
دنبالکردنِ افراد مسافری که ناقل بیماری بودهاند، بر اساس هنجارهای حریم خصوصی شاید غیرمتعارف باشد، اما در زمانه کرونا امری موثر در جهت کنترل بحران محسوب میشود.
آینده نگر/هارولد جیمز، استاد تاریخ و امور بینالملل در دانشگاه پرینستون
بحران کرونا به یک بازبینی بسیار اساسی در نحوه حکومتداری و عملکرد اقتصاد منجر شده است که طبق نظریه متیو کاوانا استاد دانشگاه جورج تاون، نوعی سهراهی را با شرایطی خاص پیش روی ما میگذارد: اینکه یک جامعه سالم، یک اقتصاد سالم و یک دموکراسی سالم را به صورت همزمان داشته باشیم امکانناپذیر است.
در شرایط کروناییِ کنونی، این سهراهی احتیاج به توضیح واضحات ندارد: اگر فرضا میخواهید خطوط هوایی پروازهایشان را از سر بگیرند و رستورانها و تفریحگاهها مملو از جمعیت باشند، باید بپذیرید که عدهای از مردم به کرونا مبتلا خواهند شد و عدهای هم از میان آنها جان خود را از دست خواهند داد. از سوی دیگر، اگر تمام این فعالیتها را تعطیل کنیم نتایج فاجعهباری به دست میآید. مثلا نرخ بیکاری بسیار بالا میرود و شمار زیادی از کسب و کارها مثل مغازههای کوچک و ارائهدهندگان خدمات مختلف بدون هیچ درآمدی تعطیل باقی میمانند. سمت سوم ماجرا هم این است که از تکنولوژیهای شناسایی و تشخیص چهره و دوربینهای مختلف برای پیدا کردن مسیر حرکت افراد مبتلا و افرادی که در نزدیکی آنها در مکانهای عمومی حضور داشتهاند و مثلا در اتوبوس کنار آنها نشستهاند استفاده کنیم تا جلوی شیوع بیشتر کرونا را بگیریم.
در حالت اول، سلامت جامعه را از دست میدهیم. در حالت دوم سلامت اقتصاد را قربانی میکنیم و در حالت سوم، سلامت دموکراسی و حریم خصوصی را زیر پا میگذاریم. آیا معنیاش این است که اگر میخواهیم دموکراسی داشته باشیم باید بین اقتصاد سالم و جامعه سالم یکی را انتخاب کنیم؟ در حالتهای دیگر هم باز به همین سهراهی برخورد میکنیم.
این سهراهیها یا تثلیثهای ناممکن برای صاحبنظران در عرصه اقتصاد خرد اصلا چیز جدیدی نیست. مثلا دانی رادریک از دانشگاه هاروارد این سهراهی را در ارتباط با مسئله جهانیشدن بررسی کرده و به این نتیجه رسیده که سه عنصر دموکراسی، حاکمیت ملی و ادغام در اقتصاد جهانی هرگز نمیتوانند همزمان با هم حاضر باشند و فقط همزمانی دوتا از آنها امکانپذیر است. البته این ایده مخالفتهای زیادی به همراه دارد که اساسشان بر این است که عناصر سهراهیها هرگز به صورت مطلق وجود ندارند چون این اصلا امکانپذیر نیست. مثلا چیزی تحت عنوان حرکت کاملا آزاد سرمایه به صورت مطلق وجود ندارد یا جهانیشدن به صورت مطلق امکانپذیر نیست چون همواره دولتها امتیازاتی را برای فضای محلی و داخلی کشور در نظر میگیرند.
در مورد بحران کرونا هم نکات جالبی را میتوان بررسی کرد. یکی از واضحترین نکات این است که ارائه اطلاعات جمعآوریشده در مورد بیماری و اشتراک آن با سایر کشورها و نیز واکنش فکرشده و هماهنگ در قبال آن اهمیت زیادی دارد. دنبالکردن افراد مسافری که ناقل بیماری بودهاند، بر اساس هنجارهای حریم خصوصی شاید غیرمتعارف باشد، اما در زمانه کرونا امری مفید محسوب میشود که میتواند جلوی ابتلای افراد بیشتر به بیماری را بگیرد. این یعنی بحث حفظ حریم خصوصی افراد و خودمختاری کشورها از حالت مطلق خارج میشود.
همچنین در بحث تبعات اقتصادی پاندمی کرونا میتوان گفت که شوک کوتاهمدتی که این ویروس به اقتصادهای جهان وارد کرده میتواند به فرصتهای جدیدی منتهی شود. مثلا حوزه ویزیت پزشک به صورت مجازی و نسخهگرفتن به صورت آنلاین را در نظر بگیرید. شکی نیست که حتی در صورت پایان پاندمی کرونا هم این بخش میتواند از فرصتهای جدید برای شکوفایی استفاده کند. این شاید اولین باری باشد که ظرفیتهای رابطه بخش تجویز آنلاین دارو با تکنولوژیهای پیشرفته با این گستردگی خودش را نشان داده و مردم هم پیشداوریهای قبلیشان در این خصوص را کنار گذاشتهاند و حاضرند برای حل مشکلات خود از این راه استفاده ببرند.
بر اساس تعریفی که از بحرانها موجود است، همواره در مواجهه با آنها انتخاب و گزینهای وجود دارد. مثلا کشوری مثل کره جنوبی در مواجهه با شمار فزاینده افراد مبتلا به کرونا انتخابهایی انجام داد که به نوعی مدیریت درست بحران تلقی شد و نمونههای موفق دیگری هم در این عرصه وجود دارد. واکنش ما یا حکومتهایمان به بحران و انتخابی که انجام میدهیم ممکن است از روی کوتهبینی و هراس باشد یا نتایج ویرانگر بزرگی به دنبال داشته باشد. اما در مقابل، ممکن است رادیکال، نوآورانه و سازنده هم تلقی شود. این یعنی که هر بحرانی و واکنشهای خلاقانه نسبت به آن، میتواند پویایی و پایداری بیشترِ جامعه را در آینده به همراه داشته باشد.