. اما این صنایع با وجود مصائبی که در تامین سرمایه در گردش و تامین مواد اولیه دارند، چگونه میتوانند مسیر جهش تولید را طی کرده و افراد بیشتری از جویندگان کار را به اشتغال بگیرند؟
مهدی پورقاضی، رئیس سابق کمیسیون صنعت و معدن اتاق بازرگانی تهران، بر این باور است که یکی از مهمترین راهکارهایی که میتواند به صنایع کوچک کمک کند این است که پایههای اقتصاد ترمیم شود و زیر ساختها توسعه پیدا کند. او در گفتوگو با روابط عمومی اتاق بازرگانی تهران ادامه به چهار چالش عمده صنایع کوچک اشاره کرد و گفت: بخش خصوصی بارها هشدار داده است که ارز چند نرخی مفسدهانگیز بوده و برای فعالان اقتصادی از جمله صنایع کوچک چالش ایجاد کرده است. از این رو، لازم است بساط ارز چندنرخی برچیده شده و ارز تکنرخی شود.
پورقاضی با بیان اینکه «چالش دیگر صنایع کوچک در ارتباط آنها با تامینکنندگان نهفته است» توضیح داد: بخش مهمی از صنایع کوچک، مواد اولیه خود را از طریق اصناف و بازار تهیه میکنند و محصول خود را نیز به همان بازار میفروشند. متاسفانه بازار و اصناف نسبت به شفافیت کمتوجه هستند و ترجیح میدهند که معاملات غیررسمی داشته باشند. در حالی که این رویه به رقابت در بازار لطمه وارد میکند. صنایع کوچک نیز ناگزیر به تمکین هستند و به معاملات غیررسمی تن میدهند. حال آنکه، این معاملات برای صنایع بسیار مضر است و مانع رشد آنها میشود.
او گفت: مساله دیگری که بسیار حائز اهمیت مینمایاند، آن است که صنایع کوچک بتوانند در حوزه صادرات نیز فعال باشند. این در حالی است که اکنون ارتباطات بینالمللی کشور در سطح قابل قبولی قرار ندارد و در عین حال، نقل و انتقال وجوه به سادگی ممکن نیست. بنابراین، صادرات برای تولیدکنندگان و برای صنایع کوچک بسیار دشوار است. البته نه تنها نقل و انتقال پول که تامین مواد اولیه، فرآیند بوروکراتیک و طولانی دارد و فعالان اقتصادی به راحتی قادر نیستند مواد اولیه وارد کرده و محصولات خود را صادر کنند.
او با اشاره به اینکه پایه پولی و نقدینگی به شدت افزایش مییابد، ادامه داد: واحدها قادر نیستند قرارداد بلندمدتی منعقد کنند و در شرایطی که قیمت مواد اولیه، به طور پی در پی در حال افزایش است، انعقاد قرارداد بلندمدت برای طرفین مقرون به صرفه نیست. بنابراین چنانچه این مسایل زیربنایی حل شود، یعنی ارز تکنرخی شده و پایه پولی کنترل شود و همچنین اصناف و بازار ملزم باشند که در چارچوب مقررات به معاملات رسمی بپردازند و شفافیت داشته باشند، بخش عمدهای از مشکلات صنایع کوچک برطرف خواهد شد.
تهیه و تنظیم: ندا گنجی
