
چین هم آماده است که فعالیت شرکتهای آمریکایی را محدود کند و در عین حال این تصور را هم دارد که اگر ترامپ در انتخابات آینده آمریکا شکست بخورد، موانع از راه مناسبات تجاری دو کشور برداشته میشود. اما اینطور نیست.
آینده نگر/ منبع: فایننشال تایمز
یک جوک قدیمی بین فعالان بازار کسب و کارهای بینالمللی این است که معامله بُرد-بُرد با چین یعنی که چین دو بار میبَرد! این جوک شاید قبلاً کاملاً پرمعنا نبود. اگر اینطور بود، بزرگترین شرکتها و بیشترین سرمایهگذاریها روانه چین نمیشدند. اما وخامت مناسبات آمریکا و چین باعث شده که کسب و کارهای بینالمللی واقعاً معنی باخت-باخت یعنی باخت و باخت برای خودشان را درک کنند.
در همین چند ماه اخیر، دو طرف بهشدت در زمینه تجارت با هم سرشاخ شدهاند. از یکسو سنای آمریکا لایحهای را تصویب کرد که بر مبنایش برخی شرکتهای چینی مجبور میشوند از عرضه در بازار بورس آمریکا انصراف دهند. وزارت بازرگانی آمریکا هم سختگیری شدیدی را برای مقابله با شرکت عظیم مخابراتی هواوی چین به اجرا درآورده و چین مترصد تلافیکردن است. از سوی دیگر، آنچه در هنگکنگ رخ داده باعث شده موقعیت آن به عنوان یک مرکز تجاری قابل اعتماد برای برقراری ارتباط میان چین و جهان از بین برود.
این فقط مشکل آمریکا و چین نیست. مثلاً سیاستهای کنترلی جدید بر هواوی به نوعی تهدید علیه تمام قطعهسازانی است که با هواوی کار میکنند و در میان آنها شرکتهای آمریکایی و غیرآمریکایی زیادی دیده میشود. خودروسازان بزرگی مثل مرسدس و بیامدابلیو نیز رسماً به دردسر افتادهاند. یورگ ووتکه رئیس اتاق بازرگانی اتحادیه اروپا در چین در این خصوص میگوید: «البته هنوز به سطح مشابهی از خصومت نرسیدهایم ولی میتوانیم حدس بزنیم. به هرحال دیدهایم که آمریکا چطور شرکتهای اروپایی را به خاطر مناسبات با ایران و روسیه تنبیه میکند.»
این خصومت به خاطر پاندمی کرونا به وجود نیامده و قرار نیست بعد از رفع این بحران، از بین برود. حتی پیش از بهار پردردسر امسال هم اوضاع سیاسی و شرکتی چندان جالب نبود. در یک نظرسنجی که تابستان سال پیش در میان اعضای اتاق بازرگانی آمریکا در شانگهای انجام شد، ۲۱ درصد از پاسخدهندگان درباره افق پنج ساله کسب و کار با چین ابراز بدبینی کردند. این در حالی است که از سال ۲۰۰۰ تاکنون، درصد بدبینها در این خصوص از ۹ درصد بالاتر نرفته بود.
واقعیت این است که بازار چین بیش از اندازه بزرگ است و شرکتهای غربی چنان به شکل سنگینی در آن سرمایهگذاری کردهاند که نمیتوان خروج از چین را متصور شد. اما به نظر میرسد سیاست «برای چین، در خودِ چین» دارد طرفدار پیدا میکند و شرکتها ترجیح میدهند به این شکل به حضورشان در چین ادامه دهند. از آن سو، چین تمایل دارد که شرکتهای آمریکایی را به ماندن در چین ترغیب کند اما به قول ووتکه، این روی خوش فقط نسبت به سرمایهگذاران است؛ وگرنه چین میتواند به راحتی صادرکنندگان آمریکایی را کنار بگذارد و دیگران را جایگزین آنها کند.
یکی از نمونههایی که دردسر بزرگ وخامت مناسبات چین و آمریکا را به نمایش گذاشت، حوزه موبایل بوده است. شرکتهای بزرگ دنیا همگی به بازار بزرگ چین و بنیان قدرتمند تولیدی چین در عرصه تکنولوژی موبایل وابستهاند. مثلاً یک شرکت قطعهساز آمریکایی به نام کوالکام، چیپهای مورد نیاز تلفنهای موبایل هواوی را تأمین کرده است. اما اینکه کوالکام بتواند همین کار را در مورد مدلهای جدید فایو-جی هم انجام بدهد اصلاً مشخص نیست؛ چون قوانین محدودکننده جدید در مورد هواوی، دست شرکتهای آمریکایی را بسته است.
اگر کوالکام به فشارها تن دهد و قطعات مورد نیاز هواوی را تأمین نکند، سهم بازار خود را به آسانی به رقبای خارجی واگذار خواهد کرد و میلیاردها دلار درآمد را از دست خواهد داد. (این را در نظر داشته باشید که هواوی در سال گذشته ۲۴۰ میلیون تلفن هوشمند فروخت). وقتی این اتفاق بیفتد، کوالکام و شرکتهای مشابه آمریکایی بودجه تحقیقاتی لازم در حوزه تکنولوژی موبایل را نخواهند داشت و از این بابت عقب خواهند ماند و این در مجموع به ضرر آمریکا خواهد بود. در آن سوی میدان، چین هم آماده است که شرکتهای بزرگ آمریکایی مثل اپل را محدود کند. درواقع در میان این دعوا، شرکتها کاری از دستشان برنمیآید جز آنکه به رایزنی با مقامات دولتی بپردازند و به آینده امید داشته باشند. اما اینکه آنها به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در ماه نوامبر چشم دوخته باشند و مثلاً شکست دونالد ترامپ در آن را حلال مشکلات خود بدانند، اصلاً منطقی نیست.
در آمریکا طرفداران رویارویی با چین در عرصه تجاری بسیار زیادند و اکثر آنها نیز قانونگذار هستند. در همین حال، ارتش آمریکا بهشدت تلاش دارد تولیدکنندگان تکنولوژیهای حساس مثل نیمهرساناها را در خاک آمریکا نگه دارد و میگوید این تکنولوژی در عرصه امنیت ملی مهم است و نباید در اختیار رقیب خارجی قرار بگیرد. همچنین بحث عدم تراز تجاری چین همچنان یک مسئله مهم است و با اعمال تعرفه توسط ترامپ، حل نشده است. در چنین شرایطی، شرکتهای بزرگ آمریکایی از یکسو میدانند که قادر به ترک کامل چین نیستند و از سوی دیگر هم با شرایط سیاسی و حقوقی جدیدی مواجهاند که محدودیت شراکت با چین را به نمایش میگذارد. این مسئلهای است که تا مدت درازی گریبان این شرکتها را خواهد گرفت.