
بنیادهای خیریهای مثل بنیاد گیتس امروزه برای مقابله با بیماریها روی مطالعه پشه سرمایهگذاری میکنند
بخشی از کتاب: پشه: تاریخ کشندهترین شکارچی بشریت / آینده نگر
ما در جنگ با پشههاییم. لشکری از 110 تریلیون پشه دشمن که هجوم میبرند و میخورند، در هر اینچ از کره زمین گشت میزنند بهجز قطب جنوب، ایسلند و معدودی جزایر بسیار کوچک پُلینِزی فرانسه (از قلمروهای فرادریایی فرانسه در بخش جنوبی اقیانوس آرام). نیش مسلح جنس ماده این حشره که در هوا چرخ میزند مجهز است به دستکم 15 سلاح بیولوژیک کشنده و ضعیفکننده که علیه 7.7 میلیارد انسانی به کار میرود که قطاری از تواناییهای دفاعی غیرقابل اعتماد و غالبا صدمهزننده به خود را پشت سر هم ردیف کردهاند. در واقع، بودجه دفاعی ما برای پشهبندها، اسپریها و دیگر راههای ممانعت از حمله بیامان پشه ماده 11 میلیارد دلار در سال است و با شتاب افزایش مییابد. و هنوز حملات مهلک و مرگبار و جنایات این موجود علیه بشریت بیپروا ادامه دارد. در شرایطی که ضدحملات ما در حال کاهش مصائبی است که این موجودات به وجود میآورند – مخصوصا اینکه مرگ بر اثر مالاریا در کاهش شدید است – پشه مرگبارترین شکارگر انسانها روی کره زمین باقی مانده است.
با در نظر گرفتن طیف گستردهای از تحقیقات درباره تلفات ناشی از نیش پشهها، میتوان گفت از سال 2000 سالانه بهطور میانگین تعداد مرگومیر ناشی از نیش پشه حدود دو میلیون نفر است. خود انسان با فاصله بسیار و تلفات 475 هزارنفری در مقام دوم است و سپس مارها (50 هزار)، سگ و پشه خاکی (هر کدام 25 هزار مرگ) در رتبه سوم قرار دارند. بعد از آنها نیز مگش تسهتسه و ساس بوسهزن و سن ضارب (هر کدام 10 هزار نفر) جای گرفتهاند. موجودات دهشتناکی که عامه از آنها میترسند یا در فیلمهای هالیوودی به اشکال هیولایی درمیآیند، در پایین فهرست این ردهبندی قرار دارند. کروکودیل در رتبه دهم است با سالیانه هزار مرگ. موجود بعدی اسب آبی است که سالانه 500 نفر را میکشد و فیلمها و شیرها هر دسته 100 نفر تلفات در سال دارند. کوسه و گرگ رتبه 15 فهرست را به خود اختصاص دادهاند و هر سال فقط 10 نفر را تلف میکنند.
با وجود این، پشه مستقیما باعث مرگ انسانها نمیشود. سموم و بیماریهای کشندهای که پشه باعث انتقالش میشود اسباب بدبختی بیپایان و مرگ افراد میشود. بنابراین بدون پشهها، این بیماریهای مهلک نمیتوانند به انسان منتقل شوند یا ناقل بیماری به بدن انسان وارد شود و همچنین بدون پشه حلقه سرایت بیماریهای مسری نمیتواند کامل شود. در واقع، این بیماریها بدون پشهها اصلا نمیتوانستند وجود داشته باشند.
سیستم ایمنی بدن ما خیلی خوب خودش را با محیط محلی سازگار میکند. پشهها به مرزهای بینالمللی اعتنایی ندارند. ارتش پشهها در جستوجوی جاهای مناسبتر و با پیدا کردن طعمههای بهتر، بیماریهای جدید را تا فواصل دور منتقل میکنند و همچنین بیماریها را که بهصورت میکروارگانیسمها در سرزمینهای فتحشده وجود دارند به جاهای دیگر سرایت میدهند. چون پشهها آینده تمدن را تغییر میدهند، انسانها بدون اینکه قصد قبلی داشته باشند باید به پروژه به قدرت رسیدن جهانی پشهها واکنش نشان میدادند. از همه اينها گذشته، واقعیت این است که پشهها بیش از هر دشمنی در بیرون از جامعه انسانی یک مهاجم مرگبار بوده و اتفاقاتی را برای تاریخ بشر رقم زده که به ایجاد واقعیت حال حاضر ختم شده است.
تولید نسلهای بعدی
وزوز پشه یکی از شناختهشدهترین و آزاردهندهترین صداهای روی کره زمین بین تمام مردم از 190 میلیون سال پیش تاکنون است. بعد از یک روز طولانی راهپیمایی با خانواده یا دوستان خود، وقتی که میخواهید جایی چادر بزنید و کمپ کنید، سریع یک دوش میگیرید، روی صندلی راحتی ولو میشوید و یک نوشیدنی خنک باز میکنید و نفس عمیقی میکشید و آه بلندی سرمیدهید. با وجود این، قبل از اینکه بتوانید از اولین لحظه فراغت خود لذت ببرید، آن صدای بسیار آشنا را میشنوید، وِزوِز پشه که به شما نزدیک میشود و بهزودی به آزارگر شما تبدیل خواهد شد.
حوالی غروب آفتاب است، زمان دلخواه او برای غذا خوردن. با اینکه از روی صدا متوجه نزدیکشدنش شدهاید، اما او بدون اینکه متوجه شوید روی قوزک پای شما مینشیند و معمولا ناحیهای را که نزدیک زمین است نیش میزند. راستی او همیشه یک پشه ماده است. خرطومی دارد که با آن در عرض 10 ثانیه هدف را تشخیص میدهد و به دنبال یک مویرگ خونی میگردد. پشتش به هوا است و با سوزنهای ظریفی که دارد طوری روی پوست قرار میگیرد که بتواند ثابت بماند و تکان نخورد. دو آرواره ارهای پایین خود را به کار میگیرد تا سطح پوست را ببرد (درست مثل یک چاقوی قوسبر الکتریکی با دو لبه عقب و جلو) و به داخل پوست شما نگاه میکند، درحالیکه دو آرواره دیگر راهی به داخل برای اندام مکشی باز میکنند، اندامی مثل سرنگ زیرپوستی که از داخل غلاف محافظ خود ظاهر میشود.
پشه با این اندام نیمانند 3 تا 5 میلیگرم از خونتان را میمکد و با غلیظکردن 20 درصد پروتئین آن آب موجود در خون را دفع میکند. در تمام این مدت، نیش سوزنمانند ششم پشه از داخل بزاقش مادهای را وارد بدن میکند که ضد لختهشدن است و مانع میشود از اینکه خون شما در محلی نیش زده میشود لخته و برجسته شود. این کار باعث میشود که مدت تغذیه پشه پایین بیاید و احتمال اینکه شما متوجه نفوذ پشه شوید و بخواهید آن را از اطراف قوزک پایتان بتارانید کم میشود. ماده ضدلختگی موجب واکنش حساسیتزای بدن میشود و جای نیشی که هدیه پشه و همراه با خارش است باقی میگذارد. نیش پشه یک روش تغذیه پیچیده و خلاقانه است که برای تولیدمثل لازم است. پشه به خون شما نیاز دارد تا رشد کند و تخمهایش را بگذارد.
لطفا فکر نکنید که فقط شما در این وضعیت گرفتارید. پشه هر موجودی را نیش میزند. مطلقا حقیقت ندارد پافشاری کردن روی این افسانه که پشه به زنان بیشتر از مردان علاقه دارد و اینکه بلوندها و موسرخها را به موسیاهها ترجیح میدهد یا اینکه هرچه پوستتان تیرهتر یا ضخیمتر باشد از نیش پشه در امان خواهید بود. با وجود این، درست است که برخی افراد نسبت به سایر افراد برای این موجود دلپسندتر و جذابترند. گروه خونی اُ ظاهرا نسبت به گروه خونی آ و ب یا ترکیب این دو جنس مرغوبتری به حساب میآید. مردم با گروه خونی اُ دو برابر بیشتر از افراد با گروه خونی آ نیش زده میشوند و گروه خونی ب جایی بین این دو قرار میگیرد. شرکتهای دیزنی و پیکسار باید درس خود را خوب پس داده باشند، وقتی در کارتونی که در سال 1998 به نام «زندگی یک حشره» ساختند، از قول یک پشه در رستوران «یک مری خونآلود با گروه خونی اُی مثبت» سفارش دادند. افرادی نیز که سطح طبیعی بالاتری از مواد شیمیایی مشخص در پوست خود دارند، بهخصوص کسانی که اسید لاکتیک پوستشان زیاد است، ظاهرا برای پشه جذابترند. پشه در میان این مولفهها میتواند ارزیابی کند که شما چه نوع خونی دارید. همین مواد شیمیایی هستند که میزان باکتریهای روی پوست فرد و در نتیجه بوی پوست آنها را تعیین میکنند. هرچند که بوي پوست میتواند دیگران را آزار بدهد یا حتی به خود شما هم آسیب برساند اما در این مورد بهخصوص، هرچه میزان باکتری روی پوست بیشتر باشد، پشه کمتر به آن رغبت نشان میدهد و احتمال نیشزده شدن در فرد کاهش مییابد، البته بهجز باکتریهای روی سطح پا که باکتریای ترشح میکند که نوعی مواد باکتریایی ترشح میکند که محرک جنسی پشه است. همچنین پشه بهسوی دئودورانت، عطر، صابون و دیگر موادی که ماده معطر دارند کشانده میشود.
کسانی که ماءالشعیر میخورند برای پشه جذابیت خاصی دارند. پوشیدن رنگهای روشن هم انتخاب خوبی برای گریز از این موجود نیست چراکه پشه هم با قوه باصره و هم با شامه شکار خود را گیر میاندازد. این قوه دومی بستگی به میزان دیاکسید کربنی دارد که فرد هدف بالقوهاش چقدر با دم و بازدم خود تولید میکند. بنابراین همه تقلاهایی که میکنید و نفسنفسهایی که میکشید فقط باعث میشود پشهها بیشتر بهسمت شما جذب شوند و خود را در معرض خطر بیشتر نیش زده شدن قرار دهید. پشه میتواند از 60 متر دورتر دیاکسید کربن را بو بکشد. وقتی که ورزش میکنید دیاکسید کربن بیشتری از راه تکرار تنفس پخش میکنید. همچنین بهخوبی مواد شیمیایی محرک، در درجه اول اسید لاکتیک، در بدنتان پخش میشود که توجه پشهها را به خود جلب میکند. نکته آخر اینکه درجه حرارت بدن شما بالا میرود که خود یک علامت دیگر برای جذبشدن پشهها است. بهطور میانگین زنان باردار دو برابر معمول نیش میخورند چون 20 درصد بیشتر از حد میانگین دیاکسید کربن تولید میکنند و دمای بدنشان در حد بالای میانگین دمای بدن افراد است. این خبر بدی برای مادرها و جنینهایی است که ممکن است از راه ویروس زیکا و مالاریا که ناقلش پشه است مبتلا شوند.
پشههای نر برخلاف همتایان ماده خود نیش نمیزنند. دنیای آنها حول دو چیز میگردد: آبمیوه و عمل جنسی. در پشهها نیز مانند دیگر حشرات بالدار، پشه نر وقتی که آماده جفتیابی میشوند همه بالای یک برجستگی جمع میشوند و این مکان میتواند هر جایی باشد، از لوله بخاری گرفته تا آنتن تا درخت یا آدم. خیلی از ما خسته میشوید از اینکه یک دسته حشره بالای سرمان دارند پرواز میکنند و هرچه تلاش میکنیم آنها را متفرق کنیم موفق نمیشویم. پشههای نر از شما مثل یک نشانه استفاده میکنند که از فاصله چند ده متری هم توی هوا مشخص است و پشههای ماده میتوانند بهواسطه آن گله پشههای نر را تشخیص دهند. وقتی که پشههای نر روی سر شما تجمع کردند، پشههای ماده نزدیک میشوند و جفت مناسب خود را انتخاب میکنند. پشه نر در طول عمر خود میتواند مکررا جفتگیری کند و میزانی از اسپرم کافی است تا بیشمار تخم پشه که بعدها به لارو تبدیل خواهد شد بارور شود. علاوه بر این، آنچه پشه ماده تولید مثل بدان نیاز دارد خون شماست.
برگردیم به محل کمپ. شما راهپیمایی سنگینتان را تمام کردهاید و دوشی گرفتهاید که در آن از شامپو و صابون استفاده کردهاید. بعد از این کار، اسپری بدن و دئودورانت به کار بردهاید، پیش از اینکه لباس ساحلی قرمز و آبی خود را بپوشید. نیشها دارند نزدیک میشوند چون وقت شام پشه آنوفل است. شما تقریبا هرکاری را که در توان داشتهاید کردهاید تا این موجود را که از گرسنگی در حال هلاک است بهسوی خود بکشید. درحالیکه پشههای نر در گلههای جنونزده راغب به جفتگیری در اطراف پرسه میزنند، پشه ماده امیدوار است که بتواند به طعمه پیدا کند و چند قطره از خون شما را بیرون بکشد. وزن هر وعده غذایی این موجود سه برابر وزن خودش است. پشه ماده سریع به اولین سطح عمودی را که پیدا کند، روی آن مینشیند و بهکمک جاذبه، آب خونی را که نیش زده خارج میکند. پشه با استفاده از این خون تغلیظشده تا چند روز آینده تخم میگذارد. پشه ماده تقریبا 200 تخم شناور در مایع را روی سطح اندکی آب که هر جا جمع شده باشد میگذارد، مثلا روی قوطی نوشیدنیای که شما و دوستانتان در کمپ خوردهاید و حالا اصلا به چشمتان نمیآید. پشه همیشه تخمهایش را در آب میگذارند، هرچند که اصلا آب زیادی برای این کار لازم ندارد. هر جایی این میتواند انجام شود، از یک مرداب تا آب جاری تا یک گودال کوچک آب و همچنین آبی که در یک کانتینر قدیمی یا تایر مستعمل یا در اسباببازیای در حیاط خلوت جمع شده باشد، همین قدر کافی است.
پشهای که ما دنبالش میکنیم، طول عمر یک تا سه هفتهای خود به نیشزدن و تخمگذاشتن ادامه میدهد. با اینکه میتواند تا چهار کیلومتر پرواز کند، بهندرت بیش از 400 متر از جایی که به دنیا آمده دور میشود. تخمهای پشه در عرض دو تا سه روز شروع میکنند به وولخوردن در آب. البته این در مورد هوای گرم است و در هوای سرد، این اتفاق چند روز دیرتر رخ میدهد. لاروهای پشه برای غذا شروع میکنند به جستوجو در آب و بهسرعت تبدیل میشوند به کرمهای حشره کلهمعلقی به شکل ویرگول که از طریق دو اندام ترومپمانند که از پایینتنهشان بیرون آمده نفس میکشند. چند روز بعد، اندام محافظ بدن کامل میشوند و پشه بالغ سالم شروع میکند به پرواز کردن که نسل تازهای از پشههای تخس ماده که آماده تغذیهاند نیز در این میان حاضرند. این چرخه بالیدن پشه از تولد تا بلوغ تقریبا یک هفته طول میکشد.
انگلهای ناقل
باکتریها، ویروسها و انگلها، بههمراه کرمها و قارچها، مصیبتهایی را برای انسان به بار آوردهاند که به زبان نمیآید و سیر تاریخ بشر را تحت اختیار خود در آوردهاند. چرا این عاملان بیماریزا تکامل یافتهاند تا میزبان خود را از صفحه روزگار محو کنند؟ اگر لحظهای تعصب خود را کنار بگذاریم، میتوانیم ببینیم که این میکروبها از طریق همان انتخاب طبیعیای سیر زندگی خود را پیش بردهاند که انسان نیز با همان روال پیش آمده است. این علت آن است که چرا آنها هنوز ما را مریض میکنند و ریشهکنیشان بسیار دشوار است. شاید شما سردرگم شده باشید: این خودزنی است و به ضرر خودتان که میزبانتان را بکشید. بله، بیماریها ما را میکشند اما نشانه بیماری راهی است که میکروبها با آن ما را به خدمت میگیرند تا تکثیر شوند و تولیدمثل کنند. بهطور کلی، میکروبها تضمین میکنند که شیوع بیماریای که سببش هستند و تکثیر خودشان بر کشتن میزبانشان اولویت دارد. برخی از آنان مثل سالمونلا که باکتری مسمومکننده غذا است و گرمهای ویروسی، منتظر میمانند که موقع کشتن فرد فرا برسد، درست مثل یک حیوان که حیوان دیگری را میخورد.
طیف گستردهای از ناقلان بیماری که در آب متولد میشوند وجود دارند، شامل ژیاردیا (انگل روده انسان)، وبا، تیفوس، اسهال خونی و هپاتیت. دیگر ناقلان ازجمله سرماخوردگی معمولی، زکام 24ساعته و آنفلوانزای واقعی با سرفه و عطسه همراهاند. برخی مثل آبله مستقیما یا غیرمستقیما از طریق مایعات، اشیای آلوده یا سرفه سرایت میکنند. علاقه شخصی من – البته بنا به نظریه تکامل – معطوف به آن ناقلانی است که پنهانی از تولیدمثل و تکثیر خود مطمئن میشوند درحالیکه ما ظاهرا از خودمان مطمئنیم که همه پیشگیریها را انجام دادهایم تا به آنها آلوده نشویم. این بیماریها معمولا میکروبهایی هستند که از طریق عمل جنسی سرایت میکنند. برخی دیگر از ویروسها هم از طریق مادر باردار به جنین منتقل میشوند.
سایر میکروبها یا ویروسهایی که باعث تیفوس، طاعون خیارکی و بیماری شاگاس یا بیماری خواب آفریقایی میشوند بهواسطه ناقلانی (ارگانیسمهایی که بیماری را منتقل میکنند) مانند کک، کرمهای انگلی، مگس، کنه و پشه انتقال مییابند. بسیاری از این میکروبها برای اینکه شانس بقای خود را به بیشترین حد برسانند، از ترکیبی از بیش از یکی از این روشها استفاده میکنند. ادغامکردن تنوعی که در تجمیع نشانههای بیماری وجود داردبا حالتهای مختلف انتقال، به میکروارگانیسمها کمک میکند که بهطور چشمگیری تولیدمثل کنند و مطمئن باشند که گونهشان به بقا ادامه میدهد. این موجودات ذرهبینی درست به اندازه ما برای بقا میجنگند و همانطور که ما قدمهای تکاملی را برمیداریم و تلاش میکنیم شکل خود را برای بهترین راه دوری از مسیرهایی که نابودمان میکند تغییر دهیم، آنها نیز به تکامل خود ادامه میدهند و به تغییر شکل خود ادامه میدهند.
برای فهم تاثیرگذاری بیسروصدا و گسترده پشه بر تاریخ و بشریت، ابتدا ضروری است خود این موجود و بیماریای را که منتقل میکند به رسمیت بشناسیم. طبق نقلقولی که بهاشتباه به چارلز داروین نسبت داده میشود: «نه قویترین گونهها باقی میمانند و نه باهوشترین آنها بلکه سازگارترین آنها بقا پیدا میکنند.» گذشته از منشأ چنین نقلی، پشه و بیماریهای آنان – که مهمترینشان مالاریا است – نمونه اصیل صحت چنین نکتهای است. آنها خدایگان سازگاری تکاملیاند. پشهها میتوانند طی چند نسل تکامل پیدا کنند و خود را با تغییرات محیط سازگار سازند. برای مثال، طی حمله آلمانها به انگلستان در سالهای 41-1940، بمبهای آلمانی بر سر لندن فروریخته شد و مردم که در پناهگاههای زیرزمینی لندن حبس شده بودند در معرض پشههای کولکس قرار گرفتند. این پشههای حبسشده بهسرعت خود را با تغذیه از موشها، موشهای فاضلاب و انسانها به جای پرندهها سازگار کردند و امروزه گونههای دیگر آنها که اجدادشان آن پشههای حبسشده نبودند منقرض شدهاند.
آنچه میبایست ظرف هزاران سال تکامل به وجود بیاید طی کمتر از صد سال اتفاق افتاد. ریچارد جونز، رئیس سابق انجمن تاریخ طبیعی و حشرهشناسی، بهشوخی میگوید: «در صد سال بعدی، زیر لندن پشهها خط دوچرخه، خط مترو و خط ماشینرو خواهند داشت.»
در عین اینکه پشه موجودی بهطرزی معجزهآسا سازگاراست، کاملا مخلوقی خودشیفته هم است. پشه برخلاف دیگر حشرات اسباب گردهافشانی نمیشود یا به خاک اکسیژن نمیرساند یا زباله نمیخورد. برعکس عقیده رایج، پشهها حتی نقش یک منبع غذایی مغذی برای دیگر حیوانات را هم بازی نمیکنند. پشه هدفی ندارد جز اینکه گونه خود را تکثیر کند و شاید انسانها را بکشد. پشه در نقطه اوج یک موجود شکارچی در سفر پرماجرای ما، ظاهر میشود و در روابطش با ما نقش کسی را بازی میکند که در برابر رشد خارج از کنترل جمعیت انسانها اقدامات پیشگیرانه را انجام دهد.
در تاریخ حضور بشر روی زمین، دو نوع پشه کشنده ناقل مالاریا و تب زرد نماینده ویژه مرگ و تغییر تاریخی بودهاند و جنگهای تاریخی طولانی بین انسان و پشه نقش دشمن را بازی میکردهاند.
در پی نیش کشنده پشه مالاریا، انگل شرور مالاریا در ظرف یک تا دو هفته در کبد شما جهش پیدا میکند و تکثیر میشود درحالیکه در این مدت هیچ نشانهای از بیماری در بدن شما بروز نمیکند. ارتشی از این شکل جهشیافته انگلها از کبدتان خارج و داخل جریان خونتان میشود. انگلها به گلبولهای قرمز خون شما میچسبند، وارد سیستم دفاعی خارجی آن میشوند و با هموگلوبینی که در آن وجود دارد دلی از عزا درمیآورند. درون گلبولهای قرمز خون آنها به دگردیسی و چرخه تکثیر خود ادامه میدهند. گلبولهای خونی متورم سرانجام میترکند و هم به شکل تکثیرشده بیرون میریزند که به گلبولهای قرمز دیگر حمله میکنند و هم به شکل انگلهایی که آزادانه در جریان خون شما غوطهورند و منتظرند تا یک پشه شما را نیش بزند و تبدیل بشود به پشهای ناقل که مالاریا را به بدن فرد دیگری منتقل کند.
این انگلها موجوداتی تغییرشکلدهندهاند و انعطاف ژنتیکی بسیار بالای آنها باعث میشود نابودیشان یا چیرهشدن بر آنها بهوسیله دارو یا واکسن بسیار دشوار باشد. شما اکنون بدجوری با پیشرفت منظم موجودات متخاصمی بیمار شدهاید که کار خود را مثل ساعت دقیق انجام میدهند و باعث تبی میشوند که تا 41 درجه میرسد و فرد را به دنیای فنا میبرد. این بخش از چرخه بیماری مالاریا شما را در وضعیت شبیه به سرماخوردگی سخت میاندازد و شما در چنگال انگل گرفتار میشوید. شما در اوضاعی گرفتار میشوید که بهتدریج شاهد وخیمشدن حال خود هستید و کاری هم نمیتوانید بکنید و تا جایی ادامه پیدا میکند که کورمالکورمال راه میروید، به زمین و زمان فحش میدهید و زنجموره میکنید. نگاه میکنید و میبینید طحال و کبدتان بهوضوح بزرگ شده، پوستتان زنگاری از یرقان به خود گرفته و گاهبهگاه بالا میآورید. با هر ترکیدن گلبولهای خونیتان و هر حملهای که انگلها به سلولهای خونیتان میکنند تب شما اوج میگیرد. سپس تب فرومیکشد تا اینکه انگل تغذیه کند و در داخل سلولهای خونی جدید خود را تکثیر کند.
مهاجمان به بدن شما و همان موجودات انگلی که باعث مالاریا میشوند، از سیستم پیامرسانی پیچیدهای استفاده میکنند تا بخشهای مختلف بیماری با آنها هماهنگ شوند و این چرخه کامل طبق برنامه زمانی خیلی دقیقی جلو رود. مرحله بعدی این است که نوعی ماده شیمیایی در خون شما ترشح میشود که به علامت «مرا نیش بزن» معروف است. این ماده بهطور چشمگیری شانس اینکه یک پشه دیگر فرد را نیش بزند بالا میبرد و بدین ترتیب، یک انسان دیگر با پشهای که یک فرد مبتلا به مالاریا را قبلا نیش زده به این بیماری مبتلا میشود تا چرخه شیوع بیماری کامل شود. در داخل شکم پشه، این سلولها دوباره تغییر مییابند و به گونههای جدید هم نر و هم ماده تبدیل میشوند. آنها سریعا جفتگیری میکنند، همنوع خود را تکثیر میکنند و اینچنین میتوانند به حیات خود ادامه دهند و کاری کنند که نهتنها نسلتان مقطوع نشود بلکه بتوانند به موجودات میزبان دیگری هم نفوذ کنند. آنها به گونههایی از موجودات تبدیل میشوند که دشمنان گونههای دیگر هم هستند. بنابراین انگل مالاریا پشه را وامیدارد که دیگر کسی را که خونش در بدنش وجود دارد نیش نزند. به این ترتیب، احتمال اینکه پشه کسی را که مبتلا به مالاریا است نیش نزند و کسی را نیش بزند که در خونش مالاریا نیست. به این طریق، مالاریا از طریق پشهها به افرادی که مبتلا به آن نیستند سرایت میکند. از سوی دیگر، پشههایی که در شکمشان انگل مالاریا هست، بهواسطه این انگل ناچار میشوند که خون بیشتری مصرف کنند و بنابراین افراد بیشتری را نیش بزنند. همین امر نیز سبب میشود که میزان ابتلا به سرطان بیش از پیش گسترش پیدا کند و موجودات ذرهبینیای که هر سال بسیاری را به مالاریا مبتلا میکنند به بقای خود ادامه دهند.
دمای هوا یک مولفه مهم هم برای تولیدمثل پشهها و هم چرخه زندگی مالاریا است. با در نظر گرفتن روابط زیستشناختی این دو، هر دوی این موجودات نیز به آبوهوا حساساند. در دمای سردتر، بیشتر طول میکشد تا تخم پشهها بزرگ شود و لاروها از آن بیرون بیایند. پشهها خونسرد نیز هستند و برخلاف پستانداران نمیتوانند دمای بدن خود را کنترل کنند. آنها بهسادگی نمیتوانند در محیطی که دمایش زیر 10 درجه سانتیگراد است، زنده بمانند. پشهها بهطور کلی بیشترین سلامت و عملکرد را در دمای هوای بالای 23 درجه دارند. گرمای مستقیم 40 درجه پشهها را تا حد مرگ گرم میکند. این بدین معناست که پشهها موجوداتیاند که بنا به درجه حرارت محیط زندگی میکنند – البته نه در محیطها استوایی – و بنابراین مخلوقاتی فصلیاند که تولیدمثل، تخمگذاری و نیشزدن آنها بین دو فصل بهار تا پاییز انجام میشود. مالاریا که هرگز در جهان خارج از موجود دیگری زندگی نمیکند و به همین دلیل انگل است، باید در موجودی لانه کند که هم طول عمر کوتاهی داشته باشد و هم دمای هوا طوری باشد که بتواند در آن تکثیر شود. دوره زمانی تکثیر مالاریا به دمای بدن پشه خونسرد بستگی دارد و دمای بدن خود پشه نیز وابسته است به دمای محیط. هرچه پشه خونسردتر باشد، مالاریا طولانیتر میتواند تکثیر شود. در دمای بین 15 تا 21 درجه (بسته به نوع مالاریا)، چرخه تکثیر این انگل میتواند در حدود یک ماه باشد و از طول عمر خود پشه هم بیشتر شود. تا این زمان، پشه مرده است و مالاریا را با خود از بین میبرد.
آبوهوای گرمتر میتواند جمعیت پشهها را بسیار افزایش دهد و چرخه بیماریای را که ایجاد میکند تا یک سال برساند. بهطور غیرمعمول، دمای هوای بالاتر میتواند در مناطقی باعث بیماریهای فصلی واگیرداری شود که ناقلش پشه بوده اما تا آن موقع که بیماری همهگیر شود پشهها از آن مکان رفتهاند یا فرار کردهاند. گرمایش هوا و تغییرات اقلیمی هم به پشه و بیماریای که ناقلش است اجازه میدهد که گستره جمیعتیاش را وسیعتر کند. هرچه دمای هوا بیشتر شود، گونههایی که بیماری مالاریا را انتقال میدهند افزایش مییابند. در این مواقع، معمولا بیماری به مناطق جنوبیتر و مدارهای پایینتر جغرافیایی میرود و همچنین مناطقی از شمال کره زمین را آلوده میکند.
کمکگرفتن از فناوری
انسانها همیشه از فناوریهای روز کمک گرفتهاند تا دشمن تاریخی خود را از بین ببرند و آن را مغلوب کنند. فناوریهای نوین در عرصه جنگ انسان با پشه بسیار پیش رفته است و انسانها تلاش کردهاند که با استفاده از حربههای جدید پشهها را عقب برانند و از شر این مزاحمان همیشگی نجات پیدا کنند. در سال 2012 در دانشگاه برکلی کالیفرنیا، دکتر جنیفر دودنا که بیوشیمیست است و همکارانش توانستند به کشفی دست پیدا کنند که یک نقطهعطف در زمینه مقابله با پشهها است. آنها موفق شدند با استفاده ازفناوری ویرایش ژنها جهان علم را شگفتزده کنند و پیشفرضهای قبلی درباره سیاره زمین و جایی را که در آن زندگی میکنیم متحول کنند. آنها توانسته بودند به راهی دست پیدا کنند که احتمالا میتواند باعث شود پشهها کنترل شوند و به این ترتیب، ابتلا به مالاریا هم کنترل شود.
از آن موقع تاکنون، بسیاری از مجلات و ژورنالهای علمی درباره اکتشافات و نوآوریهای دانشمندان در کنترل پشهها منتشر شده است. پشهها به مرکز توجهات تبدیل شدهاند. بنیاد بیل و ملیندا گیتس هم از سال 2000 شروع کرده است به سرمایهگذاری روی مقابله با بیماریهایی که ناقلشان پشه است. در سال 2016، میزان سرمایهای که مرکز تحقیقات پشه توانسته بود جمع کند بالغ بر 75 میلیون دلار رسید بود. رئیس بنیاد تحقیقات پشه میگوید که هدف آنها از چنین سرمایهگذاریای کنترل پشهها است که شامل روشهای علمی سنتی و همچنین روشهای شیمیایی جدید است که در حال حاضر روی کنترل جمعیت پشهها متمرکز است. کارهای جدید در این زمینه معمولا با استفاده از روشهای ژنتیکی انجام میشود.
هدف استراتژیک بنیاد بیلگیتس این است که مالاریا و دیگر پشههایی را که باعث بیماری میشوند تحت انقیاد و کنترل خود درآورد. هدف آنها این نیست که پشهها را که وقتی تنهایی پرواز میکنند بیخطرند، منقرض سازند. در میان بیش از سه هزار و 500 نوع پشه تنها چند صد گونه از آنها قادرند که موجب بیماری شوند. بهطور کلی پشهها محیط خوبی برای تکثیر انگلها را فراهم میکنند که ممکن است مبارزه علیه مالاریا را پایانناپذیر سازند. اما دودنا و بنیاد گیتس امیدوارند که فناوری تغییر ژنها بتواند این زمینه را فراهم سازد که عرصه را برای پشههایی که خطرناکند تنگتر کند. مرکز تحقیقات پشه در بنیاد گیتس یک پدیده جهانی است و نه دودنا و نه بنیاد گیتس انحصار تحقیقات روی پشهها را در دست ندارند و طراحی نامحدود فناوریهای ژنتیکی در این زمینه فرصت را برای همه جهانیان برای این امر مهیا کرده است.