نسخه‌ای محدودتر و اصلاح‌شده از جهانی‌شدن در راه است

راه‌حل‌های ملی برای بحران‌های جهانی

تاریخ 1399/03/26 ساعت 10:24

یکی از سناریوهای محتمل پسا کرونا این است که همگرایی اقتصادی در جهان همچنان وجود داشته باشد، اما به سطح منطقه‌ای و دوجانبه تقلیل پیدا کند. ‌

آینده نگر/منبع: فارن پالسی/ ریچارد فونتن، مدیر مرکز امنیت جدید آمریکا

در جریان بحران کرونا محدودیت‌های مختلفی در نقاط مختلف دنیا به اجرا درآمد و این حس را به وجود آورد که حتی بعد از پایان این بحران نیز به دوران سابق بازنخواهیم گشت. افکار عمومی دنیا ناگهان فهمیدند کالاهایی که به راحتی می‌خریدند و مصرف می‌کردند از جاهایی که فکرش را نکرده بودند وارد کشورشان می‌شده است. مثلاً آمریکایی‌ها فهمیدند که ۷۲ درصد از تاسیساتی که مواد داروسازی را برای مصرف در آمریکا تولید می‌کردند در خارج از این کشور و بیشتر در اتحادیه اروپا، هند و چین مستقر بوده‌اند. حتی ۹۷ درصد از آنتی بیوتیک‌های مورد مصرف آمریکایی‌ها در خارج تولید می‌شد. ‌

کشورهای مختلفی نیز در بحبوحه بحران مشغول ایجاد محدودیت‌های مختلف بودند. مثلاً فرانسه و آلمان هم مرزهایشان را به روی مسافران بستند و هم صادرات ماسک را ممنوع کردند. ‌(این ممنوعیت حالا برداشته شده اما شوکی که در آن زمان وارد کرد شدید بود). وقتی هر کشوری می‌بیند که باید نبرد را به تنهایی پیش ببرد، وابستگی‌های جهانی به نظرش بی‌معنا می‌آید.

این همان چیزی است که در دوران پسا کرونا شدیداً شاهدش خواهیم بود: تجدید نظر در روش‌های گذشته. اما این پایانِ جهانی‌شدن نیست. بلکه بعد از بحران احتمالاً شاهد نسخه‌ای محدودتر و اصلاح‌شده از جهانی‌شدن خواهیم بود. حتی اگر دقیق‌تر به قضیه نگاه کنیم می‌بینیم که این جداییِ جهان از جهانی‌شدن از مدت‌ها قبل راهش را آغاز کرده بود. از مناقشه تجاری چین و آمریکا گرفته تا برگزیت و روی کار آمدن حکومت‌های ناسیونالیست، همه فلش‌ها به سمت تغییر در جهانی‌شدن نشانه گرفته شده‌اند. ‌

یکی از نشانه‌هایی که می‌توان در این راه دنبال کرد، این بود که با وجود گذشت ده سال از پایان بحران مالی جهانی، مجموع سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی جهان هنوز به سطوح گذشته‌اش برنگشته بود. در عین حال، آمریکا و برخی دولت‌های دیگر تلاش زیادی داشتند که صادرات تکنولوژی‌های پیشرفته و حساس را کنترل کنند. اما همزمان، سفرهای بین‌المللی و تحصیل در خارج به شکل بی‌سابقه‌ای بالا رفته بود و مهاجرت هم آن قدر زیاد بود که خودش باعث بحران شده بود. ‌

آنچه این روزها از زبان سیاستمداران و رهبران می‌شنویم هم نسبت به گذشته خیلی محافظه‌کارانه‌تر است. اکثر آنها از حرف‌زدن درباره باز شدن مرزها و همکاری‌های آزاد بین‌المللی دست برداشته‌اند و ظاهراً همه فقط در تلاشند که تبعات جهانیزه‌بودن را به حداقل برسانند؛ هرچند که تأثیر منفی آن بر مشاغل، تحصیلات و گردش سرمایه بسیار واضح است. ‌

جالب اینجاست که در گذشته هم جهانی‌شدن به عنوان مقصر بحران‌های مالی معرفی می‌شد. این اتفاق نه تنها در سال ۲۰۰۸، بلکه در جریان بحران مالی آسیایی سال ۱۹۹۷ و بحران‌های دیگر در روسیه، ترکیه، اکوادور، قبرس و کشورهای دیگر هم افتاده است. شیوع بیماری‌های واگیرداری مثل سارس، مِرس، ابولا و زیکا هم در همین راستا به مناسبات گسترده جهانی نسبت داده شد. ‌

در این میان، یک نکته جلب توجه می‌کند: در جریان بحران‌های جهانی معمولاً هر کشوری به دنبال آن است که وضع خودش را بهتر کند و لزوماً به تصمیم‌گیری‌های جهانی در این خصوص اهمیتی نمی‌دهد. این مسئله در جریان نشست اضطراری بی‌فایده گروه بیست (از طریق تله‌کنفرانس) هم خودش را نشان داد و هر کشوری راه خودش را رفت. درواقع می‌توان گفت بحرانی مثل کرونا یک بحران جهانی بود اما همه در موردش به راه حل‌های ملی روی آوردند. تناقض بزرگی که اینجا پیش روی دولت‌ها قرار دارد این است که چطور به پروتکشنیسم و حمایت از داخل بپردازند و در عین حال، مزایایی مثل بهبود سطح استاندارد زندگی را که نتیجه جهانی‌شدن بوده، دوباره برای مردم به ارمغان بیاورند. ‌

یکی از سناریوهای محتمل در مورد جهان پس از کرونا این است که همگرایی اقتصادی در جهان همچنان وجود داشته باشد، اما به جای آن که جهانی باشد به سطح منطقه‌ای و دوجانبه تقلیل پیدا کند. این شبیه خط مشی اتحادیه اروپا در عقد توافقنامه‌های تجاری جداگانه با کره جنوبی و ژاپن و یا ایجاد اتحاد تجاری میان گروهی از کشورهای آفریقایی است. پروژه جاده ابریشم جدید چین هم که از سال‌ها پیش آغاز شده، نمونه‌ای بارز از همین رویکرد بوده است. ‌

با این وجود، به نظر نمی‌رسد که عوامل پیش‌برنده اصلی جهانی‌شدن- از جمله جریان سرمایه و اطلاعات- از اهمیت افتاده و به کنار رانده شده باشند. اما ترکیب خط مشی دولت‌ها و انتظارات ملت‌ها از آنها دارد بیش از پیش این را نشان می‌دهد که جهانی‌شدن حتماً در دوران پسا کرونا با دوران سابق تفاوت خواهد داشت. این پایان یک عصر نیست، بلکه تغییر یک عصر است. ‌