چرا مردم در اکثر کشورها برای تغییر، اعتراض می‌کنند؟

جهان خشمگین

تاریخ 1398/11/16 ساعت 11:59

کسانی‌که اخبار حوزه بین‌الملل را دنبال می‌کنند به خوبی می‌دانند که شرایط فعلی در جهان قدری غیرطبیعی است. در واقع کشورهای جهان هیچ‌گاه تا این اندازه با ناآرامی مواجه نبوده‌اند. اما دلیل این‌همه خشم ناگهانی مردم از دولت‌هایشان چیست؟ چرا همه به خیابان‌ها آمده‌اند؟

اکونومیست

 این روزها سرعت بروز اتفاقات و حوادث اعتراض‌آمیز در دنیا به قدری زیاد شده که دیگر نمی‌توان همراه با آنها پیش رفت. کسانی که می‌خواهند اخبار مربوط به اعتراضات و جنبش‌های مدنی را دنبال کنند احتمالا به خوبی می‌دانند که نمی‌شود به این سادگی این خبرها را دنبال کرد و دلیل آن هم تعداد بالای خبرهایی است که در این زمینه منتشر می‌شود. این روزها تعداد تظاهرات علیه دولت به اوج خود رسیده‌است، برخی از آنها صلح‌آمیز هستند و برخی هم کاملا خشن برگزار شده‌اند. الجزایر، بولیوی، بریتانیا، کاتالونیا، شیلی، اکوادور، فرانسه، گینه، هائیتی، هندوراس، هنگ‌کنگ، عراق، قزاقستان، لبنان، پاکستان و سایر کشورها، همگی درگیر ماجرا هستند. 

آخرین باری که جهان شاهد چنین رویدادهایی بود مربوط می‌شود به دهه 80 و 90 میلادی. در آن زمان دنیا وضعیت عجیبی را تجربه می‌کرد. حالا دوباره به نظر می‌رسد دنیا دوباره همان وضعیت‌ها را تجربه می‌کند. در واقع هم‌زمان شاهد خشم و عصبانیت مردم در بسیاری از نقاط جهان هستیم. این وضعیت تازه آغاز شده‌است. پیش از آن، همه تصور می‌کردند وضعیت‌های بد رخ داده‌است اما اکنون به نظر می‌رسد آشوب به پا شده و وضعیت می‌تواند بدتر هم بشود. 

در دهه 60 میلادی، موجی از ناآرامی‌ها در جهان رخ داد. در آن زمان، همه تصور می‌کردند دنیا به آخر رسیده و دیگر نظیر این اعتراضات دیده نمی‌شود. اما حالا بعد از گذشت چندین سال به نظر می‌رسد این‌طور هم نیست. در دهه 60 میلادی، ناآرامی‌ها و آشوب‌ها مربوط به کشورهای خاصی بود. اما اکنون وضعیت به کلی تغییر کرده‌است. اگر در آن زمان فقط یک کشور درگیر بود، اکنون بسیاری از کشورهای جهان درگیر آشوب هستند. این روزها پای آشوب به کشورهایی باز شده که در گذشته حتی تصورش هم نمی‌شد. 

*اعتراضات چه ربطی به هم دارند؟ 

اما آیا اعتراضاتی که امروز در نقاط مختلف جهان صورت می‌گیرد به هم ارتباطی دارند؟ نگاهی به همه جنبش‌ها در همه کشورها نشان می‌دهد که برخی از آنها کاملا با هم مرتبط هستند و جرقه برخی از آنها به طور هم‌زمان زده شده‌است. برخی از آنها ثمر می‌دهند و برخی هم ثمری دربر ندارند. ریشه برخی از این رویدادها، مسائل سیاسی است اما برخی از آنها ریشه در نارضایتی‌های اقتصادی دارند. برخی از مردم هم به دلیل تقلب در انتخابات به خیابان‌ها آمده‌اند. اما اگر بخواهیم به صورت دقیق به بررسی این مسئله بپردازیم باید بگوییم که همه‌چیز به نظر یک اتفاق می‌آید، یعنی هرچیزی هم مشابه است، به صورت اتفاقی مشابه شده‌است و به صورت فنی مشابهتی در وضعیت آنها وجود ندارد. در لبنان مسئله مالیات جرقه اعتراضات را زده‌است، در هنگ‌کنگ مسئله به قانون بازمی‌گردد یعنی مردم به خاطر قانون استرداد مجرمان به خیابان آمده‌اند. در بریتانیا هم مردم بابت عملکرد دولت در زمینه برگزیت (خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا) گلایه دارند. 

نمی‌توان الگویی دقیق برای اعتراضات اخیر پیدا کرد. واقعیت هم این است که اگر بنشینیم و همه این مسائل را تحلیل کنیم باز هم نمی‌توانیم به دلایل اصلی و واحدی که پشت همه این ماجراها وجود دارد، برسیم. برای مثال در شیلی افزایش قیمت بلیت قطار، مشکلاتی را ایجاد کرده‌است. شاید در برخی از دیگر کشورها هم دلیلی مشابه به همین دلیل برای اعتراضات خیابانی وجود داشته باشد اما به صورت کلی نمی‌توان گفت این‌ها ریشه در یک دلیل واحد دارد. در واقع همه آنها به صورت کاملا اتفاقی، هم‌زمان شده‌اند و به صورت هم‌زمان رخ می‌دهند. 

برخی می‌گویند مسائل اقتصادی مهم‌ترین دلیل برای اتفاقات اخیر در جهان هستند. اما واقعیت این است که نمی‌توان برای همه این اعتراضات، دلایل اقتصادی آورد. در بسیاری از کشورها مسائل سیاسی جرقه اعتراضات را در میان مردم زده‌است. هنوز هم شاهد دعوای لیبرال‌ها و چپ‌ها بر سر اقتصاد هستیم. هنوز هم برخی اقتصاد آزاد را می‌خواهند و برخی دیگر به دنبال اقتصاد دولتی هستند. اما اینها دعواهایی هستند که همیشه وجود داشته و نمی‌توانیم بگوییم ریشه این ماجراهای اخیر در این مسائل است. یعنی این دعواها اگر قرار بود چنین خشم و ناآرامی‌هایی را در میان مردم به پا کند، از سال‌ها پیش این کار را کرده بود؛ چرا اکنون این اتفاقات افتاده‌است؟ به این ترتیب دلایل دیگری باید برای بروز این اتفاقات و اعتراضات وجود داشته باشد. 

برخی از تحلیل‌گران به فرضیه‌های توطئه روی آورده‌اند. یعنی می‌گویند مسائلی مثل دخالت کشورهای غربی در نظام سیاسی و اقتصادی سایر کشورها، منجر به بروز مشکل به‌ویژه برای کشورهای در حال توسعه شده‌است. اما در واقعیت می‌دانیم که اینطور نیست و کشورها نمی‌توانند به صورت هم‌زمان همگی دچار این مشکل شوند. دخالت کشورهای غربی در امور سیاسی و اقتصادی کشورهای در حال توسعه همیشه وجود داشته‌است. پس آنچه اکنون جرقه مشکلات را در دل کشورهای معترض زده، این نیست و نمی‌توان به فرضیه توطئه هم در این زمینه اعتماد کرد. وضعیتی که در حال حاضر شاهد آن هستیم می‌تواند به صورت کاملا اتفاقی رخ داده باشد و می‌تواند ریشه در مسائلی داشته باشد که شاید کمتر به آنها فکر می‌کنیم برای مثال امکان دارد مردم نسبت به گذشته، آگاهی کمتری داشته باشند و به همین خاطر بیشتر دست به اعتراض می‌زنند. هرچه که باشد، به هرحال اکنون با موج اعتراضات در اکثر کشورهای جهان روبه‌رو هستیم. 

*ترجمه نسیم بنایی، آینده نگر/ منبع اصلی اکونومیست