
دنیای پسا کرونایی وجود ندارد. ما باید به زندگی با این ویروس عادت کنیم و خطر ابتلا به آن را برای خود و اطرافیانمان به حداقل برسانیم. همانطور که دوره پسا ایدز وجود نداشت و دوره پسا آنفلوانزا در دنیا تجربه نشد.
آینده نگر/ترجمه: مونا مشهدیرجبی/منبع: مجمع جهانی اقتصاد
همه به روزهای پسا کرونا امید بستهاند. روزهایی که این ویروس از زندگی ما خارج شده است و ما میتوانیم بدون نگرانی از ابتلا به ویروس و بیماری به زندگی عادی بازگردیم. روزهایی که کار کردن ما مانند قبل میشود و تفریحات قبل خود را خواهیم داشت. ولی سؤال این است که آیا این اتفاق خواهد افتاد؟ آیا ما میتوانیم مانند سال ۲۰۱۹ و قبل از شیوع ویروس کرونا زندگی کنیم، تفریح کنیم و سفر کنیم یا این ویروس ساختار زندگی را به طور کلی تغییر داده است؟
به تعبیر صحیحتر آیا روزهای پسا کرونایی وجود دارد یا اینکه ما باید با این ویروس زندگی کنیم و خود را با شرایط تازهای که حاصل از حضور این ویروس در زندگی ما است تطبیق دهیم؟
این سؤالات از اصلیترین سوالاتی است که این روزها مطرح میشود و یافتن پاسخی برای آنها میتواند به ما در برنامهریزی برای آینده کمک کند.
مجمع جهانی اقتصاد برای یافتن پاسخ این سؤالات به سراغ نیل فرگوسن اقتصاددان مطرح امریکایی و متخصص در زمینه تاریخ اقتصاد رفت. نیل فرگوسن یکی از شناختهشدهترین دانشمندان حوزه تاریخ اقتصاد در دنیا است. او هماکنون در دانشگاههای هاروارد و استنفورد امریکا مشغول به کار است و شغل اصلی خود را مطالعه در مورد عملکرد اقتصادی کشورهای مختلف در جریان بحرانها میداند. او اولین کسی بود که در اوایل همهگیری ویروس کرونا در چین در مورد پاندمی شدن این ویروس در دنیا هشدار داد و آن را حاصل پدیده جهانیسازی و توسعه حمل و نقل در دنیا دانست که باعث میشود تا هر ویروسی امکان انتقال به دورترین نقاط دنیا را داشته باشد.
وی در پاسخ به این سؤال که دنیای پسا کرونا چگونه خواهد بود و ما باید خود را برای چه شرایطی آماده کنیم به وبسایت مجمع جهانی اقتصاد گفت: «دنیای پسا کرونایی وجود ندارد. ما باید به زندگی با این ویروس عادت کنیم و خطر ابتلا به آن را برای خود و اطرافیانمان به حداقل برسانیم. همانطور که دوره پسا ایدز وجود نداشت و دوره پسا آنفلوانزا در دنیا تجربه نشد. مردم با وجود اطلاع در مورد احتمال ابتلا به ویروس آنفلوانزا یا ابتلا به ویروس اچ آی وی به زندگی عادی خود ادامه میدهند و شمار زیادی هم دراثر ابتلا به این ویروسها هر ساله جانشان را از دست میدهند. ویروس کرونا مهمان ناخوانده دنیای ما است و ما باید با این مهمان زندگی کنیم.»
این پیشبینی تلخ از فردی که شغلش را بررسی بحرانهای تاریخی در دنیا و تأثیر آنها روی اقتصاد و زندگی مردم میداند، میتواند درهای تازهای را به روی ما بگشاید و حتی دید واقعیتری در مورد اثرات این بحران روی اقتصاد، زندگی و آینده ما ایجاد کند.
اقتصاد با سرعت بالا احیا نمیشود
فرگوسن پیشبینی رشد اقتصادی V شکل دنیا به معنای رشد سریع اقتصاد دنیا بعد از پایان همهگیری و از میان برداشته شدن محدودیتها را اشتباهی بزرگ میداند و میگوید: «در نتیجه همهگیری ویروس کرونا ما سختترین رکود اقتصادی از زمان رکود بزرگ دهه ۱۹۳۰ میلادی را تجربه کردیم. از نظر من این رکود از تمامی رکودهای تجربهشده در تاریخ بزرگتر است و حتی رکود بزرگ دهه ۱۹۳۰ هم در مقایسه با وضعیت کنونی چندان بزرگ نبود. هماکنون نرخ بیکاری در دنیا به سطحی بالاتر از دهه ۱۹۳۰ رسیده است. این اتفاق ظرف چند هفته افتاد درحالیکه در دهه ۱۹۳۰ میلادی چندین سال طول کشید تا بیکاری افزایش پیدا کند. رکود کنونی سریعترین، عمیقترین و آسیبرسانترین رکودی است که دنیا به خود دیده است و بدون شک خارج شدن از این رکود هم به زمان زیادی نیاز دارد.»
وی به تجربه بحران مالی دنیا در سال ۲۰۰۸ اشاره کرد و گفت: «در سال ۲۰۰۸ دنیا با بحران مالی روبهرو شد و رکودی را تجربه کرد که بسیار ضعیفتر و کوچکتر از رکود کنونی بود. اما همان زمان هم بالغ بر ۶ سال طول کشید تا اوضاع اقتصادی دنیا عادی شود. بررسی تحولات تاریخی در اقتصاد دنیا نشان میدهد که رشد سریع اقتصاد بعد از تجربه رکود غیرممکن است و این پروسه بسته به زیرساختهای موجود در اقتصاد نیاز به زمان زیادی دارد.»
از پاندمیها چه درسهایی میشود گرفت
این اقتصاددان برجسته دنیا به این نکته اشاره کرد که دنیا باید از تجربه پاندمیهای قبلی درس بگیرد تا بتواند آینده را به درستی پیشبینی کند. یکی از درسهای مهمی که از پاندمیها میتوان گرفت این است که پاندمیها اغلب دو سال طول میکشد و در تمامی موارد قبلی بالغ بر سه موج داشته است. همین مسئله میتواند میزان اثرگذاری بحران را نشان دهد. دومین درسی که از پاندمیها میتوان گرفت این است که اغلب پاندمیها آسیب زیادی به اقتصاد وارد میکنند و بازسازی اقتصاد بعد از آنها زمانبر خواهد بود. با وجود اینکه سیاستهای مالی و پولی مختلفی در دنیا برای مقابله با وضعیت اقتصادی ایجادشده در دنیا، استفاده میشود و ارزش مالی تزریقهای انجامشده به اقتصاد دنیا به بالاترین سطح از جنگ جهانی دوم تاکنون رسیده است ولی باید در نظر داشت که بحران پیچیدهتر از آن است که تنها با ابزارهای مالی کنترل شود. برخی وضعیت کنونی را با جنگ جهانی دوم مقایسه میکنند ولی واقعیت این است که پاندمی یک جنگ نیست. در جنگها افراد زیادی که اغلب مردان هستند برای جنگ اعزام میشوند و افراد بیشتری در داخل کشور برای کار در کارخانهها و تأمین تجهیزات جنگی و مایحتاج اقتصادی به کار گرفته میشوند. اما پاندمی شرایط کاملاً متفاوتی دارد. تمامی کارخانهها تعطیل است و حتی با بستههای حمایتی از اقتصاد و تولید هم، چرخهای تولید به کار نمیافتد. در واقع پاندمی را میتوان یک نوع رکود دانست. رکودی که میتواند بدنه اقتصاد را ویران کند و زیرساختهایی را که سالها برای ساخت آن زمان صرف شده است نابود کند.
بدون واکسن، دنیا به شرایط قبل بازنمیگردد
مسئله دیگر این است که اصلاً بازگشتی در کار نیست. احیای صنعت توریسم در دنیا یا افزایش پروازهای بینالمللی حتی در صورت برداشته شدن موانع نیازمند ایجاد اطمینان در مردم در مورد سلامتشان در حین پرواز است و چه کسی میتواند این تضمین را بدهد؟
بنابراین تا زمانی که واکسنی برای این بیماری پیدا نشود یا درمانی برای آن کشف نشود، احیای صنعت حمل و نقل هوایی یا صنعت توریسم غیر ممکن است. عدم احیای این دو صنعت میتواند مانعی در مسیر رشد اقتصادی دنیا و بازگشت به وضعیتی که قبل از پاندمی داشت، باشد.
شما میتوانید به مردم بگویید که تعطیلی فعالیتهای اقتصادی به پایان رسیده است و باید به کارشان بازگردند ولی نمیتوانید به آنها بگویید که در فروشگاههای بزرگ خرید کنند یا به سینما بروند. زیرا آنها از انجام این کارها پرهیز خواهند کرد و رفتار عقلایی انسان اقتضا میکند که خود را در معرض خطر و آسیب قرار ندهد.
جهانیسازی باعث افزایش آسیبپذیری اقتصادی میشود
نیل فرگوسن بر این باور است که پاندمی اخیر نشان داد جهانیسازی در سطحی که وجود دارد باعث افزایش آسیبپذیری اقتصادها میشود. وی ادامه داد: «نقطه اوج جهانیسازی را میتوان در سال ۲۰۰۶ میلادی دید. در آن سال دنیایی در هم تنیده وجود داشت و همین در هم تنیدگی و تلاش برای کسب حداکثر سود به هر قیمتی زمینه را برای بحران مالی سال ۲۰۰۸ در امریکا و سرایت آن به دیگر کشورهای دنیا فراهم کرد. در واقع جهانیسازی آسیبپذیری اقتصادها در برابر شوکهای خارجی را افزایش میدهد زیرا دیگر هیچ کشوری، کشور خارجی محسوب نمیشود و تولید در داخل کشور کاملاً وابسته به عملکرد و وضعیت اقتصادی دیگر کشورهای دنیا است. بعد از بحران سال ۲۰۰۸ بود که زمینه برای روی کار آمدن دولتهای پوپولیستی مانند دولت دونالد ترامپ در امریکا فراهم شد و افزایش تعرفههای تجاری و حمایت از اقتصاد داخلی در برابر تولیدات و تجارت خارجی در این دولتها مطرح شد.»
اما فرگوسن در مورد اینکه آیا ما در حوزه جهانیسازی به وضعیتی که در سال ۲۰۱۹ میلادی داشتیم برمیگردیم یا خیر گفت: «زمانیکه سؤال میشود آیا ما به وضعیت سال ۲۰۱۹ برمیگردیم یا نه، این فرضیه وجود دارد که ویروس کرونا مهار میشود و دنیا به مسیر قبل بازمیگردد. من بر این باورم که عقبگردی در راه نیست و پسا کرونایی هم وجود ندارد. ما باید با این ویروس زندگی کنیم و بدون شک دیگر به روزهای قبل بازنخواهیم گشت.»
درسهایی که از همهگیری ویروس کرونا گرفتیم
اما این ویروس درسهایی هم به ما داد. اول اینکه کشورهای کوچک از قبیل کره جنوبی و تایوان و نیوزیلند در مقابله با ویروس موفقتر از کشورهای بزرگی مانند امریکا عمل کردند. برای کشوری مانند امریکا بستن مرزها به روی افرادی که در کشورها یا ایالتهای دیگر زندگی میکنند کارغیرممکنی است در حالیکه کشورهای کوچک به راحتی این سیاست را اجرا و ویروس را کنترل کردند.
دومین مسئله جنگ سرد بین امریکا و چین است که از یک سال قبل شروع شده و الان به اوج خود رسیده است. در جریان این همهگیری رابطه امریکا و چین سردتر از قبل شد و جنگ تجاری به اوج خود رسید. اما آنجه بیش از جنگ تجاری برای اقتصاد دنیا آسیبرسان است جنگی است که در سالهای آتی در دنیای تکنولوژی درمیگیرد و میتواند رشد اقتصادی جهان را بیش از پیش مختل کند.
باید در نظر داشت که زندگی اجتماعی در دنیا در حال تغییر است. دیگر از سفرهای پیدرپی و مکرر تجاری خبری نخواهد بود و استفاده از تکنولوژی جدید دنیا و اپلیکیشنهایی مانند زوم میتواند جایگزین سفرها شود. این مسئله تا اندازهای برای دنیا مفید است زیرا کاهش سفرهای هوایی میتواند باعث کاهش انتشار کربن و بهبود وضعیت محیط زیست شود. از طرف دیگر افراد رابطه خود را با اعضای خانواده تقویت میکنند و بیشترین زمان خود را با آنها میگذرانند و بخشی از مشکلات اجتماعی هم از این طریق حل میشود.
از طرف دیگر انسانها تا اندازه زیادی ریسکپذیر هستند و بدون شک نگرانی از وجود این ویروس باعث نمیشود تا مردم در محافل پرجمعیت شرکت نکنند یا مهمانی نروند. البته این اتفاق ظرف چند ماه آینده خواهد افتاد.
به هر حال باید پذیرفت که ویروس کرونا دنیا را با تحولات زیادی روبهرو کرد و ساختارهایی که پیشتر داشتیم به طور کامل از بین خواهد رفت. تعریف زندگی اجتماعی تغییر میکند و روابط هم شکل تازهای به خود میگیرد. نحوه کار کردن و حتی تفریح و سفر هم تغییر میکند و این مسئله به تدریج ما را از دنیایی که قبل از همهگیری ویروس کرونا میشناختیم دور میکند و به دنیای جدیدی هدایت میکند که کاملاً با قبل تفاوت دارد.