
فرض کنید میخواهید ببینید اگر بیست هزار پناهجو از یک کشور خاورمیانه به شهری در غرب اروپا بیایند چه خواهد شد. با تکنولوژیهای جدید میتوان جامعه را شبیهسازی کرد و دید کدام گزینهها برای پذیرش اجتماعی آنها بهتر کار خواهد کرد
آینده نگر/ منبع: نیو ساینتیست
تصور کنید که سال دیگر همین موقعهاست. کمپین انتخابات ریاست جمهوری آمریکا دارد روزهای پایانیاش را میگذراند. نظرسنجیها نشان میدهند که دونالد ترامپ وضع خوبی ندارد و بسیاری از صاحبنظران پیشبینی میکنند که رقیب دموکرات او یعنی جو بایدن رای خواهد آورد. اما ترامپ اصلا ککش هم نمیگزد و دائم میگوید که دوباره برنده خواهد شد.
دو هفته مانده به پایان کمپین، تیم ترامپ پروژهای را در برخی ایالتهای هواخواه او کلید میزند. این پروژه شامل پستهای فیسبوکی، تبلیغات، گروههای واتساپی و توئیتهای مختلف است. در این تبلیغات درباره خطری که آمریکا را از بابت مهاجران تهدید میکند صحبت شده و حتی هشدار داده شده که مهاجران باعث و بانی خشونتهای شدید در آینده آمریکا خواهند بود. در بخش دیگری از تبلیغات هم تیم ترامپ روی مسیحیبودن او تاکید میکند و بایدن را به عنوان آدم بیدین تصویر میکند. در پایان کمپین، ترامپ دوباره انتخابات را میبرد.
شاید فکر کنید این سناریو چیز جدیدی نیست و قبلا هم در جریان کمپینهای انتخاباتی دیده شده. اما واقعیت این است که روند تاثیرگذاری بر انتخابات دارد به شکل فزایندهای تغییر میکند چون یک تکنولوژی مهم به اسم هوش مصنوعیِ چندکاره به میدان آمده است. این تکنولوژی امکان آن را فراهم میکند که پیشبینیهای جدیدتر و مجابکنندهتری انجام شود. علت این است که این تکنولوژی قابلیت آن را دارد که هر آزمایشی را در فضای شبیهسازیشده و دقیقا مشابهی با جامعه انجام بدهد. مثلا فرض کنید که یک تیم کمپین بخواهد در مورد چگونگی ارسال پیام و نیز گروه مخاطبان یک پیام انتخاباتی تصمیم بگیرد. در آن صورت، میتوان این پیام را در فضایی که توسط کامپیوترها شبیهسازی شده، آزمایش کرد و نتیجه آن را دید. در این مورد، مواضع ضدمهاجران و حتی موضع مذهبی میتواند روی نظر افکار عمومی تاثیر زیادی بگذارد.
هنوز مشخص نیست که کمپین ترامپ قصد استفاده از هوش مصنوعیِ چندکاره را دارد یا نه. اما از لحاظ تکنولوژیک، اصلا مانعی در راه استفاده از آن وجود ندارد. هوش مصنوعی چندکاره از مدتی قبل برای ساختن جوامع دیجیتالی که شبیه جوامع واقعی هستند مورد استفاده قرار گرفته است و این یعنی آزمایشهای رادیکال اجتماعی را نیز میتوان از این طریق انجام داد. مثلا میخواهید ببینید اگر بیست هزار پناهجو از یک کشور خاورمیانه به شهری در غرب اروپا بیایند چه خواهد شد. با این تکنولوژی میتوان دید که کدام گزینهها برای پذیرش اجتماعی آنها بهتر کار خواهد کرد.
به زبان سادهتر، یک جامعه مصنوعی درواقع فقط یک الگوی کامپیوتری است که با الگوهایی که برای درک نظامهای دینامیک پیچیده مثل آب و هوا به کار میرفته، شباهت دارد. اولین نوع از آنها در دهه ۱۹۶۰ توسط شیمیدانها و فیزیکدانها ساخته شد. اما حالا پیچیدگی این الگوها بیشتر شده و به تدریج دانشمندان حوزه زیستشناسی و جامعهشناسی هم آنها را به کار گرفتهاند.
یکی از موثرترین تکنیکها در این راه، استفاده از الگوسازی عاملی است. در این روش، از رشتههای کد کامپیوتری برای نشاندادن عاملها - مثلا رانندگانی که مشغول مسیریابی هستند یا شرکتهایی که در یک اقتصاد به رقابت مشغولاند- استفاده میشود. این عوامل طوری برنامهریزی شدهاند که با یکدیگر و محیط مجازی اطرافشان تعامل کنند و رفتار خود را نیز بر آن مبنا تغییر دهند. این الگوها برای درک چگونگی کار کردنِ نظامهای پیچیده بسیار کاربرد دارند و میتوانند پیشبینی کنند که این نظامها چگونه تکامل پیدا میکنند و اگر عاملی در مسیر آنها مداخله کند چه پیش میآید.
در این راه میتوان الگوهای تئوریک را به شکلهای مختلف به کار گرفت. هر تعامل اجتماعی را در این شرایط میتوان پیشبینی کرد: تعامل بین خانواده، دوستان، روسا و همکاران، زیردستان و رهبران و حتی تعاملات در رسانههای اجتماعی. از طریق این تعاملها، الگوسازی عاملی میتواند نقش مداخلهای موثری به عهده بگیرد که در نوع خودش خطرناک است. از کجا معلوم که این قدرت به دست نیروی خیر بیفتد؟
اما بزرگبودن قدرت این الگوسازی به این معنی است که میتوان آن را در پیشبینی موضوعاتی که برای آینده بشر حیاتیاند به کار گرفت. مثلا تصمیمات در حوزه تغییرات اقلیمی یا امنیت انرژی یا حل و فصل مناقشات در این راه میتوانند مطرح باشند.
در این میان، امکان بهکارگیری تکنولوژی شبیهسازی محیط توسط هوش مصنوعی به شدت توجه سیاستمداران و به خصوص کمپینهای انتخاباتی را جلب کرده است. کارشناسان این حوزه معتقدند این نوع از هوش مصنوعی و کاربرد آن در پیشبینی رفتار رایدهندگان، درست مثل غول چراغ جادو قادر خواهد بود کارهای عجیب زیادی انجام بدهد و از آنجا هم بازگشتی به گذشته در کار نخواهد بود.