تاثیر مدل تجاری اوبر و Airbnb در حوزه های تاکسی رانی و هتل داری محدود نمی شود

اقتصاد مشارکتی کدام صنایع را متحول می‌کند؟

تاریخ 1398/10/14 ساعت 11:24

مدل استفاده اشتراکی ایده جدیدی نیست. قرن‌هاست که در مناطق روستایی مردم از طریق مبادله پایاپای دست به چنین کاری می‌زنند، اما فراگیری تکنولوژی‌های اینترنتی و موبایل، مدیریت تراکنش‌های مربوط به این به‌اشتراک‌گذاری‌‌ها را به طرز بی‌سابقه‌ای ساده کرده است.

آینده نگر

«اقتصاد دسترسی مشترک» یکی از سریع‌ترین رشدهای روندهای تجاری را در تاریخ معاصر دارد و سرمایه‌گذاران آمریکایی از سال ۲۰۱۰ حدود ۲۳ میلیارد دلار از سرمایه‌گذاری کارآفرینی (venture capital) خود را روانه استارت‌آپ‌‌‌‌هایی کرده‌اند که در این مدل اشتراکی فعالیت می‌کنند. از آنچا که تعداد زیادی از این کسب‌وکارها در بازار بورس فعال نیستند و خصوصی‌اند غیرممکن است که حجم واقعی این شکل از اقتصاد را برآورد کنیم.

اما سرنخ‌هایی وجود دارد که به کمک آنها می‌توانیم تاثیر عمیق این اقتصاد را بر جامعه ببینیم:

شرکت‌های Airbnb (با ارزش ۳۱ میلیارد دلار) و اوبر (۷۲ میلیارد دلار) در کنار هم سی و هشتمین کشور ثروتمند دنیا به حساب می‌آیند. در سال ۲۰۱۶ حدود ۴۴.۸ میلیون آمریکایی از اقتصاد مشارکتی استفاده کردند، انتظار می‌رود این رقم در سال ۲۰۲۱ به ۸۶.۵ میلیون نفر برسد. طبق برآورد موسسه مک‌کینزی در آمریکا و اروپا ۱۶۲ میلیون نفر - یا حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد نیروی کار - در اقتصاد دسترسی مشترک مشغول به کارند.

 

اقتصاد دسترسی مشترک (Sharing Economy) دقیقا چیست؟

تلاش برای تعریف دقیق این شکل از اقتصاد منطقی نخواهد بود چرا که اقتصاد مشارکتی به طور مداوم در حال تحول است. در ساده‌ترین شکل، می‌توان آن را این‌طور تعریف کرد: استفاده از تکنولوژی برای تسهیل دسترسی به کالا و خدمات بین دو نفر یا تعداد بیشتر.

ایده اولیه این نوع اقتصاد پیچیده نیست:  طرفین معامله می‌توانند از یک دارایی یا مهارت که از همه ظرفیتش استفاده نشده ارزش بیرون آورند. این تبادل ارزش می‌تواند در یک بازار مشترک، پلت‌فرم همکاری یا در شبکه‌ای همتا-به-همتا (Peer-to-Peer) انجام گیرد.

مدل استفاده اشتراکی ایده جدیدی نیست. قرن‌هاست که در مناطق روستایی مردم از طریق مبادله پایاپای دست به چنین کاری می‌زنند، اما فراگیری تکنولوژی‌های اینترنتی و موبایل، مدیریت تراکنش‌های مربوط به این به‌اشتراک‌گذاری‌‌ها را به طرز بی‌سابقه‌ای ساده کرده است.

 

تاثیر عمیق اقتصاد مشارکتی بر جامعه

اقتصاد مشارکتی در طول دهه اخیر توانسته حوزه‌های مهمی از اقتصاد سنتی را دچار اختلال کند. نداشتن هزینه‌های بالاسری (مثل آب و برق و اجاره) یا انبارداری کمک کرده این کسب و کارها با نیرو و هزینه پایین به کار خود ادامه دهند. افزایش کارآمدی به این برندها اجازه داده که خدمات را با بهای پایین‌تری به مشتریان و سرویس‌دهنده‌ها عرضه کنند. سهولت استفاده و ارزان بودن برگه برنده این شرکت‌هاست.

طبق یک نظرسنجی مرکز PWC حدود ۸۶ درصد آمریکایی‌هایی که با اقتصاد مشارکتی آشنایی دارند معتقدند که این اقتصاد باعث می‌شود زندگی کم‌خرج‌تر شود. ۸۳ درصد آنها می‌گویند این اقتصاد کارآمدتر و ساده‌تر از روش‌های سنتی است.

بدون تردید برندهای سنتی در صورتی که خود را با این چشم‌انداز تازه وفق ندهند در آینده‌ای نه‌چندان دور از صحنه رقابت محو می‌شوند. کدام بخش‌های اقتصاد بیشتر از بقیه از اقتصاد مشارکتی ضربه خواهند خورد؟

 

۱.حمل و نقل

ضربه‌ای که اوبر به بازیگران کلاسیک حوزه حمل و نقل زد حتما در کتاب‌های درسی آینده در مورد تاثیر اقتصاد اشتراکی ذکر خواهد شد. اوبر و دیگر سرویس‌های هم‌سفری آنلاین جایگزینی کم‌خرج، امن و آسان برای گزینه‌های سنتی حمل و نقل مثل اتوبوس یا تاکسی ارائه کردند و صحنه رقابت را تغییر دادند.

اوبر - و سرویس‌های مشابه - با به کار گرفتن یک برنامه کارآمد موبایل و بررسی سابقه راننده‌ها، نیازهای مسافرتی مشتریان را برآورده کردند و تجربه کاربری واقعا بهتری نسبت به ابزارهای سنتی ارائه دادند.

فقط در شهر نیویورک، نسبت تعداد راننده‌های اوبر به راننده‌های تاکسی‌های زردرنگ ۴.۵ برابر است. این باعث شده که ارزش یک تاکسی در شهر نیویورک از ۱ میلیون دلار در سال ۲۰۱۵ به ۲۰۰ هزار دلار در سال ۲۰۱۹ کاهش بیابد.

 

 

۲.فروش کالاهای مصرفی

برخلاف تصورات رایج، اقتصاد مشارکتی در این حوزه حضوری پرسابقه دارد. eBay و Craigslist از پرسابقه‌ترین‌های این حوزه به حساب می‌آیند که هردو از ۱۹۹۵ فعالیت دارند و به کاربران کمک می‌کنند کالاهای نو یا دست‌دوم خود را به یکدیگر بفروشند و از طریق پست به مقصد ارسال کنند. در eBay کالاها با گارانتی‌های مختلف، در وضعیت‌های مختلف - سالم، نو، خراب یا هر چیز دیگر - وجود دارند و امکان خریدی ارزان‌تر را در مقایسه با وب‌سایت آمازون را فراهم می‌کنند.

 

 

۳.صنعت خدمات حرفهای

اینجا پای فری‌لنس‌ها وسط می‌آید. فری‌لنس‌ها افرادی‌اند که در حوزه‌هایی خاص تخصص دارند - مثل برنامه‌نویسی - اما در استخدام جایی نیستند و از طریق وب‌سایت‌ شخصی‌ یا عمومی/اشتراکی خدمات خود را می‌فروشند. آنها عضو سایت‌هایی مثل Upwork یا freelancer می‌شوند و از این طریق کار و مهارت خود را به صورت ساعتی یا پروژه‌ای به دیگران می‌فروشند. اینجا هم شخص دارای مهارت سود می‌کنند هم کارفرمایی که نیاز به مهارت آنها دارد اما نمی‌خواهد هزینه استخدام تمام وقت شخص را بدهد. افراد با مهارت‌های متفاوت از برنامه‌نویس تا حسابدار و لوله‌کش از این سایت‌ها استفاده می‌کنند.

اگر عمیق‌تر به ماجرا نگاه کنیم می‌بینیم که فریلنسرها تفاوت زیادی با صاحب‌خانه‌ها ندارند که یک اتاقشان را برای مدت کوتاهی اجاره می‌دهند. (یا راننده‌هایی که سفرشان را با دیگران تقسیم می‌کنند.)

 

 

۴.خدمات درمانی

انتظار می‌رود صنعت خدمات درمانی در سال ۲۰۲۰ حدود ۸.۷ تریلیون دلار درآمد داشته باشد. به همین خاطر است که میزان سرمایه‌گذاری کارآفرینی روی استارت‌آپ‌‌‌‌های خدمات درمانی دیجیتال/مشارکت بین سال‌های ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۸ بیش از ۱۰ درصد رشد داشته است.

با اين‌كه اقتصاد مشارکتی هنوز واقعا به صنعت خدمات درمانی نفوذ نکرده، گروه زیادی از تحلیل‌گران پیش‌بینی می‌کنند این حوزه به زودی به یکی از پرسودترین بخش‌های اقتصاد دیجیتال مشارکتی تبدیل شود.

محدودیت‌های سیستم‌های سنتی، هزینه‌های بالا برای مشتی و کمبود منابع همان سه عاملی است که در دیگر صنایع ضربه خورده از اقتصاد مشارکتی (مثل حمل و نقل سنتی) وجود داشته و در صنعت خدمات درمانی هم به چشم می‌خورد. در حال حاضر استارت‌آپ‌‌‌‌های این حوزه روی ارائه خدمات پزشکی و مشاوره‌ای از راه دور کار می‌کنند و پیشرفت‌هایی داشته‌اند.

طبق یک بررسی اصولا تجهیزات پزشکی ۵۸ درصد اوقات بلااستفاده‌اند و این علاوه برناکارآمدی باعث بالارفتن هزینه‌های انبار و نگهداری می‌شود. حالا استارت‌آپ‌‌‌‌هایی مثل Cohealo به بیمارستان‌ها کمک می‌کنند با اجاره تجهیزاتشان به دیگر موسسات هم افراد بیشتری را تحت پوشش قرار دهند، هم پول بیشتری دربیاورند.