آسيا، پیشگام اجرای فاز دوم جهانی‌سازی در دنیا است

آینده درخشان آسیایی‌ها

تاریخ 1399/01/27 ساعت 13:53

قاره آسیا یکی از متنوع‌ترین قاره‌ها از نظر ساختار اقتصادی است. کشورهای قاره آسیا را می‌توان بر مبنای سطح توسعه‌یافتگی اقتصادی، مقیاس رشد اقتصادی، تعاملات اقتصادی و ارتباط با دیگر اقتصادهای دنیا به چهار دسته مهم تقسیم کرد که هر دسته از کشورها ویژگی‌های متفاوتی از هم دارند ولی در عین حال می‌توانند مکمل یکدیگر باشند

آینده نگر/ ترجمه مونا مشهدی رجبی/ منبع: موسسه مكنزي

در سال‌های پیش رو نقش آسيا در اقتصاد دنیا افزایش خواهد یافت. کشورهایی که روزگاری مصرف کننده کالاهای غربی و حتی پذیرای فرهنگ غربی بودند حال به مهد تمدن و توسعه اقتصادی تبدیل شده‌اند و قدرت اقتصادی آنها در دنیا هر روز بیشتر می‌شود. نماد بارز این قدرت‌گیری اقتصادی را می‌توان در کشور چین دید. کشوری که هم‌اکنون دومین اقتصاد بزرگ دنیا است و رشد درآمد و قدرت خرید مردم سبب شده است تا جایگاه قدرتمندتری در عرصه جهانی به دست آورد.

به هر حال قرن جدید را قرن آسيا نام نهاده‌اند. قرنی که آسيا قدرت مطلق اقتصادی در دنیا می‌شود و می‌تواند روی تعاریف مهم اقتصادی و تجاری در جهان اثر بگذارد. افزایش جریان‌های مالی و انسانی به سمت کشورهای آسيایی نشان می‌دهد که این کشورها سهم بزرگ‌تری در معماری آینده اقتصاد دنیا خواهند داشت و این سهم هر روز بیشتر می‌شود.

موسسه مطالعاتی مکنزی در گزارش اخیر خود نوشت: قرن آسيا شروع شده است. این منطقه بزرگ‌ترین اقتصاد دنیا را دارد و سهم این منطقه در اقتصاد دنیا هر روز بیشتر می‌شود. آسيا پتانسیل لازم برای ساخت فاز بعدی جهانی‌سازی را دارد و می‌تواند بستر لازم برای توسعه اقتصاد جهان باشد.

 هم‌اکنون آسيا مرکز اقتصاد دنیا است و تا سال 2040 بالغ بر 52 درصد تولید ناخالص داخلی جهان و 40 درصد مصرف دنیا در این قاره اتفاق خواهد افتاد. جریان سرمایه‌ها و کالاهای خارجی به سمت آسيا خواهد بود زیرا کشورهای پرجمعیت آسيایی بازار بسیار خوبی برای کالاهای مصرفی محسوب می‌شوند و افزایش نرخ رشد اقتصادی در این کشورها و افزایش قدرت اقتصادی مردم امکان رشد مصرف را به آنها می‌دهد. بررسی آمارها نشان می‌دهد رشد در اقتصادهای آسيایی تنها به یک بعد خاص محدود نمی‌شود بلکه تمامی ابعاد و شاخص‌های اقتصادی این منطقه رشد می‌کند.

قاره آسيا را می‌توان قاره‌ای متنوع ارزیابی کرد زیرا ساختار اقتصادی کشورهایی که در این منطقه قرار دارند و پتانسیل‌های اقتصادی هریک با دیگری فرق دارد ولی مسئله مهم این است که هریک می‌توانند ضعف‌های دیگری را پوشش دهند و شبکه اقتصادی و تجاری بسیار قدرتمندی در این قاره شکل گرفته است. به نظر می‌رسد الگوهای جهانی‌سازی در این قاره با سرعت بیشتری نسبت به دیگر کشورهای دنیا در حال تغییر است و به همین دليل است که تصویر کلی جهانی‌سازی در سال‌های آتی، تصویری خواهد بود که آسيا ترسیم می‌کند.

بررسی شاخص‌های کلان اقتصادی آسيا در بازه زمانی 2000 تا 2018 میلادی نشان می‌دهد این قاره در 7 شاخص از میان 8 شاخص مورد مطالعه رشد را تجربه کرده است. گزارش‌های تهیه‌شده توسط موسسه مطالعاتی مکنزی نشان می‌دهد در سال 2000، سهم آسيا در تولید ناخالص داخلی دنیا بر مبنای برابری قدرت خرید برابر با 32 درصد بود در حالی که در سال 2017 این سهم به 42 درصد رسید وانتظار می‌رود تا سال 2040 میلادی از مرز 52 درصد فراتر برود. در مقابل سهم اروپا در تولید ناخالص داخلی دنیا از 26 درصد در سال 2000 به 22 درصد در سال 2017 رسید و سهم امریکا هم در این بازه زمانی از 25 درصد به 15 درصد کاهش یافت. ارزش تولید ناخالص داخلی حقیقی آسيا در سال 2017 برابر با 34 درصد تولید ناخاصل داخلی دنیا بود ولی تا سال 2040 از مرز 46 درصد عبور می‌کند.

در بخش مصرف هم آسيا نقش مهمی دارد. در سال 2000 میلادی 23 درصد از کل مصرف دنیا را به خود اختصاص داده بود ولی تا سال 2017 سهمش در بازار مصرف به 27 درصد رسید و پیش‌بینی می‌شود تا سال 2040 بالغ بر 40 درصد از کل مصرف دنیا در قاره آسيا اتفاق بیفتد.

 

افزایش سهم آسيا

جریان کالاها و سرمایه‌های خارجی هم به سمت آسيا روان است. بر طبق این مطالعه جریان‌های مورد بررسی شامل تجارت، سرمایه، افراد، اطلاعات و دانش، حمل و نقل، فرهنگ، منابع و محیط زیست است و در هفت مورد از این دسته، جریان افزایشی بوده است.

در بخش تجارت دو زیربخش تعریف شده است که تجارت کالا و خدمات است و آمارها نشان می‌دهد در بازه زمانی 2005 تا 2007 میلادی آسيا 27 درصد از کالاها و خدمات تجاری را جذب کرده بود در حالی که در سال‌های 2015 تا 2017 سهم این منطقه به 33 درصد رسیده است. در بخش سرمایه سه زیربخش وجود دارد که شامل سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی، پورتفوی سرمایه‌گذاری و انواع وام‌ها می‌شود. مجموع سرمایه واردشده به آسيا در بازه 2005 تا 2007 برابر با 13 درصد جریان سرمایه در دنیا بود ولی در سال‌های 2015 تا 2017 سهم این منطقه به 23 درصد افزایش یافت.

بخش حمل و نقل شامل زیربخش‌های حمل و نقل هوایی و دریایی و زمینی می‌شود که در هر سه بخش آسيا رشد را تجربه کرد. در بازه زمانی 2005 تا 2007 میلادی سهم آسيا در حمل و نقل دریایی برابر با 59 درصد، حمل و نقل زمینی برابر با 58 درصد و حمل و نقل هوایی برابر با 33 درصد دنیا بود ولی در بازه زمانی 2015 تا 2017 سهم این قاره نسبت به کل دنیا رشد کرد. سهم حمل و نقل زمینی قاره آسيا به 62 درصد، حمل و نقل دریایی به 64 درصد و حمل و نقل هوایی به 36 درصد رسید.

موسسه مکنزی افزایش شمار دانشجوهای خارجی در کشورهای آسيایی و افزایش سطح انتقال دانش به این کشورها را از مزیت‌های مهم اقتصادی آنها دانست و نوشت: در سال‌های 2005 تا 2007 میلادی 43 درصد از دانشجوهای خارجی و 33 درصد از مسافران کشورهای آسيایی را انتخاب می‌کردند در حالی که در فاصله سال‌های 2015 تا 2017 سهم این منطقه از دانشجوهای خارجی برابر با 48 درصد و سهم این منطقه از گردشگران خارجی برابر با 40 درصد بود. 43 درصد از تقاصای جهانی انرژی و 29 درصد از جریان انرژی جهانی به این منطقه اختصاص دارد.

آسيا تنها در بخش محیط زیست ناموفق بود. در سال 2005 تا 2007 این قاره 71 درصد جریان پسماندهای دنیا را داشت و در سال 2015 تا 2017 این سهم به 70 درصد رسید.

عامل جمعیت به کمک توسعه اقتصادی آمده است زیرا باعث بزرگ شدن بازار مصرف انواع کالاها و مقرون به صرفه شدن سرمایه‌گذاری در این منطقه شده است. قاره آسيا پرجمعیت‌ترین قاره دنیا است. دو کشور پرجمعیت چین و هند در این قاره واقع شده‌اند که هرکدام بالغ بر 1 میلیارد نفرجمعیت دارند و بازار خوبی برای مصرف انواع کالاها هستند. رشد اقتصادی کشورهای بزرگ آسيایی از قبیل چین و هند در سال‌های اخیر موجب شد تا قدرت خرید مردم هم افزایش یابد و تقاضا برای مصرف کالاهای جدید دنیای تکنولوژی هم بیشتر شود. در این شرایط شرکت‌های بزرگ تولیدی و صنعتی اقدام به صادرات بخش زیادی از تولیداتشان به این کشورها کردند و حتی کالاهایی متناسب با سلیقه و نیاز مردم این کشورها تولید شد.

سازمان تجارت جهانی نوشت: «جریان تجارت کالاها به سمت بازارهای آسيایی در سال‌های اخیر رشد کرده است. در سال 2000 تنها 27 درصد از کالاهای تجاری وارد قاره آسيا می‌شد ولی در سال 2017 این سهم به 33 درصد رسید و انتظار می‌رود تا سال 2040 از مرز 43 درصد فراتر برود.»

جریان سرمایه‌ها هم به سمت قاره آسيا است و در بازه 2000 تا 2017 از 13 درصدکل سرمایه‌گذاری‌های انجام‌شده در دنیا به 23 درصد رسید. انتظار می‌رود در سال 2040 میلادی بالغ بر 35 درصد از سرمایه‌های دنیا در کشورهای این منطقه سرمایه‌گذاری شود.

 

تمرکز روی رشد منطقه‌ای در آسيا

کشورهای آسيایی نه‌تنها با سرعت در حال رشد هستند بلکه همبستگی اقتصادی آنها با هم در حال افزایش است و این مسئله‌ای است که در فاز دوم جهانی‌سازی مورد تاکید قرار گرفته است. طبق اصول جهانی‌سازی باید اقتصاد هر منطقه جغرافیایی یکپارچه شود و نیازهای منطقه در داخل همان منطقه برطرف شود. در واقع فاز بعدی جهانی‌سازی، منطقه‌سازی و توسعه اقتصادی مناطق بود و آسيا در این زمینه موفقیت زیادی به دست آورد. کاهش وابستگی اقتصادی کشورهای منطقه به صادرات به کشورهای خارج از قاره آسيا، ایجاد زنجیره ارزش، و تجارت خدمات فرامرزی در منطقه با سرعتی بیشتر از تجارت رشد کرد و نتیجه آن یک توسعه همه‌جانبه در اقتصاد منطقه بود. جالب اینجاست که کشورهای اروپایی با وجود دارا بودن اتحادیه اقتصادی نتوانستند همپای آسيا در این زمینه رشد کنند. آمارهای تهیه‌شده توسط سازمان تجارت جهانی نشان داد 70 درصد از کالاهای تجاری در کشورهای آسيایی به دیگر کشورهای قاره آسيا صادر می‌شود و تنها 30 درصد محصولات تولیدشده در این کشورها است که به کشورهای اروپایی یا امریکایی می‌رود. 71 درصد از سرمایه‌گذاری‌های انجام‌شده در استارت‌آپ‌ها و 59 درصد از کل سرمایه‌گذاری انجام‌شده در منطقه را کشورهای آسيایی انجام می‌دهند و 74 درصد از سفرهای خارجی مردم در قاره آسيا به کشورهای دیگر در همین قاره است. آسيایی‌ها در تلاش هستند تا پول آسيا صرف توسعه اقتصادی آسيا شود و در این زمینه هم موفق عمل کرده‌اند.

 

تنوع اقتصادی آسيا

قاره آسيا را می‌توان یکی از متنوع‌ترین قاره‌ها از نظر ساختار اقتصادی دانست. کشورهای قاره آسيا را می‌توان بر مبنای سطح توسعه‌یافتگی اقتصادی، مقیاس رشد اقتصادی، تعاملات اقتصادی و ارتباط با دیگر اقتصادهای دنیا به چهار دسته مهم تقسیم کرد که هر دسته از کشورها ویژگی‌های متفاوتی از هم دارند ولی در عین حال می‌توانند مکمل یکدیگر باشند. به دلیل ارتباط تنگاتنگ اقتصادی این کشورها است که آنها در برابر بحران‌های خارجی آسیب‌پذیري کمی دارند و فرصت رشد برایشان میسر است.

مرکز مطالعاتی مکنزی کشورهای قاره آسيا را به چهار دسته تقسیم کرد. اولین دسته از کشورهای آسيایی کشورهای توسعه‌یافته هستند که شامل استرالیا، ژاپن، نیوزیلند، سنگاپور و کره جنوبی مي‌شوند. سرانه تولید ناخالص داخلی در این کشورها بین 30 هزار تا 60 هزار دلار امریکا است و زیرساخت‌های شهری و اقتصادی بسیار توسعه‌یافته‌ای دارند. در سال‌های 2013 تا 2017 میلادی کشورهای این دسته يك هزار میلیارد دلار سرمایه جذب کردند که معادل 54 درصد از کل سرمایه‌گذاری انجام‌شده در آسيا بود و این سرمایه‌ها فرصت رشد اقتصادی را در این کشورها بیشتر کرد.

 بررسی‌ها نشان می‌دهد در سال 2017 میلادی ارزش تولید ناخالص داخلی این کشورها برابر با 8 هزار میلیارد دلار بود ولی تا سال 2040 به مرز 11 هزار میلیارد دلار خواهد رسید و از مجموع تولید ناخالص داخلی کشورهای خاورمیانه و قاره افریقا بیشتر می‌شود.

موسسه مکنزی در دومین دسته کشور چین را جای داد و نوشت: «اقتصاد چین به تنهایی آن‌قدر بزرگ هست که ارزش مطالعه جداگانه داشته باشد. این کشور دومین اقتصاد بزرگ دنیا محسوب می‌شود و در بازه زمانی 2013 تا 2017 میلادی 35 درصد از کل سرمایه‌های خارجی واردشده به آسيا را جذب کرد. در سال 2017 ارزش تولید ناخالص داخلی چین برابر با 13 هزار میلیارد دلار بود ولی انتظار می‌رود تا سال 2040 از مرز 34 هزار میلیارد دلار بگذرد. در صورت تحقق این پیش‌بینی در سال 2040 میلادی، ارزش تولید ناخالص داخلی چین بیشتر از کل امریکای شمالی خواهد بود و شاید به همین دلیل است که امریکا و کشورهای صنعتی از قدرت‌گیری آن در عرصه اقتصادی نگران هستند. در فاصله سال‌های 2013 تا 2017 میلادی بالغ بر 35 درصد کل جریان سرمایه‌گذاری خارجی در قاره آسيا ریشه در چین داشت و این کشور ظرفیت‌های زیادی برای توسعه فعالیت‌های خلاقانه و کارهای مطالعاتی ایجاد کرده است. در سال 2017 بالغ بر 40 درصد اختراعات ثبت‌شده در دنیا به چین اختصاص داشته است.»

سومین دسته از کشورهای آسيایی بازارهای در حال گذار هستند که شامل کشورهای بوتان، برونئی، کامبوج، اندونزی، لائوس، مالزی، مغولستان، میانمار، نپال، فیلیپین، تایلند و ویتنام هستند. این کشورها اقتصادهایی متنوع دارند ولی ارتباط اقتصادی آنها با هم بسیار زیاد است. 79 درصد از جریان‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری و خدماتی و انسانی این کشورها با هم است که بالاترین نرخ درهم‌تنیدگی اقتصادی در کل قاره آسيا است. در سال 2017 میلادی 72 درصد تجارت، 80 درصد جریان سرمایه و 85 درصد جریان انسانی در این کشورها به کشورهای دیگر همین منطقه ارتباط دارد. به تعبیر بهتر 85 درصد از جریان انسانی در کشورهای عضو دسته سوم تعریف‌شده توسط افرادی که در همین کشورها ساکن هستند ایجاد می‌شود و تنها 20 درصد افرادی که برای تحصیل و تحقیق و تجارت به این کشورها سفر می‌کنند از کشورهایی خارج از اعضای دسته سوم از کشورهای قاره آسيا هستند. مطالعات نشان داده است که این کشورها ضمن عرضه نیروی کار به دیگر کشورهای آسيایی می‌توانند بستر رشد اقتصادی را نیز در این منطقه فراهم کنند و اهمیت زیادی برای اقتصاد آسيا دارند. ارزش تولید ناخالص داخلی آنها از 3 هزار میلیارد دلار در سال 2017 به 7 هزار میلیارد دلار در سال 2040 خواهد رسید که بزرگی آن قابل مقایسه با ارزش تولید ناخالص داخلی در بازارهای در حال گذار امریکای لاتین است.

آخرین دسته از کشورهای آسيایی اقتصادهای پیشرو و هند هستند که ارزش تولید ناخالص داخلی آنها از 4 هزار میلیارد دلار در سال 2017 به 13 هزار میلیارد دلار در سال 2040 می‌رسد. در این گروه دوازده کشور شامل افغانستان، بنگلادش، فيجی، هند، قزاقستان، قرقیزستان، مالدیو، پاکستان، سریلانکا، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان وجود دارند. این کشورها در طول تاریخ وابستگی و تعامل اقتصادی کمی با هم داشتند و سهم درهم‌پیوستگی اقتصادی در این منطقه در سال 2017 برابر با 31 درصد بود. در واقع این کشورها همواره برای تجارت چشم به بازارهای دیگر دنیا داشتند اعم از بازارهای بزرگ‌تر آسيایی یا بازارهای غیر آسيایی. در سال 2017 میلادی 45 درصد از کالاهای وارد شده به این کشورها از کشورهای اروپایی و خاورمیانه تأمین می‌شد در حالی که 66 درصد از صادرات آنها هم به کشورهای اروپایی و خاورمیانه بود. در سال 2017 بالغ بر 56 درصد از مجموع سرمایه‌های خارجی جذب‌شده از کشورهای اروپایی و خاورمیانه بود و 53 درصد از سرمایه‌گذاری‌های خارجی آنها وارد هیچ‌یک از کشورهای آسيایی مورد بررسی نشد. این کشورها دارای نیروی کار جوان و بازارهای بسیار بزرگ مصرف هستند که فرصت‌های زیادی برای رشد در اختیار اقتصادهای دنیا قرار می‌دهند.

 

جریان انسان‌ها و سرمایه‌ها به سمت آسيا

در سال‌های اخیر اهمیت اقتصادی آسيا در دنیا افزایش یافته است و به همین دلیل بر شمار انسان‌هایی که به دلایل مختلف به این منطقه سفر می‌کنند افزوده شده است. مصرف خدمات به خصوص توریسم در این منطقه رشد چشم‌گیری داشت. طی یک دهه گذشته سفر در آسيا با سرعتی باورنکردنی رشد کرد ولی بیشترین شمار مسافران آسيایی به کشوری دیگر در همین قاره سفر می‌کردند. طی یک دهه گذشته بالغ بر 50 درصد نرخ رشد مسافران در کشورهای آسيایی اتفاق افتاد. در سال 2009 کشورهای آسيایی 150 میلیون مسافر بین‌المللی داشتند در حالی که شمار مسافران بین‌المللی به این قاره در سال 2018 به مرز 415 میلیون نفر رسید. امروزه یازده فرودگاه پرتردد از میان 25 فرودگاه پرتردد دنیا در قاره آسيا واقع شده است.

تولید فراورده‌های فرهنگی از جمله فیلم هم در قاره آسيا با سرعت زیادی رشد کرده است. در سال 2007 درآمد فیلم‌های آسيایی در باکس آفیس امریکا برابر با 6.5 میلیارد دلار بود که 25 درصد از کل درآمد صنعت فیلم در دنیا بود ولی در سال 2017 درآمد این صنعت در آسيا به 16.7 میلیارد دلار رسید که 2.6 برابر بیشتر از سال 2007 بود. در این سال سهم فیلم‌های آسيایی به کل درآمد باکس آفیس برابر با 41 درصد بود. درآمد صنعت فیلم‌سازی دنیا در بازه ده‌ساله مورد بررسی 1.2 برابر شد در حالی که درآمد صنعت فیلم‌سازی آسيا 2.6 برابر شده است.