
در فاصله سالهای 1960 تا 1980 میلادی نگرانیهای زیادی در مورد افزایش نرخ رشد جمعیت و تأثیر این مسئله روی افزایش فقر در دنیا و تأمین امنیت غذایی مطرح شد. به همین دلیل بود که در سالهای مذکور برنامههای تنظیم خانواده در بسیاری از کشورها اجرا شد و هدف اصلی آن کاهش نرخ زاد و ولد در کشورها بود
آینده نگر/ ترجمه مونا مشهدی رجبی/ منبع: بانک توسعه آسیا
برای داشتن رشدی پایدار در اقتصاد جهان اولین و اصلیترین گام تأمین سلامت جهانی است زیرا افزایش سطح سلامت و طول عمر به معنای افزایش شمار نیروی کار فعال و تواتمند است که اقتصاد را به سمت شکوفایی هدایت میکند. اما برای اینکه رشدی پایدار در اقتصاد ایجاد شود چه فاکتورهایی باید در نظر گرفته شود؟
بانک توسعه آسیا نوشت برای داشتن رشدی پایدار در اقتصاد دنیا در درجه اول باید رشدی پایدار در جمعیت اتفاق بیفتد ولی این نرخ رشد جمعیت نباید بیش از ظرفیت زمین باشد. باید نرخ رشد جمعیت متناسب با نرخ رشد فرصتهای اقتصادی و زیرساختهای مالی و صنعتی باشد. نرخ رشد جمعیت بستگی به اوضاع اقتصادی دنیایی که در آن ساکن هستیم و البته شرایط اقتصادی و اجتماعی جامعه دارد. زیرا افرادی که متولد میشوند همان افرادی هستند که طی دو دهه آینده نیاز به شغل و مسکن و تأمین غذا دارند.
از طرف دیگر استفاده کمتر از سوختهای فسیلی در جریان فعالیتهای صنعتی که زمینهساز گرمای زمین و انتشار گازهای آلاینده میشود هم مسئلهای بسیار جدی است. در نتیجه انتشار گازهای آلاینده است که اقتصاد جهان با بحرانهای زیادی مواجه شد. هزینههای ناشی از سیلها و خشکسالیهای زیاد و اخیراً هم آتشسوزیهای پیدرپی در جنگلهای استرالیا و امریکا همگی نشان میدهد که اين مشکل بسیار جدی است و هرچه زودتر برای حل آن اقدام کنیم منافع بیشتری از این محل به دست خواهیم آورد.
طبق مطالعات انجام شده با استفاده بهینه از منابع انرژی فسیلی و تلاش برای کاهش دادن انتشار گازهای گلخانهای میتوان به تدریج زمینه را برای رشد پایدار اقتصادی در دنیا فراهم كرد. داشتن رشد اقتصادی پایدار به این معنا است که در جریان افزایش نرخ رشد اقتصادی آسیبی به محیط زیست وارد نشود و زیرساختهای طبیعی در کشور از بین نرود. یعنی محیط ریست، زیستگاههای طبیعی و حیوانات ساکن در زمین از بین نروند و همه از شرایط و امکانات مناسب برای ادامه حیات برخوردار باشند. مثلاً آلودگی دریاها با استفاده از زبالههای پلاستیکی مسئلهای بسیار جدی است که باعث از بین رفتن شمار زیادی از حیوانات شده است یا آتشسوزیهای اخیر در استرالیا که موجب شد تا بخش زیادی از زیستگاههای حیوانات بومی این قاره از بین برود. مثالهایی از این دست بسیار زیاد است و دلیل ایجاد این بحرانها هم بیتوجهی انسانها به محیط زیست در جریان صنعتی شدن و تلاش برای افزایش نرخ رشد اقتصادی است.
تغییرات جوی، مهمترین چالش عصر ما
تغییرات جوی به عنوان یکی از اصلیترین و مهمترین چالشهای عصر ما معرفی شده است. تغیيراتی که با افزایش انتشار گازهای آلاینده شروع شد و با افزایش دمای زمین و کاهش بارندگیها در بخشهای بیابانی کره زمین ادامه یافت. اما هنوز بسیاری از کشورها به اهمیت این مسئله واقف نشدهاند. بسیاری از کشورهای صنعتی مانند امریکا این مشکل را معضل دیگران میدانند و ضرورتی برای مداخله در این زمینه نمیبینند. از طرف دیگر کشورهای در حال توسعه آسیا که اثرات منفی این بحران را کاملاً درک میکنند، توان لازم برای مقابله با این معضل را ندارند. در واقع در این کشورها آنقدر مشکلات روزمره اقتصادی و اجتماعی زیاد است که دیگر فکر کردن در مورد بحران آینده اقتصادی غیر ضروری است.
اما برای بسیاری از کشورهای آسیایی، تغییرات جوی و تحولات ناشی از آن آخرین مشکلی است که مورد توجه قرار میگیرد. از بین رفتن گونههای زیستی مختلف طی سالهاي اخیر، تخریب منابع آبی طبیعی از قبیل انواع تالابها و رودخانهها، فرسایش زمین، آلوده شدن دریاها و آبزیان صیدشده از آنها و در نهایت آلودگی هوا ناشی از انتشار گازهای آلاینده به اندازهای جدی است که دیگر به مسئله تغییرات جوی توجه نمیکنند. البته باید در نظر داشت که تمامی بحرانهای زیست محیطی عنوانشده ریشه در تغییرات جوی و تحولات منفی آن دارد ولی آنقدر سطح مشکلاتی که در طول روز مردم با آن مواجه هستند زیاد است که دیگر فرصتی برای ریشهیابی وجود ندارد.
بررسیهای بانک توسعه آسیا نشان میدهد آسيبهای زیست محیطی در دنیا به اندازهای افزایش یافته است که تمدن بشر را تهدید میکند و حتی میتواند بقای انسان روی کره زمین را هم تحت تأثیر قرار دهد. بزرگی این مشکل تا آنجا است که هر سازمان و ارگانی یک سناریوی مستقل برای حل مشکل پیشنهاد میدهد. برخی از پیشرفتهای تکنولوژیکی به عنوان راهکاری برای مقابله با این معضل نام میبرند و برخی دیگر از ضرورت تلاش برای کاهش نرخ رشد جمعیت صحبت میکنند. بانک توسعه آسیا در گزارشی به بررسی پنج دیدگاه رایج در این زمینه پرداخته است که خلاصهای از این دیدگاهها را در اینجا میبینید:
دیدگاه اول
نوآوریهای فنی و تکنولوژیکی میتواند بسترساز حل مشکلات زیست محیطی شود و به همین دلیل سرمایهگذاری در حوزه تکنولوژی اهمیت زیادی دارد. اما مطالعات تاریخی نشان میدهد تمامی پیشرفتهای تکنولوژیکی زمینهساز افزایش بحران شده است. به عنوان مثال استفاده از انرژیهای فسیلی مانند نفت و گاز به جای چوب را میتوان از مصادیق پیشرفت تکنولوژی و تأثیر مخرب آن روی اتمسفر زمین دانست. اهلی کردن گاو و گوسفند و تبدیل کردن آنها به غذای انسانها باعث شد تا مراتع به چراگاه تبدیل شود و به تدریج عامل تنفس کره زمین از بین برود. توسعه تجارت مواد غذایی که بسیاری از آن به عنوان راهکاری برای حل معضل فقر و گرسنگی در دنیا نام میبرند به دنبال توسعه بهرهوری نیروی کار در شهرهای بزرگ و افزایش موج مهاجرت به این شهرها برای اشتغال ایجاد شد اما این تحول به ظاهر مثبت باعث شد تا بر حجم زبالههای پلاستیکی افزوده شود و برای تولید مواد غذایی مورد نیاز و افزایش حجم تولید محصولات کشاورزی از انواع کودهای شیمیایی و حشرهکش ها استفاده شود که خود آسیبی جدی به محيط زیست وارد کرد.
دیدگاه دوم
افزایش جمعیت یکی از عوامل مخرب برای محیط زیست است و تاکنون چارهای برای این مشکل اندیشیده نشده است. در فاصله سالهاي 1960 تا 1980 میلادی نگرانیهای زیادی در مورد افزایش نرخ رشد جمعیت و تأثیر این مسئله روی افزایش فقر در دنیا و تأمین امنیت غذایی مطرح شد. به همین دلیل بود که در سالهاي مذکور برنامههای تنظیم خانواده در بسیاری از کشورها اجرا شد و هدف اصلی آن کاهش نرخ زاد و ولد در کشورها بود. در این سالها از زایمان و فرزندآوری به عنوان مانعی جدی در مسیر استقلال و قدرتگیری زنان در عرصههای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی نام برده شد و این تبلبغات و سياستگذاریها واقعاً ثمربخش بود و باعث شد هم نرخ زادوولد به ازای هر زن کاهش یابد و هم سن فرزندآوری افزایش یابد. این سیاستها در کشورهای در حال توسعه شرق آسیا موجب شد تا زنان کنترل بیشتری روی زندگی خود داشته باشند. از طرف دیگر توان خانوادهها برای هزینههای بهداشتی و درمانی هم بیشتر شد که به تدریج زمینهساز رشد سطح سلامت در کشورها شد. در نتیجه این سیاست سرمایهگذاری خانوادهها روی فرزندانشان بیشتر شد و هر فرد در جامعه توانست راندمان بالاتری نسبت به قبل داشته باشد. اما امروزه مسئلهای به عنوان پیری جمعیت وجود دارد که باعث میشود نگرانیهای زیادی در مورد آینده اقتصاد دنیا و تأثیر این فاکتور وجود داشته باشد. کاهش شمار نیروی کار فعال و افزایش هزینههای تأمین اجتماعی در کشورها مسئلهای بود که جهان را به سمت تفکر در مورد آن سیاستها فراخواند.
دیدگاه سوم
رشد جمعیت فاکتوری مثبت و مهم است که باعث افزایش نرخ رشد اقتصادی میشود ولی بانک توسعه آسیا با این دیدگاه مخالف است و بر این باور است که ارتباط معناداری بین این شاخصها وجود ندارد. این دیدگاه توسط افرادی استفاده میشود که از نیروی کار ارزانقیمت و قیمت پایین زمین در کشورها بهره میبرند اما مسئله مهم این است که هر دو مسئله زمینهساز رشد فقر در جوامع است. بررسیهای دانشگاه هاروارد نشان میدهد کشورهایی که توانستند نرخ رشد جمعیت را کنترل کنند و مانع از رشد بیش از حد جمعیت شوند، موفقیت زیادی در ارتقای سرانه تولید ناخالص داخلی و رشد اقتصادی در کشور داشتند.
دیدگاه چهارم
در این دیدگاه بیان میشود که به دلیل پیر شدن جمعیت در دنیا، باید نرخ رشد جمعیت افزايش یابد تا در سالهاي آتی نیروهای کافی برای انجام مسئولیتهای اقتصادی وجود داشته باشد. بر مبنای این دیدگاه رشد جمعیت اصلی مهم برای شرایط کنونی اقتصاد است ولی بانک توسعه آسیا مخالف این دیدگاه است. بانک توسعه آسیا نوشت: بررسیهای انجامشده در جهان نشان میدهد طی یک دهه اخیر ارزش تولید ناخالص داخلی دنیا رشد کرده است این در حالی است که دنیا با مسئله پیری روبهرو است. ارزیابی این است که تاکنون پیری کره زمین یا افزایش متوسط سن جمعیت مانعی در مسیر رشد اقتصادی نبوده است و نباید نگران این مسئله باشیم. افزایش سن بازنشستگی مردم در اغلب کشورها هم یک عامل مهم در از بین رفتن اثرات احتمالی پیری جمعیت زمین است. در دنیای امروز به دلیل افزایش سطح سلامت، ارتقای کیفیت زندگی مردم، انسانها سالهاي طولانیتری میتوانند کار کنند که مزیت زیادی برای اقتصاد دارد.
از طرف دیگر در کشورهایی که توانستهاند نرخ رشد جمعیت را کنترل کنند، میزان درآمد قابل استحصال خانوادهها هم بیشتر شده است که مسئلهای بسیار قابل تأمل است. در نتیجه پیری جمعیت، فرصتهای شغلی بیشتری در اختیار جوانان قرار گرفته است و به دنبال آن نرخ اشتغال رشد کرده و بیکاری کاهش یافته است. در نتیجه افزایش اشتغال و افزایش پرداختهای مردم از محل درآمد به عنوان حق بیمه، خدمات بیشتری به سالمندان ارائه میشود و سطح بهداشت و درمان آنها ارتقا پیدا میکند. بنابراین در وضعیت فعلی اقتصاد دنیا، ضرورت افزایش نرخ جمعیت حس نمیشود. مهمتر اینکه اجرای این سیاست در کشورهای در حال توسعه آسیا که از نظر اقتصادی وضعیت چندان خوبی ندارند نادرست است زیرا هزینههای کشور را افزایش میدهد و ممکن است زمینهساز رشد فقر شود.
دیدگاه پنجم
برخی بر این باورند رشد اقتصادی مسئلهای همیشگی است و هزینههای این رشد قابل جبران است. ولی هزینههای زیست محیطی ناشی از رشد اقتصادی و صنعتی قابل جبران نیست. به عنوان مثال اثرات مخرب ناشی از انتشار گازهای آلاینده از بین نمیرود مگر اینکه مصرف سوختهای فسیلی کاهش پیدا کند و کاهش مصرف سوختهای فسیلی هم یا نیاز به ایجاد تکنولوژیهای جدید یا افزایش بهرهوری مصرف انرژی در دنیا دارد.
نکته دیگر هم ارتقای راندمان تولید محصولات کشاورزی است که باعث میشود در مساحت مشخص زمین، حجم بیشتری از محصول وجود داشته باشد. این حجم بالاتر محصول به معنای تأمین غذای مورد نیاز برای شمار بیشتری از جمعیت دنیا است. ارتباط نزدیکتر با طبیعت، هم زمینه را برای ارتقای سطح سلامت فراهم میکند و هم سلامت روان را بهبود میبخشد. در این شرایط باید تصمیمگیریها بر مبنای شرایط کشور و منطقه باشد ولی این نکته که بحران زیست محیطی بحرانی بينالمللي است نباید فراموش شود.