
پوتین همواره در مواجهه با مشکلات اقتصادی سعی میکند قدرت روسیه در جهان را بیشتر کند و این بار نیز همین اتفاق خواهد افتاد و این به ضرر دولت آمریکاست.
آینده نگر/ منبع: بلومبرگ/ نویسنده: مگان اوسالیوان، استاد علوم بینالملل در دانشکده کِندی هاروارد
چالشها و فرصتهایی که خودشان را با سقوط بازار نفت نشان دادهاند، شاید اولین مزمزههای بحران ژئوپلیتیکی باشند که در ماهها و سالهای آینده پیش روی جهان قرار میگیرد. تاریخ نشان داده که یک تغییر بزرگ در بازارهای انرژی اغلب پیشزمینهای برای یک تغییر بزرگ ژئوپلیتیکی است. به عنوان مثال، حرکت از سمت زغال سنگ به نفت باعث شد کشورهای خاورمیانه اهمیت استراتژیک خاصی پیدا کنند. یا اوجگیری صنعت نفت شیل در آمریکا باعث شد این کشور به جایگاه صادرکننده خالص نفت برسد و این مسئله روی جایگاه نفت در امور جهانی تأثیر بگذارد.
اکنون نیز ما با وضعیت جدیدی روبهرو هستیم که برخی از مناسبات قدرت را از نو خواهد نوشت. اوضاع کنونی برای اکثر صادرکنندگان نفت بسیار ویرانکننده است. به گفته صندوق بینالمللی پول، هیچ صادرکننده بزرگی نمیتواند بودجه خود را با نفت زیر ۴۰ دلار در هر بشکه تنظیم کند. مثلاً به استثنای قطر، سایر کشورهای صادرکننده نفت در خاورمیانه به نفت ۶۰ دلاری و بالاتر نیاز دارند.
در اقتصادهایی که کمی تنوع بیشتری داشتهاند - مثل روسیه و مکزیک- اوضاع کمی بهتر است. اقتصاد مکزیک متنوع است و نهادهایش به نسبت توسعهیافته هستند و احتمال آن میرود که دولت مکزیک بتواند بههمریختگی بازار انرژی را راحتتر مدیریت کند؛ هرچند که دردسرهای اجتماعی شدید از جمله مقابله با کارتلهای مواد مخدر در زمانه بحران اقتصادی قطعاً سختتر هم خواهد شد.
نکته قابل بررسی در شرایط کنونی این است که برخی کشورهای صادرکننده نفت قابلیت کاهش هزینههایشان را دارند و بعضی دیگر نه. در جریان کاهش قیمت نفت در سال ۲۰۱۶، دورهای از قیمت باثبات و بالای نفت سپری شده بود و همین به کشورهای صادرکننده فرصت مدیریت اوضاع را داد. اما بحران اخیر نفت در شرایطی رخ داد که قیمتها مدتها در حالت رو به کاهش قرار داشتند و تولید فزاینده نفت شیل آمریکا و سیاستهای اوپک باعث شده بود قیمت نفت بین ۵۰ تا ۷۰ دلار در هر بشکه نوسان داشته باشد و این رقمی پایینتر از پیشبینی بودجهای کشورهای صادرکننده نفت بود.
کشورهایی مثل ایران و ونزوئلا از قبل از بحران کرونا و سقوط قیمت نفت تحت تحریمهای شدید آمریکا قرار داشتند و صادرات نفت آنها به شکل قابل توجهی کاهش پیدا کرده بود. درنتیجه تأثیر سقوط فعلی قیمت نفت بر آنها شاید در مقایسه با گذشته کمتر باشد. اما آنها هم از خرجشدن ذخایر ارزیشان ضربه خواهند خورد.
در کشورهایی مثل عربستان سعودی و نیجریه اوضاع بد است چون حالا آنها نیاز دارند که از ذخایر باارزش ارزی خود برای حفظ ارزش واحد پولشان استفاده کنند. شرایط عربستان سعودی در این بحران حتی با بقیه تفاوت هم دارد. عربستان در کنار برخی اعضای دیگر اوپک پلاس انگیزههایی برای موافقت با کاهش تولید نفت داشت. اما نکتهای که کمی غیرمنتظره بود، خصومت فزایندهای است که از سوی اعضای کنگره آمریکا نسبت به مناسبات چندجانبه دولت این کشور با حکومت عربستان سعودی ابراز میشود. برخی از این سیاستگذاران اعلام کردهاند که در صورت عدم کاهش تولید نفت توسط عربستان سعودی (به منظور مقابله با سقوط قیمت نفت و نجات صنعت نفت شیل آمریکا)، آنها شرایط همکاری و شراکت بین واشینگتن و ریاض را دشوار خواهند کرد. اگر سقوط قیمت نفت ادامه داشته باشد، آنها به تهدید و تنبیه عربستان سعودی ادامه خواهند داد و این در شرایطی است که ریاض به شدت نیاز دارد از هرگونه بیثباتی دوری کند.
نیجریه هم اقتصادش تازه داشت از رکود خارج میشد که این شوک نفتی رخ داد. با اختلال در درآمدهای دولت، نشانههایی از نارضایتی اجتماعی در این کشور دیده میشود و بیثباتبودن منطقه هم دردسر دیگری برای دولت محمدو بوهاری است.
پیشبینی اصلی این است که احتمالاً دولتها در بسیاری از کشورهای صادرکننده نفت برای تأمین هزینههای بخش عمومی به دردسر میافتند و مجبور خواهند شد از بودجه بخشهایی مثل آموزش و درمان بزنند.
نکته قابل توجه دیگر در این میان، مناسباتی که آمریکا احتمالاً با کشورهای بزرگ تاثیرگذار در بازار نفت برقرار خواهد کرد تا بحران از این بدتر نشود. مثلاً خیلیها به مناسبات آمریکا و روسیه امید بستهاند. اما به رغم ابراز تمایل ترامپ به بهبود روابط با روسیه، به نظر نمیرسد که به این زودیها چنین هدفی تحقق پیدا کند. پوتین همواره در مواجهه با مشکلات اقتصادی سعی میکند قدرت روسیه در جهان را بیشتر کند و این بار نیز همین اتفاق خواهد افتاد و این به ضرر دولت آمریکاست. بنابراین از مذاکره یا همکاری با روسیه در زمینه نفت هم پیشرفتی حاصل نخواهد شد. در این تصویر آینده بازار نفت، احتمالاً نقش چین بیشتر خواهد شد چون منافع چین به عنوان بزرگترین واردکننده نفت جهان و ششمین تولیدکننده بزرگ آن از اهمیت بیشتر و بیشتری برخوردار خواهد شد. ابزار احتمالی نفوذ جهانی در این خصوص در دست چین است.