
در سال ۲۰۳۰ بخش اعظم اینترنت این خصوصیات را خواهد داشت: آگهی بیشتر، سرعت پایینتر، محتوای بیشتر انتخابشده توسط شرکتها و پلتفرمهایی بسته که نماینده گروههای متنوع جامعه نیستند. البته ثروتمندان و نخبگان به اینترنت خصوصی و گرانتری دسترسی دارند که سریعتر و بهتر است.
آینده نگر/منبع: گیزمودو
مقدمه
بلایی سر احساس آیندهنگری ما آمده است. در کتابها و فیلمهای کلاسیک، آینده اصولا چیز دیگری بود: دورنمای شهرها کاملا متفاوت بود، ماشینها در حال پرواز بودند و موجودات شبیهسازیشده آدمنما از کنترل خارج شده بودند. در فیلمهای علمی-تخیلی اخیر، مثل «آینه سیاه»، اما آینده شبیه حالاست، فقط کیفیت دستگاههای واقعیت مجازی (VR) بالاتر رفته است. چرا خیالپردازی ما افت کرده؟ ممکن است ماجرا به اینترنت مربوط باشد؟ اینترنت بزرگترین تحول تکنولوژیکی نسلهای خیر بود و پتانسیل آن بیحدومرز به نظر میرسید. اما حدود یک دهه است که اینترنت تغییر چندانی نکرده. ممکن است قیافه توئیتر و فیسبوک نسبت به سال ۲۰۰۹ کمی عوض شده باشد، اما آنها به راحتی قابل شناساییاند. به نظر میرسد ما به دوران سکونی رسیدهایم که معلوم نیست چهچیزی ممکن است تغییرش دهد. آیا ده سال دیگر اینترنت چیزی از ریشه متفاوت با حالاست یا فقط قرار است سریعتر و صیقلخوردهتر شود؟
مجله اینترنتی گیزمودو در ویژهنامهای برای آغاز دهه ۲۰۲۰ از ۸ متخصص مهم حوزه اینترنت خواسته آن را در ده سال آینده پیشبینی کنند. گزیدهای از آن را بخوانید:
اینترنت عوام، اینترنت خواص
سارا جی. جکسون، استاد رشته ارتباطات، دانشگاه پنسیلوانیا
شکل اینترنت در سال ۲۰۳۰ به این بستگی دارد که آیا فعالان و سیاستگذاران توانستهاند بیطرفی شبکه را تقویت کنند یا نه. (بیطرفی نت يا net neutrality اصلی است که بر مبنای آن رسانندههای خدمات اینترنتی باید با همه دادهها و ارتباطات در اینترنت یکسان رفتار کنند و بر اساس کاربر، محتوا، وبسایت، پلتفرم یا اپلیکیشن تبعیض قائل نشوند و قیمت را تغییر ندهند.)
اگر آنها نتوانند بیطرفی شبکه را نجات دهند و روند مخرب کنونی ادامه پیدا کند، در سال ۲۰۳۰ بخش اعظم اینترنت این خصوصیات را خواهد داشت: آگهی بیشتر، سرعت پایینتر، محتوای بیشتر انتخابشده توسط شرکتها و پلتفرمهایی بسته که نماینده گروههای متنوع جامعه نیستند. البته ثروتمندان و نخبگان به اینترنت خصوصی و گرانتری دسترسی دارند که سریعتر و بهتر است. شکاف دیجیتال اینجا معنای تازهای پیدا خواهد کرد.
سایه اقتدار شرکتی و دولتی روی اینترنت
کریستن فاش، استاد مطالعات ارتباطات و رسانه در دانشگاه وستمینستر و نویسنده کتابهای متعدد از جمله «مارکسخوانی در عصر کاپیتالیسم دیجیتال»
اینترنت و جامعه روی هم تاثیر میگذارند. اینکه اینترنت در سال ۲۰۲۰ چهشکلی خواهد بود بستگی به این دارد که جامعه طی این سالها چطور تحول یابد. تاریخ، تاریخ منازعات طبقاتی و اجتماعی است و به همین خاطر است که آینده تقریبا غیرقابل پیشبینی است و باید ببینیم به کدام طرف میرود. همهاش به عمل انسانها بستگی دارد. هم احتمال حرکت به سمت مدینه فاضله وجود دارد و هم حرکت به سمت ویرانی و تباهی. هم بربریت و فاشیسم امکان دارد هم سوسیال دموکراسی.
اگر گرایشهاي کنونی ملیگرایی و اقتدارگرایی ادامه پیدا کند و تقویت شود پس آینده، آینده جنگ و فاشیسم خواهد بود. در یک اینترنت فاشسیت در جامعه فاشیست، پروپاگاندای مداوم دستراستی خواهیم داشت آن هم در پلتفرمهای انحصاری شرکتی. در پلتفرمهای تحت کنترل دولت هم سرگرمیهایی خواهیم داشت که تودهها را غیرسیاسی و ساکت نگه میدارند. نه خبری از دموکراسی خواهد بود نه آزادی بیان و هرگونه مخالفت سیاسی - از جمله صداهای متفاوت و منتقد در اینترنت - با خشونت خفه خواهد شد. نظارت روی رفتار کاربر دوشاخه خواهد بود: بخشی از آن دست شرکتهاست با هدف شناختن مشتری و فروختن به او، و بخشی دست دولت، برای کنترل.
حرکت به سمت «اینترنتها»
برایان مک کالو، نویسنده کتاب «اینترنت چطور اتفاق افتاد: از نتاسکیپ تا آیفون»
بدون تردید ما اینترنتی دوشاخه خواهیم داشت. همین حالا هم این روند آغاز شده. ماجرا دیگر به نسخه چینی اینترنت و نسخه غربی اینترنت محدود نمیشود. آیا ممکن است به نسخه روسی اینترنت و نسخه هندی اینترنت هم برسیم؟ اتحادیه اروپا با قوانین متفاوتش دارد به سمت اینترنتی حرکت میکند که با اینترنت آمریکایی تفاوتهایی دارد. ۳۰ سال گذشته عصر بیقانون و مقررات اینترنت بوده است، آیا داریم به سمتی حرکت میکنیم که قوانین و رسوم بومی باعث میشوند اینترنت چندشاخه و بومی شود؟ این یعنی دیگر یک اینترنت نداریم و با اینترنتها سر و کار خواهیم داشت. همین حالا هم شرکتهای تکنولوژیک و پلتفرمها برای حضور خود در اینترنت چین دست به تغییراتی در خدمات خود زدهاند. آیا ممکن است در سال ۲۰۳۰ شرکتها مجبور شوند برای حضور در اینترنتهای مختلف، سرویسهای متفاوت ارائه کنند؟
نکته اینجاست که ایده اینترنت «غربی» و «آزاد» همین حالا هم با قدرتگیری پلتفرمهای بسته - مثل اینستاگرام - به چالش کشیده شده است. این انحصار چندقطبی که اینترنت کنونی را شکل داده هرگونه رقابت را خفه میکند و من با بدبینی محض این وضع را تماشا میکنم. ممکن است در سال ۲۰۳۰ به ۱۵-۱۰ سال قبل نگاه کنیم و یاد آن عصر طلایی نابودشده بیفتیم.
افول اینستاگرام
سارا آن اوتس، استاد روزنامهنگاری دانشگاه مریلند
تا سال ۲۰۳۰ دسترسی به اینترنت سهلتر و اتوماتیکتر از حالا خواهد بود، اما جامعه جهانی مشترکان اینترنت به دستهها و قبیلههای مختلف تقسیم خواهند شد. بعضی از این قبایل طبیعتی ملی خواهند داشت (همین حالا اینترنت چین همین وضعیت را دارد) اما همزمان که مردم آرامآرام از شبکههای اجتماعی عظیم عمومی - مثل اینستاگرام یا فیسبوک - فاصله میگیرند، از طریق تکنولوژی با گروههای نزدیکتر به خود ارتباط میگیرند. این باعث ظهور میکرو-اینفلوئنسرها خواهد شد چون مردم زمان و توجه بیشتری را صرف علایق خود خواهند کرد و توجهشان به سلبریتیها کاسته خواهد شد. به عبارت دیگر مردم علاقه خود را به اینترنت عمومی از دست خواهند داد و به سمت گروهها و تجربیات کوچکتر و خصوصیتر جذب خواهند شد.
ما در همین سال ۲۰۱۹ هم میدانیم که مسئله حریم خصوصی در اینترنت معنایی ندارد و رفتار آنلاین ما هویتی متمایز و قابل شناسایی به وجود میآورد. در سال ۲۰۳۰ من انتظار دارم که افراد دیگر نتوانند در اینترنت ناشناس قدم بزنند و رفتار آنلاین ما مثل اثر انگشتمان مشخص باشد. پایان عصر حضور ناشناس در اینترنت شاید برای خیلیها دردآور باشد اما باعث میشود کلاهبرداری و قلدری آنلاین هم سختتر شود. حریم خصوصی مرده است، زندهباد اینترنت شخصی.
اینترنت زیر آب میرود
نیکول استرائوسلسکی، استاد رسانه، فرهنگ و ارتباطات در دانشگاه نیویورک و نویسنده کتاب «شبکه زیر آب»
در سال ۲۰۳۰ اینترنت زیر آب خواهد بود. بله، بله، همین حالا هم بخش زیادی از اینترنت زیر آب است و از طریق کابلهای فیبرهای نوری بین اقیانوسها سفر میکند. در سال ۲۰۳۰ هم همین کابلها زیربنای اینترنت جهانی خواهند بود. مسئله اینجاست که قرار نبوده بخشهای دیگر اینترنت - مثل دیتاسنترها و دفاتر ISPها - زیر آب رود. اما گرمشدن زمین ماجرا را تغییر خواهد داد و بخشهایی از زمین حتما تا آن موقع زیر آب میرود. این یعنی ما فقط با قطع و وصل ساده اینترنت سر و کار نخواهیم داشت. گرمشدن زمین و هزینه سنگین مقابله با آن باعث میشود هر کشور یا منطقه به طور مجزا با تبعات آن مقابله کند. به همین خاطر اینترنت بیشتر از حالا منطقهای و کمتر از حالا دموکراتیک خواهد شد. آنها که پولش را دارند به شبکههای قدرتمندتری وصل میشوند که قطعی کمتری دارد. آنها که ندارند به شبکههای ناامنی وصل میشوند که هر آن امکان قطعی دارند. جهان آرامآرام دارد به این سمت حرکت میکند و نشانههای اولیهاش را میبینیم. فقط یک دهه طوفانها و سیلهای فاجعهبار نیاز داریم تا رسما وارد دوران دوم اینترنت شویم.
پایان وب آزاد
ملیسا تراس، استاد میراث فرهنگی دیجیتال در دانشگاه ادینبورگ
کمکم اینترنت شصت ساله میشود و وب ۴۰ ساله. حالا روزهای اولیه وب، روزهای بدون آقابالاسر، عصر خلاقیت کامپیوتری، آزادی دیجیتال و دسترسی برابر به شبکهها مثل تاریخ باستان به نظر میرسد. آنهایی که وب اولیه را به خاطر میآورند کمکم به سنی میرسند که باید برای نوهها از آن دوران تعریف کنند. حالا ما به سرعت به سمت فضای دیجیتال بستهتری در حرکتیم، جایی که حتی کاربران معمولی هم میدانند که تکتک فعالیتهایشان میتواند توسط دولتها کنترل شود و توسط شرکتها از آن پول دربيايد.
در طول سالهای اخیر، ساخت و میزبانی پلتفرمهای میزبان محتوا به طرز فزایندهای پیچیده و در نتیجه گرانشده و به همین خاطر فرصتها برای توسعه تکنولوژیهایی که به نفع عموم است کاهش یافته. چرا که سرمایهگذاران عموما به دنبال مدلهایی هستند که در این سیستم مسلط «اقتصاد کاپیتالیستی همیشهناظر» (surveillance capitalist economy) جواب بدهد. ما در طول سالهای گذشته دیدهایم که چطور شبکههای اجتماعی بدترین بخشهای اخلاقی ما را بیرون کشیدهاند و چطور ما در این شبکهها به راحتی دست به زورگویی و آزار میزنیم. ما باید راههایی پیدا کنیم تا بتوانیم از این وضعیت عبور کنیم. ابزارهای تیز و برنده شبکههای اجتماعی که به راحتی در دست کاربران قرار میگیرد باید مورد بازبینی قرار بگیرند تا بتوانیم تعاملات پرمعناتری برقرار کنیم. گروههای غیرتجاریای که استانداردها و قوانین تکنیکی اینترنت را مینویسند باید قدرت حقوقیای پیدا کنند تا بتوانند در حوزههای اخلاقی هم وارد شوند و جلوی سلطه غولهای تجاری را بگیرند.
نکته اینجاست که اگر بخواهیم جلوی بدتر شدن وضع را بگیریم همین حالا آخرین فرصت ماست. اینترنت با وجود ایدههای بزرگ اولیه و دورنمای درخشانش برای خدمت به بشریت، به سمتی میرود که احتمال دارد تا سال ۲۰۳۰ خودش را ببلعد و به محیطی خشک و خالی مختص سرویس غولهای تکنولوژی تنزل یابد. اینترنت میتواند زمین بازی خلاقترین ذهنها باشد و راهی باشد برای حمایت از ضعیفترین بخشهای جوامع. آن اینترنت در حال مرگ است.
اینک، آخرالزمان
سالی وایت، استاد فرهنگهای دیجیتال دانشگاه ماستریخت
۱۱ سال زمانی طولانی در عمر اینترنت است. اگر ما به سال ۲۰۰۸ برمیگشتیم هنوز گروهی از تحلیلگران بر این باور بودند که اینترنت فقط میتواند چیزهای خوب برای بشر به ارمغان بیاورد: دموکراسی را به کشورهای دیکتاتوری ببرد، فرمهای تازهای از کار و سازمان را ایجاد کند که زندگی کارگران و کارمندان را راحتتر و کار را انعطافپذیرتر کند و امکانات عظیم خلاقانهای را به حرفهایها و آماتورها بدهد. اگر به ۱۹۹۷ برگردیم اینترنت هنوز چیز نسبتا تازهای برای افراد معمولی بود چرا که همین چند سال پیشش عمومی شده بود. در آن زمان تعداد زیادی از حکومتها روی زیرساختها سرمایهگذاری میکردند و نگران این بودند که چطور میتوان بر شکاف دیجیتال پس از گسترش اینترنت غلبه کرد.
حالا اکثر تحلیلگران دیجیتال پذیرفتهاند که مسئله اینترنت پیچیدهتر از آن چیزی بوده که با خوشبینی فکر میکردهاند. اینترنت میتواند توسط احزاب سیاسی و دولتهای مختلف مورد استفاده قرار بگیرد و آنها همیشه به دنبال آزادسازی فضا و دموکراسی نیستند. نسبت به ۲۲ سال پیش میلیونها کاربر بیشتر به اینترنت دسترسی دارند اما همه آنها از اینترنت برای بالابردن دانششان یا برای ابراز بیشتر خلاقیتشان استفاده نمیکنند. برای عدهای اینترنت بهترین بستر برای خلافکاری و گیرنیفتادن بوده است و برای گروهی دیگر اینترنت بهترین ابزار برای تعلل کردن و اتلاف وقت است.
چه کسی میداند اینترنت در سال ۲۰۳۰ چه شکلی خواهد داشت. بعضی روزها من میترسم که ما در جهانی پساآخرالزمانی زندگی میکنیم، جهانی که در آن بخش عمده دستاوردهای اجتماعی، سیاسی و تکنولوژیکی قرن بیستم از دست رفته و اینترنت در این فاجعه نقشی اساسی بازی کرده است. اینترنت، بیتکوین، هوش مصنوعی و بیگدیتا با رشد مداوم خود و نیاز قطعنشدنیشان به انرژی به فاجعه گرمشدن زمین کمک کردهاند و آن را بدتر خواهند کرد. اینترنت با پخش آسان اطلاعات دروغین کمک کرد که اطمینان بین افراد از بین برود و کشورها با هم بیشتر دشمن شوند.
البته موقع فکر کردن به آینده روزهای خوبی هم دارم. آن روزها امیدوارم که اینترنت بتواند به آن آرزوها و پتانسیل اولیهاش برسد. مسئله اینجاست که این روند خود به خود رخ نمیدهد. دولتها باید مسئولیتشان را جدی بگیرند تا بتوانند بر قدرت سیاسی و اقتصادی چند شرکت عظیم تکنولوژی ضربه وارد کنند. اینترنت چالشهای جدید حقوقی و اخلاقی را با خود به همراه آورده و مجلسها باید بتوانند قوانین تازه مناسب دوران جدید وضع کنند. همین حالا قوانینی علیه نفرتپراکنی، فرار مالیاتی، سوءاستفاده از قدرت انحصاری، و دفاع از حریم خصوصی و حقوق بشر وجود دارد اما برای اعمال این قوانین روی اینترنت و فعالیتهای مرتبط با آن، ما نیاز داریم که سیاستگذاران و مردم بهتر اینترنت را درک کنند و بدانند به لحاظ قانونی و تکنیکی چه کارهایی امکانپذیر است.
تکنولوژیها - از جمله اینترنت - بازتاب ارزشها و اولویتهای جوامعی هستند که در آنها شکل گرفتهاند. جوامع تکنولوژیهایی نصیبشان میشود که لیاقتش را دارند. این به ما - شخصا و به طور گروهی - بسته است که چطور تکنولوژیها را خلق، طراحی، استفاده و ارزیابی میکنیم. گاهی اوقات ما مجبوریم که هرآنچه را که به ما پیشکش میشود، نپذیریم. همیشه راههای دیگری وجود دارند.
بحران میانسالی اینترنت ۲۵ساله
تامس هزلت، استاد اقتصاد و مدیر پروژه اقتصاد اطلاعاتی در دانشگاه کلمسن
اینترنت تجاری، با فقط ۲۵ سال عمر، دچار بحران میانسالی شده است. این بیماری زودرس، عمیق و هورمونی است. نیاز نیست نشانههای این مریضی را برایتان شماره کنم. در شبهای بیخوابیتان به گوگل و فیسبوک نگاه کنید تا بدانید چه میگویم.
در سال ۲۰۳۰ - یک دهه دیگر - از اینترنت چه انتظاری داشته باشیم؟ مجبورم به حدس و گمان روی بیاورم و اولین قدم نگاه به گذشته است. یک دهه پیش، حدود ۲۰۱۰، دنیا مملوء از امید و تغییر دیجیتال بود، اینکه کاندیدایی به کمک اینترنت توانسته پیروز شود و قرار است آمریکا را تغییر دهد. یک دهه قبل از آن هم در سال ۲۰۰۰ دو غول تکنولوژی آمریکا - AOL و تایم وارنر - ادغام شده بودند تا رقابت آنلاین برای همیشه به پایان برسد.
بعدا مشخص شد این لحظات بزرگ تاریخ در سالهای ۲۰۰۰ و ۲۰۱۰ آنقدر هم بزرگ نبودهاند.
مقایسه اینترنت سال ۲۰۳۰ با دنیای آنلاین کنونی مثل مقایسه نتفلیکس با دیویدیفروشیهای زنجیرهای قدیم است. دیروز پنجره اینترنت اندازه مانیتور کامپیوترتان بود، حالا اندازه صفحه موبایلتان است، سال ۲۰۳۰ هم حسگری است درون بدنتان. این اکثرا چیز خوبی است. عصر طلایی سلامت و فیتنس در حال آغاز است. دیتایی که توسط بدن هوشمند ما تولید میشود ما را به لحاظ فیزیکی قویتر و به لحاظ مغزی سالمتر خواهد کرد. هوش مصنوعی از کهکشان دیتای سال ۲۰۳۰ استفادهها خواهد کرد. دیتای سال ۲۰۲۰ در مقابل دیتای ۲۰۳۰ ذرهای کوچک به حساب خواهد آمد.
برای رسیدن به این دنیا مجبوریم دنبال تیم کوک اپل بیفتیم. کوک به مارک زاکربرگ فیسبوک حمله میکند که چرا با اعتماد ما بازی کرده و از اطلاعاتمان استفاده نادرست کرده. کوک راهحل معرکهای برای ما دارد: همه پولتان را به اپل بدهید!
بگذارید غولها بجنگند شاید راهی برای ما پیدا شود. شاید هم این بحران میانسالی باعث بازنشستگی زودهنگام همهمان شد!