
برای بسیاری از مدیران و صاحبنظران حالا دیگر امری عادی است که به «شکست» زیراکس در تجاری کردن اختراعات شرکت پارک به عنوان بخشی از سرمایهگذاریهایشان اشاره کنند. در بسیاری از شرکتها نوآوری را تشویق میکنند و از اختراع میترسند.
آینده نگر/زهرا چوپانکاره
زیراکس یک شرکت تولید دستگاههای کپی بود و با اختراعات و ابداعات بزرگش شناخته میشد. تصور کنید یک نفر بزرگترین اختراع قرن بیستم را در دست داشته باشد و آن را از دست بدهد چون نمیداند که باید با آن چه کند. زیراکس دقیقاً همین کار را با محصول خودش یعنی زیراکس آلتو کرد. ایده آنها این بود که با الگوبرداری از کاربرد میز کار، یک کامپیوتر شخصی خلق کنند، در واقع ایده آنها تولید یک دفتر کار بدون کاغذ برای آینده بود که در سال 1973 مفهومی کاملاً انقلابی به شمار میآمد. مدیران زیراکس اما متوجه آنچه که در دست داشتند نبودند و نتوانستند ببینند که آینده تکنولوژی کامپیوتر چگونه ممکن است باشد. آنها استیو جابز را به شرکت پارک یعنی بخش تحقیق و توسعه زیراکس دعوت کردند و آنجا عملاً اطلاعات اولین گونههای کامپیوتر شخصی را در اختیار او گذاشتند. استیو جابز بعدها گفت: «وقتی اختراع آنها (رابط کاربری) را در زیراکس پارک دیدم بسیار شگفتزده شدم اما کارمندان زیراکس اهمیت زیادی به آن نمیدادند! من در همان لحظه فهمیدم که خودش است! این اختراع همان خطمشی کامپیوترها در آینده است.» شرکت اپل بعداً منابع مورد استفاده زیراکس را تبدیل به اطلاعات مورد نیاز برای تولید اپل لیزا و بعد مکینتاش کرد. شرکت مایکروسافت هم بعد نمونهای شبیه به این نرمافزار را تولید کرد و حالا ما از تکنولوژیهای پیشرفتهتر همان اختراعی استفاده میکنیم که ابتدا در زیراکس شکل گرفت اما خود آنها هرگز نتوانستند نامی از خود بر روی این محصولات بگذارند. سایت بیامام گورو در مطلبی به بررسی شکست زیراکس پرداخته است که ترجمه آن را در این بخش میخوانید.
سقوط شرکت زیراکس
زیراکس تا سالهای دهه 70 میلادی شرکت موفقی بود که هم تولیدات گوناگون و مهمی داشت و هم فروش خوبی اما به خاطر برخی از تصمیمهای اشتباهی که اعضای هیئت مدیره گرفتند، فرضهای غلط و ایدئولوژی غیرموثر باعث سقوط شرکت شدند و از دست رفتن ارزش سهام آن. برای همه اینها دلایل مهمی وجود دارد.
1. حق ثبت اختراع تکنولوژی زیراکس در سالهای اول دهه 70 به زمان انقضا نزدیک شد و همین سبب افت 95 درصدی ارزش سهام شرکت شد. تا سال 1982 سهم این شرکت از کسبوکار کپی در آمریکا به 13 درصد سقوط کرد که در برابر دستگاههای کپی ارزانتری که از ژاپن وارد میشد قدرت رقابت هم نداشت.
2. سال 1979 زیراکس شرکت وسترن یونیون اینترنشنال را خرید تا تبدیل به هسته اصلی فعالیت جدید این شرکت یعمی راهاندازی زیراکس تلهکامیونیکیشن نتورک شود اما خیلی زود متوجه شد که این کار اشتباه است و داراییهای خریداریشده را با ضرر به شرکت امآیسی فروخت.
3. در واقع زیراکس بود که ارتباطات دیجیتال را اختراع کرد (کامپیوتر شخصی، ماوس، کارت گرافیک) با این وجود نمیتوانست تشخیص دهد که هریک از این اختراعات چطور قرار است جای کسبوکار جوهر سیاه و کاغذ سفید را بگیرند. هزینه توسعه و تکمیل تکنولوژی دیجیتال بسیار بالا بود و به نظر مدیران این شرکت رسید کار آسانتر این است که مثل قبل به ساخت دستگاههای کپی ادامه دهند. هرچه باشد زیراکس درآمد هنگفتی داشت و میزان تولید و خرید محصولاتش هم مرتب در حال رشد بود و بازار را در دست داشت.
4. الِر و تومان، دو مدیرعاملی که در دهه 80 و 90 در زیراکس کار میکردند و هر دو عقیده داشتند زیراکس باید خودش را برای موفقیت در عصر دیجیتال بازسازی میکرد، در پایان این مسیر شروع به مقصر دانستن یکدیگر کردند و انگشت اتهام را به سوی هم نشانه رفتند که طرف مقابل نقشه توسعهای را که هردو بر روی آن کار کرده بودند خراب کرده است.
5. مهمترین مشکل زیراکس در واقع این بود که نتوانست درک کند تکنولوژیهاي نوین از تکنولوژی ماشینهای کپیشان پیشی میگیرد. نکته غمانگیز این است که زیراکس اغلب تکنولوژیهای متحولکننده دنیا را اختراع کرد و بعد در به کار بردن آنها شکست خورد.
یکی از نوآوریهای آن زمان محصول زیراکس زمانی بود که متخصصان این شرکت در یک آزمایشگاه کوچک بر روی مفهوم جدیدی برای ارتباط میان دو ماشین زیراکس کار میکردند تا با استفاده از یک خط تلفن بتوانند مدارکی که اسکن شده بودند را بر روی ماشین دیگر پرینت بگیرند. نام این پروژه آل دی ایکس بود مخفف اصطلاح زیراکس راه دور. این نخستین و تنها بار بود که دو دستگاه توانستند از فاصله دور با هم ارتباط برقرار کنند. خیلی زود این مفهوم تبدیل به محصولی جدید شد که حالا ما آن را با نام دستگاه فکس میشناسیم.
زیراکس تیمی رؤیایی در بخش تحقیق و توسعهاش داشت که البته متوجه موقعیتهایی که در حال خلقش بودند نشدند، آن هم فقط به این خاطر که فضای کار این شرکت فضای کارمندی بود و نه کارآفرینی. یکی از مدیران سابق این شرکت میگوید: «درسی که زیراکس به همراه داشت این است که نوآوری نصفه و نیمه به درد نمیخورد.»
نوآوری یا اختراع
در حالی که داستان زیراکس به عنوان یکی از نمونههای بسیار روشن شکست شرکتها در دیدن روشن آینده مطرح میشود و از آن با نام قطعی سقوط یاد میکنند، در سال 2012 یکی از نویسندگان نشریه فوربز در مطلبی بلند به کلیات و جزئیات زیراکس پرداخت در بخشی از این مطلب بلند او با نگاهی متفاوت به ماجرا پرداخته است و تفاوت میان نگاه حال حاضر به اختراع و نوآوری را توضیح داده است:
برای بسیاری از مدیران و صاحبنظران حالا دیگر امری عادی است که به «شکست» زیراکس در تجاری کردن اختراعات شرکت پارک به عنوان بخشی از سرمایهگذاریهایشان اشاره کنند. در بسیاری از شرکتها نوآوری را تشویق میکنند و از اختراع میترسند.
حالا به این نکته توجه کنید: بودجه بخشهایی از شرکت زیراکس پارک که بر روی دستگاههای محاسبهگر تمرکز داشت در سال 1974 کمتر از 3 میلیون دلار بود. اختراعات آن بخش هزینهای بالغ بر 10 میلیون دلار داشتند که با احتساب قیمت امروز معادل 43 میلیون دلار ارزش داشت. حالا مبلغ کل آن سرمایهگذاری را با تنها سود حاصل از یکی از محصولات زیراکس که شرکت مرتب بر روی آنها کار تجاری میکرد مقایسه کنید یعنی با پرینترهای لیزری. زیراکس حدود 100 میلیارد دلار در تمام این سالها از محل تولید و فروش پرینترهای لیزری درآمد داشته است، این یعنی زیراکس پارکس بیشتر از 2 هزار برابر سرمایهای که برایش گذاشته شده بود سود رسانده است و این اصلاً سود کمی برای یک سرمایهگذاری نیست.
البته باید این را گفت که رها کردن تحقیقات به خاطر چالشهایی که تجاریسازی آنها به همراه دارد مانند این است که کشاورزی را رها کنیم چون نمیدانیم چگونه با محصولات آن غذاهای خوشمزه درست کنیم. پاسخ درست توقف کشاورزی نیست، پاسخ درست این است که یاد بگیريم چطور آشپز بهتری شویم.
ماجرای دزد و شاهدزد
موضوع اختراع اولیه کامپیوترهای شخصی توسط زیراکس، موضوعی است که بسیاری از کسانی که در جریان تحولات این شرکتها نیستند از آن اطلاع ندارند. اما واقعیت این امر که این تکنولوژی پیش از اپل و مایکروسافت متعلق به زیراکس بوده است، موضوعی بود که همواره به نوعی میان این دو رقیب بزرگ وجود داشت، دو رقیبی که هردو از پایههای تکنولوژی زیراکس برای رسیدن به موفقیت و ثروت استفاده کردند و به نوعی به عنوان پیشگامان این عرصه هم شناخته شدند. در مطلبی که نشریه فوربز در مورد داستان زیراکس منتشر کرد اشارهای به یک اتفاق و جدل میان استیو جابز و بیل گیتس شده است که موضوع آن بهرهبرداری از دستاوردهای زیراکس است:
اپل بیش از 40 سال است که دارد از ثمره اختراعات شرکت پارکس استفاده میکند. وقتی جابز، بیل گیتس را به کپیبرداری از مکینتاش متهم کرد، بیل گیتس جواب معروفی به او داد: خب استیو، به نظرم از زاویههای دیگری هم میشود به این موضوع نگاه کرد. به نظرم این موقعیت بیشتر مثل این است که هردوی ما یک همسایه ثروتمند به نام زیراکس داشتیم، من از دیوار خانهشان بالا میروم تا تلویزیونشان را بدزدم و بعد متوجه میشوم که تو قبل از من آن را دزدیدهای.