آیا همه‌گیری ویروس کرونا باعث عقب‌نشینی دنیا از اصول جهانی‌سازی می‌شود؟

جهانی‌سازی نمی‌میرد

تاریخ 1399/05/13 ساعت 10:18

معضل مهمی که در چین مشاهده می‌شود، کاهش میزان سرمایه‌گذاری است و این مسئله هم ریشه در بی‌ثباتی و عدم اطمینان در مورد آینده دنیا دارد. آمارهای دولتی چین نشان داد در فاصله ماه‌های فوریه و مارس سال جاری شمار مؤسسات تجاری خارجی که در چین تأسیس شده‌اند در مقایسه با مدت مشابه سال قبل ۲۴.۴ درصد کاهش یافته است.

آینده نگر/ ترجمه:مونا مشهدی‌رجبی/منبع: مجمع جهانی اقتصاد

 

همه‌گیری ویروس کرونا باعث شد تا اقتصاد دنیا با بالاترین نرخ از زمان رکود بزرگ دهه ۱۹۳۰ میلادی تاکنون سقوط کند و شاخص‌های مهم اقتصادی تغییر کند. از طرف دیگر احتمال دور شدن دنیا از دیدگاه‌های جهانی‌سازی هم مسئله دیگری بود که در پی این همه‌گیری انتظار می‌رفت اتفاق بیفتد. حال که بالغ بر پنج ماه از این همه‌گیری گذشته است، این سؤال ایجاد شده که آینده جهانی‌سازی در دنیا چگونه خواهد بود؟ آیا باید منتظر مرگ جهانی‌سازی باشیم یا اینکه ساز و کار آن تغییر خواهد کرد؟

ریشه اصلی دیدگاه جهانی‌سازی در زنجیره عرضه جهانی است، زنجیره‌ای که زمینه را برای برقراری ارتباط بین تولیدکنندگان کالاها در کشورهای مختلف دنیا فراهم می‌کند. این تولیدکنندگان از کالاهای واسطه‌ای بسیار پیچیده و تخصصی یا نهاده‌های اولیه‌ای که تنها توسط یک کشور خاص تولید می‌شود، استفاده می‌کنند. به همین دلیل است که بسته شدن مرزها و توقف پروازها باعث شد تا اختلال بزرگی در زنجیره عرضه کالاها در دنیا ایجاد شود و تولید بخش بزرگی از محصولات در دنیا کاهش یابد و حتی متوقف شود.

 البته از ابتدای سال ۲۰۲۰ اقتصاد دنیا در شرایط شکننده و سختی قرار داشت. بسیاری بر این باور بودند که کاهش تنش در روابط تجاری امریکا و چین به دنبال امضای فاز اول توافق تجاری می‌تواند باری از دوش اقتصاد دنیا بردارد، ولی همه‌گیری ویروس کرونا این امید را از بین برد و باعث شد تا نه‌تنها کارخانه‌های تولیدی دو کشوری که درگیر جنگ تجاری بودند، بلکه کارخانه‌های تولیدی در تمامی کشورهای دنیا تعطیل شوندوعرضه کالاهای مختلف از جمله کالاهای میانی، کالاهای تمام‌شده و حتی مواد اولیه و نهاده‌های تولیدی با اختلال روبه‌رو شوند.

 در مبحث جهانی‌سازی، نقش چین اهمیت زیادی دارد زیرا این کشور دومین اقتصاد دنیا است و سهم بسیار بالایی در تجارت دنیا دارد. بنابراین مطالعه وضعیت این کشور در جریان بحران اخیر می‌تواند تصویری از وضعیت تجارت دنیا و تأثیر همه‌گیری کرونا روی دیدگاه جهانی‌سازی داشته باشد.

 

نقش پررنگ چین در اختلال در زنجیره عرضه کالا

چین نقش بسیار مهمی در ایجاد اختلال در زنجیره عرضه کالاها در دنیا داشت. به گزارش مرکز آمار چین ارزش صادرات این کشور در دو ماه اول سال ۲۰۲۰ بالغ بر ۱۷.۲ درصد نسبت به سال قبل کاهش یافت در حالیکه واردات این کشور تنها ۴ درصد کمتر شد. بررسی‌ها نشان داد تغییر میزان تجارت چین با برخی از بازارها بیشتر بوده است. به عنوان مثال در دو ماه اول امسال تجارت چین با کشورهای عضو اتحادیه اروپا و امریکا کاهش زیادی پیدا کرد به گونه‌ای که در متون تخصصی از فروپاشی روابط تجاری چین با اروپا و امریکا صحبت می‌شود. در این بازه زمانی صادرات چین به اروپا ۲۹.۹ درصد کاهش پیدا کرد و وارداتش از این منطقه با افت ۱۸.۹ درصدی همراه بود. از طرف دیگر صادرات چین به امریکا در دو ماه اول سال جاری ۲۷ درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل کاهش یافت و وارداتش از این کشور هم افت ۸ درصدی را تجربه کرد.

 یک دلیل مهم برای این افت شدید صادرات چین به اروپا و امریکا را می‌توان در وابستگی کارخانه‌های چینی به نهاده‌ها، کالاهای واسطه‌ای و تکنولوژی‌های وارداتی از اروپا و امریکا دانست. در واقع کارخانه‌های تولیدی چین در صورتی می‌توانند با ظرفیت کامل کار کنند که روابط تجاری منظم و مناسبی با کشورهای غربی داشته باشند و کالاهای مورد نیاز خود را از امریکا و اروپا وارد کنند. اگر در این مسیر اختلال ایجاد شود، تولید در چین هم متوقف می‌شود.

 

افت چشمگیر تجارت در چهار دسته کالا

در میان کالاهایی که در جریان بحران کرونا با بالاترین افت تجارت در کشور چین روبه‌رو شدند می‌توان به چهار دسته اصلی اشاره کرد. دسته اول رآکتورهای هسته‌ای هستند که سهم بالایی در تجارت چین داشتند و در سال ۲۰۲۰، هم صادرات و هم واردات آنها به چین کاهش یافت. دومین دسته ماشین‌آلات الکترونیکی و تجهیزات آنهاهستند که برای فعال ماندن کارخانه‌های صنعتی و تولیدی در چین ضروری بودند و کاهش چشمگیر واردات آنها باعث شد تا اختلال جدی در عملکرد کارخانه‌های این کشور ایجاد شود.

 تجارت انواع پلاستیک هم در جریان همه‌گیری کرونا در چین کاهش یافت، یعنی هم محصولات پلاستیکی صادراتی این کشور کاهش یافت و هم واردات محصولات و فراورده‌های پلاستیکی به این کشور کمتر شد و در نهایت تجارت مواد شیمیایی آلی هم با شدت زیادی کاهش یافت. این کالاها دربردارنده شماری از کالاهای واسطه‌ای بسیار مهم هستند که در تولید محصولات مختلف در چین استفاده می‌شوند.

در شرایط عادی این کالاها در سیستم تجاری جهانی که سیستمی درهم‌تنیده و بسیار پیچیده است به راحتی مبادله می‌شودو همین تجارت آزادانه که شاید ریشه اصلی دیدگاه‌های جهانی‌سازی باشد باعث شد تا چین بتواند به یک قطب بزرگ تولیدی در دنیا تبدیل شود.

 

شوکی در مقیاس بسیار بزرگ

برای اینکه بزرگی شوک واردشده به زنجیره عرضه کالاها در چین را به درستی درک کنیم باید تصویر درستی از دامنه روابط تجاری و اقتصادی این کشور با دیگر کشورهای دنیا داشته باشیم. مرکز مطالعاتی لوید در این مورد نوشت: «در سال ۲۰۱۹ میلادی امریکا بالاترین وابستگی تجاری را به چین داشته است و بعد از آن هفت کشور اروپایی و ژاپن قرار دارند. در اوایل سال جاری نقش کشورهای اروپایی در توازن تجاری چین بیشتر شد و سهم آنها در کالاهای وارداتی به چین و محصولات صادراتی این کشور افزایش یافت.

 با افزایش بحران کرونا در دنیا و شیوع این ویروس در تمامی کشورها، بیشترین کاهش صادرات چین در بخش کالاهای سرمایه‌ای از قبیل رآکتورهای هسته‌ای، کالاهای واسطه‌ای مانند سنگ آهن و کالاهای نهایی کاربرمانند مبلمان مشاهده شد.

بیشترین میزان آسیب واردشده در کالاهای وارداتی چین در بخش کالاهای واسطه‌ای از قبیل مواد شیمیایی آلی اتفاق افتاد که باعث شد تا بسیاری از کارخانه‌های صنعتی در این کشور تعطیل شوند و توان ادامه کار نداشته باشند. از طرف دیگر توقف واردات کالاهای سرمایه‌ای از قبیل ماشین‌آلات الکترونیکی هم باعث شد تا کارخانه‌های زیادی در این کشور تعطیل شوند. از طرف دیگرواردات سنگ‌های گران‌قیمت و فلزات هم در جریان همه‌گیری کرونا به چین کاهش پیدا کرد.

بررسی آمارهای ارائه‌شده توسط مرکز آمار چین نشان می‌دهد در سال ۲۰۲۰ واردات انواع گوشت و سوخت‌های معدنی به این کشور با سرعت زیادی رشد کرده است. افزایش واردات گوشت برای تأمین غذای مردم در جریان همه‌گیری کرونا اتفاق افتاد و افزایش واردات سوخت‌های معدنی هم برای تأمین نیاز روزافزون صنایع این کشور به نفت خام و فراورده‌های آن بود.

 

عدم اطمینان در مورد آینده

در شرایط فعلی یکی از بزرگ‌ترین معضلات افت تقاضا است که با تداوم بحران کرونا در دنیا هر روز بیشتر می‌شودو چین هم تأثیر این مسئله را بیش از دیگر کشورها حس می‌کند. در واقع با وجود اینکه اخبار از آغاز به کار کارخانه‌های تولیدی در چین خبر می‌دهد و کارگران هم به کار خود بازگشته‌اند، کاهش واردات مواد اولیه و کالاهای واسطه‌ای و حتی کالاهای سرمایه‌ای به این کشور باعث شده است تا عملاً تولیدی در این کشور انجام نشود. حتی اگر کارخانه‌ها توان تولید داشته باشند هم به دلیل افت تقاضا در دنیا همواره کنسل شدن سفارش‌ها و تأخیر در پرداخت مبالغ توافق‌شده در قراردادها باعث می‌شود تا مشکل کمبود نقدینگی، کارخانه‌های تولیدی را با بحران روبه‌رو کند. در این شرایط است که ما شاهد تعطیلی کارخانه‌ها و کسب و کارهای کوچک و متوسط در چین هستیم و آنچه باقی مانده است کارخانه‌های بزرگ دولتی است که با بودجه‌های کلان و حمایت‌های مالی دولت کار می‌کنند.

معضل دیگری که در چین مشاهده می‌شود، کاهش میزان سرمایه‌گذاری است و این مسئله هم ریشه در بی‌ثباتی و عدم اطمینان در مورد آینده دنیا دارد. آمارهای دولتی چین نشان داد در فاصله ماه‌های فوریه و مارس سال جاری شمار مؤسسات تجاری خارجی که در چین تأسیس شده‌اند در مقایسه با مدت مشابه سال قبل ۲۴.۴ درصد کاهش یافته است. از طرف دیگر ۱۲ هزار موسسه‌ای که در سال‌های قبل تأسیس شده بود هم در سال جاری تعطیل شد و این مسئله اقتصاد چین را با چالش تازه‌ای روبه‌رو کرد.

 

تغییر در سازوکار جهانی‌سازی

در این شرایط است که بسیاری از فعالان اقتصادی و سران سیاسی کشورها در مورد ضرورت کوتاه‌تر کردن زنجیره عرضه کالاها صحبت می‌کنند. به عنوان مثال رئیس کمیسیون اروپا اخیراً اعلام کرد اتحادیه اروپا برای تأمین کالاهای مورد نیاز خود به چند کشور خارجی وابستگی زیادی دارد و باید این وابستگی کاهش یابد. از طرف دیگر رئیس جمهوری فرانسه هم بر ضرورت افزایش سرمایه‌گذاری کشورهای اروپایی در قاره سبز به منظور تولید سهم زیادی از مایحتاج منطقه در داخل صحبت کرد و سرمایه‌گذاری در بخش تکنولوژی‌های پیشرفته و محصولات پزشکی را به منظور حفاظت از اقتصاد و جامعه اروپا در سال‌های پیش رو امری مهم دانست.

حال سؤال این است که آیا این دیدگاه‌ها به معنای پایان عصر جهانی‌سازی است؟ آیا از این پس دنیا به سمت تولید تمامی کالاهای خود در خاک کشور پیش می‌رود و تجارت جایگاه خود را در اقتصاد دنیا از دست می‌دهد؟

پاسخ قطعی به این سؤال منفی است. جهانی‌سازی یکی از مهم‌ترین دستاوردهای بشر در قرن بیستم میلادی بود و باعث شد تا اقتصاد دنیا رونق زیادی را تجربه کند. جهانی‌سازی فرصت رشد را در اقتصاد دنیا فراهم کرد و به کشورها امکان داد به جای تولید انواع کالاها، روی تولید شمار محدودی از کالاها تمرکز کنند. اما نتیجه اصلی این مباحث را می‌توان ایجاد تعریف تازه‌ای از زنجیره عرضه کالاها دانست که باعث می‌شود تا کشورها برای تأمین محصولات خود به کشورهایی روی بیاورند که فاصله فیزیکی کمتری با آنها دارند. این تغییر بزرگی است که می‌تواند ساز و کار فعالیت‌های اقتصادی را نیز در دنیا تغییر دهد.

 

اقتصاد پیروز است

مسئله دیگر این است که زنجیره عرضه کالاها در دنیا بر مبنای بهره‌وری طراحی شده است. در واقع کشورها و شرکت‌ها کالاهای مورد نیاز خود را از کارخانه‌هایی خریداری می‌کنند که بالاترین کیفیت را با پایین‌ترین قیمت عرضه کنند و این اصل اقتصادی به هیچ عنوان قابل تغییر نیست. یعنی اگر چین برای کشوری در دورترین فاصله ممکن از آن بتواند این خدمت را ارائه کند، بدون شک محصول از چین خریداری می‌شود.

بنابراین می‌توان این‌طور بیان کرد: مادام که کسب حداکثر سود و بهره‌وری مد نظر باشد، تجارت با روند قبلی ادامه پیدا می‌کند و حتی اگر دولت‌ها و کشورها تمایل به تغییر اصول جهانی‌سازی داشته باشند، اقتصاد این تغییر را نمی‌پذیرد و جهانی‌سازی زنده می‌ماند.

در پایان باید گفت با وجود اینکه نمی‌توان بحران بعدی اقتصاد دنیا را پیش‌بینی کرد ولی می‌توان راهی برای مقابله با آن بر مبنای تجربه فعلی اقتصاد دنیا پیشنهاد کرد. مطالعات نشان داده است که قابل‌اعتمادترین و کارآمدترین روشی که می‌تواند مانع از آسیب‌پذیری زیاد اقتصاد دنیا در برابر بحران‌ها بشود این است که شبکه‌ای قدرتمند از همکاری‌های بین‌المللی ایجاد شود. در صورتی که کشورهای دنیا در مقابله با بحران‌ها، همکاری داشته باشند، می‌توانند بر مشکلات فائق آیند و چالش‌ها را برطرف کنند.