آیا بحران کرونا مثل جنگ‌های جهانی می‌تواند تخصیص منابع را به کل تغییر دهد؟

کرونا و اقتصاد جنگ

تاریخ 1399/02/29 ساعت 10:06

در طول تاریخ، همواره بحران‌ها بوده‌اند که به تصویب سریع‌ترِ قوانین، گرفتن تصمیمات رادیکال و برداشته‌شدن موانع از سر راه برخی فعالیت‌ها منجر شده‌اند.

آینده نگر/ منبع: فارن پالسی/نیکلاس مالدر، تاریخ‌نگار سیاسی و اقتصادی در دانشگاه کورنل

کرونا یک عامل بسیار همه‌گیر است که تلفات زیادی از خود به جا می‌گذارد و قابلیت به‌هم‌ریختن جوامع را دارد. آیا این تعریف، همان چیزی نیست که در خصوص جنگ به ذهن متبادر می‌شود؟ رهبران جهان هم از استفاده از این کلمه در رابطه با کرونا ابایی نداشته‌اند. از رئیس جمهور چین که مقابله با کرونا را جنگ خلق نامید، تا دونالد ترامپ که به خودش لقب رئیس جمهور زمان جنگ داده. هرچه گستردگی شیوع ویروس کرونا در جهان بیشتر شد، استفاده از اصطلاحات این حوزه هم بالاتر رفت و مسئله اقتصاد جنگ نیز مطرح شد.

واقعیت این است که در مواجهه با ویروس کرونا این اقدامات صورت گرفته است: دولت‌ها وضعیت اضطراری سلامت عمومی را مدیریت می‌کنند. بانک‌های مرکزی بازارهای مالی را آرام می‌کنند. نیروهای مسلح برای ساخت بیمارستان‌ها اعزام می‌شوند و مردم کمتر از خانه خارج می‌شوند. در این میان نقش اقتصاد جنگ چیست؟ این ایده در طول زمان به معانی مختلفی تعبیر شده است: افزایش بهره‌وری، فداکاری، انجام اصلاح، وحدت و کنار هم بودن. در قرن بیستم و با وقوع جنگ‌های جهانی، حکومت‌ها درس‌های زیادی در خصوص اقتصاد جنگ و بحران گرفتند که حالا می‌توانند از آنها استفاده کنند. این مسئله به خصوص در باب اولویت‌دادن به اختصاص منابع به حوزه‌های بهره‌وری و مراقبت درمانی اهمیت دارد. همچنین اختصاص منابع و گسترش صنایع در بخش‌های استراتژیک در اولویت قرار دارد.

یکی از نمونه‌ها در این مسیر، رجوع به قوانینی است که در زمان جنگ وجود داشته‌اند و حالا قابل ارجاع به زمان جدید هستند، مثل به‌کارگرفتن نیروهای کار که به خاطر بروز بحران کرونا از کار در حوزه‌های خاصی بیکار شده‌اند اما می‌توان از آنها برای گسترش حوزه‌های دیگر استفاده کرد. استفاده از نیروهای کار حوزه‌های دیگر برای تولید انبوه مایع ضدعفونی‌کننده دست در برخی کشورها از جمله همین امور بوده است. از موارد دیگر می‌توان به تغییر کاربری کارخانه‌ها و کارگاه‌های مختلف برای تولید لوازم پزشکی و حتی ایجاد خط تولید دستگاه تنفس مصنوعی اشاره کرد.

اما در میانه بحث اقتصاد جنگ و کرونا، یک نکته مهم دیده می‌شود: اقتصاد قرنطینه که از جنبه‌های زیادی درست نقطه مقابل به‌کارگیری نیروها و منابع برای مقابله با بحران است. در زمان جنگ‌های جهانی، بسیج نیروهای مردمی به شکل بی‌سابقه‌ای موفقیت‌آمیز بود و نیروی انسانی به شکل داوطلبانه یا غیرداوطلبانه در حوزه‌های تولیدی مختلف کار می‌کردند. اما ویروس کرونا باعث ایجاد اختلال در زنجیره‌های تامین جهانی کالاها شده و تدابیر حوزه فاصله‌گیری اجتماعی نیز بسیج نیروها را به شکلی غیرمحتمل ساخته است. با این وجود، رهبرانی مثل آنگلا مرکل دقیقا به این نکته اشاره کرده‌اند که از نظم جمعی دوران جنگ باید برای مقابله با کرونا نیز استفاده کرد. این یعنی باید از اقتصاد قرنطینه هم بهره برد؛ اما تجربه جهانی در این خصوص زیاد نیست.

در بررسی موضوع کرونا در چارچوب اقتصاد جنگ به این پرسش برمی‌خوریم که جامعه حاضر است چه مقدار از منابعش را در مسیر حرکت از سودآوری به سمت حفاظت از سلامت خودش خرج کند و چه مقدار از این منابع را هم در جهت متفاوت با گذشته به کار بگیرد. قدرت نظامی و خدمات درمانی هردو در دسته آن هزینه‌هایی قرار دارند که تولیدی محسوب نمی‌شوند بلکه دفاعی به شمار می‌آیند.

اما جدا از این، مسائل دیگری هم هست. موارد اضطراری اغلب باعث می‌شوند اقتصادها با کمبود منابع واقعی مواجه باشند. در اقتصاد جنگ اوایل قرن بیستم، دوراهی اصلی بر سر این بود که باید روی قدرت نظامی پول بیشتر خرج کرد یا روی تامین مواد روزمره زندگی مردم. حالا هم بحران کرونا ما را وامی‌دارد به این فکر کنیم که تدابیر مربوط به بهداشت عمومی را چطور می‌توان با بهره‌وری اقتصادی همراه کرد. واقعیت این است که تنها مداخله مستقیم و بزرگ دولت می‌تواند کانال‌های توزیع اقتصادی را حفظ کند. جالب اینجاست که در طول تاریخ، همواره بحران‌ها بوده‌اند که راهی برای فعالیت طرفداران اصلاح در امور پدید آورده‌اند. بحران‌ها معمولا به تصویب سریع‌ترِ قوانین و برداشته‌شدن موانع از سر راه برخی فعالیت‌ها منجر می‌شوند. امروز هم بحران کرونا باعث شده که تصمیماتی که قبلا رادیکال به نظر می‌رسید به اجرا دربیایند. مثلا در آمریکا، احزاب چپ‌گرا مدتها بود که بر لزوم بخشیده‌شدن برخی بدهی‌ها، ارزان‌شدن خدمات درمانی و مسکن برای طبقات آسیب‌پذیر و موارد مشابه تاکید می‌کردند اما فقط بحران کرونا توانست دولت آمریکا را وادارد که در این حوزه‌ها پول خرج کند.

نکته دیگر در مورد اقتصاد جنگ که در گذشته هم ثابت شده، این است که کشوری در این راه موفق‌تر است که بیشترین کار را با کمترین منابع به نتیجه برساند. سهیمه‌بندی‌ها یکی از سیاست‌هایی هستند که در چنین دوران‌هایی به کار گرفته شده‌اند و نوآوری‌های تکنولوژیک هم یک جنبه دیگر هستند. بحران‌ها اصولا باعث نوآوری و خلاقیت بیشتر برای حل مشکلات حال و آینده می‌شوند و انتظار می‌رود که کرونا هم مورد مشابهی باشد.