
چینیها کالای بیکیفیت به ایران صادر نمیکنند بلکه تجار ما هستند که محصولات با کیفیت پایین و ارزان را وارد میکنند.
محمدرضا مودودی سرپرست سابق سازمان توسعه تجارت
چین به دلیل ظرفیتهای بالایی که امروز در اقتصاد جهان دارد، سرمایهگذاری بسیاری در خارج از مرزهایش رقم زده به طوری که ارسال سرمایه از این کشور بیش از پذیرش سرمایه است. میزان جذب سرمایه خارجی چین در سال 2016 نزدیک به 134 میلیارد دلار بوده اما این کشور بیش از 183 میلیارد دلار در خارج از مرزهای خود سرمایهگذاری کرده است. به خوبی مشخص است که نگاه چینیها گسترش جغرافیای سرمایهگذاری خارجی است تا از این طریق نفوذ خود را در جهان افزایش دهند. به همین دلیل امروز شاهد حضور آنها در کشورهای منطقه به خصوص مسیر جاده ابریشم هستیم، مجموعه کشورهایی که میتوانند چین را به اروپا یا به آفریقا وصل کنند و براساس این خطسیر پیش بروند. این کشور بنابر همین دیدگاه سرمایهگذاریهای خوبی در آفریقا صورت داده و برنامه بلندمدتی برای گسترش این فعالیتهای خود دارد. چین کشور مهمی در مناسبات جهانی است که روابط اقتصادی خوبی نیز با ایران داشته است، چرا که بازار ایران نیز جذابیتهای بسیاری برای حضور و تجارت دوطرفه دارد. با وجود این اما امروز شاهد کاهش جذابیت ایران برای چین در عرصه اقتصادی هستیم.
یکی از نکات مهم در مدل سرمایهگذاری که برای همه کشورها اهمیت دارد، ضریب امنیت سرمایهگذاری است. از آنجا که چینیها امروز براساس قواعد جهانی و اصول علمی پیش میروند، بهخوبی توجه دارند که سرمایهگذاری در کشوری مانند ایران با چه ضریب امنیتی به لحاظ بازدهی و سودآوری باید انجام شود. از آنجا که کشورمان در طول 40 سال گذشته به صورت مداوم با فشارهای متعدد خارجی مواجه بوده، به طوری که آنها تمایل ندارند تجارت خارجی ایران گسترش پیدا کند بنابراین ریسک سرمایهگذاری در ایران برای کشورهای خواهان حضور در بازار ما افزایش پیدا کرده است. در این مدت نیز سیاست خارجی ما متاسفانه به سمت تنشزدایی کامل حرکت نکرده است. بر همین اساس نیز اقتصاد ما دائم این تنشها را تجربه کرده که اثرات بسیاری بر تجارت خارجیمان با جهان داشته است. از جمله آخرین این فشارها میتوان به تحریمهای اوایل دهه 90 و تحریمهایي که بعد از خروج آمریکا از برجام در سال 96 کلید خورد، اشاره کرد که اثرات جدی بر اقتصاد کشورمان بر جای گذاشته است.
آمریکا در فرآیند تحریمهای خود با ایجاد مشکل در تولید، حملونقل و مبادله پول برای کشورمان بهدنبال آن است تا کل تجارت خارجی کشور را بهطور کامل قفل کند. براساس این تنشها تمام روابط بانکی و تجاری ما متأثر شده است، برای چین که قصد سرمایهگذاری در ایران را دارد یکی از نکات مهم چگونگی برقراری روابط بانکی بدون ریسک است؛ اینکه این سرمایهگذاری چه ضریب امنیتی دارد؟ چشمانداز آن چیست؟ آیا این سرمایهگذاری در بلندمدت به نفع آنها است؟ در کل نگاه امروز چینیها برای تجارت خارجی متناسب با قواعد بینالمللی است. آنها با چشم دوختن بر همین قواعد در عرصه جهانی وارد شده و در کشورهای مختلف نفوذ میکنند. به طور مثال سرمایهگذاری آنها در بندر گوادور پاکستان؛ هرچند در این مورد هنوز نتوانستهاند به نتیجه مدنظر خود برسند اما چشم آنها به آینده این سرمایهگذاری است. چینیها در حوزه معادن افغانستان نیز سرمایهگذاریهایی را صورت دادند اما به دلیل موانع امنیتی هنوز نتوانستهاند بهرهبرداری لازم را داشته باشند. در هر صورت روابط تجاری چین در کشورهای منطقه به دلیل تنشهای فزاینده سیاسی دچار اختلال شده است به طوری که جذابیت حضور در این مناطق برای چین کاهش پیدا کرده است و به نظر میرسد در خصوص ایران نیز همین موضوع دخیل است.
نباید از یاد برد که چین مهمترین متحد و شریک تجاری ایران، به ویژه در دوران شرایط سخت بوده است. چینیها در دورانهای مختلف و شرایط نامساعد بینالمللی در کنار ایران باقی ماندند و سعی آنها همواره بر این بوده است که روابطشان را با ایران کمرنگ نکنند. با وجود این به دنبال تحریمهای تازهای که آمریکا بر کشور ما اعمال کرده آنها در حال کم کردن فعالیت تجاری خود هستند که به بحث امنیت سرمایه و چگونگی نقل و انتقالات در این حوزه اشاره کردم. اما نکته مهم دیگر این است که امروز مدل تحریمها مشابه دوره قبل نیست. به صور قطع اگر این مرحله بگذرد در مرحله بعد شرایط سختتری را تجربه خواهیم کرد. هرچند این تحریمها برای ما جدید بود اما اجرای این مدل برای آمریکاییها نیز جدید بوده است بنابراین هرچه بگذرد راههای دور زدن تحریم را بهتر میتوان تشخیص داد. نباید از یاد برد که در جنگ نظامی هزینه بسیار بالاست اما در جنگ اقتصادی سوددهی بسیار بالاست. به همین دلیل در این جنگ هر شرکتی که کوچکترین تخلفی از نظر آمریکاییها داشته باشد باید جریمههای سنگینی بپردازد که این به سود آنهاست. تحریمها شکل حرفهایتری به خود گرفته است بنابراین مسیر تجارت با ایران برای کشورهایی که خواهان تجارت با ایران هستند نیز سختتر شده و آنها با رویکردهای گذشته نمیتوانند عمل کنند. این موضوع برای چین نیز دخیل است.
نکته دیگر اینکه چین در دور اول تحریمها همیاری و کمک بسیاری به ایران کرد اما هنگامی که برجام منعقد شد این گلایه را از ایران داشت که سیاسیون ما به اروپا بیشتر متمایل شدند. این موضوع سیگنال مهمی به چینیها بود و آنها متوجه شدند ایران، متحد مطمئنی برایشان نیست زیرا اگر شرایط همواره شود، ایران تمایل بیشتری به اروپا دارد. در همین راستا یک جمله را یکی از مسئولان چینی به هیئتهای سیاسی ایرانی تاکید کرد: شما در مقطع برجام بنابر منافع ملیتان به سمت اروپا رفتید و به شرکای تاریخیتان پشت کردید بنابراین اجازه دهید که ما نیز امروز براساس منافع ملیمان تصمیمگیری کنیم.
سومین نکته مهم مؤثر بر کاهش حضور چینیها در ایران افزایش تبلیغات منفی علیه کالاها و محصولات چینی در بازار است. تخریب کالاهای چینی و تاکید بر عدم کیفیت آنها را به وضوح میتوان در همه سطح شهر مشاهده کرد. در هر صورت اینکه ما تلاش داریم چین را به سمبل کالاهای بنجل تبدیل کنیم نیز در تمایل آنها برای حضور در بازار کشورمان مؤثر است. ناگفته نماند که این چینیها نیستند که در تجارت با ایران کالای بیکیفیت را ارسال میکنند بلکه تجار ما هستند که محصولات با کیفیت پایین و ارزان را وارد میکنند. حال آنکه در چین محصولات با درجات مختلف کیفیت وجود دارد. این کشور 2 هزار و 400 میلیارد دلار صادرات به به تعداد بسيار زيادي از كشورهاي دنيا دارد و ایران با سهم 6 میلیارد دلار در برابر این عدد بسیار کوچک است. در صورتی که چینیها کالای بیکیفیت تولید و صادر کنند نمیتوانند سهم مهمی در عرصه جهانی داشته باشند حال آنکه اینگونه نیست. به جای انتقاد به کالاهای چینی ما باید بیاموزیم که حرمت به شرکای تجاری اهمیت بسیاری در حفظ آنها دارد.
*آینده نگر