
وزارت بازرگانی آمریکا در گزارشی در مورد اقتصاد اسپانیا نوشته است: اصلاحات اخیر در بخش مالی و قوانین کار باعث شده هزینه تولید در این کشور پایین بیاید و رقابتپذیری اسپانیا در مقایسه با دیگر بازارهای اتحادیه اروپا بالاتر رود.
آینده نگر/ کاوه شجاعی
۱.اسپانیا را بهتر بشناسیم
اسپانیا کشوری است در جنوب غربی اروپا که پنجمین اقتصاد بزرگ این قاره به شمار میرود. اسپانیا با پرتغال و فرانسه همسایه است و یک همسایه مناقشهبرانگیز هم دارد: جبلالطارق که در جریان معاهدات قرن هیجدهم به انگلیس واگذار شده اما اسپانیا درصدد پسگرفتن آن است. سایر مرزهای اسپانیا آبیاند و این کشور به دریای مدیترانه، اقیانوس اطلس و خلیج بیسکی راه دارد.
اسپانیا از لحاظ جغرافیایی و فرهنگی بسیار متنوع است و قلب سرزمین آن، دشتهای مِسِتا است که بیشتر به دامپروری و کاشت گندم شهرت دارد و پر از آسیاب بادی است، همان جایی که سروانتس برای خلق «دن کیشوت» استفادهاش کرد. شمال شرقی اسپانیا را دره رودخانه ایبرو، منطقه کوهستانی کاتالونیا و سواحل والنسیا پوشاندهاند و در جنوب این منطقه، اراضی حاصلخیز برای پرورش میوه قرار گرفتهاند. سواحل جنوبی اسپانیا اما فضای متفاوتی دارند و آب و هوای گرم و معتدل آنجا باعث شده گردشگری به قطب اصلی اقتصاد منطقه بدل شود. پایتخت منطقه آندلسِ اسپانیا سویل است و پایتخت کاتالونیا هم بارسلوناست اما پایتخت ملی کشور مادرید به حساب میآید. مادرید بزرگترین شهر اسپانیا و مرکز مالی و فرهنگی آن از گذشته و حال است.
اسپانیای گذشته
تاریخ اسپانیا مملو از حضور اقوام مختلفی است که حکومتداری و سبک زندگیشان بر سرزمین اسپانیا تاثیر زیادی گذاشت؛ از رومیها گرفته تا مسلمانان و حتی کولیها. اما اسپانیاییها در زمان اوجشان خود به کشف سرزمینهای جدید و استعمار آنها روی آوردند. یکی از سالهای سرنوشتساز اسپانیا را در این راستا میتوان سال ۱۴۹۲ میلادی دانست، سالی که آخرین حاکمان مسلمان از سرزمین اسپانیا بیرون رانده شدند و دریانوردی به نام کریستفر کلمبوس هم که از سوی پادشاه اسپانیا برای کشف ثروتهای نقاط مختلف جهان راهی سفر دریایی شده بود، به قاره آمریکا رسید. در سیصد سال بعد از این کشف، فاتحان اسپانیایی نقاط مختلفی از جهان را تحت سلطه خود درآوردند؛ به طوری که ثروت بهدستآمده از این سرزمینها باعث شد اسپانیا به پولدارترین و جاهطلبترین سرزمین وقت جهان بدل شود.
اما ستاره اقبال اسپانیا همیشه پرفروغ نماند. رقابت شدیدی که سایر قدرتهای اروپایی از جمله بریتانیا و هلند برای استعمار سرزمینهای مختلف داشتند، کمکم اسپانیا را عقب زد. در قرون هیجده و نوزده میلادی، اسپانیا دیگر حرفی در عرصه جهانی برای گفتن نداشت. تنها در قرن بیستم بود که دوباره توجه جهانی به اسپانیا جلب شد. علتش جنگ داخلی اسپانیا در سالهای ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۹ بود و در چهار دهه بعدی هم حضور ژنرال فرانسیسکو فرانکو بر قدرت در اسپانیا شرایط خاصی را بر این کشور تحمیل کرد. بعد از مرگ فرانکو در سال ۱۹۷۵، خوان کارلوس دوباره نظام پادشاهی را در اسپانیا احیا کرد.
داستان اقتصاد اسپانیا
اقتصاد اسپانیا در اواخر قرن هیجدهم روند صنعتیشدن را آغاز کرد و رشد اقتصادی ناشی از آن، در قرن نوزدهم ادامه یافت. اما مشکل اینجا بود که صنعتیشدن محدود به مناطق کوچکی از کشور بود: کاتالونیا (صنعت نساجی) و باسک (آهن و فولادسازی). همچنین رشد اقتصادی اسپانیا در قیاس با سایر قدرتهای اروپای غربی کاملا آهستهتر بود. به همین جهت، اسپانیای اوایل قرن بیستم در قیاس با انگلیس، آلمان، فرانسه و حتی ایتالیا کاملا غیرتوسعهیافته و کمثروت به نظر میرسید. جنگ داخلی اسپانیا نیز باعث شد که این وضع حتی بدتر شود و اقتصاد اسپانیا بیشتر عقب بماند.
در عین حال، سیاستهای ژنرال فرانکو در عرصه اقتصادی نتوانست اقتصاد اسپانیا را احیا کند. در زمان حکمرانی او نوعی سیاست خودکفایی اقتصادی ملی دنبال شد که شبیه سیاستهای حکومتهای فاشیستی در دوران پیش از جنگ جهانی دوم در آلمان و ایتالیا بود. این رویکرد شامل مداخله گسترده دولت در اقتصاد از طریق کنترل واردات، کنترل واحد پول و نفوذ در بازاریابی بود. مالکیت دولتی هم در این زمان به شدت بالا بود و این سیاست به خصوص از سوی انستیتو صنعت ملی دنبال میشد، نهادی که در سال ۱۹۴۱ برای توسعه صنایع دفاعی و سایر صنایع مغفولمانده در بخش خصوصی تاسیس شده بود.
جداافتادگی اقتصادی اسپانیا از جهان در این دوران به دلیل سیاست کشورهای غربی حتی شدیدتر هم شد چون غرب بعد از سال ۱۹۴۶ دولت اسپانیا را فاشیستی خواند و این کشور کمکهای اقتصادی برنامه مارشال آمریکا را دریافت نکرد و از تعدادی از نهادهای بینالمللی نیز کنار گذاشته شد. سیاست خودکفایی که از سوی فرانکو دنبال میشد هم باعث شد در اواخر دهه ۱۹۵۰، کشور در افول اقتصادی شدیدی قرار بگیرد و در نهایت، راه برای تکنوکراتها باز شد تا برنامه ثباتدهی اقتصادی را تدوین کنند. این باعث شد اقتصاد بازار اسپانیا حالت بازتری پیدا کند و این کشور در نظام سرمایهداری بینالمللی جایی پیدا کند. این سیاستها سرانجام اسپانیا را به معجزه اقتصادی رساند، یعنی رشد اقتصادی متوسط ۶.۶ درصدی در فاصله سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۴ میلادی. این رشد بالاتر از رشد هر کشور دیگری غیر از ژاپن بود و در چارچوب آن، بخش کشاورزی اسپانیا دیگر بزرگترین منبع اشتغال و تولید نبود بلکه بخشهای دیگر هم قدرت گرفتند. البته دوران معجزه اقتصادی اسپانیا در شرایطی رخ داد که رفاه در غرب هم بالا بود و شرایط خارجی برای جوابدادن سیاستهای اسپانیا هم مناسب بود. در درجه اول، سرمایهگذاری مستقیم خارجی زیادی در این زمان در اسپانیا رخ داد. در درجه دوم، حضور گردشگران خارجی به خصوص از آمریکای شمالی و اروپا در این کشور به شدت افزایش یافت. در درجه سوم هم درآمدی که نیروی کار اسپانیایی در خارج کشور برای خانوادههایشان میفرستادند به اقتصاد این کشور کمک کرد. در فاصله سالهای ۱۹۵۹ تا ۱۹۷۴ میلادی بیش از یک میلیون اسپانیایی کشورشان را ترک کردند و در سوئیس، آلمان غربی و فرانسه مشغول به کار شدند؛ به طوری که مثلا فقط در سال ۱۹۷۳ میلادی آنها بیش از یک میلیارد دلار پول به اسپانیا فرستادند.
با این وجود، وابستگی شدید اقتصاد اسپانیا به شرایط خارجی، دردسرهای زیادی هم درست کرد. با پایان دوران فرانکو و نیز بحران نفتی سال ۱۹۷۳ میلادی (که دورهای از تورم و بیثباتی اقتصادی را در کشورهای غربی به دنبال داشت)، رشد اقتصادی اسپانیا نیز دچار مشکل شد. یکی از بزرگترین مشکلات اسپانیا بیکاری بود، به طوری که نرخ بیکاری از ۴ درصد در سال ۱۹۷۵ میلادی به ۱۱ درصد در سال ۱۹۸۰ و به ۲۰ درصد در سال ۱۹۸۵ رسید.
رشد اقتصادی اسپانیا دوباره در اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی احیا شد و علتش هم بازسازی صنایع و نیز پیوستن اسپانیا به جامعه اقتصادی اروپا بود. رشد اقتصادی اسپانیا البته فاصله زیادی با دوران اوجش داشت و تورم و بیکاری هم بیداد میکرد اما به هر حال وضعیتی رو به بهبود را نشان میداد. نرخ بیکاری در اسپانیا رو به کاهش گذاشت و در سال ۱۹۹۰ میلادی به ۱۶ درصد رسید اما این درصد در قیاس با متوسط نرخ بیکاری در کشورهای دیگر جامعه اقتصادی اروپا بالا بود.
در دهه ۱۹۹۰ میلادی، اقتصاد اسپانیا ثبات پیدا کرد، بیکاری به خاطر گسترش بخش خدمات کاهش یافت و تورم کمتر شد. ادغام در بازار واحد پول مشترک اروپایی و سیاستهای همراه با آن باعث شد که کسری بودجه کاهش یابد و واحد پول وضعیت باثباتی بیابد. در قرن بیست و یکم هم وضع اقتصاد اسپانیا بهتر شد اما بحران مالی سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ و دردسرهای حوزه یورو باعث شد ضربات سهمگینی به اقتصاد اسپانیا وارد بیاید. بانکهای اسپانیا دچار کمبود شدید سرمایه بودند و حباب مسکن ترکیده بود و تلاشهای اولیه دولت هم به نتیجه خاصی نرسید. دولت اسپانیا در نهایت مجبور شد سیاستهای ریاضت اقتصادی را در پیش بگیرد و در سال ۲۰۱۲ هم اسپانیا بسته کمک ۱۰۰ میلیارد یورویی اتحادیه اروپا، بانک مرکزی اروپا و صندوق بینالمللی پول را دریافت کرد. از آن زمان به بعد، فراز و نشیبهایی در وضعیت اقتصاد اسپانیا همچنان قابل مشاهده بوده است.
تجارت خارجی اسپانیا
تجارت خارجی اسپانیا در اواخر قرن بیستم میلادی به شدت رشد پیدا کرد. الگوی سنگینبودن کفه واردات در مقابل صادرات همچنان ادامه یافت اما درآمدهای گردشگری و بخش خدمات چنان بالا رفت که کسری تجاری به حالتی متعادل رسید. بخش اعظم تجارت خارجی اسپانیا داخل اتحادیه اروپا انجام میشود و بزرگترین شرکای تجاری این کشور، فرانسه و آلمان هستند. همچنین اسپانیا تجارت گستردهای با پرتغال، انگلیس و ایتالیا دارد. در خارج از اروپا، بزرگترین و مهمترین شرکای تجاری اسپانیا آمریکا، چین و همینطور ژاپن هستند.
در اواسط قرن بیستم، بیشتر صادرات اسپانیا شامل محصولات کشاورزی و معدنی بود و در مقابل، کالاهای صنعتی وارد میشد. اما در اوایل قرن بیست و یکم، اقتصاد اسپانیا پیچیدهتر شد و این رویکرد کمی تغییر کرد. هنوز هم بیشترین واردات اسپانیا صنعتی است و شامل تجهیزات برقی و ماشینآلات، وسایل حمل و نقل موتوری، محصولات شیمیایی و نفتی و نیز فلزات میشود. صادرات اسپانیا نیز غیر از محصولات کشاورزی شامل تجهیزات و ماشینآلات و نیز لباس و کفش میشود.
۲.آیا تجارت با اسپانیا دشوار است؟
بانک جهانی در رتبهبندی سال ۲۰۲۰ خود اسپانیا را به لحاظ آسانی بازرگانی و راهاندازی کسب و کار در رتبه ۳۰ قرار داده است.

۳.فرصتهای سرمایهگذاری در اسپانیا
در کدام حوزهها وارد شویم؟
وزارت بازرگانی آمریکا در گزارشی در مورد اقتصاد اسپانیا نوشته است: اصلاحات اخیر در بخش مالی و قوانین کار باعث شده هزینه تولید در این کشور پایین بیاید و رقابتپذیری اسپانیا در مقایسه با دیگر بازارهای اتحادیه اروپا بالاتر رود. به همین خاطر اسپانیا بازار مناسبی برای برای ورود به اتحادیه اروپا به حساب میآید. شرکتهای اسپانیایی همچنین شرکای خوبی در آمریکای جنوبی و کارائیب دارند و حضور در اسپانیا به شما کمک میکند که شانس ورود به این بازارها را هم پیدا کنید.
۴.چالشهای سرمایهگذاری در اسپانیا
برای ورود به بازار اسپانیا باید با رقبای قدرتمند اروپایی دست و پنجه نرم کنید که دهههاست در این کشور مشغول کارند. شرکتهای اروپایی با سهولت بیشتری از بانکهای اسپانیا وام میگیرند و قوانین اتحادیه اروپا را بهتر از بقیه میشناسند. شرکتهای ژاپنی و چینی هم اخیرا به رقبایی جدی در این حوزه تبدیل شدهاند. (رهبر چین در سال ۲۰۱۸ در سفری کمسابقه به اسپانیا آمد تا روابط تجاری با این کشور را بهبود بخشد.)
اسپانیاییها عموما در تغییر عادات خرید خود محافظهکار به حساب میآیند و اصولا برندهای شناختهشده در این کشور بهتر عمل میکنند.
۵.استراتژی ورود به بازار اسپانیا
اسپانیا هر سال میزبان نمایشگاههای تجاری فراوانی است و این به شما کمک میکند با اطمینان و راحتی بیشتری شریک یا کارگزار اسپانیایی خود را پیدا کنید. فقط در مرکز نمایشگاهی Fira de Barcelona در بارسلونا سالی ۵۰ نمایشگاه بینالمللی برگزار میشود. برای اسپانیاییها هیچ شکلی از ارتباط جای دیدار رودررو را نمیگیرد پس بهتر است برای ورود به این بازار، حتما به این کشور سفر کنید و شبکه افراد محلی خود را بسازید.
۶.آداب مذاکره با اسپانيايیها
۱. حمله نکنید: با آنکه تجار اسپانیایی عموما در روابط تجاری رسمی و جدی رفتار میکنند، خیلی اوقات ایجاد روابط دوستانه را مقدم بر مذاکرات تجاری میدانند. غرور و جایگاه اجتماعی اهمیت فراوانی برای اسپانیاییها دارد. پس باید از هرگونه حمله مستقیم و غیرمستقیم به آنها پرهیز کنید. (این یعنی حتی تعریف بیش از حد از دستاوردهای تجاری خودتان هم جزو حملات غیرمستقیم به حساب میآید.)
۲. شیک بپوشید: اسپانیاییها مثل باقی تجار مدیترانهای افرادی برونگرا هستند و شخصیت طرف مقابل برایشان اهمیت فراوان دارد.
در دیدارهای اول نباید دست روی شانه طرف اسپانیایی بگذارید یا او را بغل کنید. در فرهنگ اسپانیایی شرکا با هم دست میدهند و گاهی اوقات این کار را با دو دست انجام میدهند. اسپانیاییها شیکپوش هستند و کت و شلوار شیک شما میتواند نگاه آنها به شما را بهتر کند.
اگر به خانه شریکتان دعوت شدهاید میتوانید شکلات، گل و... برایشان هدیه ببرید. حواستان باشد که هدیه را به زیبایی بستهبندی کنید چرا که برای اسپانیاییها ظواهر اهمیت دارد.
۳. کلیشهای حرف نزنید: در مورد کلیشههای اسپانیایی با شرکایتان صحبت نکنید: گاوبازی، چرت اسپانیایی و رقص فلامنکو جزو اینها هستند. بهجای اینها درباره خانوانده و علاقهمندیهایشان بپرسید. درباره مذهب با اسپانیاییها حرف نزنید. این احساس را به وجود نیاورید که از دید شما همه اسپانیاییها مثل هم هستند.
۴. صبح قرار بگذارید: قرارهای تجاری را از یک هفته قبل هماهنگ کنید. سعی کنید قرارها قبل از ظهر انجام شود تا شریکتان را از چرت بعد از ناهارش محروم نکنید.
۵. سور بدهید: بعد از آنکه با موفقیت وارد بازار اسپانیا شدید و قرارداد بستید حالا نوبت جشن گرفتن است. اگر شریک اسپانیاییتان شما را به رستوران دعوت میکند رسم این است که شما صورتحساب را پرداخت کنید. در اسپانیا نیاز نیست در رستوران انعام بدهید چون هزینه سرویس روی صورتحساب آورده میشود.
۷.اکسپوهای اسپانیا
نمایشگاههای تجاری فرصتی مناسب است تا کسبوکارتان را به نمایش بگذارید و مشتریها و شرکای آیندهتان را ملاقات کنید. اسپانیا کشور نمایشگاههای بینالمللی است و انتخاب چند نمایشگاه از صدها نمایشگاهی که سالانه در این کشور برگزار میشود آسان نیست.

۸.تراز تجاری اسپانیا
طی دو دهه اخیر اسپانیا دچار کسری تراز تجاری بوده و وارداتش بیشتر از صادراتش بوده است. این کسری در ۱۹۹۵ حدود ۲۱.۸ میلیارد دلار بوده، حدود سال ۲۰۰۸ به اوج رسیده و در سال ۲۰۱۷ به حدود ۳۵.۷ میلیارد دلار کاهش پیدا کرده است.